تبليغاتX
آژانس شیشه ای - انتقادات شدیداللحن نوه آیت الله کاشانی از سیما
وبلاگ یک خبرنگار سینما وموسیقی
محمود کاشانی فرزند آیت الله کاشانی منتقد چهره‌ای است که سریال تلویزیونی «پدر خوانده» از پدرش به تصویر کشیده است و انتقادات او با گوشه و کنایه‌های عبدالله شهبازی که کارشناس تاریخی این سریال تلویزیونی بوده نیز همراه شده است. محمود کاشانی هم البته در انتقاد از عبدالله شهبازی، بی‌پیرایه و صریح سخن می‌گوید و تعارفی ندارد. کاشانی معتقد است که مصدق عامل انگلیسی بوده است و برای اثبات گفته خود نه به اسناد تاریخی که به تحلیل تاریخ بسنده می‌کند و نپرداختن سریال پدر خوانده به این ماجرا را قابل نقد می‌داند. او در گفت‌وگوی حاضر گلایه خویش از پخش سریال پدر خوانده را با ما در میان می‌گذارد و از آمادگی خود برای حضور در یک برنامه تلویزیونی و پاسخ به شبهات مطرح شده در این فیلم سخن می‌گوید و از عزت الله ضرغامی می‌خواهد که راه بحث و گفت‌وگو در رسانه ملی را بگشاید.

در خبرها به نقل از آقای عبدالله شهبازی خواندم که گویا شما به مجلس رفته‌اید و نسبت به پخش سریال «پدر خوانده» و تحریف تاریخ در آن اعتراض کرده‌اید. در ابتدا می‌خواستم توضیح خودتان درباره ماجرا را بدانم اینکه اصلاً چرا به مجلس مراجعه کردید؟

من مراجعه‌ای به مجلس نداشتم بلکه برادرم مهندس احمد کاشانی که نماینده دوره‌های اول و دوم مجلس پس از انقلاب بود، به مجلس رفته است. ایشان وقتی آگهی پخش این فیلم از تلویزیون را دیدند و با اطلاعاتی که از قبل درباره این فیلم داشتند به مجلس رفتند تا با برخی نمایندگان در این‌باره صحبت کنند که بر حسب اتفاق، آقای ضرغامی را در مجلس دیدند و به شدت از ایشان انتقاد کردند که چرا چنین فیلمی در جمهوری اسلامی ایران باید ساخته و تا بدین حد به تحریف تاریخ پرداخته شود و واقعیت‌ها را به زیان آیت الله کاشانی نشان دهد. برخی سایت‌ها این گفت‌وگو را به عنوان «بگو مگو» منتشر کردند و البته بخش عمده و مهمی از آن منتشر نشد. اما به هر حال من به مجلس نرفتم و در این‌باره صحبتی نکردم.

پس شما این خبر را که آقای شهبازی داده بودند، تکذیب می‌کنید؟
قطعاً

بین برادر شما و آقای ضرغامی چه بحث‌هایی مطرح شده بود؟
بهتر است وارد اصل ماجرای فیلم بشویم و من انتقادات خودم را مطرح کنم تا اشکالات تاریخی این سریال آشکار شود.

پس بفرمایید که نکات اصلی مورد انتقاد شما در این فیلم چیست؟
در این فیلم نکات خلاف واقع فراوان بود و بسیاری از واقعیات تاریخی که اسناد ثابت شده دارند نیز نادیده گرفته شدند. از طرف دیگر، این فیلم به آیت الله کاشانی کم بها داده و افزون بر آن، نهضت ملی ایران را هم تحقیر کرده بود. نهضت ملی ایران پس از اشغال ایران از سوی متفقین (انگلستان و شوروی) آغاز شد و ایستادگی ملی ایران در برابر اشغالگران و جلوگیری از نفوذ آنها در کشود، زمینه شکل‌گیری این جنبش بود. دو هدف اصلی این نهضت هم یکی استقرارد حاکمیت ملت ایران بر منابع نفتی کشور و دیگری دفاع از آزادی انتخابات و اصلاح قانون انتخابات مجلس بود. یک دهه مبارزه آیت الله کاشانی و یارانش در دفاع از انتخابات آزاد را نمی‌توان نادیده گرفت. آیت الله کاشانی در هر سه انتخابات دوره چهارم و پانزدهم و شانزدهم به دلیل سرسختی در دفاع از انتخابات آزاد بازداشت و تبعید گردید. نهضت ملی ایران برای ملی کردن صنعت نفت و برگزاری انتخابات آزاد، طبیعتاً در جدال با قدرت‌های بیگانه قرار می‌گرفت.

