|
|
هدي ايزدي:اين روزها باز بحث فوتبال بهرغم تعطيل بودن بازيهاي ليگ برتر، داغ است. جام كنفدراسيونها و البته بازيهاي مقدماتي جامجهاني 2010 اين روزها ميهمان آنتن سيماست. همين باعث ميشود فوتبال دوستان، در انتظار ساعتهاي خوبي باشند. اما يك نگاه گذرا به بازيهاي چندشب اخير نشان ميدهد كه خبري از گزارشگرهاي محبوب فوتبال نيست و گمانهزنيهاي متعددي در اين ميان شكل گرفته است. گزارش بازي ايران و كرهجنوبي كه به صورت زنده و از ساعت 15:30 از شبكه سوم سيما، بعدازظهر چهارشنبه شروع شد، برعهده مزدك ميرزايي بود. اين در حالي بود كه بازي بعدي يعني بازي عربستان و كرهشمالي كه به فاصله كمتر از 5 ساعت روي آنتن رفت، باز با گزارشگري ميرزايي همراه شد تا خيليها باورشان شود كه عادل فردوسيپور و جواد خياباني، فعلا اجازه گزارش فوتبال و پخش صدا و تصوير ندارند. جالب اينجاست كه بازي برزيل- آمريكا هم كه پنجشنبه عصر برگزار شد، باز هم مزدك ميرزايي را به عنوان گزارشكر به خود ديد تا صداوسيما در اقدامي بيسابقه، در دو روز متوالي و براي سه بازي بسيار مهم از يك گزارشگر استفاده كند. اين در حالي است كه طبق روال هميشگي انتظار داشتيم سيما مسابقات را به صورت گردشي بين گزارشگران شناخته شدهاش تقسيم كند. اما بازي ديگر گروه B جام كنفدراسيونها هم كه ساعت 11 شب پنجشنبه به صورت زنده روي آنتن رفت، توسط سيانكي گزارش شد تا همه چيز براي مسجل شدن شايعات پيرامون عادل فردوسيپور و جواد خياباني آماده شود. عادل فردوسيپور كه به دليل چالش با سازمان تربيتبدني ماههاي پرتلاطمي را پشت سرگذاشته و با پايان يافتن ليگ فصل قبل، برنامه حرفهاياش، 90 را موقتا روي آنتن نميفرستد، چند وقتي است كه در سيما در قالب گزارشگر هم ديده نميشود. پيش از اين بازيهاي چهارشنبه و پنجشنبه شب، شايعاتي مبني بر سفر بودن او وجود داشت اما مثل اينكه علت اين غيبت را بايد در جاي ديگر جستوجو كرد. روزنامه ورزشي دنياي فوتبال روز گذشته نوشت فردوسيپور كه در دانشگاه صنعتي شريف و دانشكده صنايع زبان تخصصي تدريس ميكند يكي از كساني است كه ليست 130 نفر استادان مستعفي را امضا كرده و همين موضوع باعث شده تا به تصميم مديران ارشد سيماي جمهوري اسلامي ايران، ممنوعالتصوير باشد، هرچند مديران سيما علاقهاي ندارند به اين ابهام پاسخي بدهند. ولي با توجه به اتفاق مهمي كه در دنياي فوتبال ايران افتاد و تيم ملي با روياي جامجهاني 2010 خداحافظي كرد، طبيعي به نظر ميرسيد كه يكي ديگر از ويژهبرنامههاي انتقادي و تحليلي 90 روي آنتن برود كه اين اتفاق نيفتاد. از طرف ديگر جواد خياباني هم در بازيهاي مستقيم اخير- كه اصولا به صورت مساوي ميان گزارشگران تقسيم ميشوند- جايي نداشت خيليها دليل اين موضوع را انتشار عكس از او در راهپيماييهاي هفته گذشته ميدانند به نوشته روزنامه دنياي فوتبال اين تصوير كه از طريق يكي از سايتهاي اينترنتي مخابره شده، به نظر مسوولان سيما رسيده و او را هم به سرنوشت مشابه عادل فردوسيپور دچار كرده است. بهرغم همه اين شنيدهها يكي از نزديكان عادل فردوسيپور به اعتمادملي گفت كه غيبت او در تلويزيون نه فقط به دليل تصميم مديران كه خود خواسته نيز هست. همانطور كه بسياري از پروژههاي سينمايي فعلا متوقف شده و بسياري با توجه به شرايط موجود از كار دست كشيدهاند، ظاهرا عادل فردوسيپور هم ترجيح ميدهد تا كنار بماند و تا اطلاع ثانوي در برنامههاي تلويزيوني حاضر نشود. پيش از انتخابات شايعاتي مبنيبر پايان برنامه 90 به دليل سياستهاي مستقل اين برنامه شنيده ميشد. اختلافات عميق و اين نكته كه فردوسيپور حاضر نبود از شيوه انتقادي خود دست بردارد و واقعيتها را ناديده بگيرد، خشم مديران ورزش را در پي داشت و گفته ميشد در صورت ادامه كار دولت نهم تدابيري انديشيده شده تا پرونده برنامه 90 براي هميشه بايگاني شود. در اين ميان گفته ميشود عادل فردوسيپور هم حاضر به ادامه فعاليت در اين شرايط و تندادن به خواسته مديران نيست و در حاليكه او برنامهريزي براي دور جديد برنامهاش را به حالت تعليق درآورده است، گفته با ادامه وضع موجود از همكاري با صداوسيما و اجراي برنامه 90 خودداري خواهد كرد. كنار گذاشتن دو گزارشگر، باسابقه تلويزيون كه بيشك جزو بهترينها هستند و تعطيلي پربينندهترين برنامه تمام دورانهاي تلويزيون ميتواند از اولين تبعات شرايط تازه حوزه ورزشي باشد.
|
|
اعتماد ملی :نخبگان فکري جامعه ما، آنها که به حوزه دين و دينداري پرداختهاند، ظاهرا به اجماع اعلان نشدهاي دست يافتهاند. اجماع بر سر اهم مسائل فکري که امروزه در حوزه دين و دينداري، جامعه ما با آن درگير است: مدرنيته، سکولاريزاسيون، لائيسيته، روشنفکري ديني و غير ديني، هرمنوتيک، الهيات انتقادي و کلام جديد... مواضع البته متفاوت است و گاه متضاد اما بر سر اهم مسائل، ظاهرا ترديدي نيست.
در اين ميان اما، يک جاي خالي هست. يک غايب. يک غايب خاموش که نميتواند سهم خود را بگيرد و سخنگويانش اغلب فراموشش ميکنند و آن عامه مردمند. ميگوييم سخنگويان، به اين دليل که نخبگان فکري جامعه از همه نوع، اغلب خود را سخنگوي مردم ميدانند، متن مردم. متن مردمي که صدايشان به گوشمان نميرسد چون سخنران نيستند. حرفهايشان را نميشنويم، چون خاموشند. نوشتههايشان را نميخوانيم، چون نويسنده نيستند و از اين رو دين عامه را، دين خاموشي مينامند. دين خاموش پنهان اجتماع. (دوپرون. دروش.)
در نگاهي سريع به دو دوره گفتمان روشنفکري اما، اين چرخش از متن مردم به حاشيه آشکار است. در حالي که روشنفکران دهه 40-50، که به حوزه دين پرداختهاند، مباحثي چون انتظار،نيايش، عاشورا(شريعتي)، محرمات در اسلام، مسلمان اجتماعي، انتظارات مردم از روحانيت (بازرگان)، حج (آل احمد)را نيز،... که جلوههايي از حيات ديني مردم است، موضوع مباحث خود قرار دادند و تحول در دينداري عامه، از مهمترين دغدغههايشان بود، روشنفکران امروز ما، دينداري عالمانه را حوزه کار خود قرار دادهاند.
تحليل اين واقعيت، نياز به کاوش علتهاي متفاوتي است. يکي از اين دلايل شايد، توضيح کمي داشته باشد. روشنفکران آن زمان محدود بودند وناگزير از اينکه مخاطبان خود را از ميان همين مردم جستوجو کنند. هنوز نيازمند مردم بودند و مساله شان متن جامعه بود. در نتيجه بهرغم اينکه از انديشههاي جهاني تغذيه ميکردند، حساسيتهايشان را از حيات اجتماعي مردم ميگرفتند. نخبگان فکري اما امروز، به يمن ارتباطات، روزنامهها، انتشارات، تکنولوژيهاي نوين، دانشگاههاي از همه رنگ و شکل... بسيارند. با هم گفتوگو ميکنند، جدل ميکنند، يکديگر را دعوت ميکنند و مباحث بيشمار خود را در روزنامهها منتشر ميکنند و به بازار کتاب ميفرستند. در نتيجه يک جامعه نخبگان بهوجود آمده است که بينياز از متن جامعه است و گفتوگوهاي درونياش، چنان بالا گرفته است که کمکم از متن جدا شده و درگير مباحث با خود است و در اين هياهوي فکري، ثقل بحث، گاه فراموش ميشود.
