تبليغاتX
بازمانده
وبلاگ محمدتاجیک یک روزنامه نگار سینما،موسیقی وتلویزیون/این روزها نیش زنبوررااز دست ندهید

                                                               بازي در سكوت

از خصوصيات بارز سليماني در فيلم بيست سكوت و وسواس اين شخصيت است. اين روحيه از كجا مي‌آيد؟

اين دو خصوصيت وسواسي و ساكت بودن در ابتدا در خود فيلمنامه و متن بود و در واقع برگرفته از ذهنيت فيلمنامه‌نويسان و كارگردان بود و بعد با همفكري و مشورت با كارگردان سعي شد شخصيت سليماني كم‌تر صحبت كند و بيشتر در سكوت بازي كند. يعني بيشتر در گوشه‌اي بنشيند و فقط نگاه كند، چون آدمي است كه حرفي براي گفتن ندارد و خيلي با آدم‌هاي پيرامونش ارتباط برقرار نمي‌كند. او زني داشت كه ازش جدا شده و همين مساله باعث شده كه بيشتر به‌اصطلاح در خودش باشد.

ايفاي نقش برايتان مشكل نبود؟ به اين خاطر كه بسيار تلخ بود و شبيه هيچ‌كدام از نقش‌هاي قبلي‌تان نبود كه خيلي زود تماشاگر را با خود همراه مي‌كرد...

بله، سليماني خيلي كنش‌هاي بيروني ندارد. اما وقتي فيلمنامه را خواندم خيلي دوست داشتم اين نقش را بازي كنم، چون خصوصيات آن به گونه‌اي بود كه مي‌توانستم دنياي جديدي را تجربه كنم. ضمن اين‌كه در تحليل‌هاي بازي‌هايم به من مي‌گفتند كه كنش‌هاي بيروني پرستويي زياد و بيشتر بازي‌هايش بيروني است. حالا خواستم نقشي بازي كنم كه برخلاف كارهاي قبلي‌ام كنش‌هاي بيروني نداشته باشد. بنابراين سعي كردم با كمك كارگردان به يك بازي دروني برسم. پس به بازي در سكوت رسيدم: شخصيتي که فقط به اطراف نگاه مي‌كند و ميان وسواس‌هاي ذهني‌اش اسير است، كمتر ميان مردم مي‌رود و بيشتر پشت ميزش نشسته است. حتي به توصيه پزشكش مي‌خواهد تنش‌هاي دور و اطراف را از خود دور كند. البته اين‌نوع بازي برايم بسيار سخت بود، ولي به تجربه‌اش مي‌ارزيد. چون هيچ‌چيزي نداشت كه من به واسطه آن بخواهم چيزي را نمايش دهم. خب از سويي اين تلخي در خود نقش هم وجود داشت. همين اين‌كه اين آدم به آدم‌هاي دور و اطرافش مي‌گويد كه بايد هر چه زودتر كار جديدي براي خودشان پيدا كنند و در ابتدا توجهي به زندگي زن و مرد آشپز يا آن زن بيوه‌اي كه سرپناهي ندارد و بايد آن خانه را سريعاً تخليه كند، ندارد يا سيلي به گوش آن جوان شهرستاني مي‌زند و اصلاً با هيچ‌كدام از آن‌ها همراهي نمي‌كند. خب همه اين واكنش‌ها در بدو امر تماشاگر را پس مي‌زند و باعث مي‌شود كه تماشاگر با اين شخصيت همراهي نكند و طبيعتاً نمي‌تواند با او ارتباط برقرار كند. ولي در طول فيلم كم‌كم تماشاگر با سليماني همراه مي‌شود، وقتي به زندگي و فضاي زندگي‌اش نزديك‌تر مي‌شود و با مشكلات او آشنا مي‌شود و در نهايت با او همذات‌پنداري مي‌كند و حتي شخصيت‌هاي داخل رستوران هم متوجه مي‌شوند كه سليماني ذاتاً آدم بدي نيست. خود من هم معتقدم آدم بد وجود ندارد. آدم‌ها وقتي در موقعيت‌ها و شرايط مختلف قرار مي‌گيرند از خود واكنش‌هاي متفاوت نشان مي‌دهند و در آن شرايط مشخص مي‌شود كه به‌اصطلاح آدم بدي هستند يا خوب. همين اصل هم در سينما صدق مي‌كند.

پرويز پرستويي ومهتاب كرامتي درفيلم " بيست"

ولي اين همذات‌پنداري در مورد سليماني يك مقدار دير اتفاق مي‌افتد.

خب در برخي فيلم‌ها هم مي‌بينيم كه تغيير و تحول يك شخصيت خيلي زود اتفاق مي‌افتد، به هر حال سينماست ديگر! در اين فيلم سعي كرديم اين تغيير و تحول خلق‌الساعه اتفاق نيفتد تا از اين نظر مورد انتقاد قرار نگيريم. اتفاقاً به نظر من اين نقطه قوت فيلم محسوب مي‌شود و خودمان خواستيم اتفاقات به اين شكل و با اين ريتم رخ دهد. من وقتي فيلم را با تماشاگر ديدم، متوجه شدم تماشاگر توقع دارد پرستويي را مثل هميشه قهرمان ببيند، اما هيچ‌كدام از تغييرات و تحولات اين شخصيت محسوس نيست. يعني حس مي‌كنيم كه به سليماني الهام شده كه مي‌ميرد و بنابراين تصميم مي‌گيرد گناهان و خطاهاي گذشته‌اش را جبران كند، در حالي که همه‌چيز آرام و به‌موقع پيش مي‌رود.