حالا شما اعتقاد دارید که این سریال، اهداف نهضت ملی را به خوبی نمایش نداده است؟
نهضت ملی ایران، نهضتی ریشه دارد بود. علمای بزرگ در تهران، قم و شهرستان‌ها و حتی عراق پشتیبان این نهضت بودند. مردم ایران هم با جدیت پشت این نهضت بودند. مردم ایران هم با جدیت پشت این نهضت بودند. بنابراین هر فیلمی که بخواهد به این نهضت بپردازد باید این عظمت را در نظر بگیرد. ریشه‌ها و علل ناکامی این نهضت هم باید درست تشریح شود. اما در این 29 سال پس از انقلاب، متاسفانه صدا و سیما کوتاهی کرده است و به رویداد قیام 30 تیر، اختیارات یک ساله‌ای که شخص مصدق از مجلس گرفت، توطئه 9 اسفند 1331 و منحل کردن مجلس که از مسائل مهم این دوه بوده‌اند نپرداخته است. بنابراین حتی در دوران جمهوری اسلامی هم جریان نهضت ملی ایران مورد سانسور قرار گرفته است. اما شگف‌انگیز این است که در دوره مدیریت آقای ضرغامی بر صدا و سیما، تحریف تاریخ هم به این ماجرا اضافه شده است. سریال «پدر خوانده» در بخش‌های مختلف، تارخی نهضت ملی ایران را تحریف می‌کند و صحنه‌های مبتذلی را مطرح می‌کند. واقعاً مشخص نیست که شاپور ریپورتر با چه سند و مدرکی این نقش‌ها را در تاریخ ما داشته است. یا شعبان جعفری که در توصیف نقش او در این فیلم گفته می‌‌شود شعبان آمد و یک چرخ هندوانه را چپ کرد و نهضت ملی ایران سرنگون شد. این صحنه‌ها و ادعاها، اهانت به ملت ایران است. البته این قضایا اختصاص به این سریال ندارد. پنجاه سال است که سیاست آشکار و پنهان انگلستان، در صدد تحریف تاریخ است تا ذهن مردم ای واقعیت دور شود و ما انبوهی از این تحریف‌ها را در این سریال دیدیم. در این جامعه نسل جوانی وجود دارد که از تاریخ معاصر اطلاع کافی ندارد و چنین القائاتی می‌تواند به گمراهی آنها بینجامد. این اقدام خالف قانون اساسی و اصل 175 آن است که از صدا و سیما به عنوان یک رسانه نیرومند میهنی خواسته است فرصت آزادی بیان را به وجود آورد تا مردم راهنمایی و ارشاد شوند نه اینکه مردم را گمراه کند.

اگر ممکن است به صورت مشخص‌تر به این تحریف‌هایی که می‌گویید اشاره کنید.
برای نمونه قیام سی‌تیر در سال 1331 یکی از اتفاقات مهم در دوران نهضت ملی بوده است. چون در این ماجرا قدرت از دست مردم خارج می‌شود و به احمد قوام می‌رسد که ارتش و شاه را پشت سر خوددارد و قدرت‌های جهانی هم پشتیبان او هستند. مصدق هم استعفا می‌دهد و می‌رود در خانه خود می‌نشیند و در را به روی خود می‌بندد. اصلاً باید به این مسئله پرداخته شود که چرا مصدق استعفا داد. ما در ماجرای قیام سی تیر چندین اعلامیه احمد قوام را داریم. گفت‌وگوی مطبوعاتی آیت الله کاشانی با خبرنگاران را داریم که عکس‌های جالبی از آنها هم وجود دارد. ولی یک کلمه در این‌باره صحبت نشد.

ممکن است که آنها بگویند ما فرصت نداشتیم در این فیلم فشرده به کنفرانس مطبوعاتی آقای کاشانی در سی تیر هم بپردازیم.

اگر قرار است نهضت ملی را به مردم نشان دهیم نباید پدیده سی تیر و حاشیه‌های آن را سانسور کنیم.