اما امروزه اين بحث قديمي که همان دينداري عامه است، دوباره دارد طرح ميشود و اين بحث قديمي، به يکي از جديدترين مباحث روز بدل شده است. آنقدر جديد که حتي به روزنامهها هم کشيده شد و برخي از مراجع و مدرسين مذهبي و همچنين روشنفکران نيز، در برابر رشد باورهاي عاميانه، خرافه و جادو و شمايلپرستي و مدح... هشدار دادند و با نزديک شدن مراسم مذهبي عاشورا و تاسوعا، اين هشدارها اهميت بيشتري يافته است در نتيجه شايد ضرورت داشته باشد که اين مدار بسته روشنفکري را کمي باز کنيم و به زيست اجتماعي و حيات فکري مردم، توجهي مجدد داشته باشيم.
در حوزه علوم انساني، تحقيقات روي دين عامه از سالهاي 60 ميلادي مشخصا در فرانسه و ايتاليا طرح شد و در همه رشتهها کم و بيش بهوجود آمد. در هنر پاپ آرت مربوط به همين دوره بود. هنرمنداني که تصاوير روزمره تبليغات، سينما تلويزيون را از جامعه گرفتند، به اثر هنري تبديل کردند و به شاخصترين گالريهاي هنري فرستادند. در اوج مدرنيسم در هنر، اين بازگشت به فيگوراسيون ساده و عاميانه و توجه به واقعيت روزمره و پست که همواره مورد تحقير نخبگان بود، جامعه هنري راسورپريز کرد. توجه به زندگي روزمره در جامعهشناسي، آنال در تاريخ، فولکلور در علوم اجتماعي... نيز مربوط به همين دوران است.
اين گرايش، تحت تاثير عواملي بود که از آن ميان، چند عامل اهميت بيشتري دارند: موقعيت جديد جامعه شناسي دين و تحقيقاتي که در اين حوزه انجام شده بود و جامعه شناسان دين را دعوت ميکرد تا به جاي پژوهشهاي مفصل در خصوص دين و علوم ديني، دين زيست شده متن مردم را موضوع مطالعه خود قرار دهند، اصلاحات مذهبي در شوراي واتيکان II. که در سالهاي 60 ميلادي با هدف مدرنيزاسيون کليساي کاتوليک، گشايش کليسا به سوي ديگر کليساهاي مسيحي و تقريب(oecumunisme)انجام شد، ظهور مکتب آنال (Annales)، و تاريخ جديد، فرو تاريخ (infra-histoire )، و تاريخ خرد ( micro-histoire) و روانشناسي اعماق (psychologie des profondeurs) که در نتيجه دستاوردهاي روانشناسي فرويد و يونگ بود و توجهات را به اعماق پنهان انسان و ناخودآگاه فردي و اجتماعي معطوف کرد و نظريهپردازان علوم اجتماعي را به سمت آنچه که ژيلبرت دوران جامعه شناسي اعماق خواند، دعوت ميکرد. تحت تاثير اين عوامل، جلسات و برنامههاي بسياري در خصوص دين عامه برگزار شد و تاريخ، علوم اجتماعي(جامعه و انسانشناسي)، روانشناسي و تاريخ اديان را به مشارکت خواند. اولين گام در اين حوزه، ارائه تعريفي از دين عامه بود. دين عامه چيست؟
در تعريف دين عامه، سه رويکرد از يکديگر متمايز شدند: اولين رويکرد، تعريف دين عامه در رابطه و نسبتش با دين رسمي، راست کيشي (orthodoxy ) و راستکرداري ( orthopraxy ) بود. در اين رويکرد، دين عامه، دين زيست شده متن مردم، به عنوان انحرافي از دين حق و دين اصلي قلمداد ميشد و باري منفي مييافت. اگوستن قديس و سپس توماس قديس، دين عامه را با اهريمن شناسي(demonology) پيوند داده و در برابر خداشناسي (theology) قرار دادند، در نتيجه در همه دورانهاي قرون وسطي، کليسا با دين عامه در جنگ بود. دومين رويکرد تعريف دين عامه در نسبتش با فولکلور مردم بود. در اين تعريف دين عامه با بت ﭘرستي، جادو و خرافه (Super-tition بازمانده) اين هماني ميشد. در اين رويکرد دين عامه به عنوان بازماندهاي از گذشته، از دنياي سنت و خرافه قلمداد شد که با گذشت زمان و پيشرفت علم از بين خواهد رفت. سومين رويکرد، دين عامه را در رابطهاش با شرايط اقتصادي و اجتماعي تعريف ميکرد. در اين تعريف دين عامه بار مذهبي و اعتقاديش را از دست ميداد و خصلتي فرهنگي مييافت و با دين دهقانان و روستاييان يکي گرفته ميشد. عامه، عاميانه، بدوي و ابتدايي تلقي شد و در برابر رويکرد فرهنگي به دين که خاص شهرنشينان بود، قرار گرفت. در اين تعريف دين عامه، ديگر اسلام، مسيحيت يا يهوديت عاميانه نبود و ويژگيهاي مشخص خود را داشت و برخي اين دين عامه روستايي و زميني را در مقابل دين مدني شهري و متعالي قرار دادند. در تعريف اول دين عامه يک انحراف بود، در تعريف دوم بازماندهاي از گذشته و در تعريف سوم، يک دين ديگر.
ويژگيهاي بسياري براي دين عامه بر شمردهاند. دين عامه را دين خاموش يا پنهان ناميدند. ديني که نه با کلام که با رفتار بيان ميشود. روشن کردن يک شمع، نذر، قرباني کردن، نماز و نيايش. ديني که خاموش است. الهيات و کلام و علوم ديني ندارد. خلاف دين نخبگان که خود را شرح ميدهد و تفسير ميکند، دين عامه، تنها براي استمداد، توسل، شفاعت و حاجت به سخن ميآيد. دين پنهان است چون در اعماق جامعه نشت کرده و ماندگار است. دين عامه را، دين آيين و «مراحل گذار» خواندند: تولد، بلوغ، ازدواج و مرگ. ديني که در همه نقاط عطف زندگي مردم، با آنها همراه است. دين عامه را، ديني با واسطه دانستند. ديني که در حاشيه زندگي ميکند. به مرکز و گوهر دين، که انديشه خداست و کتاب مقدس و سنت پيامبر، تنها با واسطه نزديک ميشود، با واسطه نمايندگان دين، قديسين، ائمه و از اين روست که در حيات ديني مردم، واسطهها حضور عينيتري دارند. در نتيجه در آنچه کههانري کربن «پارادوکس توحيد»( در ميانه تعطيل و تشبيه) مينامد، دين عامه به تشبيه نزديک ميشد و به جاي مفاهيم، با تصاوير، آيکونها شمايل سر و کار داشت. دين عامه ديني ترکيبي تحليل ميشود. ديني که خالص نيست چون دين گسست نيست. دين تداوم و انباشت سنت است. چنانچه، مسيحيت اروپايي با آيين و کيشهاي مديترانهاي و سلتي درآميخت، دين عامه مردم چين، محصول کنفسيونيسم، تائويسم و بوديسم است. مسيحيت آفريقايي، ملقمهاي از آيين آفريقايي و پروتستانتيزم آمريکايي است که از آن تحت عنوان اديان Afro-American نام ميبرند. شينتو و بوديسم، دين عامه مردم ژاپن را ميسازند. چرا که، همچنان که دورکهيم ميگويد: يک دين به يک آيين واحد تقليل نمييابد بلکه يک سيستم آيينهاست که داراي خودمختاري نسبي هستند و به اين دليل هست که گاه يک آيين به دلايل مختلف باقي ميماند در حالي که مجموعه ديني که بدان تعلق داشته است، از بين رفته است. دين عامه، تفکيک گذار نبود. ديني که قدسي و غير قدسي در هم آميختهاند و قدسي در زمان مقدس و مکان مقدس و شيئ مقدس تجلي مييافت. و در نهايت، دين عامه را دين غير عقلانيت دانستهاند و ما ميتوانيم به تبعهانري دروش، اين غيرعقلانيت را اميدواري بناميم. اميدوارياي که مخالف ندارد، در نتيجه تکذيب نميشود. دين اسطورههاي طلايي، اتوپيهاي رستگاري بخش، قديسين شفابخش، موعود نجات دهنده که در سير تاريخ مداخله ميکنند و اگر هم به انتظار فوري مردم نيز پاسخ ندهند، باز هم ايمان مردم به آنها از بين نميرود.
