تبليغاتX
آژانس شیشه ای - مصطفی رحماندوست :با کیسه کشیدن یک پیرمرد درحمام عمومی ،شاعر شدم
وبلاگ یک خبرنگار سینما وموسیقی
نيلوفر دهني -سرمايه :مصطفي رحماندوست را بچه‌هايي كه سال‌هاي بعد از انقلاب به مدرسه رفته‌اند خيلي خوب به ياد مي‌آورند. آن سال‌ها شعر صد دانه ياقوت و روز خوب پيروزي‌اش را حفظ مي‌كرديم و گاهي هم پاي شعرخواني‌هايش در برنامهء كودك مي‌نشستيم. براي ما كه در آن سال‌هاي جنگ همهء تفريح‌مان نشستن پاي برنامه‌هاي كودك و نوجوان تلويزيون بود، ديدن شاعر كتاب‌هاي درسي‌مان همان‌قدر باور نكردني بود كه اگر به من آن‌روزها مي‌گفتند يك روز با او مصاحبه هم خواهم كرد. ذهن بچه‌گانه‌مان شاعر و نويسندهء كتاب‌ها را همان‌قدر دست‌نيافتني مي‌ديد كه روزهاي بعدي را كه بچه‌ها به جاي تلويزيون هزار و يك برنامهء كامپيوتري براي سرگرم شدن‌شان داشته باشند و برخلاف بچگي‌هاي ما از ميان‌شان انتخاب كنند و ديگر برنامه‌هاي كودك براي‌شان جذابيت نداشته باشد.

شاعر كتاب‌هاي مدرسه ما اما مثل شعرهايش گرم است و صميمي و صدايش مرا به همان روزهاي خوش كودكي مي‌برد: به ويژه وقتي كه صد دانه ياقوت را مي‌خواند.

 

 متن کامل مصاحبه را درلینک زیر بخوانید

http://www.artagency.ir/modules/modified/news/shownews.aspx?ID=139

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد تاجیک  |