پس تمام اين واكنش‌ها حساب‌شده بود؟

دقيقاً. خيلي سعي كرديم تا راكورد حسي اين آدم حفظ شود و در عين حال خيلي شعاري نشود. البته نمي‌خواستيم كلك بزنيم، بلكه مي‌خواستيم تماشاگر را غافلگير كنيم. براي بهتر فهم شدن قضيه مثالي مي‌زنم. آدمي كه تاكنون كوچك‌ترين خلافي نكرده و حتي اگر به سوابق او مراجعه كنيم، مي‌بينيم كه تا حالا هيچ سوءپيشينه‌اي نداشته، ناگهان در موقعيتي قرار مي‌گيرد و ناخواسته دست به عمل قتل مي‌زند، در حالي كه چنين نيتي نداشته، ولي در نهايت عملش قتل عمد محسوب مي‌شود. بعد اولياي دم تقاضاي قصاص مي‌كنند و هرچند خانواده قاتل تقاضاي عفو دارند، آن‌ها او را نمي‌بخشند، تا اين‌كه قاتل را بالاي چوبه دار مي‌برند. در همان لحظه خانواده مقتول از تقاضايشان صرف نظر مي‌كنند. خب اين آدم حتماً روزهاي سختي را پشت سر گذاشته است و اصلاً‌‌ جانش به لبش رسيده است. ما هم اين‌گونه عمل كرديم. يعني مسائل را گل‌درشت مطرح نكرديم و در ارائه شخصيت سليماني آرام آرام رسيديم و در لحظه آخر تماشاگر را غافلگير كرديم.

چقدر اين سكوت شبيه سكوت شخصيت پاداش سكوت بود؟

هيچ‌وقت به اين فكر نكردم. در هر كاري سعي مي‌كنم با پديده بازيگري براي نخستين‌بار برخورد كنم. به همين دليل اصلاً‌ به اين موضوع فكر نكردم.

مي‌توان گفت برخي ويژگي‌هاي مشترک به گونه‌اي درناخودآگاه شما وجود دارد؟

زماني كه داشتم ليلي با من است را بازي مي‌كردم، برخي دوستان مي‌گفتند پرستويي هر چه در چنته داشت به‌اصطلاح رو كرده و حالا بعد از آن چكار خواهد كرد. بعد كه آژانس شيشه‌اي را بازي كردم دوباره همين سوالات مطرح شد. اما اين‌كه يك جاهايي در بازي‌هايم نقاط مشترك مي‌بينيد، شايد يكي از دلايل‌اش اين باشد كه همه اين نقش‌ها را يك نفر بازي كرده است. من تمام تلاشم اين است كه در نقش‌ها متفاوت عمل كنم، ولي جاهايي ديگر دست من نيست. هميشه از ابتدا تلاشم بر اين بوده كه انتخاب‌هايم متفاوت باشد. بدون اغراق مي‌گويم كه در طول سال قريب بيست فيلمنامه به من براي بازي پيشنهاد مي‌شود، ولي وقتي آن‌ها را مي‌خوانم مي‌بينم واقعاً چيزي براي عرضه در آن‌ها ندارم. مگر چقدر فيلمنامه متفاوت وجود دارد تا منِ بازيگر فرصت داشته باشم فضاها و نقش‌هاي متفاوت را تجربه كنم؟ همان‌طور كه مي‌دانيد يكي از معضلات سينماي ايران فيلمنامه است. حتي خود فيلمنامه‌نويسان هم دچار محدوديت هستند. چون آن‌ها هم چقدر مي‌توانند كلنجار بروند تا در دايره محدود سوژه‌ها و موضوعات متفاوت عمل كنند؟

گفتيد هر بار سر صحنه فيلمبرداري حضور پيدا مي‌كنيد با پديده بازيگري براي نخستين‌بار مواجه مي‌شويد. در اين تجربيات‌تان چه نقشي ايفا مي‌كنند؟

اتفاقاً همين نگاه ناشي از آن تجربه‌هاست، چون نمي‌خواهم در ارائه بازي به بايگاني‌هاي ذهني‌ام مراجعه كنم. شايد بهتر است اين‌گونه بگويم که وقتي بازي در فيلمي را شروع مي‌كنم با اين ديد وارد آن پروژه مي‌شوم كه اولين و آخرين كارم خواهد بود. نخستين كار از اين نظر كه در بازي‌ام طراوت و پويايي وجود داشته باشد و آخرين كار از اين نظر كه از تمام توان بازيگري‌ام استفاده كنم. به هرحال من پرورش‌يافته صحنه هستم و دوست دارم دنيا و فضاهاي جديدي را تجربه كنم. البته به دليل درگيري كاري نتوانستم همزمان با نمايش فيلم در جشنواره فيلم فجر بيست را با مردم تماشا كنم، ولي خوشبختانه تا به امروز شنيده‌ام كه مردم با فيلم ارتباط برقرار كرده‌اند.

