تبليغاتX
آژانس شیشه ای - قدرت در انديشه مصدق
وبلاگ یک خبرنگار سینما وموسیقی
حبيب الله پيمان : مصدق چه زماني كه در مقام اپوزيسيون بود و چه در دوران نخست وزيري معتقد بود كه منشا قدرت، اراده ملت است. اين مفهوم با نظريه روسو نزديكي زيادي دارد، روسو بر اين باور است كه اراده عمومي اصالت دارد، اين نظريه البته با ليبراليسم كه به اصالت فرد تكيه دارد، متفاوت است.مصدق براي پيشرفت و ترقي و نوسازي جامعه به توانايي مردم و اراده آن ها باور داشت. به طور طبيعي اين اراده ملي در دولت دموكراتيك و با انتخاباتي آزاد و دموكراتيك ميسر مي شد. انتخاباتي كه بدون اعمال جبري، فردي به قدرت برسد. در اين صورت است كه دولتي، مظهر اراده ملي و عمومي مي شود.بارها شده بود كه مصدق در برابر موانع با وجود توصيه ديگران مبني بر تمكين، ايستادگي مي كرد و خود را متكي به آراي مردم مي دانست. شايد به همين علت بود كه وقتي فشارهاي خارجي او را در تنگنا قرار داد و اطرافيانش توصيه كردند كه در موضوع نفت كوتاه بيايد، چون باور داشت اتخاذ چنين رويكردي در مسايل مورد توصيه نقض حاكميت ملت است، مصالحه و تكمين را نپذيرفت.گويي رسالت مصدق در نهضت ملي اين بود كه اراده ملي اي كه زير مداخله هاي استعمار سركوب شده بود را به جايگاه واقعي خود برساند. بنابراين دغدغه اصلي او نه افزايش چند سنت بر درآمد نفت، بلكه اعمال حاكميت ملي و مردمي بود.مصدق حتي پس از سقوط نيز بر باور خود تاكيد داشت و كمترين تزلزلي در عقيده اش ايجاد نشد. در زمان تبعيد در احمدآباد هم كه ارتباط بيش تري با مردم داشت همواره به ضرورت مقاومت و همبستگي ملي تاكيد مي كرد و به ايستادگي ملت الجزاير كه در حال مبارزه بودند، اشاره مي كرد.اما بايد اين نوع حاكميت را با نوع ديگري از آن مقايسه كرد.در دوران معاصر افرادي چون هيتلر كه با از اقبال زياد مردمي به قدرت رسيد، خويش را مظهر اراده عمومي و مردم مي دانست و خود را از تجديد عهد با مردم بي نياز مي دانست. اين نوع از حاكمان قدرت را اصالتا از آن خود مي دانند و بر اين باورند كه قدرت از آن مردم نيست.
مصدق به چنين نگرشي اعتقاد نداشت و همانند ديدگاه روسو تاكيد داشت قدرت قابل انتقال و واگذاري به ديگري نيست و همواره از آن مردم است.
 
  
 


--------------------------------------------------------------------------------

 
 
نگاه آخر
 
مصدق به روحيه دايي جان ناپلئوني پايان داد
  
 
 
