تهران امروز -محمدتاجیک : "ما می خواهیم فرزند زمان خویش باشیم ولی می گویند نباش .ولی من معتقدم کسانی که برافکارشان پافشاری می کنند و تغییر ایجاد نمی کنند محکوم به شکست هستند. ". این جملات بخشی از یک مصاحبه با کمال تبریزی کار گردان مطرح سینماست که سال گذشته در یکی از نشریات منتشر شد . همین جملات گویای تلاش کار گردانی متعلق به نسل انقلاب است که همیشه خواسته آثارش به روز و مخاطبانش بسیار باشد ودرالبته در این راه با مشکلات ومصائب وموانع فراوانی همراه بوده است .البته این روزها آقای تبریزی اصلا حالش خوب نیست و این به اتفاقات ووقایع اخیر برمی گردد.فیلمسازی که اتفاقا با فیلمهایش همیشه خواسته بود به مردم گوشزد کند که در سخت ترین شرایط نیز باید امیدوار بود .
بد نیست بدانید کمال تبریزی در همان مصاحبه خود به نکته جالب دیگری اشاره کرده بود : من با خودم همیشه می گویم ماالان در دهه ۸۰زندگی می کنیم حالا باید مثل دهه هشتادفکر کنیم ماالان نمی توانیم مثل اول انقلاب وبراساس سی سال پیش تصمیم بگیریم .ما باید فرزند زمان خود باشیم اما عده ای در همان نقطه ایستاده اند و حاضر نیستند جدا شوند.
/فرزند زمان/
کمال تبریزی از کار گردانان مطرح سینما امروز _ 5 آبان ماه ـ ۵۰ساله ميشود، او كه در سال 1338 متولد شده، فارغالتحصيل رشته سينما و تلويزيون از دانشگاه هنر است. تبريزي در سال 67 "عبور" را ساخت و 69 "در مسلخ عشق" را مقابل دوربين برد.
ساخت فيلمهاي سينمايي "پايان کودکي"، "ليلي با من است"، "مهر مادري"، "شيدا"، "فرش باد"، "گاهي به آسمان نگاه کن"، "مارمولک"، "يک تکه نان" و سرانجام "هميشه پاي يك زن در ميان است"، او را به عنوان فيلمسازي در عرصهي سينما مطرح كرد كه تمايل به ساخت فيلم در يك ژانر بخصوص ندارد.
/فیلمسازی که خسته نمی شود /
کمال تبریزی در سینمای ایران به فیلمسازی مشهور شده است که همیشه آثار جنجالی و بحث برانگیزی می سازد . او به گفته خودش هیچ گاه از برخورد با فیلمهایش خسته نشده . همین سال گذشته بود که تبریزی بااشاره به اینکه در مدرسه همه نمره هایش بیست بوده جز نمره انضباطش چون سر کلاس با تیروکمان پس گردن بچه ها و معلمهایش می زده گفته بود :من پوست کلفت تر از آنم که با توقیف فیلمهایم خسته شوم.اگر قراربود خسته شوم در مدرسه با تیروکمان معلمها را را نمی زدم چون آنجا هربار من را می گرفتند بازهم همان کاررا تکرار می کردم.
/تبریزی و مار مولک /
خیلی خوب نیست که اگر درباره کمال تبریزی مطلبی می نویسم به جنجالی ترین فیلم تاریخ سینمای ایران یعنی مار مولک اشاره ای نکنیم . فیلمی که در میانه اکران علی رغم رکورد شکنی هایش متوقف شد ولی می توان گفت همه مردم ایران توانستند این فیلم را ببینند .کمال تبریزی چند سال پس از حواشی اکران مار مولک در گفت وگویی گفته بود : احساس من بر اين است اگر فيلم در شرايط فعلی و حضور و نفوذ دولت حاضر(دولت وقت یعنی دولت نهم ) روی پرده می رفت، آن قدر اسلحه ها خاموش و شمشيرها غلاف بود که ديگر مشکلی برای کار به وجود نمی آمد.
