تبليغاتX
آژانس شیشه ای - آيا امير نادري به ايران برمي گردد؟
وبلاگ یک خبرنگار سینما وموسیقی
آيا امير نادري به ايران برمي گردد؟

برخي رسانه ها ومطبوعات به تازگي اخبار ي منتشر كرده اندكه براساس اين اخبار قرار است در جشنواره كن رايزني هايي با امير نادري براي باز گشت به ايران انجام شود

به گزارش ايرانيوز ُاخباري كه هنوز از هيچ منبع رسمي تاييد نشده است .
ابوالفضل جليلي فيلمسازي كه در سالهاي اخير با امير نادري از طريق جشنواره هاي جهاني در ارتباط است به نقل از امير نادري مي گفت كه نادري قصدي براي بازگشت به ايران ندارد!
امير نادري كارگرداني است كه مدت دوري او از ايران به 21سال مي رسد. از امير نادري نقل قول شده است كه مدت زمان دوري او از ايران ‌٢٠ سال خواهد بود .بیست ودوسال گذشت وهنوز امیر نادری به ایران برنگشته است !



بنیانگذار سینمای نوین ایران
امير نادري كارگردان جنوبي سينماي ايران كه هم‌اكنون در آمريكا به كار خود ادامه مي‌دهد با ساخت فيلم‌هايي چون “دونده“، “ساز دهني“ و ”تنگنا” از بنيان‌گذاران سينماي نوين ايران به شمار مي‌آيد. امير نادري متولد ‌٢٥ مرداد ماه ‌١٣٢٤ در آبادان است. نادري از دوازده سالگي با تماشاي فيلم‌هاي خارجي در سينماي آبادان به سينما و نمايش علاقه پيدا كرد و بعد در تئاتر حافظ آبادان گاه نقش‌هايي كوتاه از بچه‌ها را بازي مي‌كرد. آشنايي و پيوندش با سينما از فروش تخمه در سينما آغاز شد و با خريد و فروش بليت و بعد آپاراتچي شدن ادامه پيدا كرد. به دليل علاقه‌اش به عكاسي و آشنايي‌اش با عليرضا زرين‌دست به عكاس‌خانه‌ها و استوديوهاي فيلمسازي راه پيدا كرد و فعاليت در سينما را با عكاسي صحنه‌هاي فيلم ”قيصر” در سال ‌١٣٤٨ آغاز كرد. در سال ‌١٣٤٩ نيز براي فيلم‌هاي‌ “حسن كچل“ و “پنجره“ عكس گرفت. او سپس به مدت شش ماه به لندن رفت و پس از بازگشت به ايران در سال ‌١٣٥٠ فعاليت فيلمسازي را با فيلم “خداحافظ رفيق” به عنوان كارگردان و نويسنده آغاز كرد. در سال ‌١٣٦٦ بعد از كارگرداني “دونده“ (‌١٣٦٣) و انتقادات تند نويسندگان سينمايي از آن و برخي مسائل ديگر به آمريكا مهاجرت كرد و كار فيلمسازي را در آنجا ادامه داد. از معروف‌ترين آثارش در هجرت مي‌توان به “منهتن از روي شماره“ (‌١٩٩٣) اشاره كرد. از بهترين فيلم‌هاي نادري در ايران هم مي‌توان به خدا حافظ رفيق ،”تنگنا” (‌١٣٥٢)، ”تنگسير“ (‌١٣٥٣)، “ساز دهني“ (‌١٣٥٢) و “آب، باد، خاك“ (‌١٣٧٠) اشاره كرد.

