در اين جلسه، نويسنده كتاب «شواليههاي ناتوي فرهنگي» در برابر سوالات متعدد بسيجيان حاضر در جلسه پيرامون «عملكرد خبرگزاري دانشجويان ايران، ايسنا» به ارائه پاسخهاي تحليلي خود پرداخت و كارنامه اين رسانه در عرصه فرهنگ و هنر را سياه توصيف كرد.
در متن اين سخنراني ميخوانيد:
ايدئولوژي امام خميني (ره) چه بود؟
بازخواني انديشه اصلاحطلبي
تضاد انديشههاي سيد محمد خاتمي با ايدئولوژي انقلاب اسلامي ايران
آيا خاتمي خود را در كنار فراماسونهايي چون ميرزا ملكم خان ميبيند؟
چرا هواداران همجنس بازي، كشف حجاب، آزادي سكس و بهائيت از اصلاح طلبان حمايت ميكنند؟
بازيگران سينما صلاحيت و مشروعيت هدايت سياسي جامعه را ندارند
كوشش اصلاحطلبان براي تغيير نتيجه واقعي انتخابات
پرسش و پاسخ: آيا خبرگزاري ايسنا يك خبرگزاري مخملي است؟
تبيين مفهوم نظارت و انتخابات در نظام مبتني بر ولايت فقيه
در اين نشست كه روز دوشنبه از ساعت 3 تا 6 عصر در حسينيه ثارالله رباط كريم برگزار شد، پيام فضلينژاد ابتدا در تبيين مفهوم نظارت و انتخابات در نظام مبتني بر ولايت فقيه گفت: «ما به اين سبب كه حكومت را امري مقدس و داراي پايههاي مشروع رباني و حياني ميدانيم، نظارت را نيز داراي وجوب قدسي ميدانيم؛ از اين رو در انتخابات شركت ميكنيم تا بر عملكرد مسئولان حكومت اسلامي نظارت كنيم. فلسفه حضور در انتخابات از نگاه انديشه اسلامي با فلسفه انتخابات در نظامهاي دموكراتيك كه مبتني بر جعل و قرارداد محض هستند، به ذات متفاوت است. در حكومت اسلامي، حكومت با استيفاي حقوق بشر به معناي حقالناس سر و كار دارد، اما در نظامهاي دموكراتيك، حقوق بشر ناشي از قرارداد محض است و هيچ تقدسي ندارد.»
ايدئولوژي امام خميني (ره) چه بود؟
عضو دفتر پژوهشهاي موسسه كيهان ادامه داد: «دو گفتمان شاخص در ميان نيروهاي سياسي حاضر در كشور حضور دارد كه هر دو گفتمان مدعاي پيروي از خط امام خميني (ره) و رهبري را دارد، از اين رو بايد جهانبيني حضرت امام را بازشكافي كنيم و از رهگذر نتايج اين بازشكافي، عملكرد نيروهاي سياسي را با آن بسنجيم. امام خميني پايهگذار ايدئولوژياي اسلامي بر اساس اسلام ناب محمدي است و اصول عدول ناپذيري دارد. نيروهايي كه اين اصول را مبناي عمل سياسي خود قرار دادهاند، نيروهاي خط مام هستند، نه آنها كه تنها شعار امام ميدهند.»
فضلينژاد با تاكيد بر اينكه امام خميني (ره) انقلاب كرد تا حاكميت موروثي را براندازد، گفت: «امروز گفتمان اصلاحطلبي در ايران به سوي موروثي كردن انقلاب در حركت است. كساني كه بيشترين خيانت را به انديشه امام و رهبري كردهاند و سالها مناصب و منابع اصلي حاكميت را در سيطره خود داشتهاند،فقط به صرف اينكه از شاگردان، نمايندگان و منصوبين امام خميني بودهاند، خود را وارث و خادم او ميدانند، حال آنكه خادم نبودهاند، بلكه خائن بودهاند. اينان نه تنها وصيتنامه، بلكه ضميمه وصيتنامه امام را نيز فراموش كردهاند، آنجا مه بنيانگذار جمهوري اسلامي فرمودند: ميزان حال فعلي افراد است.»
