|
نيکي کريمي درروزنامه اعتمادنوشت : اين واقعيتي است که مکانيسم مميزي در سينماي ايران با موارد مشابه در سينماي جهان متفاوت است. مميزي در اکثر کشورها اعمال مي شود اما مهم ترين شاخصه براي اعمال سانسور در اين کشورها، مواردي مثل سکس يا صحنه هاي خشن است. در کشور ما سينما سال هاست از اينگونه شائبه ها مبرا شده است اما با اين حال مميزي با شدت به حيات خود ادامه مي دهد.وقتي پس از ساخت فيلم يک شب با مميزي رسمي روبه رو شدم، متوجه يک واقعيت تلخ شدم. در جامعه سينمايي ما، آنچه در فيلم ها دچار مميزي مي شود اکثراً ديدگاه انتقادي نويسنده فيلمنامه و کارگردان نسبت به جامعه اش است. ديدگاهي که به رغم قرار گرفتن در چارچوب متين هنري، احياناً به مذاق و سليقه فرد يا گروهي خوش نمي آيد و حيات فيلم را به خطر مي اندازد و اين اتفاق خوشايندي نيست. محدود کردن آزادي بيان يک هنرمند، حالا در هر حوزه يي از فعاليت هاي هنري، به ناچار رخوت و سکون را به هنر ما تحميل مي کند. شايد مساله از اينجا ناشي مي شود که مسوولان فرهنگي و هنري کشور ما فکر مي کنند در يک وضعيت ايده آل هنرمندان همه بايد مبلغ يک ديدگاه باشند. آنها هنرمندان يکدست و يک شکلي را در ذهنيت خود دارند و اين غيرقابل پذيرش است. تسري يک سليقه خاص در مراجع تصميم گيري و گلوگاه هاي سرنوشت ساز هنر و سينما، مطمئناً ما را به نتايج فاجعه باري خواهد رساند. پافشاري براي حضور يک ديدگاه خاص و طرد ديدگاه هاي ديگر، از جمله نگاه هاي منتقدانه و معترض، نابهنجاري هايي را در سطح جامعه ايجاد مي کند که نمونه يي از آن را در توزيع و تکثير غيرقانوني سي دي فيلم ها مي توانيم ببينيم. اين واکنش نابهنجار جامعه به تلاش صاحبان يک عقيده و نظريه براي اعمال سليقه خاص خود در سطح جامعه است. در فضاي مسمومي که ايجاد مي شود، کساني که سود مي برند قاچاقچيان فيلم هستند. تکثير ميليوني سي دي فيلم توقيف شده سنتوري و تکاپوي تهيه کننده فيلم و مسوولان سينما براي مقابله و کنترل اين اتفاق در کنار عزم مجلس و کميسيون فرهنگي (که شنيده مي شود امروز طي جلسه يي اين اتفاق را بررسي مي کنند) فرصت ايده آلي را براي يکسره کردن و از ريشه قطع کردن اين معضل بزرگ فراهم ساخته است. مي توان از يک تصميم سمبليک آغاز کرد مثلاً ايجاد يک کمپين براي حمايت از اکران فيلم و مبارزه با قاچاق سي دي (که صنعت ناتوان سينماي ما را نيز به شدت تهديد مي کند) و در کنار آن اکران هرچه سريع تر سنتوري مهرجويي. شايد بتوان اين گونه هم مردم را ترغيب کرد تا حتي اگر سي دي قاچاق فيلم را خريده اند براي حمايت از سينماي ملي راهي سالن هاي سينما شوند و هم جلوي ضرر هرچه بيشتر تهيه کنندگان فيلم را گرفت. اگر اين عزم در بين مسوولان سينماي کشور به وجود بيايد و آنها هم همپاي اهالي سينما و مطبوعات متوجه تهديد بزرگي شوند که اين نوع سينماي زيرزميني، سينماي ملي ما را تهديد مي کند، مي توانيم شاهد خروج سينما از وضعيت بحراني امروز باشيم. به عنوان يک فيلمساز اين شانس را داشته ام که به خاطر حضور يک پخش کننده خارجي، فيلمم (يک شب) به رغم قرار گرفتن در بلاتکليفي اکران، از خطر تکثير غيرمجاز فيلم، در امان بماند، اما وقتي خودم را جاي کارگردان و تهيه کننده يي مي گذارم که ثمره ماه ها و شايد سال ها سرمايه گذاري هنري و مالي شان، اينگونه به شکلي قاچاق وارد بازار سي دي فروشي ها شده و عوايد مالي آن نصيب گروهي دلال و فرصت طلب مي شود، چاره يي ندارم جز يک درخواست مصرانه براي چاره انديشي هرچه سريع تر مسوولان سينمايي کشور. |