نادری به روایت کیارستمی ،مخملباف و پناهی

عباس كيارستمي :من و امير نادري هر دو با هم كار فيلم سازي را شروع كرديم. او عكاس بود و من سازنده تيتراژ؛ او نقش مهمي در ايجاد سينماي جديد ايران برعهده داشت. ما دلتنگ آثار او در ايران هستيم.
محسن مخملباف :امير نادري يكي از عزيزترين، خودآموخته‌ترين و شاعرترين فيلمسازان ايراني است. او يكي از استادان واقعي و يكي از بنيان‌گذاران سينماي جديد ايران باقي خواهد ماند. اگر چه او سال‌هاست كه در يك تبعيد خود خواسته زندگي مي‌كند. اما كوچه پسكوچه‌هاي ايران همچنان رنگ و بوي روح قوي سينماي او را مي‌دهد؛ او چيزي را از ما نياموخت، بلكه خود سينما را ياد گرفت؛ زنده بايد جادو و شاعرانگي تصاويرش.
جعفر پناهي: نسل من به نسل پيشين سينماگران ايراني كه تصاوير جديدي به سينماي ايران عرضه كردند، مديون است. فيلم‌هاي آنان به ما آموخت كه چگونه واقعيات ببينيم. امير نادري سهم برزگي در آموزش نسل ما دارد؛ به ويژه او به ما نشان داد، چگونه روي پاي خود بايستيم و مقاومت كنيم. به گزارش خبرگزاری هنر اين اظهارات ‌٣ كارگردان سينماي ايران درباره امير نادري است كه دربرنامه بزرگ بزرگداشت امير نادري در نيويورك ودر سال هشتاد عنوان شده است. برنامه اي كه انجمن فيلم مركز فرهنگي لينكلن پس از حملات تروريستي ‌١١ سپتامبر در شهر نيويورك، برگزار كرده بود.

امیر نادری در گفت وگویی که پیش ازاین با برخی از رسانه هاداشت از فیلمنامه ای با عنوان ماه با چنان اشتیاقی یاد کرده بود که همه گمان می کردند این فیلم جدیدترین فیلم نادری خواهد بود.
نادر ی فیلمنامه این فیلم را حاصل بیست سال حضور در آمریکا دانسته بود.ماه از یک داستان عجیب و غریب عشقی با شخصیتهای گوناگون وکشش دراماتیک برخورداراست. البته فیلمنامه دیگری نیز وجودداشته که نادری علاقمه مند به ساخت آن بوده است چاه کندن درلاس وگاس دیگر فیلمنامه امیر نادری بوده که نیمی از بودجه آن رایک شرکت آمریکایی قبول کرده بود تامین کند واین شرکت از نادری خواسته تااین فیلم را بسازد
اما آنطور که نادری در گفت وگویی که دو سالپیش با ماهنامه فیلم داشت گفته ذهن روح ووجودش با ماه است
نادری دراین سالهاهمیشه به دنبال سینما و دست یابی به امکانات و توانایی های در خور سینما بوده است اودر مصاحبه ای گفته است برای رسیدن به این مقصد حتی حاضر است تاماه نیزپیاده برود

چاه کردن کسب وکار من است

چاه کندن برای رسیدن به آب دربسیاری از فیلمهای نادری وجوددارد زار محمد درتنگسیر درحال چاه کندن است
جستجو هسته اصلی تمامی کارهای امیرنادری است از خداحافظ رفیق تا فیلمهایی که درآمریکا ساخته او حتی عنوان دوفیلمش جستجوی 1و جستجوی 2 است
نادری دراین سالها اعتقادداشته که فیلمهایی چون آب باد خاک وماه ودونده را باعشق ساخته ولی فیلمهایی چون منهنتن از روی شماره و مرثیه بانفرت ساخته شده است
نادری پس از سالها که فیلم آب باد خاک را می بیند رعشه اش می گیرد چون در آن سالها اصلا برخورد خوبی بااین فیلم ازسوی منتقدان نشد جوری با فیلم نادری برخورد شد که انگار این جو رفیلمها صدتادر سال ساخته می شود او برای ساخت این فیلم تمامی سنگهارا می چیند وتمامی خاکهای بیابان را با کامیون از مر ز افغانستان می آورد و تکه چوبهای رهاشده دربیابان راجمع می کند وبه سر صحنه می آورد .اووقتی به یک فیلمساز مشهور می گوید که این فیلم راتدوین کند پاسخ می شنود که این فیلم بیست دقیقه هم نمی شود!