سرنوشت اين دينداري در دنياي عقلاني امروز چه بود؟ مدرنيته دين عامه را خرافه خواند. بازماندهاي از گذشته که به مرور زمان و با پيشرفت علم از بين ميرود اما تدريجا، آن را تملک و سکولاريزه کرد. غيرعقلانيت، با واسطه بودن، مراحل گذار، آيين تنظيمکننده، همه وجوهي بودند که در دنياي مدرن دوباره سربرداشتند و با صورتي نو و جلوهاي عرفي ظهور کردند. فتيشيسم،يکي از اشکال بنياني دين بود. فتيشيسم مدرن، همه چيز را کالايي کرد و امروز ما، عشق، تولد، شادي و داغ و درد خود را نيز با کالا و شيء بيان ميکنيم. ايکونوگرافي، شمايل پرستي، يکي ديگر از ويژگيهاي دين عامه است و امروز تصوير، سينما، عکس و تلويزيون به يکي از شاخصهاي زندگي مدرن بدل شده است. دين عامه، دين واسطهها بود و امروز رسانهها جانشين واسطههاي سنتي گشتهاند. دين عامه، دين غيرعقلانيت بود، امروز شانس و اقبال، که هر روز از خلال مسابقات و بليتهاي بخت آزمايي، امتحان ميشوند و فال بيني و ستارهشناسي... يکي از جلوههاي زندگي روزمره جوامع مدرن است. مدرنيته، دين عامه را خرافه خواند اما به شکل پارادوکسيکالي، تملک و سکولاريزهاش کرد. به همين ترتيب، دين رسمي نيز، که قرنها در برابر دين عامه ايستاد و انحرافش خواند، در دوره جديد بالعکس کوشيد تا آن را اهلي و کاناليزه کند و به استخدام بگيرد.
اما مطالعات جديد در خصوص دين عامه، با توجه به تحولات اجتماعي و تاريخي بسياري که صورت گرفته است، امروزه ديگر اولا به سختي ميتوانند آن را بازماندهاي از گذشته بخوانند چرا که علوم اجتماعي نشان دادهاند که گذشتهها نگذشتهاند، نميگذرند، ميمانند و در ناخودآگاه جمعي ما، ته نشين ميشوند و عمل ميکنند. در ثاني، با توجه به ظهور قرائتهاي جديد و رويکردهاي نو به دين، که ارتدکسي را شکننده کردهاند، ديگر به سختي ميتوان دين عامه را انحراف خواند و اگر تا ديروز گفته ميشد که « خارج از کليسا نجاتي نيست» امروز کليسا خود اعلان ميکند که: «راههاي رسيدن به خدا بيشمار است».
در نتيجه ضرورت دارد که به گفته دورکهيم، فراسوي سرماي اخلاقياي که دچارش شدهايم، به اين منبع سوخت عظيمي که در بطن جامعه پنهان است توجه ديگري کنيم و با رويکردي « ماورا-انتقادي» metha-critique (بودريارد) تلاش خود را در فهم دين و دينداري متن مردم و گفتوگو با آن قرار دهيم، اگر ميخواهيم در اين متن، حضوري روشنگرانه و آگاهيبخش داشته باشيم.
گفتاري از سارا شريعتي
آزاده کریمی :«ابوالفضل جليلي» كارگردان سينماي ايران در برنامه تلويزيوني «سفر» روايت جالبي ازحضورش در جشنواره ونيز ارائه كرد و اين كه هنرمندان شناختهشدهاي چون تام هنكس را نميشناخته است.
«ابوالفضل جليلي» كارگردان سينماي ايران كه هر شنبه شب برنامه «سفر» را در شبكه چهار سيما روي آنتن دارد، در برنامه اين هفته خود روايت جالبي را از حضورش در جشنواره فيلم ونيز و نشناختن هنرمندان خارجي همچون تام هنكس عنوان كرد.
او كه در اين جشنواره با فيلم «دت يعني دختر» حضور داشته با استقبال بسيار خوبي مواجه شده است. جليلي توضيح ميدهد در آن دوره سينماگران مطرحي چون پولانسكي و تام هنكس و....در اين جشنواره حضور داشتند.
اين كارگردان سينماي ايران همانطور كه بارها در مصاحبههاي خود اعلام كرده تا به حال در طول عمرش بيش از صد فيلم نديده است، به همين خاطر هيچ كدام از اين سينماگران آمريكايي را نميشناخته است.
جليلي تعريف ميكند وقتي در اين جشنواره در كنار تام هنكس قرار گرفته چون او را نميشناخته، از او نامش را پرسيده است؟! تام هنكس هم با تعجب جواب داده: من تام هنكس هستم.
ابوالفضل جليلي هم در ادامه پرسيده: شما بازيگر هستيد يا كارگردان يا جزو عوامل فني فيلم و اين بار تام هنكس باز هم با تعجب و عصبانيت گفته است: من تام هنكس هستم.
جليلي ادامه ميدهد: در اين ميان محمد اطبايي كه در آنجا حضور داشت آنچنان عصباني شده بود كه ميپرسيد چطور تو تام هنكس را نميشناسي؟ رييس جشنواره نيز آن طور كه جليلي روايت ميكند، او را به كناري كشيده و ميگويد: ابوالفضل! تو آبروي جشنواره را بردي.
جليلي تعريف ميكند فرداي اين ماجرا روزنامههاي ايتاليا كه تصوري اشتباه و جالب از اين ماجرا پيدا ميكنند، تيتر ميزنند كه ابوالفضل جليلي كارگردان سينماي ايران، سينماي آمريكا را به تمسخر كشيد.
در ادامه برنامه شب گذشته ُجليلي در سخناني ميگويد: من 14 فيلم ساختهام كه هر 14 تاي آنها در ايران به نمايش در نيامدهاند.
وي ادامه ميدهد: در ايران براي من سانسور وجود نداشته است ولي سختگيري وجود داشته است. اگر براي من سانسور وجود داشت نميتوانستم 14 فيلم بسازم.
جليلي در ادامه ميگويد: سختگيري براي من حكم داروي تلخي را دارد كه طبيب براي شما تجويز ميكند
اين كارگردان سينماي ايران همچنين روايتي از گفتوگوي خود با راديو فرانسه بازگو ميكند و ميگويد: در گفتوگويي با راديو فرانسه آنها از من خواستند كه هر درخواستي دارم را براي آنها بازگو كنم تا آنها پخش كنند. من هم گفتم چون صداي استاد شجريان را دوست دارم صداي او را پخش كنيد و آنها پخش كردند!
جليلي همچنين در اين برنامه به تمجيد از محمد اطبايي ميپردازد و ميگويد: اطبايي رفيق خوبي براي سينماي ايران است و كاري ندارد كه چه كسي جايزه ميگيرد. او هميشه گفته است كه دوست دارد پرچم ايران را در جشنوارهها مشاهده كند. البته اطبايي هميشه به من ميگفت: تو آدم بينظم و بيخيالي هستي كه هيچ چيز بينالمللي را رعايت نميكني!
جليلي در اين برنامه گفتوگويي كوتاه و ناموفق با كيانوش عياري به بهانه حضور درجشنوارهها هم انجام ميدهد كه مدام از سوي عياري كات ميخورد.
سرمقاله روز نامه آفتاب یزد :همه شواهد و قرائن حاكي است كه عدهاي مايل نيستند هيچگونه تغييري در نتيجه انتخابات حاصل شود. مثلاً در اوج تبليغات رسانهاي در خـصـوص اقـدامـات شـوراي نگهبان براي رسيدگي به شكايات كانديداها، يك مقام بسيار موثر در اين شورا اعلام ميكند كه »تخلفات انتخاباتي در اين دوره، بسيار كمتر از همه انتخابات گذشته بوده است«. رسانهاي هم كه نام ملي دارد به پوشش وسيع برنامهاي ميپردازد كه عدهاي از حاميان دولت نهم، آن را »شكرگزاري به خاطر پيروزي احمدي نژاد« ناميدهاند. كانديدايي هم كه به عنوان پيروز انتخابات اعلام شده است ساعاتي پس از اعلام پيروزي، در جمع حاميان خود به تكرار اظهاراتي ميپردازد تا ثابت كند از نظر او هم نـتـايـج انـتـخـابـات، قطعي و غيرقابل خدشه است و او آراي اعلام شده براي خود را به مفهوم لزوم پيگيري برخي اظهارات و اقدامات ميداند كه حتي بسياري از اصولگرايان، در روزهاي اخير با آن به مخالفت پرداختهاند.