در لحظات بازي دونفره‌تان ميان شما و حبيب رضايي فضاي سردي حاكم است، در حالي كه تجربه ماندگار بازي شما و ايشان در فيلم‌هاي آژانس شيشه‌اي و شوخي همچنان در خاطره‌ها مانده است.

به نظرم ارتباط ميان اين دو نفرسرد نيست، بلكه اگر دقيق‌تر نگاه كنيم مي‌بينيم به رغم همه كج‌خلقي‌ها و عتاب‌ها، سليماني يك جوري همه آدم‌هاي داخل رستوران را كنترل مي‌كند و در نهايت به همه آن‌ها پناه مي‌دهد.

به نظر شما با مرگ سليماني تلخي فيلم به اوج نمي‌رسد؟

از نظر من مرگ نيست، يك جور نماد است. سليماني به رهايي مي‌رسد. همه نكات اين فيلم حساب‌شده است. من واقعاً از آقاي كاهاني و همه همكارانم در اين فيلم تشكر مي‌كنم كه فيلمي سالم و فرهنگي ساخته‌اند و واقعاً خوشحالم كه در اين پروژه كار كرده‌ام.

درج شده درنشريه صنعت سينما/ارديبهشت ماه ۱۳۸۸

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 17:35  توسط محمد تاجیک  | 

روزنامه فرهنگ آشتی روز نامه متعلق به محسن رضایی در سرمقاله خود بااشاره به ستاد انتخاباتی ضعیف محسن رضایی ،به رضایی توصیه کرد  سریال افسانه جومونگ  را الگوی خود قرار دهد .

 دراین سرمقاله با اشاره به اینکه مهمترین عا مل پیروزی یا شکست یک مدیر ،رهبر ،فر مانده ،کاندیدا وهر فرد محوری ،وجود اطرا فیان و حلقه یاران نزدیک با تدبیر است هیچ تردیدی نیست آمده است :سریال افسانه جومونگ را حتما مشاهده کرده اید. در این سریال جدای از توانایی ها وقابلیتهای فردی جومونگ ،مهمترین عامل پیروزیها ورشد او وجود یاران وهمراهان کار بلدی است که همواره در بزنگاهها کنار جومونگ هستند و با مشاوره ها ،چاره جویی ها و حمایتهای بی دریغ شان برگهای پیروزی وسربلندی را رقم می زنند.در حالیکه اگر افرادی چون یونگ فو (فرزند ساده وبی تدبیرامپراطور )حلقه همراهان جومونگ را تشکیل می دادند جومونگ حتی خواب پیروزی هم نمی دید .بنابراین در صورتی که یا ران نزدیک یک مدیر یا کاندیدا افرادی نا کار آمد وکار نابلد باشند نه تنها دست نیافتن به پیروزی ناممکن می شود بلکه به جایگاه آن مدیر یا کاندیدا هم خدشه وارد می شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 16:28  توسط محمد تاجیک  | 

 
 
این حامی میرحسین که مدعی شده "اگر ‏13‏ میلیون آذری رای دهند، موسوی رئیس جمهور است"، در عین حال گفته "اگر چنین نشود باید چادر به سر کرده و از ایران فرار کنیم."

به گزارش شبکه ایران، عیسی کلانتری وزیر کشاورزی دولت اصلاحات، که این روزها برای معرفی میرحسین موسوی به مردم به سخنرانی در مجالس مختلف می‌پردازد، عصر دیروز دوشنبه به تالار ماهان شهر هشترود رفت و مدعی شد که "شگرد دولت و صدا و سیما این است که مردم به صورت کمرنگ در پای صندوق های رای حاضر شوند".

کلانتری حاضران را برای دادن رای به میرحسین ترغیب کرد و گفت: اگر ما رای ندهیم احمدی نژاد پیروز میدان می‌شود.

وی بیان اینکه "اگر قومیت ها رای دهند موفقیت صددرصد با موسوی است"، اضافه کرده "اگر نمی‌خواهید به موسوی رای دهید به فرد دیگری غیر از احمدی نژاد رای دهید‏.‏"

این حامی میرحسین که مدعی شده "اگر ‏13‏ میلیون آذری رای دهند، موسوی رئیس جمهور است"، در عین حال گفته "اگر چنین نشود باید چادر به سر کرده و از ایران فرار کنیم."

این گفته کلانتری در حالی است که "تنها" کسی که با پوشش زنانه از ایران فرار کرده، "بنی‌صدر" است.