اما لاس وگاس ،دو سال پیش درنمایشگاه عکسی که نادری در تورین برپا کرد او درعکسهایش ،لاس وگاس را به گونه ای به تصویر کشیده که این شهر شهریست که پول قدرت به خاک کشیدن آدمها را دارد.لاس وگاس اگرچه در ظاهر شهری برای برنده شدن وپولدارشدن است ولی در اصل از نگاه نادری تبدیل به شهری شده که همه را لخت می کند
انتظار
آلبرتو باربرا مدیر سابق جشنواره ونیز و موزه ملی تورین که سال گذشته مجموعه ای از آثار امیر نادری رابه نمایش گذاشته بود انتظار را بهترین فیلم نادری دانسته است :اصلانمی شود تصور کردکه این فیلم که یک مدرنیته محض است 32 سال پیش ساخته شده باشد

تا استخوان اورژینال

نادری چهر پنج سالی است که نه به سینما می رود ونه تلویزیون می بیند چون می خواهد که تا استخوان اورژینال باشد
او همیشه سعی کرده زیر سایه ومنت کسی نباشد فیلمسازی معمولی نباشد و همیشه تجربه کرده وچیزهای تازه یاد بگیرد
نادری آرشیوی از فیلمهای قدیمی داردکه گهگاه فیلمی از آن نگاه می کند آن هم بدون صداو فقط تصویر!
او از همان ابتدا فکر می کرده که باید بکوبد وبرود جلو.ازهمان دوران کودکی نه تنها شیفته فیلم دیدن بلکه شیفته دیدن پوستر وعکسهای سینما بود .نادری تحصیل کرده سینما نبود ولی کار سینماراتحت تاثیر فیلمهایی که دیده بود شروع کرد ولی بعدا راه وروشی راانتخاب می کند که مال خودش است

خداحافظ رفیق

برای ساخت خداحافظ رفیق اولین فیلمش ،چندتن از نویسندگان سینمایی کمکش می کنند ،نویسندگان مجله ای که او عکاسش بود .داستان کودکی امیر نادری برای آنها بسیارجذاب و درعین حال عجیب غریب بود.او در آبادان نظافتچی و بلیط فروش سینما بود وبرای رفتن به تهران باید از خانه فرار می کرد.او مثل فیلم دونده حتی یخ آب خنک و نوشابه می فروخت.
نادری فیلم ریفی و جنگل آسفالت را دیده بود و خبر دزدی از یکطلا فروشی را خوانده بود او به علیرضازرین دست که درآن سالها دریک عکاسی باهم کار می کردند و همیشه باهم سینما می رفتند گفته بود می خواهددراین باره فیلمی بسازد

دشمن سنت!

آبادان همیشه برای نادری حس مدرن وبدون نوستالژی داشته است واو همین را دوست داشته است مثل نیویورک.نادری همیشه به چهره مدرن زندگی فکر کرده به فولاد تکنولوژی سینما مترو.یا به هرچیزیکه روبه جلو حرکت کند .او هیچ گاه آدم سنتی نبوده .حتی وقتی از او بارها پرسیده اند که چرا سنتهای کشورش را حفظ نکرده گفته است که من حتی درزمانی که درایران زندگی می کردم این سنتها را نمی شناختم .ذاتا از بوی هر سنتی بدم می امد.چون آبادان شهری مدرن پولدلر وپر از خارجی بود.

تهران شهری خشن


تهران برای نادری اما شهر خشن وپردرد سری بود والبته از بعضی جهات بااصالت خاصی که با نادری ناساز گار بود
به گزارش خبرگزاری هنر نادری اولین با رکه یک دوربین سوپر هشت را در مغازه عکاسی که درآن کار می کرد دیده بودزندگی اش عوض شد وفهمید که سینما چیست او سه دقیقه با فیلم پنهانی فیلمبرداری کرد و برای ظاهر شدن آن را به لابراتواری در آلمان فرستاد ولی همین کار بتعث شد صاحب کارش بافحش وکتک اورا بیرون کند!