غلامعباس توسلي : انديشه و آراي دكتر محمدمصدق چه در گذشته تاريخ ايران، چه حال و حتي در آينده سياسي- اجتماعي آن تاثيرگذار خواهد بود.
آنچه مصدق در دوره حياتش توانست در آن تاثيرگذار باشد، تغيير در روحيه و حال وهواي مردم ايران بود كه در آن زمان ديگر از ايجاد هرگونه تحول به دست خود در كشور نااميد بودند و روحيه و ذهنيت «دايي جان ناپلئوني» در آن ها بسيار رشد كرده بود و مدام هر اتفاقي را از چشم نيروهاي خارجي مي ديدند اما دولت مصدق در عمر كوتاه 27 ماهه حضور خود، توانست به انفعال سياسي مردم ايران پايان دهد و در برابر آن رويه جديدي از تاثير حضور افراد در سرنوشت جامعه را جايگزين كند.
اما موضوع ملي شدن صنعت نفت ايران كه بي شك يكي از بزرگ ترين دستاوردهاي دولت مصدق بود در ابعاد سياسي، اقتصادي و فرهنگي بر جامعه تاثيرگذار بود.
به لحاظ اقتصادي دست خارجي ها را از ثروت ملي بريد و با خلع يد انگليسي ها از نفت ايران خدمت مهمي به اقتصاد ملي ايران كرد. به لحاظ فرهنگي نيز براي مردم ايران، روحيه افتخار و حضور مقتدرانه را در عرصه بين المللي به ارمغان آورد. درباره ابعاد بين المللي اقدام مصدق همين بس كه ملي شدن كانال سوئز و شكر در كوبا از تبعات اين اقدام در ايران به شمار مي آيد.
اگرچه ملي شدن صنعت نفت ايران در كارنامه مصدق نمره قابل قبولي دارد اما در كنار اين اتفاق سياسي- اقتصادي پيشبرد دموكراسي در ايران نيز در دوران حكومت او نقطه عطفي به شمار مي آيد.
مصدق از جمله رهبراني بود كه به ديگران و حتي افراد عادي اجازه مي داد او را نقد كنند و اين موضوع به تمام دستگاه ها ابلاغ شده بود تا اين كه افراد سياستگذار به عنوان تابوها و افراد غيرپاسخگو مطرح نشوند و مصدق دقيقا اين كار را از خودش آغاز كرد.
دموكراسي در اشكال صوري اش امروز در جامعه ما جريان دارد اما مفهوم واقعي دموكراسي تنها در دوران مصدق بود كه به ابعاد عيني خود رسيد. مصدق كه دموكراسي و آزادي در سوئيس و فرانسه را درك كرده بود با قاطعيت به ايران بازگشت و در تلاش بود تا گزينه هايي مانند آزادي بيان، آزادي مطبوعات و فعاليت احزاب را نهادينه كند.
او اگرچه به لحاظ رويه مبارز و آزادي خواه اش مدام در زندان به سر مي برد اما در فرصت كوتاه حكومتش توانست در اين زمينه اقدامي عملي و عيني انجام دهد.
درباره كودتاي 28 مرداد و رفتار دوگانه مردم در آن تاريخ هم تنها مي شود به روانشناسي اجتماعي مردم ايران بازگشت.
استبداد، ريشه هاي مرئي و نامرئي زيادي در تاريخ ايران زمين دارد. بر همين اساس به دشواري مي توان از مردم انتظار داشت تا در مواقع لازم رفتار شهروندي مورد انتظار را از خود نشان دهند. سال ها روشنفكران و آزادي خواهان ايراني براي تحقق آزادي هاي اجتماعي، دموكراسي، حكومت مشروطه و اجراي قانون اساسي در ايران مبارزه كردند اما توده مردم غالبا در مواقع ضروري به دليل همان كمرنگ بودن رفتار شهروندي شان تصميماتي گرفتند كه جاي سوال دارد. اين موضوع به اصل ماجراي البته بازتوليد استبداد و نبود تربيت اجتماعي در لايه هاي مختلف جامعه بازمي گردد.
مصدق حقوقداني درجه يك بود، حتي در موضوع ملي كردن صنعت نفت هم هيچ گاه از چارچوب و ضوابط قانوني داخل كشور و حقوق بين الملل خارج نشد.
اما با تمام تاثير و اهميتي كه مصدق بر تاريخ معاصر ايران دارد، نمي توان از نقد كارنامه سياسي او صرف نظر كرد.
شايد اگر مصدق آنقدر با مماشات با نمايندگان اقتصادي و سياسي كشورهاي انگليس و آمريكا در ايران برخورد نمي كرد نتيجه بهتري مي گرفت. برخي روحيات شخصي مصدق و همچنين چينش وزرا و كارگزاران او هم در اين زمينه بي علت نبوده چنانچه اگر برخي آدم هاي كنار مصدق حذف مي شدند روند كار او نيز بهتر پيش مي رفت.
برخي كارگزاران دولت مصدق تجربه كافي براي اقدام نداشتند و گاهي تند و احساسي برخورد مي كردند
اما مصدق رفتاري متين و در چارچوب قانون داشت ولي در اطرافش كساني بودند كه اين امور را رعايت نمي كردند.
خيلي ها معتقد بودند مصدق بايد زاهدي را پيش تر از كابينه كنار مي گذاشت نه اين كه كار به جايي برسد كه او به مجلس پناهنده شود و آيت الله كاشاني به او پناه دهد و در نهايت واقعه 28 مرداد رقم بخورد.
مصدق همچنين به هيچ كدام از پيشنهادات آمريكا، انگليس و بانك جهاني در مورد نفت تن نداد و خيلي راديكالي در اين باره موضع گرفت او مي خواست كه صنعت نفت ايران به معناي واقعي ملي شود.
 
