تبليغاتX
آژانس شیشه ای - امیر قادری ویادداشت محشری درباره داریوش مهرجویی: او مانده وسنتورش او مانده ودوربینش
وبلاگ یک خبرنگار سینما وموسیقی
امیر قادری یادداشت محشری  در ماهنامه نگاه نو درباره مهرجویی نوشته است که بخشهایی از این یادداشت را خودمان با دست خودمان تایپ کرده و آن را درزیر می آوریم :

 سخن از فیلمساز روشنفکری است که آفتها وعوارض روشنفکری این دیار گریبانگیرش نشده است.همیشه سرزنده وسالم و سرحال نه تنها باقی مانده که سال به سال زنده تر سالم تر وسر حال ترشده است

 او فیلمسازی بوده که همراه زمان حرکت کرده گیرم که برخی اوقات همین همراهی، باعث گیجی وکندی شده اما بیشتر مواقع پاداش این همراهی را دریافت کرده ونبض زمانه را دردست گرفته است.حالا با آ خرین ساخته اش سنتوری در سطح تازه ای به عنوان یک هنرمند فیلسوف با مخاطبش روبرو شده است.

 نکته اصلی کارنامه مهرجویی همسازی دنیای عمومی و جهان شخصی مقتضیات زمان وعلایق و نیازهای فردی است او قصه ادمهایی را روایت می کند که در میانه اجتماع شلوغ به دنبال راه ورسم یک جور عرفان شخصی می گردند،حظ اش را می برند وهزینه اش را می پردازند.گاه بیشتر حظ می برند وگاه بیشتر هزینه می پردازند.  

 توانایی فیلمساز دراین بوده که توانسته در آثارش به این سیرو سلوک شخصی در قلب زندگی روز مره در اشکال متنوع و جذاب وگاه بامزه ای بپردازد.

خوب که نگاه کنیم متوجه می شویم که چگونه کم کم ابزار و لوازم وحرفه فیلمسازی برای خود فیلمساز به عامل چنین سلوکی تبدیل می شود.

 عرفان شخصی فیلمهای مهرجویی از شکل وشمایل اغلب منفعلانه اش در اثار اولیه به شور ووجد جذابی در اثار متاخرش ختم می شود.او روشنفکری است که تجربه می کند در مسیر زمان حرکت می کند و بر خلاف جریان ارزشهای پذیرفته شده رایج از باطن به ظاهر می رسد.اگر فیلم گاو را نشانه های استعاری موجود درساختمان اثر می ساخت.مهرجویی در اثار اخیرش به شکل عینی تر و موثر تری از چنین عرفانی رسیده است .اینها اثاری هستند که برای موثر بودن احتیاجی به پنهان ساختن خودندارند وبالاخره درسنتوری به جسورانه ترین شکل خود جلوه گر می شوند.مهرجویی در بازسازی لحظات ظاهراعادی ومعمولی زندگی قهرمانهایش به بهترین شکل به شدت موفق است.

 مهر جویی خود می داند هزینه  این خود بودن، این همراه بازمان حرکت کردن وارزشهای خودرا ساختن تر کیبی از آرامش درونی وبلبشوی بیرونی است.

 وبالاخره این صداقت عریان ووحشتناک ناشی از این چهل سال تلاش برای خود بودن در عین همراهی بازمان در اخرین فیلمش یعنی سنتوری کار دستش می دهد.بند را اب می دهد ودیگر چیزی برای پنهان کردن باقی نمی ماند.

 مسیر حرکت مهرجویی پس از نزدیک به نیم قرن فیلم ساختن اورا به لحظه ای رسانده که دیگر توان پرده پوشی ندارد .همه چیز فاش شده .او مانده وسنتورش او مانده ودوربینش .... و جماعتی که خشمگین دربرابرش صف کشیده اند.

+ نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 21:11  توسط محمد تاجیک  |