آیا انتقاد دیگری هم به این سریال دارید؟
در ماجرای اختیارات یک ساله‌ای که دولت از مجلس خواست باز ما با سانسور و تحریف مواجه می‌شویم به صورتی که از آیت الله کاشانی یک چهره بسیار متزلزل ساخته می‌شود و شخصیتی از او ارائه می‌شود که تحت تاثیر اطرافیان خود قرار می‌گیرد.

آیا سخن دروغی از آقای کاشانی در این فیلم نقل شده بود؟
در روایت تاریخ، وقتی حقیقت کامل گفته نشود، راه تحریف گشوده می‌شود. اعتراضات شدید آیت الله کاشانی نسبت به انتقال کامل اختیارات قانون‌گذاری مجلس به دولت، پدیده‌ای مهم است و باید در چنین سریالی مطرح می‌شد. اما چند جمله صرفاً گفته شد که آنها هم وجود خارجی در اسناد و مدارک نداشتند. من به عنوان نمونه جملاتی از پیام آیت الله کاشانی به مجلس در تاریخ 27/10/1331 را برایتان می‌خوانم تا نگاه ایشان را دریابید. ایشان می‌گوید: «با عدم رعایت اصول قانون اساسی، مملکت به حالت دیکتاتوری برمی‌گردد و از طرفی حدود اختیار نمایندگان مجلس شورای ملی در حدود وکالتی است که به موجب قانون به آنها واگذار می‌شود و حق واگذاری قانونگذاری را به غیر ندارند و روشن است چنین عملی فاقد ارزش قانونی است. بنابراین به دستور صریح قانوئن قدغن می‌نماییم که از طرح آن در جلسات علنی مجلس خودداری شود و نمی‌تواند چنین لایحه‌ای جزو دستور قرار بگیرد [...] باید با مردم بود تا در آغوش قدرت و توانایی و پشتیبانی آنان به نتیجه اصلی مبارزه علیه استعمار و نجات ملت توفیق آید و مجبورم که به استحضار جناب ایشان برسانم تا موقعی که اینجانب وظیفه‌دار ریاست مجلس شورای ملی هستم، اجازه طرح نظیر این لوایح را که مغایرت صریح با قانون اساسی مملکت دارد، در مجلس جایز نمی‌دانم.» من فکر می‌کنم که هیچ رئیس مجلسی در طول تاریخ ایران با قانون‌شکنی دولتمردان چنین قاطع برخورد نکرده است، پس از انقلاب که ما ادعا هم می‌کنیم یک نظام پارلمانی اصیل داریم. چه اشکالی داشت که در این سریال به جای یک جمله بی‌پایه و خلاف واقع، این مطلب نقل می‌شد.

البته چنین ماجراهایی قابل بحث است. در جریان انحلال مجلس هم مصدق احساس می‌کرد که اکثریت مجلس را دارد از دست می‌دهد و نهضت ملی در حال دو پارچه شدن میان مصدق و کاشانی بود. اما آیا در این فیلم مخالفت کاشانی با لایحه اختیارات یا انحلال مجلس نشان داده نشده بود که شما منتقد آن هستید؟
تاریخ به درستی روایت نشده بود. من البته در توضیح صحبت شما باید بگویم که مصدق در مقام رئیس دولت حق نداشت مجلس را کنترل کند بلکه برعکس این مجلس است که بر دولت‌ها باید نظارت کند. مجلس یعنی خانه ملت. اما اگر در این فیلم نکاتی که شما گفتید هم روایت می‌شد، باز برای من نگران کننده نبود. در این فیلم اصلاً به پدیده مهم انحلال مجلس در تیر و مرداد سال 1332 پرداخته نشد. پس این سریال با چه انگیزه‌ای ساخته شده بود؟ می‌گویند که این سریال مستند است و من می‌گویم کدام مستندات؟ می‌گویند که یک کارشناس پژوهشی دارد و می‌گویم که این کارشناس چقدر سواد پژوهشی داشته است که در جریان این دو سال و اندی فعالیت نهضت ملی ایران، از منحل کردن مجلس بی اطلاع بوده است. اگر اطلاع داشته و نیاورده که جای تعجب دارد.

آیا فکر می‌کنید هدف خاصی پشت این مسئله بود است؟
یقیناً؛ چون ماجرای انحلال مجلس یکی از رویدادهایی است که مصدق را زیر اتهامی بزرگ می‌برد و هیچ دفاعی هم در اینجا نمی‌توان از او کرد.