بنی‌صدر پیش از آشکار شدن ارتباطش با منافقان و پس از آنکه با رای مجلس "بی‌کفایت" دانسته و با تایید امام(ره) عزل شد، با پوشش و آرایش زنانه به همراه مسعود رجوی از کشور گریخت.

 http://www.inn.ir/newsdetail.aspx?ID=19026

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 16:9  توسط محمد تاجیک  | 

 

با اعلام اسامی چهار نامزد انتخابات توسط شش عضو شورای نگهبان، وضع انتخابات کمی روشن تر شد و معلوم شد که به امید خدا مثل اینکه آه این ملت در دل سنگ شورای نگهبان اثر کرده و جز اعلمی که اصولا رد صلاحیت او جزو قوانین اصلی فیزیک درآمده است، و رد صلاحیت صدها نامزد دیگر که اصولا طبیعی و عقلانی است و اعضای شورای نگهبان اگر سالی یک بار هم شده صلاحیت دویست سیصد تا سه چهار هزار نفر را رد نکنند، دیابت و کلسترول شان بالا می رود و بعید نیست سکته لایتی بزنند. اما مشکل کنونی کشور این نیست. به نظر من مشکل کشور ما یک مشکل بسیار بزرگتر است.

به نظر من اصولا روسای جمهور در ایران همیشه نصف شان از زیر لحاف بیرون است، یکی شان جان می دهد برای سخنرانی، ولی بلد نیست کار کند، یکی دیگر کار می کند مثل تراکتور، ولی حرف که می زند تولید جوک ده برابر می شود، یکی شان با همه ملت هماهنگ است، اما با مسوولان هماهنگ نیست و در نتیجه قوای دیگر می خواهند سر به تنش نباشد، یکی دیگر مخلص همه مسوولان مملکت است، ولی مردم چشم ندارند او را ببینند. در همین راستا، من پیشنهاد می کنم با توجه به دلایل زیر به جای یک رئیس جمهور، چهار تا رئیس جمهور داشته باشیم که مشکلات کشور زودتر حل شود.

 

چرا چهار رئیس جمهور؟

اول: به این دلیل که کار مملکت ما کار یک نفر دو نفر و یک شب دو شب نیست، به همین دلیل باید ملت ایران بطور دسته جمعی اداره شود.

دوم: به این دلیل که روسای جمهور مملکت ما همیشه یک چیز شان کم است که آن چیز پیش یکی دیگر است.

سوم: بخاطر اینکه اصولا مردم ما نیازی به انتخابات ندارند، چون اکثر آنهایی که فکر می کنند به دموکراسی اعتقاد دارند، افتخارشان این است که تا حالا یک بار هم رای نداده اند و کسانی که در هر انتخاباتی رای می دهند، به آخرین چیزی که فکر می کنند دموکراسی است.

چهارم: بخاطر اینکه در هر انتخاباتی معمولا یکی از نامزدها دولتی است که مردم نمی خواهند به او رای بدهند، ولی خودش می خواهد انتخاب شود، به همین دلیل صدها هزار تومان خرج هر یک رای او می شود که همه خرجش را باید دولت از جیب ملت بدهد و نکته مهم این است که مردم باید خرج کسی  را بدهند که انتخابش نمی کنند، در حالی که کسی که انتخابش می کنند، پولی برایش خرج نمی شود. به همین دلیل برگزار نکردن انتخابات خودش یک صرفه جویی بزرگ در بیت المال است.

پنجم: صرفه جویی در مصرف کاغذ رای

ششم: صرفه جویی در سوراخ کردن صندوق

هفتم: صرفه جویی در انرژی گران بها و رو به اتمام شورای نگهبان

هشتم: صرفه جویی در جوهر و انگشت

نهم: افزایش سطح اخلاق عمومی از طریق کاهش میزان دروغ گفتن نامزدها و دروغ شنیدن مردم در جریان انتخابات.

دهم: کاهش تعداد زندانیان سیاسی، چون مردم در جریان انتخابات با حقایق مواجه می شوند، در نتیجه دولت هی باید زندان بسازد.

البته ده پانزده دلیل دیگر هم داشتم که فعلا از آنها صرف نظر کرده ام و آنها را در انتخابات بعدی مصرف خواهم کرد، اما، مساله این است که حالا که قرار است انتخابات را برای حفظ کشور برگزار نکنیم، همان بهتر که هر چهار نامزد انتخابات رئیس جمهور باشند. این جوری هم خرج مان کم می شود، هم ثبات مان بیشتر می شود.

طرح ائتلاف بزرگ

اما، همینطوری هم نیست که ما طرح داده باشیم و الکی یک حرفی زده باشیم، کلی راجع به آن فکر کردیم و عجیب است که به نتیجه هم رسیدیم، به همین دلیل توصیف می کنیم که این چهار رئیس جمهور دقیقا هر کدام باید چه کنند.

