در چند سال اخیر نیز با راه اندازی ژانر "معناگرا" که توسط مدیران سینمایی دولت دوم خرداد به وجود آمد، نه تنها سینمای دینی و معنوی ایران احیا نشد، بلکه تقلید از آثار ماوراء طبیعی غربی در دستور کار فیلمسازان این جریان قرار گرفت. این در حالیست که اهداف ساخت فیلم های ماورایی غربی با آنچه که در شأن جامعه ماست متمایز، بلکه متضاد است.
چون در فیلم های دینی غربی اولاًمبنای نظری و ایدئولوژیک مسیحیت، عمدتاً تحریف شده و آمیخته با صهیونیسم است. ثانیاً، آن فیلم ها با هدف ترویج معنویتی موافق منافع دولت های غربی ساخته می شوند و سوپاپ اطمینانی در مقابل معنویت انقلابی هستند.
یکی از فیلم های اخیر موسوم به معناگرا، "پابرهنه در بهشت" به کارگردانی بهرام توکلی است که به شکل محدود در سینماهای کشور اکران شده است. فیلم آشکارا از سینمای ماورایی مسیحی تقلید کرده و سعی می کند با انطباق با آموزه های اسلامی، نوع خاصی از معنویت را ترویج کند. نتیجه این است که آنچه در این فیلم تبلور یافته، التقاطی از اسلامی و آداب راهبان دیرنشین کاتولیک و بودایی است.
مضمون و ساختار فیلم همخوان با یکدیگرند به طوری که نحوه دوربین، تدوین، نورپردازی و میزانس، همه در خدمت یک هدف هستند. هدفی که ایجاد نوعی احساس رخوت، افسردگی و مالیخولیاست.
روایت فیلم درباره روحانی جوانی به نام "یحیی" است که با هدف رسیدن به معنایی جدید از باورهای مذهبی اش، به طور داوطلبانه وارد قرنطینه نگهداری از بیماران مبتلا به ایدز می شود. او پیش از این دانشجوی رشته پزشکی بوده و حالا روحانی است. در فیلم جرقه های مثبتی زده می شود، هیچ کدام در میان تاریکی حاکم بر فیلم به روشنایی تبدیل نمی شود. مثل همین موضوع که یک روحانی می تواند بیش از یک پزشک به بیماران کمک کند همچنین در صحنه ای از فیلم، یکی از بیماران آتش می گیرد و او را به وسیله عبای روحانی نجات می دهند که کنایه از این است که لباس روحانیت می تواند منجی بشر باشد.
اما در مجموع آنچه به عنوان یک روحانی آرمانی نمایش داده می شود، موجودی منفعل، بریده از جامعه، فردگرا و فاقد توانایی تأثیرگذاری بالا بر محیط خویش است. به جز لحظه ای که عکس وی به صورت معمم به تصویر کشید می شود، در مابقی فیلم، یحیی بدون لباس خاص خود است که این می تواند نوعی احساس منفی را نسبت به لباس روحانیت در مخاطب ایجاد کند.
در یکی از صحنه ها، نگهبان قرنطینه به یحیی می گوید که "روحانیون سابق فقط برای اجرای مراسم [عبادی- دینی] به اینجا می آمدند، اما شما مثل آنها نیستید" این عبارت به نوعی طعنه به برنامه های جمعی و گروهی مذهبی مثل روضه خوانی، عزاداری، نماز جماعت و... و با هداف زیرسئوال بردن آنهاست. یعنی به زعم فیلم روحانیونی که به اجرای این نوع برنامه ها می پردازند، در مقابل روحانیت خوب است. فیلم در حالی این مسئله را عنوان کرده که هیچ گونه توجیهی برای آن نمی آورد.
روحانی آرمانی فیلم پابرهنه در بهشت، رسالت اجتماعی و دینی اش فقط در حد خواستگاری کرد برای یک جوان، نظارت بر مردن افراد و گاهی هم کمک کردن به افراد نیازمند است اما این روحانی فارغ از دغدغه های اجتماعی و بسیار خنثی است. حتی در مقابل پزشک قرنطینه که خودش هم بیمار است و مبتلایان مقیم آسایشگاه را مورد آزار و اذیت قرار می دهد، سکوت می کند. این نکته گویای این است که از منظر فیلم، روحانی خوب با مظاهر شیطانی سازش می کند.
فیلم پابرهنه در بهشت نیز نشان داد که ژانر تازه متولد شده "معناگرا" همچنان در بن بست است. به نظر می رسد این ژانر و دست اندرکاران ترویج و تبلیغ آن در بنیاد سینمایی فارابی، باید در جستجوی راه های دیگران برای پویایی و احیای آن باشند. الهام از منابع و شخصیت های بزرگ راه حقیقت، بدون شک مسیر اصلی این سینماست.