اما آقای شهبازی که مدافع مصدق نیستند. موضع ایشان سمت و سوی هواداران از مصدق را به هیج وجه ندارد. در این فیلم هم البته چهره‌ای مثبت از مصدق داده نشده و او را شخصیتی لجوج و عصبانی نشان داده‌اند.
اما به هر حال در این فیلم واقعیت‌ها، انگیزه‌ها و برنامه مصدق را پنهان کرده‌اند و از او صرفاً به قول شما چهره‌ای لجوج نشان داده‌اند. به نظرم این، خود بخشی از انحراف در این فیلم است و واقعیت را در پشت لجاجت و دیکتاتوری بوده است. در روزنامه‌های آن زمان خبرنگاران زبردستی، وقایع را روز به روز ثبت کرده‌اند و بنابراین یک پژوهش تاریخی در این خصوص کار آسانی است. مصدق در ششم تیر ماه اندیشه تعطیل مجلس را با برخی نمایندگان وابسته به انگلیس مطرح می‌کند. به محض اینکه این اندیشه را مطرح می‌کند، اقلیت مجلس یعنی آقای حائری زاده و دکتر بقایی و دیگران با قاطعیت با این فکر مخالفت می‌کنند. آیت الله کاشانی هم دو روز بعد در زمینه فکر تعطیل مجلس یک اعلامیه‌ای می‌دهند که این اعلامیه از اسناد جالب تاریخ ایران است. شما باید این اعلامیه را بخوانید. باید مشخص شود که آیا طرح انحلال مجلس برآمده از لجاجت بوده یا توطئه‌ای علیه کشور و ملت. در اعلامیه آیت الله کاشانی آمده است: «در این چند روزه اخیر مشهود افتاد که رئیس دولت، نمایندگان مجلس را تحت عنوان اضطرار، به تعطیل مجلس و مشروطیت تهدید کرده است ولی من به شما مردم به خلاف آن یاغی طاغی که در کشور مشروطه ایران به خیال خداوندگاری افتاده است می‌گویم مشروطیت ایران هرگز نخواهد مرد و هر خودسر و مطلق‌العنانی که پای خود را در راه بدخواهی و به خیال ایجاد دیکتاتوری و امحای اصول قانون اساسی بگذارد محگوم به شکست است و بر طبق قوانین مملکتی، مقدم علیه مشروطیت ایران بوده و تسلیم چوبه دار خواهد شد.» حال این مصمم بودن آیت الله کاشانی را با چهره مفلوکی که در این فیلم از ایشان نشان داده شده مقایسه کنید. در این فیلم، آیت الله کاشانی اهل تصمیم نیست و تحت تاثیر اطرافیان قرار می‌گیرد. زمانی که مصدق تصمیم خود به انحلال مجلس را اعلام کرد، آیت الله کاشانی اعلامیه داد و مخالفت کرد. حائری زاده و بقایی و چهره‌های برجسته مجلس هم برخورد کردند. دکتر بقایی و علی زهری که در مجلس متحصن بودند حتی اطلاعیه دادند و گفتند که اگر مصدق از تصمیم‌اش درباره رفراندوم صرف نظر کند، ما حاضریم از نمایندگی استعفا بدهیم و به زندان برویم و تسلیم شویم. در همان زمان در خانه آیت الله کاشانی جلسات سخنرانی ترتیب داده می‌شود و هر روز علیه منحل کردن مجلس سخنرانی می‌شود. این جلسات مسالمت آمیز چهار روز پیاپی با سنگ و چوب و چاقو مورد حمله قرار می‌گیرد و حتی یکی از شرکت کنندگان در این جلسات به قتل می‌رسد. اما اینها در این فیلم سانسور شدند و نمایش داده نشدند. جالب آن است که حمله به خانه آیت الله کاشانی را به پای شعبان جعفری نوشتند و گفتند که او نارنجک انداخته است به داخل خانه آیت الله کاشانی. حال آنکه شعبان جعفری از 9 اسفند 1331 تا بعد از ظهر 28 مرداد 1332 در زندان بوده است و در این زمان اصلاً آزاد نبوده است. در این فیلم شخصیتی خیالی به نام شاپور ریپورتر، یک دسته دلار به شعبان جعفری می‌دهد تا به خانه کاشانی حمله کند و این روایت از ابتدا تا انتهای آن دروغ است. آیا کارشناس پژوهشی این برنامه نمی‌دانسته است که شعبان جعفری در آن زمان بازداشت و در زندان بوده است؟

به نظر شما هدف چه بوده است؟ مشاور تاریخی این فیلمنامه چه هدفی را در ذهن داشته است؟
باید توضیح بدهند که چرا فیلمی در جمهوری اسلامی ایران از تلویزیون پخش می‌شود که تا این حد تاریخ را تحریف کرده است. چرا انگیزه‌های اصلی مصدق از انحلال مجلس را پنهان ساخته‌اند.