عضو دفتر پژوهشهاي موسسه كيهان با بازخواني بيانات امام در حوزههاي سياست داخلي، سياست خارجي، اخلاق، اقتصاد و استراتژي انقلاب جهاني اسلام، افزود: «امام خميني اصالت را به فقرا و مستضعفان ميداد و آنها را وارثان زمين ميدانست. مخالف اخلاق سرمايهداري و در عين حال معارض با زهدفروشي بود. امام اگرچه تنشزدا بود، اما قاطعانه ميفرمود كه ما نظامهاي سه گانه صهيونيستي، كمونيستي و سرمايهداري را نابود ميكنيم و در پي استقرار نظام اسلام رسولالله (ص) در جهان هستيم. جنگ امام، جنگ عقيده بود و جغرافيا و مرز نميشناخت. نگاه او به بسيج، نگاهي جهاني بود و اعتقاد به تاسيس بسيج بزرگ سربازان اسلام در سراسر جهان داشت. اقتصاد ليبراليستي و سرمايه داري و در عين حال اقتصاد كمونيستي را محكوم ميكرد و خواهان اجراي عدل الهي بود. امام با دموكراسي غربي سر ستيز داشت و مفاهيم فلسفي آن را نقد و رد ميكرد و موسس نظام ولايت فقيه بود.»
فضلي نژاد با شرح وضعيت تاثيرگزاري روشنفكران ماسونزده بر فعالان و احزاب سياسي گفت: «امام خميني (ره) روشنفكران غربزده را عامل انحطاط فرهنگ و جامعه ايراني ميدانست و در جنگي دائمي با آنان به سر ميبرد. اعتقاد داشت كه ملتها چراغ راه روشنفكران هستند، چرا كه روشنفكران در دل باختگي به غرب خود را به فحشا و بدتر از فحشا كشيدند. نگاه امام، هم عرفان اسلامي، هم فلسفه اسلامي و هم سياست اسلامي را در خود جمع ميكرد و جامعيتي كم نظير و بلكه بينظير داشت.»
بازخواني انديشه اصلاحطلبي
نويسنده كتاب «شواليه هاي ناتوي فرهنگي» سپس به بازخواني انديشه اصلاحطلبي و جريانشناسي آن پس از انقلاب اسلامي پرداخت و گفت: «هنوز جنگ تحميلي به پايان نرسيده بود كه پدران اصلاحطلبي امروز، انديشههاي ارتجاعي خود را طرح كردند. البته اين فعاليتها پس از پايان جنگ و در ابتداي دهه هفتاد گسترش يافت. در سال 1370 آقاي سيد محمد خاتمي (رييس دولت موسوم به دولت اصلاحات) در دانشكده فني دانشگاه تهران پيرامون ناكارآمدي فقه در جامعه و لزوم بازسازي آن منطبق با پديدههاي جهاني و غربي، سخنراني ميكرد. سخنرانيهاي وي رونويسي از روي دست متفكران و مترجمان فراماسون پيش از مشروطه و نسخهاي ديگر از آراء عبدالكريم سروش بود. تا اول ارديبهشت سال 1375 سيد محمد خاتمي به جايي رسيد كه در مصاحبه با روزنامه سلام گفت كه تنها راه تحول، تعالي و دگرگوني ما لمس روح تجدد و گذر از متن تمدن غرب است. رييس جمهور سابق ميگفت بايد هم بينش غربي را براي رسيده به توسعه بپذيريم و هم منش متناسب با آن را برگزينيم.»
تضاد انديشههاي سيد محمد خاتمي با ايدئولوژي انقلاب اسلامي ايران
فضلي نژاد با بيان اين كه تفكر سيد محمد خاتمي در تباين و تضاد كامل با انديشههاي قدسي امام خميني (ره) است، پس از مقايسه دو سخنراني رييس جمهور سابق كشور با دو سخنراني از بنيانگذار فقيد جمهوري اسلامي گفت: «امام غرب را متمدن نميدانست، بلكه متوحش ميدانست و ميفرمود كه اساس انسانيت در غرب نيست. امام ميفرمود غرب دارد انسان را وحشي و آدم كش بار ميآورد، اما آقاي خاتمي ميگويد كه شرط هرگونه تعالي و تحول اساسي، لمس روح تجدد غرب است. روز پنجشنبه (16 اسفند 86) هم آقاي خاتمي گفته است كه ما از دوران مشروطه به دنبال پارلمان بوديم. اساسا امام با مفهوم غربي پارلمان كه از پيش از مشروطه طرح ميشد مخالف بود.»