 

محسن رضایی: رئیس جمهور و مسئوال اقتصاد خیلی کلان و تجارت خیلی بزرگ داخلی. و بزرگراه و استراتژی و منطقه و فدرال و تمساح و تراکتورسازی. محسن رضایی باید  ممنوع الخروج باشد چون برای خارج رفتن مناسب نیست، مدیریت هم که کار یک دقیقه اش است، برنامه ریزی هم که نمی تواند بکند، به درد وزارت کشور هم نمی خورد، چون خودش هست و یک برادر امیدوار و بیست و هشت استان، حرف زدنش هم که اشکال دارد، به همین دلیل همه کارهای بزرگ کشور را باید در یک وزارتخانه جمع کنیم از جمله اقتصاد خیلی کلان، صنایع خیلی سنگین، ساختن راههای خیلی طولانی، هر چیزی که کلمه استراتژی توی آن باشد، پرورش تمساح که خیلی خطرناک است، تولید ماشین آلات خیلی سنگین و محسن رضایی این کارها را انجام بدهد که هم اندازه اش رعایت شده باشد و هم کارها به بهترین شکل پیش برود.

 

مهدی کروبی: رئیس جمهور و مسوول سیاست خیلی داخلی. کروبی هم به درد خارج رفتن نمی خورد چون گاهی عصبانی می شود، مدیریت هم که لازم نیست بکند چون یک دفعه دیدی قات زد خدای ناکرده . برنامه ریزی هم که نمی تواند بکند، چون آدم وقتی آدم پنجاه هزار تومانی بود دیگر برنامه ریزی نمی خواهد، از طرف دیگر اصولا همه انتظاری که ملت از کروبی دارند این است که کارهای شجاعانه بکند و چون شجاع است زندانی ها را نجات بدهد و چون حرف دل روستائیان را خوب می فهمد بلد است استاندار انتخاب کند، به همین دلیل کروبی بشود رئیس جمهور مسوول سیاست داخلی.

 

احمدی نژاد: رئیس جمهور سیار و مسوول مدیریت بین المللی و نوحه خوانی برای استان ها و اجرای سرود کی خسته س. محمود احمدی نژاد یک دور رئیس جمهور بوده و همه مان می دانیم که حوصله برنامه ریزی و مدیریت داخلی و اقتصاد و مسکن و ماندن در هیات دولت و شرکت در بحث های سبک و نظر دادن را ندارد، به همین دلیل ایشان هر یک هفته در میان به استانها سر بزند و مردم دنبال ماشین اش بدوند و فیلمش را بگیرند و کارش سرزدن و مورد استقبال قرار گرفتن باشد و در هفته بعد برود به ونزوئلا و انقلاب را آنقدر به آمریکای لاتین  صادر کند تا کاملا تمام شود. فقط برای حفظ هماهنگی در کشور و در سطح جهانی احمدی نژاد در دور دوم ریاست جمهوری در خارج از کشور حق ندارد سخنرانی کند و نظر بدهد و رئیس جمهور ایران برای جلسات رسمی جهانی موسوی باید باشد.

 

میرحسین موسوی: رییس جمهور کشور، قائم مقام تبریزی و دبیر هیات دولت. اصولا موسوی چون دوست ندارد زیادی این طرف و آن طرف برود و بعید نیست یک دفعه یک سال بماند توی اتاق هیات دولت، بهترین کار این است که مدیریت کشور و اقتصاد را به دست او بدهند و از صبح تا شب هیات دولت را اداره کند و گلکاری های سه تا رئیس جمهور دیگر را آبیاری کند و اختلافاتشان را هم حل کند. از طرفی چون بالاخره ظواهر و بواطن اش محترم تر از بقیه است و بالاخره از عقلی برخوردار است، بهتر است او را بفرستیم به خارج تا در جلساتی مثل اجلاس سازمان ملل و ژنو و دانشگاه کلمبیا و سازمان کنفرانس اسلامی حرف بزند، اینجوری هم آبروی کشور حفظ می شود و هم رئیس جمهور با زنش در جلسات بین المللی حاضر خواهد شد.

البته از شما چه پنهان نتیجه اصلی مکاشفات من این بود که خیلی بهترست که روسای جمهور را به دو نفر تقلیل بدهیم که دیگر بین دکتر سروش و شاگردانش اختلاف درنگیرد. و ما هم خیالمان باشد که حق به هر دو حقدار رسید.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 13:5  توسط محمد تاجیک  | 

