مازيار فكريارشاد : در انتهاي آنونس تبليغاتي فيلم «قاعده بازي» كه پيش از اكران در سالنهاي سينما به نمايش درميآمد، يك جمله تكاندهنده به گوش ميرسيد: «... يك كمدي گروتسك (هجوآلود- درهم برهم) از احمدرضا معتمدي.»
مناسبات سينماي ايران به قدري پيچيده و بههمريخته است كه فيلمسازي با مايههاي پررنگ فلسفي (كه فيلمهاي سنگين و انديشمندانهاي چون «هبوط» را ساخته) به كارگرداني يك كمدي هجوآلود و شلوغ ميرسد. البته اين امر در سينماي ما پديده تازهاي نيست. محمدرضا اعلامي كه در آغاز كار خود فيلمهاي روشنفكرانهاي چون «نقطه ضعف» ميساخت، در ادامه براي اثبات برادرياش به سينماي ايران «افعي» و «رازها» را توليد كرد. سعيد ابراهيميفر پس از «ناروني» آنقدر پشت خط ميماند تا 15 سال بعد به ساخت «مواجهه» رضايت دهد يا فرزاد موتمن كه از «شبهاي روشن» به «باجخور» ميرسد.
چرا فيلمسازان روشنفكر و به اصطلاح هنريساز ما با يكي دو فيلم اول چنان از چشم تهيهكنندگان ميافتند كه براي ماندن در جريان نهچندان سالم سينماي ايران، تن به كارگرداني آثار ضعيف تجاري ميدهند، تا 1- در دايره فيلمسازان فعال باقي بمانند. 2- به تهيهكننده و سرمايهگذار اثبات كنند سينما را بلدند و 3- با فروش بالا در نمايش عمومي، انگ «فيلمساز نفروش» را از پيشاني خود پاك كنند.
اين تنها يكي از بيماريهاي سينماي نحيف و سيلي خورده (به تعبير آقاي پرستويي) ماست كه باعث شده هيچ فيلمسازي ثبات كاري نداشته باشد. كمدي گروتسك را بايد اينكارهاش بسازد و «هبوط» و «ناروني» و «نقطه ضعف» را آن كارههايش چون معتمدي، ابراهيميفر و اعلامي.
معتمدي در ساخت اين كمدي پر بازيگر، پرحادثه و سرشار از جزئيات و ارجاعهاي سينمايي، نهايت دقت و وسواس را به خرج داده است. به قولي تمام قاعدههاي بازي فيلمهايي از اين دست را رعايت ميكند.
علاوه بر آن حساسيتهاي يك فيلمساز خيلي جدي را براي يك فيلم خيلي فانتزي به كار ميبرد. به همين دليل «قاعده بازي» زياده از حد فيلم غريبي است. درست به آن ميماند كه يك دوست بسيار متين و مودب و روشنفكر و محجوب كه با او رودربايستي داريد، بيمقدمه برايتان لطيفهاي نهچندان مودبانه را با شور و هيجان و حركات سرودست تعريف كند. بيترديد از خنده رودهبر خواهيد شد! اما نه از خود لطيفه، كه از پارادوكس ايجاد شده در چنين موقعيتي به وجد ميآييد.
«قاعده بازي» از تمامي كليشههاي كمدي كلاسيك و در كنار آن گاهي طنزهاي مدرن روشنفكرانه بهره ميگيرد. بازيگران پرتعداد آن هم طيف وسيعي از انواع گونههاي رايج طنز و كمدي در سينما و تلويزيون را در كارنامه دارند. طنين قهقهه تماشاگر هم كه اغلب لحظهها در سالن بلند است. فروش فيلم هم كه بد نبوده اما يك چيزي اين وسط كم (شايد هم زياد) است. آن هم حضور احمدرضا معتمدي در فيلمي است كه حتي الصاق واژه پرطمطراق و دهان پركن «گروتسك» به آن، چيزي از قرابت و تناقض اين معادله نميكاهد.
http://www.tehranemrooz.ir/v2/Default_view.asp?NewsId=30174