قهر 25 ساله

امیر نادری بیست وپنج سال است که با علیرضا زرین دست قهر است البته کارزرین دست از نظر نادری محشر بود .آخرین بار سالها پیش بود که ازروی پله های استودیو بدیع از کنارهم رد می شوند
نادری کارول رید ومرد سوم او نیکلاس ری وجانی گیتارش یا فیلم بزرگتر از واقعیت با جیمز میسون وحتی کوروساوارا دوست دارد
او یادش می آید که فیلمهای موزیکال برادران وارنرو مترو گلدین مه یر را دوست داشته است

دشمن فیلمسازان بد


امیر نادری از همان ابتدا خوره سینما بودو آن موقع یک لیست از فیلمسازان بددرایران نوشته بود وهمیشه همراهش بود شب ها که از خود بی خود می شد جلوی استودیوها می ایستاده و اسم آنها را فریاد می زده است سروکله کچیستهای تکشن کار که پیدا می شد همیشه درحال کتک کاری بود به خاطر سینمایی که دوست داشته همیشه پایش در کلانتری بود و یک چسب یک جای صورتش.نادر ی هر شب درب و داغون خانه رفیقی می خوابیده وصبح از خانه رفیق دیگری بیرون می زده .خاته اسفندیار منفرد زاده همیشه جای آدمهایی مثل نادری بود.یک رفیق سر تاپا لوطی که هرچه درمی آورد خرج رفقایش می کرد وهیچی از خودش نداشت.

افکار مخرب نادری

در آن سالها افکار اورا در شرایط گندیده فیلمفارسی،برای ساخت فیلمهای غیر تجاری مخرب می دانستند

صدای سوت

امیر نادری از کودکی خیلی سوت می زده است او در فیلمهای امریکایی اش هم همین کار می کند در صحنه اخر دیوار صوت این صدای سوت نادری است که شنیده می شود

فیلمسازی دربی پولی

نادری برای ساخت اولین فیلمش خیلی بی پول بود او مجبور شد با کولی بازی از هرکس که می تواند قرض بگیرد به آنها می گفت که اتفاقی برایش افتاده که نمی تواند بگویدبا جمع کردن ششصد تومان یکی از سکانسهای فیلم ر اکه دریک بیلیارد می گذشت فیلمبرداری کردبعد هم با فروش گردن بند و انگشتر زن سعیدراد که تازه ازدواج کرده بود فیلم ادامه یافت

اودیسه 2001 بزرگترین ریسک نادری

نادری در سال 1968یکی از بزرگترین ریسکهای زندگی اش را می کند اتفاقی که همه یا به آن خندیدند ویا شوکه شدند او همه چیزش را فروخت و به لندن رفت تا بلیط اولین نمایش اودیسه فضایی 2001 استنلی کوبریک را بخرد او شیفته کوبریک بود
سفر خیلی سختی برای امیرنادری بود او حدود ساعت 7صبح به سینما می رسداو باصرار وارد سالن می شود کوبریک درسالن در حال تست تصویر بود کوبریک از نادری می پرسد کدام قسمت پرده فوکوس است .نادری جواب می دهد چپ و کوبریک با رضایت می گوید که می تواند وارد شود...آخر سرهم کوبزیک پول بلیط اورا می دهد او دربازگشت مجبور می شود کامیونی رابشورد تا درعوض مسافتی را باآن بیاید.آن کامیون اگرچه قالش می گذارد ولی تصادف می کند.
عباس شباویزتهیه کننده قیصر پول خوبی راکه سر این فیلم به دست آورده بود روی ساختن یک فیلم اخمقانه با فردین می گذارد
بی پولی باعث شده بود تا مجبور شوند بیشتر فیلم را درنماهای بلند بگیرند آن هم بادوربین روی دست که دروقت کم بتوانند حداقل سکانسها راتمام کنند
سراین فیلم با علی زرین دست دعوامی کرد دادمی کشید وکار به قهر هم می کشید
بیضایی همان زمان چند صحنه را ازاین فیلم می بیند وبه نادری تبریک می گویدموسیقی منفرد زاده وترانه جمعه فرهاد از شعر شهریار قنبری کم وبیش فیلم سبک وشکل خودش را پیدا کرد .نادری می خواست فیلمی به سبک قتل کوبریک درست کند ولی آخر سر چیزی از کار درآمده بود مثل از نفس افتاده گدار.
خداحافظ رفیق به گفته نادری یک حس شفاف وبرنده از جامعه ایران وتهران آن روزها داشت.خداحافظ رفیق یک فیلم ارزان خیابانی سیاه وسفید نوآر بکر با پشتوانه ای از نئورائالیسم ایتالیاو موج نوی فرانسه بود ولی اتمسفر کار با شهر و حس استیصال شهری اش دست اول بود که از تجربه های مستقیم خودش می آمد وعمل می کرد.