یعنی آقای شهبازی دغدغه حمایت از مصدق را داشته است؟
بله، ایشان چنین هدفی دارند. ایشان و امثال ایشان هیچ وقت توضیح نمی‌دهند که انگیزه مصدق از انحلال مجلس چه بود. ایت الله کاشانی و دکتر بقایی و حائری زاده همگی مخالف سرسخت منحل کردن مجلس بودند و حتی هواداران مصدق مثل سنجابی و صدیقی هم با انحلال مجلس مخالف بودند. نویسندگان این سریال می‌خواسته‌اند از کنار این واقعیت بگذرند. انحلال مجلس برنامه‌ای بوده است که از سوی انگلستان طراحی شده است.

ولی این ادعا خیلی گزاف است و قابل اثبات نیست. من هم قبول دارم که تصمیم به انحلال مجلس کار اشتباهی بود و در ناکامی و حذف مصدق موفق بود و حتی برخی نزدیکان مصدق هم به او هشدار داده بودند که با انحلال مجلس، شاه می‌تواند او را از نخست‌وزیری عزل کند. اما شما چگونه ایده انحلال مجلس را به انگلیس نسبت می‌دهید.
البته انگلستان اسناد سری وزارت خارجه خود را در پنجاه سال گذشته به هیچ وجه منتشر نکرده‌اند. اما پژوهشگران تاریخ نباید دست روی دست بگذارند تا دولتی که در امور داخلی ایران مداخله کرده است خودش اعتراف کند. من دلایل قاطع دارم که منحل کردن مجلس کاری برنامه‌ریزی شده از سوی انگلستان بوده که البته در ادامه مورد تایید آمریکا هم قرار گرفته است.

آیا این دلایل قاطع و استنادات تاریخی آن را می‌توانید بگویید؟
از مدت‌ها قبل از منحل کردن مجلس آمریکا و انگلیس خواستار آن بودند که شاه فرمان نخست‌وزیری زاهدی را صادر کند که این مسئله هم در اسناد وزارت خارجه آمریکا آمده است و هم در خاطرات اشرف پهلوی. اما شاه ایستادگی می‌کرده و راضی به صدور فرمان نخست وزیری زاهدی نبوده و حتی پشتیبانی از مصدق می‌کرده است. اما ساعت 22 روز 22 مرداد که دکتر صدیقی وزیر کشور وقت، اطلاعیه‌ای می‌دهد و نتایج رفراندوم را اعلام می‌کند، بلافاصله پس از آن یعنی صبح روز 23 مرداد، شاه حکم نخست وزیری زاهدی را صادر می‌کند. همزمانی صدور فرمان نخست وزیری زاهدی و اعلامیه وزیر کشور مصدق مبنی بر اعلام نتایج رفراندوم ما را به این نتیجه می‌رساند که یک سناریوی خارجی پشت ماجرا بوده است.

چطور این نتیجه را گرفتید؟ شاه و مصدق که رابطه نزدیک و خوبی نداشتید. شاه بالاخره در اینجا از اقدام مصدق استفاده کرد و فرمان عزل او را داد. کما اینکه درباره وقوع این اتفاق، دوستان مصدق هم هشداد داده بودند. اشتباه بودن عمل مصدق قابل بحث است ولی چطور شما مصدق ضد انگلیسی را عامل انگلیس می‌خوانید؟
یادآوری خوب کردید. در خاطرات آقای سنجابی و صدیق که از یاران مصدق بودند آمده است که ما به مصدق هشدار دادیم اگر مجلس را منحل کند، شاه او را عزل خواهد کرد. پس چرا مصدق در برابر این هشدارها ایستادگی کرد؟ فردی اشتباه می‌کند که نتایج عملش را نداند ولی وقتی یاران صدیق او خطر را گوشزد کرده بودند پس نمی‌باید او این کار را می‌کرد و بنابراین ماجرای دیگری در پشت این مسئله پنهان است.