 
 سینمای ما - سومين شماره ماهنامه «زندگي ايراني» با عكس هايي از محمد رضا گلزار با گريم «جاني دپ» در فيلم «دزدان دريايي كارايب» از روز 31 خرداد ماه روي پيشخوان مطبوعات مي آيد.
ماهنامه «زندگي ايراني» براي شماره جديد خود در پروژه اي اختصاصي با دعوت از محمد رضا گلزار و بابك اسكندري(طراح گريم) ، شخصيت جاني دپ(جك گنجشكه) در فيلم «دزدان دريايي كاراييب» - يكي از شخصيت هاي محبوب و به يادماندني دهه اخير سينماي جهان- را با حضور سوپر استار سينماي ايران بازسازي كرد. گزارش روند شكل گيري پروژه به همراه عكس هاي متنوع از محمد رضا گلزار با گريم جاني دپ در اين شماره به چاپ رسيده است. گزارشي از آخرين فعاليت هاي «گلزار» به همراه گفت وگويي با او بخش هاي ديگرنشريه را شامل مي شود. در بخشي از گفت وگو با محمد رضا گلزار آمده است:« اسم محمد رضا را پدر و مادرم به خاطر علاقه اي كه به امام رضا(ع) دارند برايم انتخاب كردند. اسمي كه برايم بسيار مقدس است و......»
در اين شماره همچنين گفت و گويي خواندني با امين حيايي به همراه عكسي منحصر به فرد از او در بخش ستاره ها به چاپ رسيده است. در اين بخش علاوه بر اين ، گزارشي از بازيگراني كه قرار بود به جاي مصطفي زماني ايفاگر نقش يوسف(ع) باشند نيز آمده ،گفت وگو با مصطفي زماني، گزارش از پشت صحنه سريال «كلاه پهلوي» و.... ديگر بخش هاي «ستاره ها» هستند. در بخش آشپزي اين شماره هم پرونده اي مفصل درباره باقالي پلو ، انواع غذاهاي مكزيكي با منوي سامان گلريز، گزارش از رستوران حجت الاسلام محمد علي زم و... به چاپ رسيده است. بخش «كودك» هم با گفت وگويي با ويشكا آسايش همراه است. او در اين گفت وگو از زندگي جديد خود با پسر سه ساله اش گفته است. عكس هاي اختصاصي آلفرد يعقوب زاده از جشنواره ونيز و گزارش تصويري محمد علي اينانلو از آفريقا ديگر مطالب خواندني اين شماره «زندگي ايراني» را تشكيل مي دهند.
شماره سوم ماهنامه «زندگي ايراني»به مدير مسئوولي امير حسين مدرس اين شماره استثنا در 180 صفحه منتشر شده است.
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 12:30  توسط محمد تاجیک  | 

 

 شهرام شکیبا

علیرضا ملکیان، معاون امور مطبوعاتی و اطلاع‌رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گفته: انتشار اخبار در قالب «شنیده‌ها» و «گفته‌ها» از مصادیق پخش شایعات، مطالب خلاف واقع، توهین، تهمت، افترا و نشر اکاذیب است.

1- با این حساب اساساً در مملکت کسی جز شایعه و مطالب خلاف واقع و توهین و تهمت و افترا و نشر اکاذیب، چیز دیگری نمی‌گوید و کسی هم جز اینها چیزی نمی‌شنود.

2- همه دروغگو هستند مگر اینکه خلافش ثابت شود که البته بعید و بل «ابعد» به نظر می‌رسد.

3- حالا اگر جرأت داری حرف بزن.

4- ای کاش درباره «اخبار ویژه» هم یک چیزی می‌گفت آقای ملکیان.

5- هرکی به هرکی هرچی گفت باید ببره خبرگزاری‌ها تأییدش کنن.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 18:26  توسط محمد تاجیک  | 

محمد علی وکیلی درروز نامه ابتکار نوشت :فضاي پرالتهاب انتخابات و انتظارات ايجاد شده آنچنان عرصه را بر آقاي کروبي تنگ نموده است که هر روز شاهد بروز رفتاري حساب نشده از اردوگاه ايشان مي باشيم و گويا عنان کار از دست شيخ خارج شده است و فرمان توپخانه اش به دست نااهلان افتاده است و به همين دليل بدون نشانه گيري مشغول بمبارانهاي بي هدف مي باشند. سخنرانيهاي تند و تيز و حمله به اين و آن و تائيد مطلق خواسته هاي مخاطبان و تکرار آنها توسط شيخ، موجي از نگراني را در بين دلسوزان فراهم آورده است و سئوالات بي شماري را در ذهنها ايجاد کرده است. از جمله اين که چه عواملي باعث شده است تا شيخ "کدخدا منش" و محافظه کار و منتقد تندروي، امروز خود به محور تندروها تبديل گردد. عدول شيخ از روشهاي تبليغاتي خود در انتخابات نهم و توسل به شيوه هاي مرسوم در جوامع محدود روشنفکري چه مبنا و توجيهي مي تواند داشته باشد؟! بي حساب و کتابي در روشهاي تبليغي شيخ به اردوگاه ايشان هم سرايت کرده است. کساني که کاريکاتور روزنامه اعتماد ملي ارگان آقاي کروبي مورخ 28 ارديبهشت ماه 88 مربوط به يک جوان ياسوجي که به گمان کاريکاتوريست عاشق سوسانو هنرپيشه سريال جومونگ را مشاهده کرده اند، در حيرت فرو رفته اند. چرا که بزرگترين افتخار کروبي و برآورد پايگاه راي ايشان مناطق لرنشين از جمله ياسوجيها مي باشد. اينکه اين برآورد چقدر با واقعيت سازگار مي باشد بعد از 22 خرداد مشخص خواهد گرديد. اما بر فرض درستي پيش بيني آقاي کروبي چنين کاري در آستانه انتخابات توسط روزنامه اعتماد ملي آب پاکي بر برآوردهاي ايشان مي باشد. کاريکاتور مربوط است به يک جوان ياسوجي که گوسفندي را در بغل گرفته و در حال تماشاي سريال جومونگ از تلويزيون مي باشد و در همين حال خطاب به رئيس جمهور آينده درخواست وام جهت ازدواج با سوسانو را دارد!اولا خبر خودکشي جوان ياسوجي در نتيجه عشق به هنرپيشه سريال جومونگ که بهانه کاريکاتوريست روزنامه قرار گرفته است يک شوخي مضحکي بيش نبود و تکذيب خبر مذکور در روزنامه هاي مختلف از جمله روزنامه ابتکار به چاپ رسيد. در چنين فضايي اقدام کاريکاتورست روزنامه اعتماد ملي توهين به همه مردم استان کهگيلويه و بويراحمد مي باشد. استاني که سرشار از جوانان غيرتمند با ضريب هوشي بالا و موفق در ميدانهاي مختلف مي باشد. مردمي که در نگاه مسئولين به نجابت، صداقت و شرافت شهرت يافته اند و همواره به اين اوصاف تجليل شده اند. حال با چنين ترسيم و تصوير تحقيرآميز بايد پرسيد آقاي شيخ چرخش از کجا تا به کجا؟ همواره کارشناسان بر اين باور بودند که سبد راي آقاي کروبي را مردم مناطق لرنشين و محروم تشکيل مي دهد و هدف گذاري ايشان روي اين طبقه مي باشد اما جنس شعارهاي انتخاباتي دوره دهم آقاي کروبي با اين تحليل ناسازگار است و اقدام دوشنبه روزنامه اعتماد ملي هيچگونه سنخيتي با گمانه فوق ندارد. مجموع اقدام و رفتارهاي اين دوره شيخ حکايت چرخش ايشان از موقعيت قبلي خود يعني مقبوليت در بين مناطق محروم و گذار به سبد راي طبقه متوسط به بالا مي باشد. اين گذار و گذر به اين دليل است که تيم مشاوره کروبي براين باورند که مي توانند در خلا» گفتمان اصلاح طلبي خود جايگزين خاتمي شوند غافل از اينکه ممکن است در شرايط جديد با اين رويکرد، کروبي هم فرصت ديروز خود را از دست دهد و هم در ميدان تندروي جديد، نتواند گامي به پيش بردارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 22:53  توسط محمد تاجیک  | 