تنگنا ،بازهم بی پولی بازهم سعیدراد

تنگنا ،به گفته نادری چند چیزبه ظور مستقیم از خداحافظ رفیق به تنگنا آمد مثل بیپولی و مثل سعیدراد
.سبک واستیل وحس یک خشونت تشنه در سعید راد که انگار منتظر امیر نادری بود و داشت می جوشید آنچنان انرژی وبی صبری در وجود نادری بود می توانست به قول خودش یک ساختمان را بخورد
الان هم نمی گذارد چیزی از دستش برود به همین خاطر تابه امروز که نیویورک است چهار فیلم ساخته است
علی عباسی تهیه کننده معروف که به قول نادری شبیه آلن دلون بود روزی پیشنهاد فیلم جدید نادری را می دهد عباسی با مقداری از پول حسن کچل علی حاتمی برای ساخت فیلم بعدی نادری به اوکمک می کند

/ نادري به روايت اسكويي /
مهرداداسكويي كارگردان مطرح سينماي مستند در پايان نامه خود درباره امير نادري مي نويسد: اووقتي چشم به جهان گشود، پدرش در قيد حيات نبود، در فيلم‌هاي انتظار، ساز دهني، مرثيه، ساخت ايران، دونده و آب - باد - خاك نيز آدم‌هاي محوري پدر ندارند نبود پدر براي آنها به اين معناست كه جز خود پشت و پناهي ندارند و تنها بايد به خود و به توانايي‌هاي خود متكي باشندهمچون خود نادري كه بدون پشتوانه و خود ساخته قدم به عرصه فيلمسازي مي‌گذارد. يكي از ويژگيهاي برخي از شخصيت‌هاي فيلم‌هاي نادري اين است كه در حالي كه خود به شدت محتاج پناه و تكيه گاهند، اما از موجود ناتواني نگهداري مي‌كنند خود نادري نيز در عين بي‌پناهي تنهايي و سرگرداني خود به عنوان والد به سرپرستي كودكان برادرش مي پرداخت، در حاليكه خود ماوي و سرپناهي نداشت.
/تنهايي دونده ماراتن /
نادري مدتي را در منزل اسفنديار منفرد زاده زندگي كرد. چند صباحي را نيز با سعيد راد گذراند يك مدت منزل شهريار قنبري بود و مدتي هم در خانه احمدرضا احمدي، مدت زيادي را هم در خانه كامران شيردل گذراند.
در فيلم‌هاي نادري بيشتر شخصيت‌هاي محوري، تنها به فكر خود و موقعيت و پيشرفت و ترقي خود هستند و به نوعي هيچ گونه وفاداري خاصي نسبت به ديگران ندارند. نادري شايد به اين دليل كه تمام زندگي يعني سرمايه و دارايي‌اش را وقف سينما كرده، نمي‌خواهد كه با تداوم ارتباط با افراد مختلفي كه به زعم او هيچ ثمره‌اي برايش ندارند، فرصتي را كه مي‌تواند به سينما بپردازد، از دست بدهد هدف غايي او سينماست. براي نادري مهم نيست كه آن چيزي كه ديگران دوست دارند ببينند را بنويسد به همين لحاظ است كه نوجوانهاي تنهاي داستانهاي او بكر، صميمي و دوست داشتني هستند و نيز به همين دليل است كه نوشته‌ها و فيلم‌هاي او مانند كسي نيست جز خودش. زيرا او تجربه‌هاي زندگيش را با كسي مشترك نيست.