عضو دفتر پژوهشهاي موسسه كيهان با نقد مفهوم سياسي و فلسفي پارلمان از پيش از مشروطه گفت: «انديشه پارلمان غربي را كساني چون ميرزا ملكم خان و ميرزا فتحعلي آخوندزاده وارد ادبيات سياسي ايران كردند. اين دو، جاسوسان برجسته غرب و شرق بودند. ملكم خان پايهگذار انجمنهاي سري فراموشخانه و يك مرتد بود؛ كسي كه شبكه جاسوسي فراماسونري و صهيونيستها را در ايران پايه گذاشت. مفهوم قانون و پارلمان ليبراليستي را از دوران مشروطه او وارد حوزه فلسفه و سياست كرد و در نهايت كاركرد پارلمان هم در آن هنگام، بر اساس تئوري مقام معظم رهبري در بحث ارتجاع روشنفكري، كاركردي به نفع سلطنت بود. يعني هم در حوزه ورود انديشه پارلمان به مثابه يك تاسيس حقوقي، منافع فراماسونري و صهيونيستها مشهود است و هم در حوزه كاركرد مجلس در عصر مشروطه، پارلمان خاستگاه طبقات سلطنتي را نمايندگي ميكرد.»
آيا خاتمي خود را در كنار فراماسونهايي چون ميرزا ملكم خان ميبيند؟
پيام فضلينژاد با طرح اين موضوع كه ضمير، مرجع خود را پيدا ميكند گفت: «آقاي خاتمي ميگويد «ما» از مشروطه به دنبال پارلمان بوديم. استفاده ايشان از ضمير «ما» كه مرجع آن اعضاء فراماسونري و صهيونيستها هستند، از جوانب بسياري با توجه به آراء، انديشهها و عملكرد ايشان قابل بررسي است. حتما رئيس جمهور سابق از طبقهبندي خودشان در كنار ميرزا ملكمخان ها حذر ميكنند، حتما آقاي خاتمي خود را هم رديف اعضاء فراموشخانه و فراماسونري نميبينند، اما استفاده از اين ادبيات و چنين ضميري شبه آفرين است. كار مصلحان شبهزدايي است و بايد نسبت به چنين ادبيات و افكاري حساس باشيم.»
نويسنده كتاب «شواليه هاي ناتوي فرهنگي» در ادامه سخنان خود افزود: «استفاده رييس جمهور سابق از اين ضمير كه مرجع آن روشنفكران ماسوني هستند، ناشي از جهانبيني فلسفي غرب زده ايشان است. ايشان پارلمان را بر اساس فلسفه متاخر غرب پذيرفتهاند و گفتهاند كه مفهوم پارلمان را در مشروطه، ما در انقلاب اسلامي پذيرفتهايم. اين ارزيابي كاملا نادرستي است و انديشههاي صريح امام خميني و رهبري معظم نظام اين را نشان ميدهد. ما مفهوم مجلس را در انديشه امام مقدس ميدانيم، چرا كه از فلسفه و انديشه اسلامي برآمده است. مجلس با نظارت و استيفاي حقوق مردم سر و كار دارد و حقوق بشر يا همان حقالناس در اسلام ريشههاي متفاوتي با حقوق طبيعي غرب دارد. وقتي حقوق بشر مقدس است (چون شاخههايي است روئيده بر درخت تنومند حقالله) وظايف حاكمان، شكل و مجاري انجام اين وظايف و... همه دگرگون ميشود.»
چرا هواداران همجنس بازي، كشف حجاب، آزادي سكس و بهائيت از اصلاح طلبان حمايت ميكنند؟
فضلي نژاد پس از اين، به خواندن فرازهايي از انديشه امام خميني (ره) پيرامون شكلگيري و وظايف مجلس شوراي اسلامي پرداخت و سپس ادامه داد: «اينكه ميبينيد امروز روشنفكران هوادار همجنسبازي، كشف حجاب، آزادي سكس و مدافعان فرق صهيونيستي چون فرقه ضاله بهائيت از اصلاحطلبان حمايت ميكنند، بدين سبب است كه هر دو طايفه ريشههاي فكري و فلسفي يكساني دارند. هر دو طايفه نسبتي با انديشههاي امام ندارند و در غايت، سكولار هستند.»
