پيروز كلانتري :مازيار بهاري بهعنوان خبرنگار نشريه نيوزويك آمريكا دستگير شده است. ما مستندسازان او را مستندسازي ميشناسيم كه به همه جاي دنيا سر ميكشد تا زندگي و مصائب انسانهاي گوشه و كنار اين جهان هزار چهره را به تصوير درآورد. بهقول دوستي او مستندساز جهان است.
اسارت هر دوست و همكاري آدم را اذيت و دلتنگ ميكند، اما دستگيري مازيار با عنوان خبرنگار نيوزويك اين تصوير را پيش رو ميگذارد كه دستگيركنندگان او، اگر صرف همكاري با يك نشريه آمريكايي را جرم ندانسته باشند، او را خبرنگاري مغرض بهحساب آوردهاند و اين اتهام دقيقا آن تهمت مغرضانه و نابهجايي است كه از سر شناختي كه از مازيار دارم، مرا بيش از صرف دستگيري يك دوست و همكار آزار ميدهد و در اين يادداشت كوتاه ميخواهم آن را رد كنم و تصوير متفاوتي را كه از او ديدهام پيش رو بگذارم.
مازيار بهاري علوم سياسي و سينما خوانده و در عالم حرفه هم تواما يك خبرنگار و يك مستندساز است. او براي روزنامهها و شبكههاي تلويزيوني متفاوتي فيلم ميسازد، اما هميشه بهعنوان يك خبرنگار و فيلمساز مستقل و صاحبنظر شناخته ميشود و استقلال و صراحت نگاه و جايگاه مستقل حرفهاي او آنچنان است كه بر بالاي گزارشها و مستندهايش حك ميشود: «فيلمي (يا گزارشي) از مازيار بهاري.» شبكههاي تلويزيوني خارجي براي ارائه تصويري هرچه نزديكتر، دقيقتر و منصفانهتر از ايران به سراغ او ميآيند. مستندسازي جسور و جستوجوگر است و تنها سه سال از سالهاي اخير فيلمسازياش را در عراق گذراند. دو مستند بلند، هفت مستند گزارشگر موثر و يك نمايشنامه درباره زندانهاي آمريكا حاصل كار او در اين دوره است كه تماشايشان ما را با فيلمسازي روبهرو ميكند كه به اهميت «حضور در صحنه» در سينماي مستند واقف است و بهروشني، منتقد حضور و سياستهاي آمريكاي دوران بوش است اما اين نقد و مخالفت را نه در بيانيه و شعار، بلكه از زبان افشاگر و موثر فيلم مستند بيان ميكند. آخرين كار او تهيه يك گزارش مستند از انتخابات اخير ايران بود كه دو هفته پيش، در روزهاي حضور او در ايران به نمايش درآمد. بارها شاهد نگاه تيزبين و منصف و برخورد او با يكسونگريها و طرفگيريهاي عجولانه ديگران بودهام و بارهاي بيشتري علاقهاش به ايران و پيگيري دائم و از سر شور و شوق او را در مسائل و مصائب زندگي ايران و ايراني ديدهام.
چندي پيش در يك نوشته چاپنشده در باب نهي ارشاد و نهادهاي ديگر از عرضه و فروش فيلم به بيبيسي فارسي، گفتم كه وقتي مستندهاي شناسنامهدار و بارها ديده شده از فيلمسازهاي آشناي ما در شبكهاي بهنمايش در نيايد، فيلمهاي ناآشناي ديگري جايشان را ميگيرد كه در مجموع تصويري ناقص و معوج، هم از جامعه ايران و هم از سينماي مستند ما بهدست ميدهد. حضور و تاثير فعاليتهاي مازيار بهاري در برقراري ارتباط ايران با جهان و در دنياي ژورناليسم و سينماي مستند ايران هم در همين فضا بايد ديده و ارزيابي شود. قطع اين حضورها و ارتباطها تنها به جايگزيني حضورها و نگاههاي دورتر و بيگانهتر با اين جامعه و با زندگي ايراني ميانجامد و بر فضاي سوءتفاهمها و تعارضات خودساخته ميافزايد.
اعتماد ملی
+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 13:52  توسط محمد تاجیک
|