هـمـچنيـن در اظهـار نـظـري كـه مـوجـب واكنـش سياستمداران دو جناح شده است معترضان خياباني، به خاشاك و گرد تشبيه ميشوند. همه اينها نشان ميدهد كـه بخشهايي از با نفوذترين كارگزاران نظام، انگيزه قوي براي رسيدگي به شكايات انتخاباتي ندارند و يا حداكثر به رفع تكليف خواهند پرداخت. اگر اين افراد به نتيجه دلخواه خـود بـرسـنـد مـفـهـوم آن، تداوم رياست جمهوري احمدي نژاد، براي چهار سال ديگر است. اما آيا براي روزهاي بعد از اين چهار سال، فكري شده است؟
احمدي نژاد باشد يا نباشد اين چهار سال ميگذرد. اما آيا قرار است در اين چهار سال، همچنان دربها بر پاشنههايي بچرخد كه در چهار سال گذشته چرخيده است؟ آيا قرار است رئيس و اعضاي قوه مجريه، همچنان درجايگاه قـوه قـضـائـيـه بـنـشينند و ضمن تعيين استانداردهاي خودساخته به شـنـاسـايي جاسوس، مفسد اقتصادي، عامل استكبار جهاني، رانت خوار و خس و خاشاك بپردازند و فيالمجلس حكم هم صادر كنند و نهايتاً عدهاي را به خاطر عدم اجراي اين احكام، زير سوال ببرند؟! آيا قرار است در آن چهار سال فرضي، رسانههاي وابسته به بيت المال به صورت يكطرفه حرف عدهاي را »حق مطلق« بنامند و سخن ديگران را عقده گشايي و ناحق گويي، جلوه دهند؟ آيا در چهار سال آينده هم، راهپيمايي خود جوش صدها هزار تهراني را غير قانوني خواهند ناميد و در عين حال در روزنامه مـتـعلـق به دولت، حاميان خود را به صورت رسمي به انجام تجمع و راهپيمايي غير قانوني دعوت خواهند كرد؟ آيا در چهار سال آينده، هر گاه لازم باشد همه مردم از سيستم پيامك محروم خواهند بود و تنها عدهاي خاص ميتوانند براي برنامه سياسي تلويزيوني، پيامك بفرستند؟!
اين چهارسال ميگذرد اما آيا باز هم قرار است يك مقام دولتي با استفاده از رسانه ملي ادعاي غير دقيق خوددر خصوص »مختومه شدن پرونده يك ميليارد دلار« را بر سر مخالفان بكوبد اما ديوان محاسبات به عنوان رسمي تـريـن نـهاد نظارتي نتواند عدم صحت اين ادعا را به اطلاع مردم برساند؟
احـمـدي نـژاد رئـيس جمهور باشد يا موسوي، آيا قرار است باز هم عدهاي خاص، دسترسي ويژه به رسانه ملي و تريبونهاي مذهبي داشته باشند و ديگران در اين حسرت بمانند كه اجازه پاسخگويي به افتراها و اتهامات در همان رسانهها به آنها داده نميشود؟ آيا در چهار سال آينده هم عدهاي به خود اجازه ميدهند كه در روندي معكوس، تقليد مراجع تقليد از برخي زيادهخواهيهاي خود را خواستار شوند و اگر اين اتفاق نيفتاد، از رسانههاي حكومتي براي اهانت يا حمله به مراجع تقليد استفاده كنند؟
آيا در چهار سال آينده هم قرار است هر چه خوبي است بـه دولت نسبت داده شود و توپ همه نابسامانيها، كژيها، كمبودها و بيبرنامگيها به زمين مجلس، قوه قضائيه و حتي رقباي موهوم فرستاده شود؟ آيا چهار سال آينده هم، وقت دولت به افشاگريهاي مبهم و ابتر، طي خواهد شد؟
نگارنده از كساني است كه رسيدگي دقيق به شكايات كانديداها و احقاق حقوق تضييع شده احتمالي را خواستار است. اما اگر قرار است به هر قيمت، آقاي احمدي نژاد رئيس جمهور باشد به نظر ميرسد از همين امروز بايستي به فكر جلوگيري از اقداماتي بود كه نهادينه شدن آنهابه معناي زير پا گذاشتن همه قواعد حقوقي و اصولقانون اساسي و در راس آنها تفكيك قوا و پاسخگويي شفاف دولت در برابر ملت و نمايندگان ملت است.
اما يك توصيه براي كساني كه به دنبال حفظ آرامش در كشور هستند و نمي خواهند برخي بياعتماديها در كشور نهادينه شود. آنها بايد بدانند اين چهار سال ميگذرد اما كشور براي هميشه به آرامش نياز دارد شرط آرامش، جلب اعتماد مردم است نه آنكه با صراحت يا تلويحا به مردم اين پيام داده شود كه رسيدگي به شكايت معترضان، منجر به ايجاد تغييري در نتيجه انتخابات نخواهد شد! !

متن کامل این نامه به شرح زیر است :
پس از روزها دروغ بافی ،تهمت زنی، توهین و جانب داری ظالمانه و جوسازیهای ناجوانمردانه رسانه تحت اختیار شما که باید به صفت وروش ،ملی باشد ونه گروهی وحزبی ،در ترفندی آلوده به اغراض حزبی در برنامه "روز از نو "در شبکه دو سیما ودر صبح چهارشنبه ،نامه تبریک ما سینماگران مستقل را خطاب به میر حسین موسوی را با تقطیع و تحریف به گونه ای جلوه داده است که گویی ما منتقدان این سید مظلوم هستیم .
آقای ضرغامی تقوا پیشه کنید و بیش از این اعتبار وشان این رسانه را دست خوش تمایلات سیاسی خویش نسازید .
امضا کنندگان :مجید مجیدی ،کمال تبریزی ،رضامیرکریمی و عبدالحسن برزیده


کابینه کوچه و بازار
به قول عباس آقای قادری: «دور هم بودن چه خوبه / دور هم پیش عزیزان / یه صفایی دیگه داره / زندگی کنار یاران / دورهم بودن خودش یه نعمته / قدرشو بدونین این غنیمته، غنیمته، غنیمته (2بار)
با عنایت به نقل قول مشعشع فوق به عرض میرسانم که رئیسجمهور کنونی که کاندیدای ریاست جمهوری آینده نیز هست، گفته: «کابینه من متشکل از مردم کوچه و بازار با قید تخصص و خدمتگزاری است.»
بر این اساس اسامی و تخصص کابینه کوچه و بازار را تقدیم میکنم.
1-وزیر آموزشوپرورش: آقای مجیدی معلم پرورشی مدرسه بچهها که آدم خوبی است و به آنها حرفهای آموزنده یاد میدهد یا اسفندیار رحیممشایی.
2-وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات: آقامرتضی که سرکوچه دکه دارد و کارت تلفن هم میفروشد. این طوری یک خاصیت دیگر هم دارد که او دیگر به مردم سیگار نمیفروشد. آقامرتضی آنقدر مرد خوبیست که به کمتر از 18 سالهها سیگار نمیفروشد یا اسفندیار رحیممشایی.
3-وزیر اطلاعات: نقی سلمونی. سلمونی محلهمون که از همه مردم محل مطلع است، یا داداش سیدنبی که تاکسی دارد. یا اسفندیار رحیممشایی.
4-وزیر امور اقتصادی و دارایی: حاجاکبر سبزیفروش محل که درایتش در کنترل قیمتها در بحران گوجهفرنگی زبانزد خاص و عام شد و خودمان هم در گفتگوهایمان به او اشاره کردیم یا اسفندیار رحیممشایی.
5-وزیر دفاع: پسر وسطیه محترم خانوم، که هم جوان مؤمنیست، هم کمربند مشکی کاراته دارد و به جوانهای محل هم یاد میدهد. یک بار هم که جوانهای کوچهپشتی به دختر کاظم سیمکش متلک گفتند او را با مشت و لگد زد و از ناموس محله خوب دفاع کرد یا اسفندیار رحیممشایی.
6-وزیر امورخارجه: باجناق حاجاصغر که معلم زبان است و خارج هم رفته ولی با این همه نماز و روزهاش ترک نمیشود یا اسفندیار رحیممشایی.
