تبليغاتX
آژانس شیشه ای - گزارش زهرا نعیمی از مراسم بزرگداشت مارکو گريگوريان در موزه هنرهاى معاصر
وبلاگ یک خبرنگار سینما وموسیقی
فرهنگ و انديشه، زهرا نعيمي-‌ مراسم بزرگداشت نقاش مدرنيست ايراني ارمني تبار، ماركو گريگوريان يكشنبه شب در موزه هنرهاي معاصر تهران برگزار شد.آيدين آغداشلو ضمن عرض تسليت اين فقدان عظيم در باره جايگاه ماركو در هنر معاصر ايران و شخصيت و زندگي او گفت: شور زندگي او هميشه در حد عالي و اسباب غبطه من بود. ماركو به گروهي از هنرمندان پيشگام و پيشتاز ايراني تعلق داشت كه بلا‌فاصله بعد از نسل اول مدرنيست‌ها به صورت يك موج كار خود را آغاز كردند.آغداشلو افزود: او به گروهي تعلق دارد كه متاسفانه در آغاز دوران هنر بي‌مخاطب كار كردند; هنري كه هنوز نه جا افتاده بود و نه معيار دقيقي براي روشن كردن جايگاه آن‌ها وجود داشت. هنوز برايم سئوال است كه اين بزرگواران چگونه معاش مي‌كردند. آيا كارهايشان را مي‌فروختند و يا به نمايشگاه مي‌گذاشتند؟!وي در ادامه عنوان كرد: ماركو به خاطر شور غريبش آرام نمي‌گرفت و نمي‌خواست عنصر پيشتازي خود را به خاطر تحسيني كه از جوانب مختلف دريافت مي‌كرد، كنار بگذارد. او در اين معامله اصلي سعي نكرد كنار بيايد. ماركو آرام در جست‌وجوي جايگاه خود برآمد. چه در اولين بي‌ينال و چه كمي بعدتر كه نمونه‌هاي آثار ش بيننده‌هايش را گيج مي‌كرد.اين نقاش افزود: ماركو در نقاشي‌هايش كه بسيار نقاشانه عمل مي كرد، حدي را مطرح كرد كه پيشتر كمتر كسي به آن دست يافته بود. بعدها نقاشي‌هاي كاهگلي‌اش را بر روي صفحه‌اي كه گويي چسب داشت نشان داد و همان نمونه‌ها نه درست تحسين شد و نه به درستي نقد شد. آغداشلو در كنار هم قرارگيري آثار كاهگلي ماركو را در بخش ورودي موزه با شكوه و تكان دهنده خواند و گفت: اين آثار دلبسته بود به خاك سرزميني كه در آن خاك نقش‌ها مي‌زند و به از ماده‌اي است كه ظاهرا پيش پا افتاده است.او اين شايستگي را ظاهر مي‌كند، اگر از ماركو هيچ اثري نبود، تماشاي اين شش اثر كافي بود تا بازگو كند چطور به جهان نگاه كرده است.بررسي آثار ماركو لا‌زم است و كاهگل در آثارش اهميت ويژه‌اي دارد. او اين را بعدها به هنرمندان ديگر مثل نامي‌و پرويز كلا‌نتري مي‌سپارد.آغداشلو گفت:نوشتن تاريخ هنر مدرن ايران بدون تأكيد بر جايگاه ماركو غيرممكن است «مدرنيته معاصر ايران» به شدت مديون اوست. او هنرمندي بي‌تاب بود پر از شور و نيرو. خوش لباس و به تاثير و نفوذش واقف. هيچگاه به تحقير از كسي ياد نمي‌كرد. درگير هيچ جريان پيش پا افتاده هنري نشد. اين سلا‌مت نمونه منحصر به فردي بود. اما اين امر باعث نشد با جهان اطرافش همراه نشود. او به هنرهاي عاميانه نگاهي بيروني نداشت و نه همراه آن‌ها زندگي مي‌كرد.وي در پايان از اين‌كه سال‌ها پيش مقاله‌اي مفصل در خصوص ماركو و آثارش نوشته است، اظهار خرسندي كرد.جواد مجابي ديگر سخنران اين مراسم بود كه به ديدارهايش با ماركو اشاره داشت، وي به اولين ديدارش با ماركو در كاخ گلستان به سال 1337 اشاره كرد و گفت: اولين بي‌ينال نقاشي و مجسمه‌سازي تهران افتتاح مي‌شد و ايده را ماركو داده بود. اما اهميت اين بي‌ينال در برپايي نمايشگاهي بزرگ نيست بلكه در اين است كه در اين بي‌ينال هنر مدرن ايران به طور جدي مطرح شد.