به نظر مي رسد كه نادري با اعتقاد به واقعيت زندگي كه از راه مطالعه عيني در مشاهدات و تجربه‌هاي خود به دست آورده، بدون آنكه دخل و تصرف عمده‌اي در واقعيت كرده باشد، آنها را به نوشته تبديل كرده است. نوشته‌هايي كه به وضوح تصويري است و حتي به نوعي دكوپاژ شده مي‌نمايد. در اين رابطه جمله‌هاي كوتاه و گاه ناقص و توصيف‌هاي فوري و گذران، بر هر چه تصويري‌تر شدن نوشته‌هاي او تاكيد دارد نوشته‌هايي كه گاهي ما را در لحظاتي با سادگي شيرين و غرابت دريافت‌ها و منحصر به فرد بودنش، شگفت زده مي‌كند.
/بارديگر تنهايي /
در بخش پاياني پايان نامه اسكويي آمده است: نادري پس از سال‌ها فيلمسازي و تجربه اندوزي به آدمي مشهور، شناخته شده و تاثيرگذار تبديل مي‌شود. رسيدن به اين مرحله، ديگر زندگي‌اي آميخته با فقر و فلاكت و تنهايي، چون دوره اوليه زندگي او را بر نمي‌تابد، اما نادري خود خواسته، با بي‌وفايي‌هاي مكرر در حق دوستانش كه او را در رسيدن به اين مرحله از شهرت و محبوبيت ياري كرده‌اند و با سفر به كشوري غريب چون آمريكا، بار ديگر به تنهايي پرسه زدن در خيابانها و زندگي تلخ و پرمشقت روي مي‌آورد. گويي او چون آدمهاي محوري تنهايش، براي خود نيز فيلمنامه مي‌نويسد و همه عناصر را به شكلي در كنار هم قرار مي‌دهد كه تك افتاده و تنهايش بگذارند تا او بتواند براي ساخت آدمهاي تنهاي فيلم‌هاي بعدي‌اش كه آمريكايي هستند باز به خود رجوع كند.



نکته هایی از فیلمسازی امیر نادری

این نکات را درباره امیر نادری بدانید بدنیست!
نادری موسیقی خودمان را دوست نداشت شاید این به خاطر طبیعت آبادانی اش بود
کار نادری دراین سالها چه درآمریکا وچه درایران گشتن در کوچه ها ،سوت زدن و رفتن به سینما ولوبیا خوردن بود
کمک اصلانی به سناریو تنگنا به گفته خود نادری صددرصد بود اصلانی عاشق برسون وکارل درایر بود اوو نادری در سفارت فرانسه فیلمهای این فیلمسازان را می دیدند نادری از اصلانی خیلی چیزها یاد می گیرد او ترمز نادری بود و خیلی خوب اورا درخط درست می انداخت.
تنگنا ، به گفته خودنادری در گفت وگوهایش یک امیر نادری خالص بود فیلم برای جوانها یک افشاگری محض اجتماعی بود آنها فیلمی از جامعه خودشان تابه این حد خشن ندیده بودند
دوربین نادری و شخصیت علی خوش دست تا اوج نکبتی که خیلی از جوانها آن را درک کرده بودند می رفت
درتنگنا زمان برای نادری اهمیت داشت داستان بایددرزمان کمی اتفاق می افتادنصرت الله کنی فیلمبردار و مهدی رجایی مونتور فیلم بودند .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 15:50  توسط محمد تاجیک  |