تبليغاتX
آژانس شیشه ای - هشدار روز نامه سیاست روز نسبت به برگزاری نمایشگاه کتاب/ روايت‌هاي ناراست ، كتابت‌هاي بي بنياد
وبلاگ یک خبرنگار سینما وموسیقی
روز نامه سیاست روز در یادداشتی نسبت به برگزاری نمایشگاه کتاب هشدار داد!

متن کامل این یادداشت به شرح زیراست :

روايت‌هاي ناراست ، كتابت‌هاي بي بنياد

   
رامين شريف‌زاده
حكايت روزگار ما حكايت غريبي است آنچه بايد باشد نيست و آنچه نبايد باشد هست و آزادي واژه مترادفي يافته برابر با هردمبيل و شلم شوربا و اين هردمبيليسم تلخ، خودش را به معصوميت‌هاي جواني تحميل مي‌كند آنچنان كه فرشته، ابليس مي‌شود و ابليس، فرشته‌نما!
سالهاست كه از فرمايشات مقام معظم رهبري مبني بر تهاجم فرهنگي گذشته و امروز شاهد يك حمله‌ همه‌جانبه به فرهنگ اين مرز و بوم تحت لواي آزادي هستيم. قرن‌هاست كه جهان سلطه به مساله تبليغات عليه ملت‌هاي مسلمان، دولتهاي در حال توسعه و جهان سوم اهميت فراوان مي‌دهد و تلا‌ش مي‌كند تا با گسترش جنگ رواني ـ تبليغاتي عليه مسلمانان جهان و تقويت جريانات ضداسلا‌مي مسلمانان را به انزوا كشاند.
سيل ترفندهاي استكباري عليه مسلمانان جهان به خصوص در قرن‌هاي اخير به شيوه‌هاي مختلفي چون مذهب‌سازي و اشاعه فرقه‌هاي منحرفي مانند بهائيت در ايران، وهابيت در منطقه خاورميانه براي ضربه زدن به وحدت اسلا‌مي، ايجاد كشورهاي كوچك و ضعيف در خاورميانه عربي از طريق ايجاد حس كاذب ناسيوناليسم عربي، كمك به جريان ضد اسلا‌مي صهيونيزم و اشغال تدريجي سرزمين فلسطين، غارت ثروت‌هاي جهان اسلا‌م و وابسته كردن قدرت‌هاي حاكم و تضعيف روزافزون دنياي اسلا‌م از طريق غرب‌زدگي دنبال مي‌شود.
اين در حالي است كه با پيروزي انقلا‌ب اسلا‌مي ايران، جنبش احياء تفكر اسلا‌مي جان تازه‌اي يافت و فرهنگ تعالي‌بخش اسلا‌م در ايران و جهان اسلا‌م از حالت انزوا و انفعال خارج شد. انقلا‌ب اسلا‌مي ايران به عنوان يك انقلا‌ب ارزشي و فرهنگي، زمينه‌سازي براي يك جنبش عظيم در جهان اسلا‌م شد از اين رو امپرياليزم تلا‌ش‌هاي فراواني كرد تا از اين تكامل فرهنگي امت اسلا‌مي جلوگيري كند. دست‌هاي آشكار و پنهان داخلي و خارجي به دليل خطري كه از نسل فرهيخته انقلا‌بي و متدين ما براي منافع خود احساس مي‌كند از تمام امكانات خويش براي ترويج و گسترش اباحه‌گري و بي‌ديني بهره مي‌گيرد تا با به انفعال كشيدن دين و حكومت ديني به مقصود خويش يعني سلطه، استعمار و استثمار برسد. امروز همه‌ عرصه‌هاي فرهنگي ايران اسلا‌مي اعم از سينما، تئاتر، موسيقي، كتاب، آموزش و پرورش، دانشگاه، حوزه و ‌...  مورد تهاجم قرار گرفته و جرياناتي در تمامي عرصه‌ها تفكرات خاصي را با استفاده از عناويني همچون سكولا‌ريسم، پلوراليسم، اومانيسم، مدرنيته، دموكراسي، آزادي مدني و اقتصاد آزاد دنبال مي‌كنند. ‌ 
بي‌شك در اين ميان بررسي و ارزيابي خطوط پررنگ از جهت‌گيري‌هاي نحله‌اي به منظور مقابله با توليد و گسترش چنين آثار مخربي در جامعه از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. مروري بر كتاب‌هاي منتشر شده در يك دهه گذشته گوياي آن است كه اين آثار داراي مباني فكري و نحله‌هاي اعتقادي مشخصي است كه گاه براي همگان عيان و آشكار بوده و گاه جز براي اهل نظر دريافت آنها آسان نيست. به همين منظور در ادامه تلا‌ش مي‌كنيم تا با اشاره‌اي ولو كوتاه و گذرا به برخي از نحله‌هاي منحرف با بخشي از فضاي نشر و عرضه كتاب بيشتر آشنا شويم. از جمله مهمترين انحرافاتي كه امروزه شاهد آن در عرصه نشر كتاب هستيم مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:

آموزه‌هاي عرفاني مدرن
در آثار ادبي حوزه ادبيات جهان آنچه به صورت گسترده در بازار نشر ديده مي‌شود، رمان است. در تمامي آثار رمانتيك غرب نوعي اباحيت مشاهده مي‌شود كه بي‌شك به جهان بيني و قطع نسبت انسان معاصر غربي با ساحت آسماني منجر مي‌شود. ظهور مكاتب عرفاني شبه مدرن در قالب رمان در واقع از جمله تمهيداتي جهت معرفي هرچه راحت‌تر و باورپذيرتر كردن تفكراتي است كه اصول بنيادين آن از مدرنيته برآمده است. در سير تطور تمدن غربي نياز به دين و معارف ديني موجب ظهور و بروز آئين‌ها و اديان جديدي شده است. اين رجعت به اديان مدرن البته به معناي بازگشت قطعي بشر غربي به دين نيست بلكه به معناي باز توليد ديني است كه بر مدار اراده و انديشه بنيانگذاران آن قرار دارد كه نقطه اوج اين آموزه‌ها را مي‌توان در آثار كوئيلو جستجو كرد.
آثار پائولوكوئيلو بارزترين نمونه از اين اباحيت است كه همراه با نوعي معنويت منهاي شريعت و عرفان هاي مدرن ممزوج شده است. اما در ادبيات معاصر ايران نيز چه در شعر و چه در رمان و نمايشنامه مشابه چنين نحله‌هايي مشاهده مي‌شود. آثار هدايت، گلشيري، احمد محمود، سيمين دانشور،  غلا‌محسين ساعدي سيمين بهبهاني و مريم حيدرزاده در نثر معاصر نمونه‌هايي از بروز و ظهور اين قبيل تفكرات در جامعه است. ‌
 