در واقع نقاشي مدرن ايران از دل مكتب كمال‌الملك درآمد و سال‌ها طول كشيده تا در سال 1337 با كوشش‌هاي جمعي روياروي قضاوت تاريخي مردم بايستد.مجابي افزود: ماركو نقاشي‌هاي قهوه‌خانه‌اي را جمع‌آوري كرد و به دو موزه در آمريكا برد اما اهميت اين كارها بر آنها معلوم نشد و آنها تصور كردند كارها قاجاري است. تا ده سال بعد كه نماينده‌اي از آنها به ايران آمد و ماركو به آنها گفت كه ديگر دير شده است. در مصاحبه‌اي از او پرسيدند كه چگونه همواره نوك پيكان نقاشي مدرن ايران بوده و اين همه دلبسته هنر مردمي‌ايران است؟ او در پاسخ: ما همواره با عبور آگاهانه از سنت به طرف نوآوري مي‌رويم و پايه اصلي هنر ايران بر هنرهاي مردمي‌مستقر است.وي در ادامه به زندگي ماجراجويانه او اشاره كرد و گفت: كارهاي مهم او با 13 تابلوي آشويتس آغاز شد كه آخرين آن‌ها با خاكستر كار شد و همان جرقه كار با خاك را در ذهن‌اش ايجاد كرد.او استفاده از خاك را از زماني آغاز كرد كه نه به تقليد بلكه همزمان با اروپا و آمريكا بود و اين ارزش او رادر جست‌وجوگري و ابداع ذهني نشان مي‌دهد.مجابي در ادامه به جمله‌اي از رابرت اسميتسون اشاره مي‌كند: به جاي اين‌كه اثر هنري را به زمين بيافزاييم بهتر است اندكي خاك اين زمين را بر اثر هنري بگذاريم.وي از تجربه هنرپيشه‌گي ماركو سخن گفت و اين‌كه تنها دو سال به طول انجاميد و اين نوعي دور شدن از زندگي روزانه بود.مجابي از دو سفر به ارمنستان براي تهيه فيلمي از ماركو ياد كرد كه در هيچ‌كدام موفق به انجام اين كار نشده است.وي در پايان بر اين‌كه ماركو زندگي‌اش را وقف اعتلا‌ي هنر ايران كرده است، تاكيد كرد. محمد احصايي نيز در اين مراسم با ذكر خاطره‌اي از ماركو، او را هنرمندي بزرگ با آثاري ماندگار خواند و گفت: اين هنرمندان در تكاپوي دايمي زندگي كه ذخاير معنوي‌شان انباشته مي‌شود، در يك مرحله به جاي تثبيت شده‌اي مي‌رسد كه بروز مي‌يابد و ماركو در كاهگل‌هايش است كه بروز پيدا مي‌كند.او دل و جانش با كار و محيط‌اش يكي بود. اين‌كه آدم حواسش به همه جا باشد نكته مهمي است و به همين دليل قلب‌ برايش احترام قائلم.حبيب‌الله صادقي نيز در ابتداي اين مراسم با تسليت به خانواده ماركو و خواندن رزومه‌اي كوتاه از او، نگاه مكاشفه‌گر ماركو و همراهانش در هنر سقاخانه را ستود و گفت: قرار بود نمايشگاهي از غلا‌محسين نامي، ماركو و سيراك در موزه داشته باشيم كه نشد و بي‌توفيق بودم.اما مجموعه كارهاي ماركو در ارمنستان و آمريكا قرار است گردآوري شود و در نمايشگاه شركت داده شوند. وي همچنين از پي‌گيري جمع‌آوري پنج هزار اثر هنري عاميانه و مذهبي موجود در موزه ارمنستان توسط وزارت ارشاد خبر داد و گفت: خاك اين سرزمين بايد ارزش اين را داشته باشد كه هنرمندي مثل ماركو در آن باشد اما اصل روح اوست كه در اين‌جا نيز حضور دارد.
 
http://www.hayateno.org/Detail.aspx?cid=101586&catid=489
+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد تاجیک  |