7-وزیر نیرو: پهلوان حسن که خیلی نیرو و زورش زیاد است. یکبار هم که ماشینم افتاده بود توی جوب درش آورد، یا حسین رضازاده که خیلی نیرو دارد یا اسفندیار رحیممشایی.
الباقی وزرا یا همینها که هستند یا با مشورت اهل محل انتخاب میشوند یا اسفندیار رحیممشایی.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
کاندیداها چگونه فیلم می شوند
فیلمهای تبلیغاتی کاندیداها نکته مهمی است. مدتهاست که حرف و حدیث و شایعه پیرامون این فیلمها وجود دارد و این که چه کسی، چه کسی را فیلم میکند و غیره... حالا پاسخ سؤالها پیدا شده. هنوز فیلمها را ندیدهام، ولی با توجه به اینکه هم کاندیداها را میشناسیم و هم کارگردانها و فیلمهایشان را، براساس پیشبینی برایتان مینویسم که هر کسی چه چیزی میسازد.
گدایان تهران
اثر مجید مجیدی (برای میرحسین موسوی)
بازیگران: رضا ناجی، حسین محجوب، حمید لولایی، گوهر خیراندیش و سایر محرومان و رنجدیدگان
خلاصه داستان: سیدحسین بچه سیدی فقیر است که در خانوادهای مؤمن و معتقد زندگی میکند. همه خانواده کلاً یک جفت دمپایی تا به تا دارند که به ترتیب ایفای نقش میپوشند و میروند با آن ماهی قرمز میفروشند و کار ساختمانی میکنند و رنج فراوانی میکشند اما هرگز از آرمانخواهی دست نمیکشند. سیدحسین وقتهای بیکاری نقاشی میکشد و سخت درس میخواند.
سیدحسین پس از سالها نخستوزیر میشود. بعد، 20 سال میرود باز کتاب میخواند و نقاشی میکشد. او حالا آمده تا رئیسجمهور شود. در فلاشبکهای داستان او را میبینیم که انشایش را میخواند: «میخواهید در آینده چهکاره شوید؟»
سرافکنده
اثر علی رویینتن (برای دکتر محسن رضایی)
بازیگران: هیچ اطلاعی از آنها در دست نیست.
خلاصه داستان: کسی چیزی از خلاصه داستان این فیلم جنگی، عشقی، اقتصادی و ائتلافی نمیداند. فقط گفته میشود که این فیلمنامه بارها در شوراهای ارزشگزاری و ارزیابی و نظارت رد شده است و موضوع آن به اسمش ربط دارد.
خشم اژدها
اثر: بهروز افخمی (برای مهدی کروبی)
بازیگران: هدیه تهرانی، بهروز افخمی، نیکی کریمی، بهروز افخمی، ابوالفضل پورعرب، بهروز افخمی، فریبرز عربنیا، بهروز افخمی، بروسلی، بهروز افخمی، جومونگ، بهروز افخمی، ژان کلودوندام، بهروز افخمی، جمیله کدیور، بهروز افخمی، جکیجان، بهروز افخمی، غلامحسین کرباسچی، بهروز افخمی، آرنولد شوارتزینگر، بهروز افخمی، حجتالاسلام والمسلمین ابطحی، بهروز افخمی، سیلوستر استالونه، بهروز افخمی، عبدالکریم سروش، بهروز افخمی، جمشید هاشمپور و بهروز افخمی.
موسیقی متن: ساسی مانکن
خواننده ترانه: ساسی مانکن (براساس ترانهای از عبدالکریم سروش)
خلاصه داستان: همه عصبانیاند و داد میزنند. گودزیلا علیه گیدورا اعلام جنگ کرده. جومونگ و بروسلی و آرنولد و فرانکی و راکی و عبدالکریم سروش با یک عده از بچههای جوادیه دعوایشان شده. همهجا به هم ریخته. کروبی عصبانی شده. داد میزند. در همه نماهای فیلم افخمی کنار کروبی دیده میشود و...
جانسخت 2
اثر شمقدری (برای محمود احمدینژاد)
بازیگران: اسفندیار رحیممشایی (نقش اول)، اسفندیار رحیم مشایی (نقش دوم)، اسفندیار رحیم مشایی (نقش سوم) و الی آخر.
همه کسانی که تحت پوشش کمیته امداد هستند، پابرهنگان جهان، هوگو چاوز (بازیگر مهمان خارجی)، علیآبادی، بذرپاش و... غلامحسین الهام اینا در سایر نقشهای باقیمانده.
خلاصه داستان: چندین هزار تن سیبزمینی و میلیاردها دلار پول نفت در قالب ایرانچک مانده که هیچ نیازی به آنها نیست. لذا آنها را به مردم میدهیم تا پول نفت سرسفرهشان باشد. لذا ازدحام میشود. فیلم در نماهای اکستریم لانگشات و هلیشات ازدحام را نشان میدهد که مچکات میخورد به تصویر بازیگر اصلی که پیرمردهای فقیر و بچههای درمانده را میبوسد و برای جهان نامه مینویسد و هیچ چیز مانع او و جانسخت و فداکاریهای او که در شبانهروز 20 ساعت را صرف تقسیم پول نفت در قالب صدقه میکند، نمیشود. (شاید این داستان ادامه داشته باشد.)
بذرپاش در قزوین
بنا نداشتم امروز به اخبار بپردازم اما چون روزنامه ما «خبر» چاپ نمیکند، براساس وظیفهشناسی در امر اطلاعرسانی به عرض میرسانم که دادسرای قزوین روزنامه وطن امروز را مورد پیگرد قضایی قرار داده. طبیعتاً مدیر مسئول این روزنامه که یکی از مدیران پرتلاش و جوان کشور یعنی آقای بذرپاش است، باید به زودی در دادسرای قزوین حضور بههم رساند. برای این مدیر جوان و پرتلاش و دارای پشتکار و رایحه خوش، پیروزی و موفقیت و بهروزی و سلامت و غیره آرزو میکنیم.
------------------------------------------------------------------
چرا عصبانی هستید؟
شبها علاوه بر کارهای دیگر، حتماً تلویزیون ببینید، خیلی باحال است. بالاخص برنامههای انتخاباتی . یک برنامهای هست که تریبون میگذارند توی دانشگاه تا دانشجوها بروند پشت آن و عصبانی شوند.
هر دانشجویی که نوبتش میشود میرود مراتب عصبانیتش را به سمع و نظر بینندگان ارجمند میرساند. دانشجوست، قرار است خواستههایش را از رئیسجمهور آینده بگوید ولی میلرزد، حرص میخورد، به تناسب دختر و پسر بودن جیغ میزند یا فریاد میکشد، رگ گردنش باد میکند و... غالباً هم حرف حسابی نمیزنند.
1- انگار دانشجوها داد زدن را یاد گرفتهاند. اما نمیدانند چه بگویند.
2- واقعاً با دیدن چهرههای دفرمه شده از عصبانیت و صدای خروسک گرفته از شدت جیغ و داد، تنور انتخابات داغ میشود؟
3- تلویزیون درباره ما چه فکر میکند؟
4- آیا همه دانشجوها اینقدر عصبانیاند، یا تلویزیون فقط عصبانیها را نشان میدهد؟
5- در این برنامه گزینشی عمل میکنند یا گزارشی؟
6- چرا دانشجویان فکر میکنند باید با لحن و ادبیات فاشیستی از دموکراسی حرف بزنند؟
7- حالا اینها که دانشجویند، برخی از کاندیداها اینقدر از همه جهت عصبانی تشریف دارند؟
8- شاید فکر کنید منظورم از «برخی کاندیداها» احتمالاً کروبی است، در حالی که منظورم دقیقاً کروبی است.
|
|
مادر مهسا امرآبادي - خبرنگاري كه در روز پنجشنبه بازداشت شده است – خبر داد كه پس از چند روز دوندگي، بالاخره متوجه شد دختر او در زندان اوين بازداشت است.
مهسا امرآبادي، خبرنگار سرويس سياسي روزنامه اعتماد ملي است كه پنجشنبهشب به جاي همسرش بازداشت شد. مادر امرآبادي ضمن آنكه خواستار آزادي دختر خود بود، گفت: دختر من هيچ دخالتي در امور سياسي نداشته و ندارد و من از مقامات مسوول خواهان آن هستم كه هر چه سريعتر او را آزاد كنند. او همچنين به وضعيت جسماني دخترش و اينكه باردار است اشاره كرد و گفت: دخترم اكنون در وضعيت مناسبي به لحاظ جسمي به سر نميبرد. به گفته او، تاكنون هيچكس علت بازداشت مهسا امرآبادي را ذكر نكرده است و در اين خصوص پاسخگو نيست.
