تبليغاتX
آژانس شیشه ای - نقد و بررسي فيلم پيامك از ديار باقي درشاخه زنان جبهه مشاركت
وبلاگ یک خبرنگار سینما وموسیقی

 
«تصويري كه در جامعه ما از خانواده ارايه مي شود يك تصوير آنوميك و از هم گسيخته است» اين نظر مسعود آبيار، روان شناس خانواده در جلسه اي است كه عصر چهارشنبه به همت شاخه زنان جبهه مشاركت برگزار شد. اين جلسه كه با محور «نقد سريال پيامك از ديار باقي» برگزار مي شد به جز بحث درباره اين سريال «خانواده ايراني» را از ابعاد متفاوت مورد بررسي قرار داد.
سريال «پيامك از ديار باقي» كه در ايام نوروز از شبكه يك صداوسيما پخش شد موضوع اصلي اش مسايل و مشكلات يك خانواده چند همسري بود.
مردي كه در پي بدهي مالي اش تصميم به ارائه يك مرگ ساختگي مي گيرد و در اين ماجرا موضوع دو زنه بودنش لو مي رود. تنش ها و روابط بين اين دو زن و نحوه برخوردشان با اين مرد به يكي از محورهاي اصلي اين سريال تبديل مي شود. در اين جلسه چيستا يثربي منتقد فيلم، علي احمدي، جامعه شناس و آبيار روان شناس خانواده هر كدام از منظري متفاوت به اين موضوع نگاه كرده و به نقد و بررسي موضوع پرداختند. آبيار معتقد است: «همه رفتارهاي ما براساس طرح واره هايي كه از قبل آموخته ايم و حاصل تجارب مان است، شكل مي گيرد.»
او يكي از اين طرح واره ها را تصوير ما از خانواده مي داند. بنابراين در جامعه در حال گذار بايد تصويرهاي ذهني مان از خانواده عوض شود. به عقيده اين روانشناس خانواده اما تصويري كه ما از اين خانواده در حال گذار به ويژه در رسانه ملي ارايه مي دهيم يك تصوير شكسته، آنوميك و اسكيزوفرن است.
او مي گويد: «خيلي ها حس كرده اند كه نهضت هاي برابري خواه زنان در جامعه به سرعت در حال پيشرفت است و در مقابل آن نهضتي تدافعي ايجاد كرده اند تا اين فضا را تعديل كنند، اما چون هنوز به يك تصوير منسجم از خانواده نرسيده اند هركس از ديدگاه خود يك تصوير آشفته از خانواده ارايه مي دهد كه در نهايت به آنومي اجتماعي منجر مي شود.»
صاحبنظراني كه در اين نشست شركت داشتند همگي معتقد بودند كه مشكل جامعه ما اكنون پلي گامي (چند زني) نيست. علي احمدي جامعه شناس خانواده معتقد است: «به اندازه اي كه جامعه ما نگران افزايش خانواده چندزني و چندهمسري است بايد از آن تصوير ارايه دهد. ميزان چندزني در ايران حتي كم تر از يك درصد است. اين ميزان در كشورهاي عربي چهار درصد و در سنگال حدود 30 درصد گزارش مي شود.» به گفته او بنابراين آمار مشكل خانواده چندهمسر يك مشكل جدي برايمان نيست و ظرفيت پذيرش آن نيز در جامعه مان وجود ندارد.
او از دغدغه هاي ديگرش در اين باره سخن مي گويد: «من نگران گسترش خانواده چندزني نيستم بلكه دغدغه ام اين است كه چرا از موضوعات ديگري كه در حوزه خانواده مي تواند براي مردم جالب و حيرت آور باشد، گذشته ايم و بر مسايلي دست مي گذاريم كه باعث انحراف اذهان عمومي از مسايل واقعي جامعه مي شود. خانواده ايراني با صدها مشكل روبه رو است و ما معمولا مشكلات ساده مثل موضوع اين سريال را مطرح مي كنيم كه مهم ترين تاثير آن بر ذهن مردم منحرف كردنشان از مسايل واقعي جامعه است.» مسعود آبيار نيز مهم ترين وظيفه تلويزيون را كه در جامعه مدرن يك عضو از خانواده به شمار مي آيد ارايه يك تصوير منسجم از خانواده مي داند: «وقتي تلويزيون خود يك تصوير پاره پاره از خانواده ارايه مي دهد و در هر قصه و روايت الگو و هنجار خاصي را نشان مي دهد اين موجب نگراني است وگرنه پلي گامي محلي از اعراب نيست. چراكه مساله چندزني در جامعه ما عمر خود را كرده و از تاريخ مصرفش مدت ها گذشته است.» او مساله ارتباطات پنهاني را يكي از مشكلات اصلي خانواده هاي كنوني مي داند و نه مساله چندزني.