ولی کاملاً ممکن است که دوستان و مشاوران یک سیاستمدار یا رئیس دولت، اشتباه او را گوشزد کنند و او نپذیرد؛ از این نمی‌توان نتیجه گرفت که آن فرد عامل بیگانه بوده است. مثال می‌زنم. برخی مشاوران آقای خاتمی منتقد ایشان به آن انتقادات توجهی نکرد و حتی رابطه‌اش با برخی منتقدین مثل آقای حجاریان قطع شد. شاید امروز پیش‌بینی برخی از آن منتقدان و مشاوران به عمل پیوسته باشد. آیا می‌توان نتیجه گرفت که رئیس دولت، عامل بیگانه بوده است؟ بگذریم از اینکه مصدق اصولاً آدمی بود که خودش تصمیم می‌گرفت و از او برمی‌آمد که به توصیه‌ صدیقی و سنجابی بی‌توجهی کند.

مثالی که شما زدید و گفتید پاره‌ای افراد از هواداران‌شان فاصله می‌گیرند، مثال درستی است ولی قیاس‌تان مع‌الفارق است. مسئله انحلال مجلس یک تصمیم مرگ و زندگی بود و موجودیت یک نخست‌وزیر را می‌توانست بر باد دهد. او باید به این مسئله فکر می‌کرد. حالا جالب آن است که مصدق نامه‌ای به شاه در سال 1328 نوشته و گفته است که چون مجلس در حال تعطیل است شما نخست وزیر را تغییر بدهید. پس او از نتایج انحلال مجلس آگاه بوده است. چطور ممکن است فردی بر سر شاخ بنشیند و بن ببرد و بی‌خیال باشد. بین اینها رابطه علیت وجود دارد.

گمان نمی‌کنم به همین راحتی ربطه علیت بتوان برقرار کرد. شما برای چنین اثباتی به دلیل سند مشخص تاریخی احتیاج دارید وگرنه بسیاری از چهره‌ها با عملکرد اشتباهشان موجبات ناکامی خود را فراهم می‌آورند. برای اثبات انگلیسی بودن مصدق شما حداقل به یک سند تاریخی احتیاج دارید.

البته در مسائل تاریخی و حقوقی همیشه نمی‌توان یک سند ارائه کرد. حتی در اثبات یک جرم، وقتی سند یا اقرار وحود نداشته باشد یک قاضی یا بازپرس از طریق قرائن و شواهد به نتیجه می‌رسد و حکم صادر می‌شود. بالاخره در 22 مرداد مجلس منحل و فردای آن روز زاهدی به نخست وزیری منصوب می‌شود. شاه مگر از قبل فکر انتخاب نخست وزیر را کرده بود.

یعنی شما تمام مبارزات ضدانگلیسی مصدق را می‌خواهید نادیده بگیرید و آن مبارزات را فریب و نیرنگ می‌دانید؟
اینها به بحث‌های مفصلی نیاز دارد که ما را از موضوع این فیلم «پدر خوانده» خارج می‌کند ولی اگر من اصرار می‌کنم که مسائل نهضت ملی ایران چه پیش از پیروی و چه پس از آن باید در صدا و سیما مورد پژوهش و بررسی قرار بگیرد برای همین است. چون در یک مصاحبه مطبوعاتی با شما من نمی‌توانم به همه این مسائل بپردازم.

آقای شهبازی درباره شما گفته بودند که بیشتر از اینکه روی پدرتان تعصب داشته باشید یک مدافع متعصب مظفر بقایی و به قول معروف «بقایی چی» هستید. می‌خواستم نظرتان را در این خصوص هم بدانم.