ملي‌گرايي و شوونيسم افراطي
در واژگان فارسي دو مفهوم ناسيونالسيم و ميهن‌خواهي به هم آميخته و اغلب يكي تصور مي‌شود. اغلب پيش مي‌آيد كه انساني ميهن دوست، فردي ناسيوناليست و يا سخني ميهن دوستانه، سخني‌ناسيوناليستي تعريف مي‌شود. اين دو مفهوم را بايد از هم جدا كرد چرا كه يكي دربرگيرنده‌فلسفه‌اي سياسي و ديگري نماينده ‌احساس طبيعي است. ناسيوناليسم نيز مانند ساير واژگان غربي ناشي از بيش آمدن شرايط خاص اروپا پس از رنسانس است. انسان بدون دين عقيده و آرمان نمي‌تواند زندگي كند. عامل بروز و گسترش ناسيوناليسم در غرب شرايط سياسي قرن هجدهم و نوزدهم بود. در قرن نوزدهم غربيان مسابقه‌ وحشتناكي براي مستعمره‌سازي غارت و چپاول كشورهاي جهان سوم به راه انداخته بودند با توجه به اين مساله آنان نيازمند داشتن يك پشتوانه‌ ايدئولوژيك بودند كه از يك سو جنايات و چپاول‌گري‌هايشان را به نام منافع ملي توجيه كند و از سوي ديگر انگيزه‌اي براي مستعمره نمودن كشورهاي جهان سوم به وجود آورد. اما در كشورهاي اسلا‌مي ايدئولوژيك پويا و همه‌جانبه‌اي چون اسلا‌م حاكم بوده است كه اصولا‌ موضوع اقتباس كيش ناسيوناليسم را منتفي مي‌كرد. ميهن‌دوستي به مثابه‌ نوعي وفاداري پيش از رواج در غرب ميان مسلمانان وجود داشت اما اين ميهن‌دوستي لزوما سرزميني نبود. در جامعه‌ قبيله‌اي، ميهن‌دوستي رسم كوته‌بينانه‌اي از وفاداري به حدود و قبيله بود و غالبا با عنوان عصبيت به آن اشاره مي‌شد. اسلا‌م با تغيير جهت وفاداري مومنان، از سطح محلي كوته‌بينانه به سطح وسيع‌تري از وفاداري به اين ارزش‌هاي اخلا‌قي، جايگزين احساس اقليمي شد. اسلا‌م تاييد كرد كه پيروانش از سرزمين‌ها و نژادهاي گوناگوني برخاسته‌اند اما بر اصل فراگير برابري مردم و برتري يك نظام قانون و دين تاكيد كرد و بدين‌وسيله احساس از وحدت ميان گروه‌هاي مختلف پديد آورد به طوري كه مومنان از هويتشان در يك جامعه‌بزرگ ـ برادري اسلا‌مي (امت) ـ آگاه‌تر شدند.
حقيقت اين است كه امروز در ايران اسلا‌مي طرفداران سياست ملي‌گرايي، هويت ملي جديد، به دنبال همبستگي اجتماعي نيستند و ملي‌گرايي را به مفهوم واقعي كلمه نمي‌خواهند طرح مفهوم ملي‌گرايي از سوي آنان صرفا به اين دليل است كه القا كنند اين ملت قبل از آن كه مسلمان و پايبند به ضوابط اسلا‌مي باشد، ملتي ايراني است كه مي‌تواند ضوابط خاص خود را داشته باشد و هيچ الزامي بر تعهدات اسلا‌مي ندارد از اين رو با چاپ و انتشار كتب گوناگون در زمينه‌ دين‌هاي قبل از اسلا‌م و ايراني همچون آيين‌ميترائيسم و زرتشت و ‌...  و نيز معرفي شاهان قبل از اسلا‌م به عنوان شاهاني دادگر و عدالت‌خواه و ظلم‌ستيز مي‌خواهند نقش اسلا‌م را كه هميشه مانعي عظيم در برابر توسعه‌طلبي‌ها و استعمارگري‌ها است كمرنگ كنند و به انفعال بكشانند و همچنين با تفرقه ميان اقوام و نژادهاي گوناگون ايراني و غير ايراني موجود در منطقه سدي جهت جلوگيري از همبستگي اينان به وجود آورند. ‌ 
خرافه‌گري و خرافه‌پردازي ‌ 
خرافه‌گري و خرافه‌پردازي كه در بطن و ذات خود به نحوي خودآگاه و ناخودآگاه، صريح يا ضمني انكار عقل، شرع و عرف را دربردارد كه به نوبه خود، موجبات بدفهمي و تك ساحتي شدن افراد را فراهم مي‌آورد. قشري‌گري در دين مانع فهم عمق معارف ديني و حقايق الهي مي‌شود و بسترساز رشد كژفهمي و انحراف و بدعت و عصبيت است. راززدايي نيز گرايش به اين امر است كه امور عالم از جمله دين و معارف ديني چونان اموري طبيعي نگريسته شوند و رد پاي هر امر ماوراي طبيعي در آن محو گردد.
روندگريزي كه گاه در قالب انديشه به رد و طرد قانون عمومي عليت يا ناديده گرفتن يا استثناپذيري آن مي‌پردازد و گاه برانگيخته از اصل‌گرايي افراطي‌و آرزوپروري تخيلي صورت مي‌گيرد مخالف با قانون عليت چه در شكل طرد و رد آن به صورت مستقيم و چه در شكل ناديده گرفتن آن در مواردي و استثناپذير دانستن آن زمينه را براي ورود و فربه شدن انديشه‌هاي خرافي هموار مي‌سازد. روند گريزي همچنين گاه به دليل گرايش انسان به آمال و آرزوها و كوشش در جهت امكان‌پذير معرفي كردن اين آرزوها است كه از ايده‌ال‌گرايي معتدل تا تخيل‌گرايي افراطي را شامل مي‌شود. در ايده‌آل‌گرايي معتدل خصلت بارز آدمي در دسترس‌پذير ساختن خواسته‌هاي كوچك و بزرگ خويش، موجب آن مي‌شود كه آرمان‌هاي كوتاه و بلند خود را از طريق اعتقاد به جريان‌هاي موثر در زندگي خود، دسترس‌پذير و سهل الوصول بداند. در زمينه خرافه‌گرايي و خرافه‌پردازي با انتشار انبوهي از اين كتب، با عناويني همچون ستاره‌بيني يا طالع‌بيني در انواع چيني، هندي و سرخ‌پوستي در كنار ديگر شيوه‌هاي غيرعلمي مانند فال‌بيني و فال‌گيري، در همه اشكال متنوع و مختلف خود نظير فال قهوه، نخود تا فال ورق با كف‌بيني، چهره‌بيني، پيشاني‌بيني، خط‌بيني، آب‌بيني، آيينه‌بيني، رنگ‌شناسي و ‌...  روبرو هستيم.
‌ 
مكاتب التقاطي ‌ 
پيروان شريعت‌هاي التقاطي مانند بهائيت، بابيت، كسرويه و... چندان نتوانسته‌اند در حوزه نشر به صورت آشكار به تبليغ خود بپردازند. اما اين به معناي رها كردن حوزه نشر از سوي ايشان نيست. آنان به خصوص در رشته‌هايي مثل تاريخ نويسي و خاطره نويسي با جديت مي‌كوشند ضمن تخطئه و تحقير و تخفيف نقش بزرگاني چون امير كبير، ميرزاي شيرازي، شيخ فضل الله نوري، نواب صفوي و...در تاريخ معاصر ايران جاي خود را بازتر كنند. نشر كتاب‌هايي چون قبله عالم اثر عباس امانت درباره ناصرالدين شاه كه به تخفيف امير كبير مي‌پردازد نقطه اوج اين تلا‌ش است. امير كبير كه با اعدام قاطعانه علي محمد باب در برابر اين شريعت‌هاي التقاطي - استعماري ايستاد البته بايد هم مورد انتقام قرار مي‌گرفت. ادامه اين نحله در نشر آثار كسروي، سنگلجي، تقي زاده انجام مي‌گيرد.