/آدرس خدا /
برای فیلم مارمولک ،ابتدا مسئولان ارشاد به تبریزی و تهیه کننده فیلم می گوید اسم مارمولک را عوض کنید. آنها نیز اسم فیلم را می گذارند آدرس خدا، ارشاد قبول نمی کند ومی گوید همان مارمولک خوب است. براساس گفته های تبریزی در یکی از مصاحبه هایش ،در ساخت مارمولک ،وزارت اطلاعات ،قوه قضاییه وزارت ارشاد وکشور درجریان بودند و حتی فیلم را دیدند و بعضی هاشان حتی گفتند این فیلم نمی فروشد!
/تبریزی و پاداش/
آقای تبریزی که این روزها در گیر ساخت سریال سرزمین کهن است تقریبا فیلم "پاداش " را آماده نمایش دارد . البته درباره اکران این فیلم نمی توان اظهار نظر قطعی کرد ولی ماامیدواریم که این فیلم هرچه زودتر اکران شود .فیلمی که مسعود مهرابی سال گذشته در ماهنامه فیلم پیش بینی کرده بود این فیلم امسال پرفروش ترین فیلم سال می شود.
/تبریزی و سریالی توقیف شده از سالها قبل/
از سالهای قبل تبریزی سریالی ساخته که که تا به امروز توقیف است یعنی سریال قصه های رودخانه .او اوائل سال جاری در گفت وگویی در باره این سریال،با لحن جالبی گفته بود :چه کار باید کنیم ؟{برای نمایش این سریال} ،باید برخی از مسئولان تلویزیون عوض شوند!در مجموعه قصه های رودخانه ،یک پسر بچه مالایی دراین مجموعه بود. نصف بازیگران این فیلم مالزیایی بودند که در آنجا شناخته شده هستند. بازیگران این مجموعه پیمان قاسمخانی و محمدعلی کشاورز بودند.اما چرا این سریال توقیف شد؟ عجیب است که یک سریال این همه سال توقیف باشد.تبریزی در جواب این سوال گفته بود : چون موقعیت ما با موقعیت آنها به عنوان دو کشور اسلامی باهم مقایسه می شد .
/با ما شوخی نکنید /
مستند "با ماشوخی نکنید " از دیگر کارهای کمال تبریزی است که به نظر می رسد همچنان وضعیتش مشخص نیست. برای تولید این مستند تبریزی و گروهش کلی فیلمبرداری کرده بودند و صحنه های خیلی جذابی هم در فیلم وجودداشت .حضور رضا کیانیان نیز دراین مستند به جذابیت فیلم افزوده بود .نوع و جنس مصاحبه ها خیلی متفاوت و عجیب وغریب بود..
/به سختی می توان فهمید کار گردان کیست؟/
اما این کار گردان موفق سینمای ایران همیشه به کار جمعی اعتقاد بسیاری داشته . او در گفت وگویی دراین باره گفته است :ما متاسفانه هنوز ملتی هستیم که روحیه جمعی نداریم. در بازیهای انفرادی موفقتریم تا ورزشهای جمعی مثل فوتبال. در فوتبال هم مشکل ما این است که از دروازهبان تا فوروارد، همه میخواهند گل بزنند. در صورتی که در ضمیر ناخودآگاه ما کارجمعی هست. مربی فقط راه را نشان میدهد. این چقدر سادهلوحانه است که فکر کنیم مربی ممکن است بگوید من میخواهم پنالتی بزنم. سینما هنر کاملا جمعی است. نقاشی نیست که بوم را بگذاری و بکشی. دوره اینکه کارگردانها همه کارها را انجام بدهند گذشته. اگر یکی سر صحنه فیلمبرداری ما بیاید به سختی میتواند بفهمد کارگردان کیست. آنقدر همه شور و شوق دارند که انگار آنها کارگردان فیلم هستند. اما همه میدانند که دارند کار جمعی میکنند و میدانند نظارتی هم هست، نظارتی که میتواند پنهان هم باشد. بدترین کارممکن این است که کارگردان برای بازیگر بازی کند. باید جوری شرایط را به وجود آورد که از همان ابتدا نقش را باور کند و حس را بفهمد. یکجور هدایت غیر مستقیم. آن وقت این حس به وجود میآید که خودشان مستقل در کار شریک میشوند.