البته هر وقت می‌خواهند استدلال‌های حقوقی و تاریخی دیگران را نادیده بگیرند، یک برچسب می‌زنند. من بسیار متشکرکه آقای شهبازی برچسب دیگری به من نزده‌اند و صرفاً گفته‌اند که من از دکتر بقایی طرفداری می‌کنم. البته دکتر بقایی استاد دانشگاه تهران و یکی از چهره‌های مبارز و از پایه‌گذاران نهضت ملی و ملی کردن نفت بودند و از چهره‌هایی به حساب می‌آيند که در برابر انحرافات مصدق ایستادند و طولانی‌ترین نطق را در مجلس روز 25 دی 1331 در مخالفت با واگذاری اختیار قانون‌گذاری به مصدق کردند. بنابراین ایشان نیازی به حمایت من ندارند. اما بحث من برعکس درباره آیت الله کاشانی است. ایشان محور نهضت ملی بودند و با این حال این سریال چهره درستی از ایشان ارائه نکرده است. آیت الله کاشانی در همین ماجرای رفراندوم روز 10 مرداد 32 اعلامیه‌ای صادر کردند و صریحاً می‌گویند که «رفرادوم برای انحلال مجلس کاری است که نقشه آن از طرف اجانب طرح‌ریزی شده است» و بعد هم فتوا می‌دهند که مردم در این رفراندوم شرکت نکنند. این هم سند که شما می‌خواستید. در هیمن زمینه مدارک فراوان دیگری وجود دارد و در مقاله‌ای که در شماله بهار سال 1386 مجله دانشکده حقوق دانشگاه تهران منتشر کرده‌ام به آنها پرداخته‌ام.

البته این سخن آیت الله کاشانی نمی‌تواند سندی درباره مصدق محسوب شود. اما از این بحث می‌گذریم و باز هم این سوال را مطرح می‌کنم که شما آقای شهبازی را با این انتقادات در جانب چه دسته و گروهی در ماجرای نهض ملی قرار می‌دهید.
کتمان واقعیت گناه بزرگی است و تاریخ نگاری نوعی شهادت است و شهادت کذب هم جرم است. اما بحث من فراتر از آقای شهبازی است. کل کسانی که این فیلم را تدوین و کارگردانی کردند از همه مهمتر شخص آقای ضرغامی که اجازه دادند این فیلم برای بار دوم پخش شود باید پاسخگو باشند. من قبل از پخش این فیلم در سال 84 که نامش در آن زمان «کاخ تنهایی» بود به ایشان نامه نوشتم و انتقاد کردم اشخاصی که این فیلمنامه را نوشته‌اند، حقیقت را نخواهند نوشت. همان زمان من در گفت‌وگویی با مطبوعات، بسیاری از انحرافات این فیلم را بازگو کرده بودم. بنابراین نباید این فیلم دوباره با همان اشتباهات تاریخی پخش می‌شد.

من نگران آن هستم که یک جریان تحریف تاریخ ایران پایش به صدا و سیما هم باز شود. نباید رسانه ملی به این گروهک کوچک اختصاص پیدا کند. البته صدا و سیما در مسائل دیگری هم عملکرد خوبی نداشته است. همین الان صدا و سیما در ماجرای انتخابات مجلس هم خوب عمل نمی‌کند. در کشورهای غربی مثل انگلیس و فرانسه، از یک سال قبل از انتخابات احزاب در تلویزیون نظرات خودشان درباره مسائل مهم مملکت را مطرح می‌کنند تا مردم انتخابی آگاهانه داشته باشند. ولی صدا و سیما تنها به معرفی چهره پاره‌ای از نامزدهای گروه‌ها و نقل مسائل پیش پا افتاده بسنده می‌کند. ولی مسائل اصلی کشو در زمینه اقتصاد چون بیکاری، تورم، گرانی و مسائل نگران کننده سیاسی و اجتماعی کشور در این انتخابات در صدا و سیما مطرح نمی‌شوند و در نتیجه انتخابات که یک رویداد مهم و سرنوشت ساز در هر کشوری است در صدا و سیما در حد یک پدیده نمایشی تنزل می‌یابد.

دیدم که آقای شهبازی اشاره‌ای هم کرده‌اند به مناظره‌ای که با شما داشته‌اند و از موسسه مطالعات تاریخ معاصر خواسته بودند که هر چه سریع‌تر متن و تصویر آن مناظره را پخش کند و گلایه کرده بودند که چرا آن مناظره پخش نمی‌شود.
این هم دروغ و خلاف واقع است. من با ایشان مناظره نداشتم. در آن موسسه مطالعات تاریخ معاطر میزگردی برگزار شد درباره مطبوعات در سال 1332. در آن میزگرد عده‌ای از پژوهشگران از جمله آقای شهبازی حضور داشتند و هر کس نظر خودش را می‌گفت.

آقای شهبازی گفته‌اند که آن جلسه به مناظره میان ایشان و طرفداران بقایی تبدیل شد.
مناظره‌ای در کار نبود. ولی من هم موافقم که موسسه مطالعات تاریخ معاصر، سی‌دی آن جلسه را پخش کند.
 
منبع: شهروند امروز
+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد تاجیک  |