بازيگران سينما صلاحيت و مشروعيت هدايت سياسي جامعه را ندارند
عضو دفتر پژوهشهاي موسسه كيهان با اشاره به حمايت صد و هفتاد نفر از بازيگران سينما، كارگزدانان و نويسندگان سينمايي از ليست ائتلاف اصلاحطلبان (ياران خاتمي) گفت: «اگرچه بخش مهمي از اين ليست تكذيب شده است و حتي اين جماعت در ظاهر نميخواهند هم كاسه دين ستيزان شوند، اما در ميان اين اسامي، هستند كساني كه بارها به سبب فساد، روابط نامشروع و حضور در پارتيها بازداشت شده و سوابق منكراتي مكرر دارند. مگر يك عده كه همه هنرشان در دلبري از دختركان و پسركان سرمست از رقص و اكس خلاصه ميشود، صلاحيت هدايت سياسي جامعه را دارند. در دنياي غرب كه سياست پيوندي با قداست ندارد، اين جماعت شايد بتوانند در حوزه عمومي عرض اندامي كنند و حتي به مناصب عالي سياسي و اجرايي برسند، اما در ايران كه حكومت اسلامي حاكم است و فلسفه ديني مبنا و معناي عمل سياسي را ميسازد، شايستگيهاست كه صلاحيتها را رقم ميزند. بازيگران سينما شايستگي حضور در جامعه به مثابه هاديان سياسي شهروندان را ندارند. آنها مانند ديگر شهروندان از حقوق خود بهرهمندند، اما به حكم عقل و منطق واجد تخصص و صلاحيت خاص براي راهبري سياسي مردم نيستند و اين عدم صلاحيت، هرگونه دخالت آنها را در چنين حوزههايي بدون وجاهت ميسازد. مگر ايران اسلامي، ايالات متحده است كه سياست آن با رقصهاي شبه هنري رقم بخورد؟!»
كوشش اصلاحطلبان براي تغيير نتيجه واقعي انتخابات
پيام فضلينژاد در پايان سخنان خود در جمع فرماندهان بسيج و گردانهاي عاشورا در رباط كريم با اشاره به اينكه حاميان اصلاحطلبان را روشنفكران و هنرمندان سكولار ميسازند كه از ادبيات بيانيههاي آنان بوي براندازي نرم به مشام ميرسد، گفت: «اصلاحطلبان در بهار 1384 با دعوت از سه وابسته امنيتي ايالات متحده كه معماران انقلاب مخملي در اروپاي شرقي بودند، بناي تغيير نتيجه انتخابات رياست جمهوري را به نفع خود داشتند و حتي يكي از آنان را تا زمان برگزاري دور دوم انتخابات در تهران نگاه داشتند. با اين همه، تمام تلاشهايشان به شكست انجاميد و رابطان اطلاعاتي ايالات متحده نيز نتوانستند كاري براي آنان از پيش ببرند. بسيجيها اكنون هشيارتر از گذشته هستند و اصلاحطلبان بايد بدانند كه اگر بخواهند پاي جاسوسي را به ايران باز كنند، ما قلم پاهاي وي را خواهيم شكست، چراكه وظيفه همه شهروندان و دينداران صيانت از آراء واقعي مردم و پديدآوردن فضايي سالم براي انتخاب اصلح است.»
پرسش و پاسخ: آيا خبرگزاري ايسنا يك خبرگزاري مخملي است؟
در اين لحظه بيش از دويست بسيجي حاضر در حسينيه ثارالله رباط كريم با فرياد الله اكبر و مرگ بر آمريكا و اسرائيل از سخنان فضلي نژاد استقبال كردند. پس از پايان سخنراني، حاضرين به مدت يك ساعت و نيم پرسشهاي سياسي خود را با عضو دفتر پژوهشهاي موسسه كيهان مطرح كردند و فضلينژاد نيز به آن پرسشها پاسخ گفت.