اين استاد دانشگاه معتقد است: «زن امروز جامعه ايراني پذيرش اين گونه از خانواده را ندارد پس پلي گامي دغدغه ما نيست و روابط پنهان در خانواده از مسايل نگران كننده و آسيب زاست.»
او مي گويد: «وظيفه تلويزيون يكپارچه كردن تصوير از خانواده است ولي هيچ يك چنين تصويري را از خانواده ارايه نمي دهند و بيش تر به درك ناقص و ارايه تصوير آشفته از خانواده دامن مي زنند.» او مي گويد: «نمي دانم چرا تصويري بيمار از خانواده ايراني ارايه مي دهيم و چرا به موضوعي كه قرن ها پيش از جامعه مان زدوده شد بارها دامن مي زنيم؟ ما نبايد با طرح اين مسايل و تفكيك هاي جنسيتي اين مسايل را به موضوع جدي ذهن كودكان مان تبديل كنيم.» او موضوع و دغدغه اصلي خانواده را مسايل مهم تري مي داند. در خانواده آرماني كه ما مي خواهيم بسازيم، جاي جنسيت ها كجا بايد باشد؟ اين كه آيا زنان بايد در همان نقش هاي كليشه اي نمايش داده شوند يا كليشه ها را بايد بشكنيم و بپذيريم تصوير سنتي امروز الگوي واقعي مان نيست و مسايل ما جدي تر از اين مباحث شده است.»
او مشكل اساسي را در حوزه مسايل خانواده اين گونه برمي شمارد: «در حوزه خانواده توليد علم بومي نداريم. خانواده ايراني كم تر مورد پژوهش قرار گرفته است. پژوهشي كه در اين حوزه موجب شده هر كس نظرش را هرگونه مي خواهد، مطرح كند. جاي خالي پژوهش در رسانه ملي هم كاملا محسوس است. فقط زماني مي توانيم خانواده ايراني را تبيين كنيم كه آن را درست شناخته باشيم و چون آن را درست نشناخته ايم، هرگز قادر نخواهيم بود به نيازهايش هم پاسخ دهيم.»
اعضاي كميسيون جبهه مشاركت كه برنامه شش ماه اول امسال شان را نقد فيلم قرار داده اند، معتقدند كه تلويزيون با مخاطبان عام ميليوني اش بر بسياري از اقشار جامعه اثر مي گذارد و الگوي مصرف فرهنگي را به جامعه ارايه مي دهد. بنابراين اين موضوع اصلا سياسي نيست و موضوع فراتر از نقد يك فيلم است. علي احمدي هم عقيده دارد خانواده يك موضوع عام و جاري براي مردم كشورمان است. رسانه ملي قاطعانه سعي مي كند مساله چندزني را برايمان پذيرفتني كند. او پافشاري عجيب بر اين مساله توسط تلويزيون را دليل اصلي برگزاري چنين جلساتي مي داند.
آبيار هم كه تلويزيون را يك عضو جديد در خانواده مي داند، نمي تواند نقشش در اجتماعي شدن افراد را ناديده بگيرد: «تلويزيون يكي از اعضاي خانواده است كه فرهنگ را تحت تاثير قرار مي دهد و ضرورت پرداختن به اين موضوعات از اين جهت ضروري است.» چيستا يثربي هم كه به عنوان منتقد فيلم به اين سريال نگاه مي كند، بيش تر از جنبه هاي هنري اين فيلم را بررسي مي كند: «سريال طرح خطي ساده اي دارد اما چرا ناگهان به اين سريال كه بحث اصلي اش بدهي يك مرد و متحول شدن ناگهاني اش است، مساله چندهمسري را تزريق مي كنيم، مشخص نيست.» به عقيده يثربي سازندگان فيلم خواسته اند از دم دستي ترين چيزها براي خنداندن تماشاگر استفاده كنند.
او ابله نشان دادن شخصيت هاي زن داستان را يكي از ضعف هاي اساسي اين سريال مي داند. آيا زنان جامعه ما اين گونه صحبت و برخورد مي كنند؟ به عقيده يثربي هر كدام از سريال هاي تلويزيوني حوزه اي دلالت گر دارند كه بعدا گريبان جامعه را مي گيرند. او مسخره گرفتن همه چيز را يكي از اين دلالت هاي فرامتني مي خواند.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 9:52  توسط محمد تاجیک  |