سپیده سعیدی: ساعتها از قطع شدن ارتباط با SMS یا پیامک به وسیله تلفن همراه میگذرد. امکاناتی که بیشک مخابرات موظف به در اختیار قرار دادن آن به 36 میلیون مشترک تلفن همراه است. گرچه واضح است که این اتفاق در جریان انتخابات و شمارش آرا صورت گرفته است اما هنوز این سؤال برای بسیاری از مشترکان مطرح است که در حاشیه چنین جریاناتی پیامک چه تأثیری در تغییر آرا میتواند داشته باشد؟
امیر طاهرخانی عضو کمیته مخابرات مجلس شورای اسلامی نیز معتقد است قطع ارتباطی پیامک بین مردم به خاطر مسائل انتخاباتی است.
همانطور که میدانید 36 میلیون نفر از هموطنان ما مشترک تلفن همراه هستند و در حال حاضر از گرفتن خدمات پیامک بیبهرهاند! چرا؟
این سؤال را باید از آن کسانی بپرسید که در وزارت اطلاعات و فناوری در رأس کار هستند و بیشک ترجیح میدهند هر اقدامی را که به صلاحشان است انجام دهند نه از من .
مگر شما به عنوان یک نماینده مجلس، در فهرست خواص قرار نمی گیرید ودر این روزها از سیستم پیامک بهره مند نیستید؟
نه به هیچ وجه اینطور نیست. با این که شبکه تلفن همراه در مجلس در روزهای عادی خیلی قوی است و آنتن های تقویت کننده خوبی برای ساختمان مرکزی مجلس نصب شده، در چند روز اخیر نه یک پیامک دریافت کرده ام و نه موفق شده ام یک پیامک ارسال کنم.
نظر شما چیست؟
به نظر من این حق طبیعی است که مردم باید از آن بهرهمند شوند. حال اینکه چرا مردم از این حق بیبهرهاند نمیدانیم.
شما به عنوان عضو کمیته مخابرات مجلس جویای چگونگی این اقدام نشدهاید؟
اتفاقاً ما از صبح پیگیر این مسئله هستیم و در این میان تنها با جوابهای متناقض مواجه شدهایم. بعضی از مسئولان اظهار می کنند که اصلاً پیامکها قطع نیست بعضیها هم میگویند هست.
در نتیجه؟!
نتیجه میگیریم که قرار نیست دلیل این اقدام را بدانیم و نباید جویای حق طبیعی مردم شد.
این اقدام یعنی محدود کردن امکانات مردم، مردمی که پول میدهند تا سرویسی از مخابرات دریافت کنند اما به راحتی این خدمات مسدود میشود.
در چنین شرایطی باید چه اقداماتی از سوی مردم صورت گیرد؟
در چنین شرایطی معمولاً مردم هیچ عکسالعملی نشان نمیدهند چند روز تحمل میکنند وشرایط به حالت عادی بر میگردد. گویا مسئولان قوه مجریه هم از این روحیه مردم به خوبی باخبر هستند. اصولاً مردم باید در چنین وضعیتی شاکی باشند که در حال حاضر چنین نیست.
رئیس هیأتمدیره شرکت مخابرات در گفت و گو با ایرنا اعلام کرده است که SMSها را میتوان همچنان رد و بدل کرد و مشکل نیست.
او در ادامه گفته است که من خودم صبح SMS فرستادهام، نظر شما چیست؟
بله ایشان به عنوان یک مقام میتواند جزو افراد خاص جامعه باشد و سیستم پیامک تلفن همراهش هم فعال باشد. احتمالاً ایشان در زمره خواص هستند و باید تأسف خورد که به راحتی تبعیض میشود.
آیا SMS میتواند خللی در امنیت جامعه ایجاد کند؟
من به این حرفها اعتقادی ندارم. با پیامک، اطلاعرسانی صورت میگیرد و در این وضعیت مردم جامعه در امنیت هستند نه دور از امنیت. به نظر من عدهای توهم دارند که چنین اعمالی انجام میدهند.
آیا دیگر نمایندگان مجلس هم از فرستادن SMS محروم هستند؟
بله من و دوستانی که میشناسم از جمله افرادی هستیم که امکان فرستادن پیامک را نداریم. به هر حال باید به این اظهارات دوگانه مسئولان مخابرات تن داد.
|
مر دمسالاری :آيت الله بيات زنجاني در پاسخ به نامه ميرحسين موسوي به علما، ضمن حمايت از وي و ستايش احساس تکليف و دغدغه انقلابي وي تاکيد کرد: آنچه با شما و مصالح جامعه اسلامي به مبارزه برخاسته است، يک طرز فکر غلط و انحرافي است که معتقد است براي رسيدن به اهداف به ظاهر مقدس، مي توان به هر وسيله نامقدسي متوسل شد. متن پاسخ آيت الله بيات زنجاني به نامه مهندس موسوي به اين شرح است: |
هوار، هوار، بردند داروندار ما رو!
علیرضا زاکانی، نماینده مجلس گفته: «یک نفر دستگیر شده که 300 هزار میلیارد تومان از بیتالمال دزدی کرده.»
1-با توجه به این که کل درآمد نفتی کشور در 4 سال دولت نهم حدوداً 272 هزار میلیارد تومان بوده، گمان کنم میدانم «طرف» کیست!
2-واقعاً دست دولت درد نکند که با این کسب ضعیفش 28 هزار میلیارد تومان هم گذاشته تا فقط یک نفر همهاش را بدزدد.
3-این تازه یک نفر بوده. اگر الباقی لیست مفسدان اقتصادی که 4 سال است به آستر جیب کاپشن رئیسجمهور گیر کرده و بیرون نمیآیند را حساب کنیم احتمالاً کل درآمد ایران، ونزوئلا، سنت وینسلت، کوبا، سوریه و سایر کشورهای دوست و برادر را دزدیدهاند. ما با چی زندهایم، خدا میداند.
لطف سیاست
پروفسور حمید مولانا، مشاور سیاسی رئیسجمهور ایران و استاد دانشگاه واشنگتن گفته: «سیاست بدون احمدینژاد لطفی ندارد».
کاملاً با جمله ایشان موافقم و البته باید به آن اضافه کنم که احمدینژاد هم بدون مشاورانش لطف چندانی ندارد. اما جایگاه خاص «اسفندیار رحیممشایی» را نباید در «لطف سیاست» نادیده گرفت.
حیف شد که امروز «اسفندیار رحیممشایی» چیزی نگفته بود و الا جنسمان خوب جور میشد: محمدعلی رامین، پروفسور حمید مولانا، اسفندیار رحیممشایی، یک خبر هم از بذرپاش و علیآبادی که بزنی تنگش، سنگ را آب میکند و مرغ پخته را هم میخنداند.
گرفتار شدهام از دست این جماعت شورای سردبیری، اول که گفتند روزنامه به جای سردبیر «شورای سردبیری» دارد، خوشحال شدم. فکر میکردم مطابق معمول هر شورای دیگری، یک عده دور هم جمع شدهاند که به هیچ وجه هماهنگ نیستند. نگو ماجرا چیز دیگری است، اینها زیادی با هم هماهنگند. همهشان با هم فشار میآورند؛ گروهی.
اساساً گروه فشار یک نمونه بارزش همین شورای سردبیری ماست. بالاخص حالا که افشاگری کردهام و به همه نشان دادهام که چه شجاعت و شهامتی توی آستین داشتهام، بیشتر فشار میآورند. نمونهاش همین دیالوگهایی که میخوانید است. «ع.ش.س» در همه آنچه میخوانید مخفف «عضو شورای سردبیری» است و چون همهشان مثل هم هستند، فرقی نمیکند کدامشان با من حرف زده.
ساعت یک بعد از ظهر
من: سلام.
ع.ش.س: سلام و زهرمار. چطوری؟
من: ای بدک نیستم.
ع.ش.س: غلط میکنی، بگو خوبم به مرحمت حضرتعالی.
من: خوبم به مرحمت حضرتعالی.
ع.ش.س: امروز چی میخوای بنویسی؟
من: هنوز نمیدونم. سایتها رو چک کنم، خبر میدم.
ع.ش.س: بیخود میکنی. سایتها قبلاً «چک و خنثی» شدهاند. برو یه چیزی راجع به گل و بلبل و اینا بنویس.
من: گل و بلبل رو میدونم، ولی «اینا» کی هستن؟
ع.ش.س: احمق. اینا ماییم دیگه.
من: چشم.
ع.ش.س: چشمت چهار تا.