پژوهشگر موسسه كيهان با پاسخ به دهها پرسش بسيجيان، در برابر اين سوالهاي متعدد مبني بر اينكه «عملكرد كلان خبرگزاري ايسنا را چگونه ارزيابي ميكنيد؟» گفت: «من سوالي را در كتاب شواليههاي ناتوي فرهنگي طرح كردم كه آيا خبرگزاري ايسنا يك خبرگزاري مخملي است؟ ما از كارنامه هشت ساله ايسنا ارزيابي مفصلي داريم و در صورت اقتضاء و لزوم آن را منتشر ميكنيم. خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) مشاوران اشرف پهلوي در واشنگتن را طرف گفتوگو قرار داده و از بيمارترين جريان روشنفكري ماسوني در ايران حمايت كرده است. از سوي ديگر دهها خبر مخابره شده توسط اين خبرگزاري عليه اهداف و سياستهاي كلي فرهنگي انقلاب اسلامي هيچ وجهه قانوني ندارد، بنابراين از نظر شخص من، ايسنا در حوزه فرهنگ و هنر كارنامه سياهي را در ميان رسانههايي كه از بودجه بيتالمال تغذيه ميكنند، ارائه داده و بر اين اعتقادم كه در اين حوزه، همسو با پايگاههاي رسانهاي دشمن حركت كرده است. اين خبرگزاري گويي مسئوليت تبليغ براي كانون نويسندگان ايران كه مشتي خودفروخته و عناصر وابسته در آن فعال بوده و هستند را بر عهده داشته و به پايگاه اينترنتي انتشار آراء آنان بدل شده است.»
پيام فضلي نژاد در برابر اين پرسش كه «مصاديق مهم مدعاي شما درباره عملكرد سياه خبرگزاري ايسنا چيست؟»، افزود: «ما يك گزارش مفصل و مصداقي، همراه با نمودارهاي پژوهشي در اختيار داريم. اين گزارش مستند، مبناي قضاوت ما است. روشنفكران مطرود انديشه انقلاب اسلامي، مانند صادق هدايت در ايسنا ستايش شده اند. شخصي مثل غلامحسين ساعدي كه در زمره هنرمندان دشمن ايرانيان بود، تجليل گشته است. احمد كريمي حكاك كه مشاور اشرف پهلوي است طرف مصاحبه قرار گرفته است و شخصي كه يك صهيونيست علني است و در آثارش از اسرائيل حمايت كرده تا جايي كه مرحوم آل احمد بر او شوريد، از سوژههاي مثبت خبري ايسنا بوده است. ايسنا بيش از 60 خبر از رامين جهانبگلو (عامل اطلاعاتي آمريكا در پروژه انقلاب مخمي) مخابره كرده است. من پاسخ مدير عامل اسبق ايسنا را به تفضيل در روزنامه كيهان تحرير و منتشر كردم و در آنجا گفتم كه ايسنا روشنفكراني كه خود را به فحشا و بدتر از آن كشيدهاند را ترويج كرده است.»
نويسنده كتاب «شواليههاي ناتوي فرهنگي» با اشاره به اينكه «اگر كارنامه ايسنا را بازخواني و تحليل كنيم، آبرويي براي گردانندگان آن نميماند» اضافه كرد: «سخن من اين است كه يك خبرگزاري نميتواند هم شعار پيروي از خط امام و رهبري بدهد و هم از مشاوران اشرف پهلوي و دين ستيزان و سلطنتطلبان مطلب منتشر كند. ما ميگوييم اين نفاق است. به آقاي فاتح هم گفتهام شما ميدانيد كه من روزگاري در عصر اصلاحات، در آن اردوگاه فعال بودم. مشاور نماينده اول مردم مشهد در مجلس ششم بودم. با برخي از مسئولان دولت در حوزه فرهنگ و رسانه از نزديك آشنا بودم و ديدگاههاي آنان را ميشناختم. در بسياري از نشريات فرهنگي مسئوليت داشتم و به آنچه كه در آن دوران گذشت، اشراف اطلاعاتي دارم. براي من كه آن دوره را گذراندهام و البته هزينه دادهام كه نميتوانيد صغري و كبريهاي عجيب و غريب سرهم كنيد.»
فضلينژاد در پاسخ به سوال ديگري پيرامون فشار گردانندگان ايسنا پس از انتشار كتاب «شواليههاي ناتوي فرهنگي» گفت: «فشارها بسيار بود و هست. انبوهي از مطالب جعلي عليه من منتشر كردند. نقشههاي زيادي هم كشيدهاند كه از آنها با خبرم. من تنها رضاي خدا و منفعت و مصالح نظام جمهوري اسلامي را در نظر دارم و براي رسيدن به اين ديدگاه و اين رويه، هزينههاي بسيار دادهام. از هزينه دادن در راه خدا باكي ندارم.»