 

كمال تبريزي روز گذشته در نشستی در دانشگاه تهران  در پاسخ به پرسشي ديگر درباره‌ي مقايسه‌ي ميزان فروش فيلم «مارمولك» و «اخراجي‌ها‌ 2» تصريح كرد: اقبال عمومي از هر فيلم مايه شادي است، اما بايد به اين مساله بسيار اساسي فكر كنيم كه چه تعاملي ميان سازنده‌ي اثر و مخاطب به‌وجود مي‌آيد و ميزان اين تعامل چقدر است؟!. اگر سازنده در ارتفاع بلند‌تري نسبت به مخاطب قرار بگيرد، آن فيلم استاندارد است. او با اشاره به دلايل گوناگون در اقبال عمومي از فيلم‌ها توضيح داد: گاه محصولي با كيفيت بسيار بالا مورد اقبال قرار مي‌گيرند و گاه نيز اثري با كيفيت پايين از استقبال خوب مردم روبه‌رو مي‌شود، بنابراين در هردو استقبال وجود دارد. اما در مورد مقايسه‌ي فروش «مارمولك» و «اخراجي‌ها» بايد بگويم كه اگر امروز به «مارمولك» همين اكران را بدهند با اين‌كه بسياري از مردم آن را ديده‌اند، باز هم با فروش بسيار فوق‌العاده‌اي روبه‌رو خواهد شد. تبريزي اضافه كرد: يك فيلم بايد حداقل سطح كيفي را داشته باشد، اما فيلم «اخراجي‌ها» با وجود اقبالي كه از آن شد ويژگي‌هاي يك اثر استاندارد را ندارد و نمي‌توان آن را در هيچ يك از جشنواره‌هاي هنري عرضه كرد. اما به‌عنوان كاري عامه‌پسند مي‌توان آن را مطرح كرد. اين فيلم شوخي‌هايي زباني دارد كه قبلا به‌خاطر محدوديت‌هاي سينما رايج نبوده و اين عامل بسيار تعيين‌كننده‌اي در اقبال عمومي از آن است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 22:23  توسط محمد تاجیک  | 

رضا کیانیان گفت وگویی با ماهنامه صنعت سینما کرده ودربخشهایی از این گفت وگو گفته خاله وشوهر خاله او بسیار تعرفی هستند و تا آخر عمر در نهایت ادب به هم تعارف می کردند .مثلا وقتی خاله ام می خواست جلوی شوهر خاله ام چای بگذارد شوهر خاله ام می گفت چرا زحمت می کشید؟یا خاله ام می گفت قند بیاورم برایتان یا نبات؟شوهر خاله ام می گفت :راضی نیستم خودم  بر می دارم .