  
 


--------------------------------------------------------------------------------

 
 
 
 
مصدق، الگوي دموكراسي
  
 
 
محمدحسين رفيعي: عرفان، عدالت و آزادي از ديدگاه شريعتي، ويژگي هاي حكمراني خوب هستند. در صورتي كه در يك كشور اين هر سه محقق شوند، شيوه اداره مطلوب جامعه نيز محقق مي شود. اين را به زبان اروپايي، مي توان، سوسيال دموكراسي اخلاقي ناميد. هيچ يك از اين سه مولفه بر ديگري اولويت ندارد. در اين گفتار كوتاه به سه ويژگي حكمراني مصدق اشاره مي كنم اما پيش از آن بايد افزود كه زماني مي توان چيزي را در شرايط سياسي - اجتماعي الگو قرار داد كه در راس حكومت قرار داشته باشد يعني ويژگي هاي حكومتي اش را برشمرد و از آن به عنوان الگو ياد كرد؛ نه آرمان هاي يك جنبش آزادي خواه يا اپوزيسيون را. بنابراين دوره 27 ماهه حكومت مصدق گزينه مناسبي براي الگوسازي است.ويژگي نخست مصدق، انتقال تمام قدرت و توزيع آن بين مردم بود، زماني كه مجلس توسط ارتش و دربار و فئودال ها اداره مي شد، مصدق براي تصميم گيري درباره مجلس رفراندوم برگزار كرد و دست آخر همان مجلس توسط مردم منحل شد.نمي گذاشتند او در مجلس حرف بزند. اما با اين وجود در ميدان بهارستان و ميان مردم سخنراني كرد. در تمامي موارد، به فراكسيون ملي مجلس گزارش مي داد او حتي مذاكره هاي خود با سازمان ملل متحد را هم با مردم در ميان مي گذاشت. آيا اين ها چيزي جز اعتقاد عميق مصدق به دموكراسي و توزيع قدرت ميان مردم را نشان مي دهد؟
ويژگي دوم مصدق، اعتقاد به عدالت اجتماعي است. وي يك سوسيال دموكرات بود و به توزيع امكانات اعتقاد داشت و اين كار را از روستاها شروع كرد. بهره مالكانه را 20 درصد كاهش داد و قانون تامين اجتماعي را ايجاد كرد تا بازنشسته ها از خدمات آن بهره مند شوند. يا حقوق كارمندان دون پايه دولت را افزايش داد. اين اقدام ها در آن مقطع از اوضاع سياسي - اجتماعي ايران، دولت را به سمت دولت سوسيال دموكراسي هدايت كرد.ويژگي سوم حكمراني مصدق، سلامت مالي - ارادي بود. به طور معمول، در كشورهاي جهان سوم سيستم اداري فاسد است چه، هنوز هم در ايران مشاهد مي شود. مصدق در آن روزها نشان داد كه نبايد از امكانات دولتي سوءاستفاده كرد و اقدام هايي مثل رشوه گيري را در اداره ها ترويج داد. اين رويكرد را نبايد به عنوان ديدگاه خشكه مقدسانه نگريست. اين تفكر، اهميت مقابله با فساد اداري را نشان مي دهد كه مصدق به خوبي از عهده اش برآمد.محمد مصدق هزينه سربازهاي نخست وزيري را از جيب خود مي پرداخت.هزينه هديه هايي را كه از خارج براي وزيرانش مي آورد را هم همين طور.اين ها از ويژگي هاي اخلاق سالم مالي و اداري است. ويژگي هايي كه هنوز هم الگو هستند. اين سه ويژگي كه هيچ يك بر ديگري اولويت ندارد، خصوصيت حكمراني خوب است و قابليت الگو شدن را به خوبي داراست. ويژگي هايي كه در زنده ياد بازرگان و در سيدمحمد خاتمي وجود داشت.
نلسون ماندلا در آفريقاي جنوبي و علي عزت بگوويچ در بوسني و هرزگوين از جمله اين گونه افراد بوده اند كه حالا از آنان به عنوان فرهيختگان دنيا ياد مي شود. راه حل همين است اما افتاده مشكل ها....
 
 
سرمایه

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد تاجیک  |