/دفاع کیانیان از تبریزی/
همیشه وموقع اکران فیلمی از کمال تبریزی واکنش ها وبحث ها نسبت به فیلمهای او آغاز می شود فیلمهایی که همیشه بااستقبال مردم مواجه شده و بسیار پر فروش می شوند .مثل سال گذشته که فیلم همیشه پای یک زن در میان است بااستقبال خوب مردم مواجه شد ولی منتقدان استقبال چندان خوبی از آن نکردند ،رضا کیانیان بازیگر محبوب سینمای ایران درزمان اکران این فیلم در یادداشتی واکنش جالبی به منتقدان فیلم نشان داده بود . او دراین یادداشت نوشته بود :منتقدان این فیلم می گویند کار خوبی نشده وخیلی شلخته وشلوغ است ،نمی دانم چرا نمی گذاریم هرکسی کار خودش را بکند ،این هم فیلم کمال تبریزی است ونه کس دیگری .
/تبریزی چه باید بکند؟/
کیانیان در یادداشت خود افزوده بود :ضمنا این فیلم یک کمدی شلوغ کارتونی و پرشخصیت و پر ماجرا برای تفریح وانبساط خاطر است نه هیچ هدف دیگری.تبریزی وقتی یک تکه نان را می سازد از جانب منتقدان متهم می شود به خشکی و بیان سنگین و مفاهیم عمیقه وریاکاری ووقتی همیشه پای یک زن درمیان است را می سازد متهم به سبکی و شلختگی وشوخ وشنگی و بی منطقی می شود .....به راستی چه باید بکند ؟به نظرم تبریزی هیچ راهی ندارد که فیلمهای خودش را بسازد و راه خودرا برود که همین کاررا دارد می کند.
/تبریزی سیف الله دادوملاقلی پور/
رسول ملاقلی پور وسیف الله داد از فیلمسازان هم نسل کمال تبریزی در سالهای اخیر دار فانی راوداع گفته اند .و این قطعا برای آقای تبریزی بسیار سخت بوده است . البته او در یادداشتهای زیبایی که در سوگ این فیلمسازان مطرح نوشته همواره رگه هایی از طنز مشاهده می شود مثلا او در بخشی از یادداشت خود پس از مرگ مرحوم ملاقلی پور می نویسد :منتظر بودم که رسول تماس بگیره وبگه همتونو سر کار گذاشتم .چون خيلي وقتا ميشد که تلفن ميزد و طوري صداشو تغيير ميداد که چند دقيقهاي بهت زده فکر ميکردم که ، خدايا اين کيه تماس گرفته ! با لهجه غريب آذري ميگه من فاميل شما هستم و همين الان رسيدم ترمينال! پاشو بيا دنبال من ؛ ميخوام بيام خونتون ! بعد از اينکه متوجه ميشدم رسوله که داره سر به سرم ميذاره ؛ جفتمون از خنده پشت تلفن غش ميکرديم ! بعدش يهکم احوالپرسي و درد دل مثل هميشه؛ از دوري آدمها از انسانيت شکوه ميکرد!
/حرف زدن بدون هیچ ممنوعیتی/
یا خالق فیلم لیلی با من است درزمان در گذشت مرحوم داد در یادداشتی بااشاره به فقدان مرحوم داد ومرحوم ملاقلی پور نوشته بود :مطمئن باشيد الان روح هر دوشون در کنار هم شاده و آرامشي دارن که ما حتي يه لحظه نميتونيم فکرشو بکنيم. سيفالله و رسول الان بدون هيچ ممنوعيتي! ميتونن حرف بزنن و فيلمشونو بسازن! روح شادشون شادتر باد! خوشا بهحال آنان که رفتند و بدا به حال ما که مانديم! به حال همه رفتگان ديروز و امروز غبطه بايد خورد!
/خدا آخرو عاقبت آدم را به خیر کند/
تبریزی همیشه در صحتهای خود جمله جالبی دارد او می گوید :یک دعایی است که می گویند خدا آخرو عاقبت آدم را به خیر کند من به این دعا شدیدا احتیاج دارم.