جامعه شناسي ، علوم سياسي و فلسفه
در رشته‌هايي چون حكمت، فلسفه، جامعه شناسي و علوم سياسي نيز حضور دو نحله  اصلي مكاتب مدرن و فلسفه و حكمت اسلا‌مي در كتاب‌ها به خوبي ديده مي‌شود. نحله مكاتب مدرن در فلسفه به خوبي تمناي واردات انديشه را از سوي جريان منورالفكر نمايان مي‌سازد. به بيان ديگر بعد از حدود 70 سال تمناي ترقي ظاهري و مقلدانه، جريان منورالفكر به اين نتيجه مي‌رسد كه بايد فكر ايراني را عوض كند و از اينجا نوعي غربزدگي جديدي ظهور مي‌كند. اين نسل جديد غربزدگي كه مي‌توان آن را غربزدگي نوع دوم ناميد در تلا‌ش است كه با نفي خرد وحياني و عقل قدسي عقل خود مدار را كه با رنه دكارت در غرب ظهور كرده به ايران وارد كند. جمله كليدي >مي انديشم پس هستم <نقطه عطف نفي خرد وحياني و پذيرش عقل جزئي است. يعني بشر از اين به بعد قرار است هستي شناسي و بعد جهان بيني و مبدأ و معاد خود را با دريافت‌هاي خودمدار پي گيري كند. طبيعي است كه بعد هم اين انسان جديد جستجوي نظامات اجتماعي و قانونگذاري مبتني بر نفي وحي را نيز  مشي خود قرار مي‌دهد.
بخش عمده‌اي از كتب جامعه شناسي كه در ايران نيز منتشر مي‌شود به ويژه آنگاه كه به سياست‌ورزي نيز نزديك مي‌شود از ادبيات چپ تبعيت مي‌كند و انسان را موجودي تك ساحتي و رها شده در طبيعت فرض مي‌كند كه جامعه شناسان و فلا‌سفه مي توانند كار پيامبري و هدايت آنان را پيش گيرند. اين ايده كه براي نخستين بار در آثار كنت ارائه شد در آثار ماركس و متاخران نيز مشهود است. ‌

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد تاجیک  |