ساعت 3 بعد از ظهر
ع.ش.س: خب چی نوشتی؟
من: بلبل پیدا نکردم. ولی یه چیزی درباره پرندهها پیدا کردم، از سایت خودمون.
ع.ش.س: بخون ببینم.
من: نوشتهام که نبود آب کافی و عوامل انسانی سبب مهاجرت پرندگان از دریاچه ارومیه شده است.
پرندگان مهاجر ز شهر ما رفتند
دریغ و درد ندانم که تا کجا رفتند
ع.ش.س: یعنی چی یعنی توی مملکت نه «آب» داریم نه «عوامل انسانی»؟!
من: بزرگوار، یعنی آب دریاچه ارومیه داره خشک میشه. نه آب کل مملکت.
ع.ش.س: عوامل انسانی رو وردار. مسئله داره.
من: چرا؟
ع.ش.س: بالاخره توی انسانها، آدم مسئلهدار هم پیدا میشه دیگه! ما چیزی که شبهه مسئلهدار شدن داشته باشه، چاپ نمیکنیم. شعرشم بده.
من: چرا؟
ع.ش.س: چرا مال گوسفنده. روزنامه چرا نداره. توش دریغ و درد و اینا داره.
ساعت 4 بعد از ظهر
ع.ش.س: خب چیکارش کردی؟
من: نوشتهام دریاچه ارومیه طی یک اقدام خودسر در حال خشک شدن است و پرندگان هم در حال مهاجرتند.
پرندگان مهاجر ز شهر ما رفتند
هزار حیف ندانم که تا کجا رفتند
ع.ش.س: باز هم که حیف و اینا توشه؟ اونم هزار تا. احمق وقتی ما چند میلیون نفر رو مینویسیم دهها هزار نفر، میدونی اگه بگیم هزار حیف یعنی چند تا حیف؟ اصلاً عدد نیار. بنویس خوب شد. بنویس «خدا رو شکر» بنویس
پرندگان مهاجر ز شهر ما رفتند
خدا رو شکر ندانم که تا کجا رفتند
من: باشه مینویسم. میتونم برم یه جایی دو ساعت دیگه بیام، درستش کنم؟
ع.ش.س: کجا میری؟
من: حوالی ونک یه کاری دارم.
ع.ش.س: نه خیر، اونجا باد میاد، خس و خاشاک میره توی چشمت. میخوای بری بیرون هوا بخوری. از همین پیادهروی بغل روزنامه میری تا میدون ولیعصر و زود برمیگردی. ساعت 5 باید مطلبت رو تحویل بدی.
ساعت 5 بعد از ظهر
من: درستش کردم. شعرشم درست شد. همون شد که میخواستی.
پرندگان مهاجر ز شهر ما رفتند
خدا رو شکر ندانم که تا کجا رفتند
ع.ش.س: «پرندگان مهاجر»ش رو هم عوض کن. مهاجر هم آدم رو یاد اسمی بعضیها میندازه، هم بار منفی داره. جاش بذار قهرمان.
من: یعنی بنویسم
پرندگان قهرمان ز شهر ما رفتند
خدا رو شکر ندانم که تا کجا رفتند؟
ع.ش.س: «رفتند» هم بده. بنویس «آمدند و خوش آمدند».
من: با این حساب میشه:
پرندگان قهرمان ز شهر ما آمدند و خوش آمدند
خدا رو شکر ندانم که تا کجا آمدند و خوش آمدند
ع.ش.س: نه، یه کم بو داره. یه چیزی دیگه جای «پرندگان» بذار.
من: مثلاً چی؟
ع.ش.س: چه میدونم، اسم یه جونور دیگه بذار. اسم خودت خوبه. فقط قهرمانش یه کم مسئلهداره که اونم عیبی نداره.
من: پس مینویسم:
شهرام شکیبای قهرمان ز شهر ما آمدند و خوش آمدند
خدا رو شکر ندانم که تا کجا آمدند و خوش آمدند
ع.ش.س: نه اینم خوب نیست. کاشکی میشد جای اسمت یه جونور دیگه گذاشت. اصلاً ولش کن. عوض ستون امروزت یه عکس گل یا دریا یا دماوند یا شاید عکس خودمو چاپ کردم و تیتر زدم «سونامی گل و بلبل» تو زود برو خونه. از پیادهرو هم برو. زود باش که خونوادت نگرانت نشن. فردام نمیخواد بیای. استراحت کن!
این را یکی از شش نماینده عضو هیات ویژه بررسی کننده اغتشاشات اخیر گفت. هیاتی که به دستور علی لاریجانی برای بررسی حمله به کوی دانشگاه و برخی اماکن مسکونی تشکیل شده است.
وی که نمی خواست نامش فاش شود با اشاره به اینکه طی 15 سال گذشته ریشه بسیاری از اغتشاشات اجتماعی که به بحرانی برای زیرپاگذاشتن نظم در جامعه تبدیل شده اند، در دستان همین عناصر لباس شخصی بوده است، گفت: اینها عناصر غیر مسئولی هستند که هیچ گروه دیگری چه نیروهای انتظامی و چه نیروهای نظامی و بسیج مسئولیت اقدامات آنها را نمی پذیرد. این نماینده مجلس با ابراز نگرانی از تکرار فجایعی که به دست عناصر لباس شخصی صورت گرفته است، ادامه داد: همین مساله است که رئیس مجلس را بر آن داشته که به شناسایی این عوامل همت گمارد. هرچند که این تلاش وی از سوی برخی نمایندگان تندرو در مجلس و برخی عناصر حامی این لباس شخصی ها در بیرون از مجلس مورد پسند واقع نمی شود.
حسن ابوترابی فرد رئیس هیات ویژه بررسی کننده اغتشاشات اخیر، نیز در نمابری که به خبرگزاری ها ارسال کرده بود، آورده است: به نظر کمیته آنچه باید مورد توجه قرار گیرد این است که چرا افرادی با لباس شخصی و بدون داشتن ماموریت از طرف نهادهای مسوول داخل نظام وارد کوی شدند. از نظر کمیته این افراد کاملا مشکوک هستند و باید هرچه سریعتر هویت آنان توسط دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی کشف و فاش شود.
جمشید انصاری دبیر کمیته سیاسی فراکسیون خط امام (ره) نیز با اعتقاد بر اینکه عوامل حمله کننده به کوی دانشگاه و برخی مناطق مسکونی، لباس شخصی هایی بوده اند که از برخی نهادهای رسمی دستور می گیرند، ادامه داد: برخی به دنبال امنیتی کردن فضای سیاسی کشور هستند که در قبال آن بتوانند برخی تخلفات خود را بپوشانند.
کواکبیان نماینده سمنان نیز با تاکید بر لزوم شناسی لباس شخصیها گفت: اینها چه کسانی هستند که نه نیروی انتظامی از آنها خبر دارد و نه بسیج. این عوامل باید شناسایی شوند.
گفتنی است هیات بررسی کننده اغتشاشات اخیر که به کمیته حقیقت یاب نیز معروف شده است، مرکب از حسن ابوترابی فرد به عنوان رئیس هیات و کاظم جلالی، الیاس نادران، علیرضا زاکانی، حمیدرضا کاتوزیان و محمد عباسپور است. نمایندگانی که به گفته محسن کوهکن سخنگوی هیات رئیسه به دلیل وجهه دانشگاهی شان و اینکه از سوی دیگر نمایندگان مورد قبول هستند، در ترکیب این هیات جای گرفتند.
احضار وزیر علوم به مجلس
حضور لباس شخصی ها در دانشگاه و ضرب و شتم دانشجویان، آنچنان اعتراض نمایندگان مجلس را برانگیخت که منجر به احضار محمرضا زاهدی وزیر علوم به مجلس شد.
مصطفی کواکبیان رئیس فراکسیون دانشگاهیان با بیان اینکه این اولین بار نیست که برخی افراد تحت عنوان لباس شخصی وارد کوی میشوند و دانشجویان را مورد ضرب و شتم قرار میدهند، از احضار وزیر علوم به مجلس خبر داد و گفت: اگر نگوییم این حادثه بدتر از 18 تیر بود باید بگویم که در همان ابعاد بود. وی همچنین از نشست مشترک اعضای این فراکسیون با هیاترئیسه سخن گفت و افزود: قرار شد از وزیر علوم دعوت کنیم تا این مساله را ریشهیابی کنیم. نماینده سمنان خاطرنشان کرد: فراکسیون دانشگاهیان این اقدام را محکوم میکند و تا ریشه یابی دقیق آن بر پیگیری این موضوع میپردازیم ولو اینکه این مساله شش ماه طول بکشد. وی از احضار وزیر علوم برای حضور در جلسات هفته بعد فراکسیون دانشگاهیان خبر داد و گفت: ما برای جلوگیری از تکرار این حوادث پیش بینیهایی داریم که به وزیر ارایه میدهیم.
در همین حال 44 نفر از نمایندگان مجلس سوال مشترکی را از محمدرضا زاهدی وزیر علوم مطرح کردهاند. در این سوال از وزیر علوم پرسیده شده است پس از وقوع حوادث اخیر در کوی دانشگاه چه اقدامی کردهاید؟ تمهیدات وزارت علوم برای حفظ حرمت و جایگاه دانشگاهیان در مقابل حملهکنندگان به کوی دانشگاه و سایر دانشگاههای کشور چه بوده است و چه اقداماتی پس از آن با متخلفان صورت گرفته است؟ نظیر برخوردهای خشونتبار و وحشیانه مذکور در سایر دانشگاههای دیگر و شهرهای مختلف صورت گرفته است آیا صرفا با سرودن سوگنامه آن هم از سوی رئیس دانشگاه تهران کافی به نظر میرسد؟ پاسخ این همه برخوردهای ناصواب فقط همین بیانیه است؟ آیا تاخیر امتحانات دانشجویان به دلیل وقوع حادثه مذکور چه خساراتی بر کشور برجا میگذارد؟ به هر حال جناب آقای وزیر و دستاندرکاران وزارتخانه باید پاسخ دهند چگونه توافقنامه بین دانشگاه تهران و نیروی انتظامی مبنی بر عدم ورود نیروهای نظامی و انتظامی به خوابگاه دانشجویان را پاس داشتهاند و در برابر نقض آن چه کردهاند؟
تنها کسی که به حمایت از وزیر علوم پرداخته است، نایب رئیس مجلس بود. ابوترابی فرد با بیان اینکه شناسایی عوامل حمله کننده به کوی دانشگاه، مورد تاکید جدی وزیر علوم، تحقیقات و فناوری و رییس دانشگاه تهران نیز بوده و آنان هم دارای سوال و ابهام جدی در این زمینه هستند، گفت: نیروی انتظامی ضمن مردود دانستن اقدام این گونه افراد موظف شد در خصوص شناسایی هویت و برخورد با آنان اقدامات جدی انجام دهد.
اگرچه در وهله اول به نظر می رسید که این اقدام برنامه ریزی شده بوده است اما یکی از نمایندگان مجلس به "خبر" گفت: فرزندان برخی از نمایندگان در جریان راه پیمایی های اخیر و تجمعات خیابانی مشغول شعار دادن بوده اند که برخی عناصر لباس شخصی به طرف آنها حمله ور می شوند. برخی از فرزندان نمایندگان مجلس در فرار از دست مهاجمان به سمت خانه خود باز می گردند. به این ترتیب مهاجمان بی آنکه بدانند که این مجتمع مسکونی مربوط به نمایندگان مجلس است، به دنبال آنها وارد مجتمع مسکونی می شوند.
در این مجتمع مسکونی دوربین های مدار بسته ای نصب شده است که تمامی مراحل هجوم لباس شخصی ها و اغتشاشگران به مجتمع مسکونی نمایندگان را از ابعاد مختلف فیلم برداری کرده و چهره تمامی آنها را نشان می دهد. این فیلم ها در اختیار واحد حراست این ساختمان ها و مجلس قرار داده شده است تا نسبت به شناسایی این اغتشاش گران اقدام کنند. به گفته محمدرضا تابش که در این مجتمع زندگی می کند، ماهیت این افراد شناسایی شده و در حال رسیدگی به آن هستند.
گفتنی است در این مجتمع مسکونی که شامل سه آپارتمان هفت طبقه دو واحدی است، بسیاری از نمایندگان دوره گذشته مجلس نیز سکونت دارند. نمایندگانی همچون مرتضی تمدن که اکنون استاندار تهران است و محمد عباسی و عبدالرضا مصری که اکنون وزرای دولت نهم هستند. در خیابان نزدیک به این مجتمع نیز خودروهای بسیاری پارک شده بود که به گفته شاهدان عینی تخریب شده اند.
ایسنا :با پشتسر گذاشتن تقريبا دو هفته از اكران «درباره الي» اين فيلم تاكنون 220 ميليون فروش داشته است،اما طبق تحليلها و بررسيها و آنچه در مطبوعات منعكس شده است، اين فيلم ميتوانست بيش از اين فروش داشته باشد اما با توجه به شرايط اين روزها، اين فيلم به فروش مطلوب خود دست نيافته است.
اصغر فرهادي كارگردان «درباره الي» دربارهي شرايط اكران اين روزها، به خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت: با توجه به اتفاقات مهمي كه در جامعه در حال رخ دادن است، انتظار اينكه مردم در اين شرايط حساس به جاي تمركز بر روي وقايع جاري، به سمت سينماها و تماشاي فيلمها بروند، خودخواهي است.
اين كارگردان در پاسخ به اينكه چرا در اين شرايط فيلم به نمايش در آمده است، نيز معتقد است: عدم نمايش فيلم در فصل بهار علي رغم طي مسير قانوني و اصرار بر نمايش فيلم، درست در بحبوحه انتخابات حاصل يك برنامهريزي كينهورزانه بود كه شخص آقاي جعفريجلوه ماموري معذور در اجراي آن بودند و البته از هيچ تلاشي براي اجراي اين برنامه فروگذار نكردند.
به گزارش ايسنا،در فيلم «درباره الي...» بازيگراني چون«ترانه عليدوستي»، «گلشيفته فراهاني»، «شهاب حسيني» و «مريلا زارعي» ايفاي نقش داشتهاند و در خلاصه داستان آن آمده است «سه روز تعطيلي در پيشروست و چند خانواده براي تفريح راهي شمالاند، اما شلوغيهاي شمال باعث ميشود محل مناسبي براي اسكان پيدا نكنند و...»
حبیبالله عسگراولادی عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی که در مراسم « طلایهداران آفتاب» در بزرگداشت شهیدان امانی ، بخارایی ، صفارهرندی و نیکنژاد، سخن میگفت: اظهار داشت: خداوند در قرآن به اهل ایمان توسط پیغمبر پیام فرستاده و بندگانش را مورد مرحمت قرار داده و به پیامبر گفته شما وقتی با همدیگر حرف میزنید با بهترین روش حرف بزنید، شیطان میان بندگان من آشوب میکند. اینکه تصورمان این باشد که سلیقهی ما و اطرافیان ما حقاند و دیگران باطل، مثل خس و خاشاک به آنها نگاه کنند، هر کس چنین تصوری داشته باشد، در هر مقامی که باشد از بندگی خدا خارج شده؛ زیرا خدا به بندگان پیغام داده هنگامی که با هم حرف میزنید، به بهترین روش حرف بزنید.
عسگراولادی همچنین با اشاره به جلسه شنبه مجمع تشخیص مصلحت نظام اظهار کرد: جلسه با وضعی شروع شد که تازه آرا خوانده شده بود و من اجازه گرفتم و خطاب به ریاست مجمع گفتم شما در جریان اخیر با یک سماحتی برخورد کردید. شما و ناطق نوری گفتید ما در شرایط کنونی هیچ اظهارنظری نمیکنیم و در آینده به فرصت مقتضی صحبت خواهیم کرد. من از شما دو نفر تشکر میکنم و هنگامی که شما گله داشتید، این گلهها را در درون نظام مطرح کردید و به ولایت نامه نوشتید و غیر از چارچوب نظام عمل نکردید که باز هم از شما تشکر میکنم. نکتهی سوم اینکه از این سماحت استفاده کنید و در ادامهی انتخابات شما با سماحت کمک کنید که ایشان هم تشکر کردند.
دبیر کل جبههی پیروان خط امام و رهبری با بیان این که « در رابطه با آنچه به سرنوشت امام و انقلاب مربوط میشود باید تعصبات را کنترل کنیم» اظهار کرد: برادران و خواهرانی که آزردهخاطر و معتقد هستند که نامزدهایشان رای نیاورده یا رای داشتهاند اما رایشان خوانده نشده، این فرصت با حرکتهای احساسی و غیرمنطقی تبدیل به تهدید میشود، همه باید کوشش کنیم، به خصوص برادرانی که شعار میدهند و راهپیمایی میکنند، اما باید توجه داشت تخریب ، سیاهنمایی و فحش دادن جز اینکه شیطان بزرگ خوشحال شود چیزی دیگری نیست.