 کیانیان در ادامه گفته :دوستی می گفت عمه وشوهر عمه من هم در تمام عمر همین قدر تعارفی بودند.من زمانی از عمه وشوهر عمه ام پرسیدم :حاج آقا بااین همه ادب وتعارف شب زفاف چه کردید ؟گفت :من وعمه ات را بردند حجله ودررا قفل کردند .عمه ات آن سمت نشست و من سمت دیگر .رخت خواب هم پهن بود .اما هیچ کدام جرات نداشتیم به هم نگاه کنیم بعد از یک ساعتی عزمم را جزم کردم .رفتم به سمت عمه ات وروبنده اش رابرداشتم .عمه ات آنقدر خجالت کشید و قرمز شد که من نفسهایم به شماره افتاد و به جای خودم برگشتم .یک ساعت دیگر گذشت ومن عزمم را جزم کرد م واین بار کنارش نشستم و گونه اورا بوسیدم .عمه ات هم می گفت :قربون لب ودهنتون چرا زحمت می کشید؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 21:44  توسط محمد تاجیک  | 

 

 مجید مجیدی که روز گذشته براي نمايش آواز گنجشك‌ها در جمع دانشجويان دانشگاه صنعتي اصفهان حضور يافته بود، در پاسخ به سوالي درباره فيلم اخراجي ها گفت: اجازه دهيد درباره اين فيلم صحبت نكنم. او در پاسخ به اصرار يكي از دانشجويان درباره اظهار نظر درمورد اين فيلم گفت: اگر درباره اين فيلم صحبت كنم حالم بد مي‌شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 21:23  توسط محمد تاجیک  | 

 
روزنامه «امتیاز» در شماره  روز شنبه، مورخه 26 اردیبهشت خود، تیتر نخست را به  روایت یک فیلمساز از تولید زیرزمینی فیلمش اختصاص داد و با چاپ عکس بزرگی از این فیلم ساز از اقدام غیرقانونی وی در تولید فیلم بدون مجوز، حمایت کرد.
فیلمساز مذکور در آخرین ساخته خود «کسی از گربه های ایرانی خبر ندارد» را بدون مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهیه و کارگردانی کرده است.
روزنامه «امتیاز» بدون تقبیح عملکرد غیرقانونی قبادی، به پوشش خبری بخشهایی از گفت وگوی این فیلمساز با خبرنگاران، در حاشیه جشنواره کن پرداخت.
 http://www.kayhannews.ir/Detail.aspx?cid=14511
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 16:36  توسط محمد تاجیک  | 

 
موسوی می گفت هنرمند سخنگوی ملت است ، نه سخنگوی حکومت

محسن مخملباف، کارگردان نام آشنای کشورمان که فیلم‌هایش هنوز هم خاطرات و افتخارات بسیاری را برای ما زنده می‌کند در یادداشتی حمایت خود را ازمیرحسین موسوی اعلام کرد و به روایت افکار و اندیشه‌های میرحسین موسوی پرداخت.

به گزارش قلم نیوز، متن کامل این یادداشت که با عنوان«صف و صد یا کمی بهتر؟» در یاری منتشر شده، بدین شرح است:

-یاد روزی افتادم در دوره انتخابات آقای خاتمی ، ماچند  تا مسافر درون یک تاکسی نشسته بودیم و بحث انتخابات خیلی داغ بود و راننده که جوانی بود و به نظر می آمد تازه گواهینامه گرفته ،و هیجان زده بود.و از خوشحالیِ گواهینامه ای که گرفته بود، بین مسافرها شیرینی پخش می کرد.اما  بی اعتنا به قوانین ، با یک غرور زیاد ،به شکل خطرناکی رانندگی می کرد که نگوو نبین.مسافرها هم بی خبر از خطر،سرگرم بحث داغ انتخابات بودند. در بین مسافران زنی بود که می گفت: من رای نمی دهم و برایم فرقی نمی کند که چه کسی بر سر کار بیاید. من زندگی خودم را می کنم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 15:32  توسط محمد تاجیک  | 

پرویز نوری منتقد قدیمی سینما در یادداشتی با عنوان "سال اصلاح الگوی مصرف با جشن سینمای ۵میلیاردی "درروز نامه بانی فیلم از برگزاری این جشن پر هزینه انتقاد کرد.پرویز نوری نوشت  :باورتان می شود یعنی واقعا فکرش را بکنید درست درسال الوی مصرف قرار است جشن ۱۳ خانه سینما-درست روی عدد ۱۳دقت کنید-با بودجه ای معادل ۵میلیاردتومان برگزار شود.آیا درست است که این مبلغ هنگفت خرج یک جشن شود؟فیلمهایی که آمده ونیامده فروش کرده ونکرده ،خوب یابد ،دوباره بازبینی و داوری شود و بهترین آنها انتخاب گردد وجایزه بگیرد.کاری تکراری که جشنواره فیلم فجر سال گذشته وهرسال انجام داده است .ما می گوییم به چه درد می خورد این جشن پرهزینه درزمانی که سینما هنوز لنگ برگشت سرمایه اش است .حیف این ۵میلیاردتومان نیست که صرف یک بازی و مسابقه سینمایی گردد؟به جای آن درست تر نیست که کدام بازیگر تهیه کننده ودست اندر کار سینما -حتی کار گرو عوامل فنی سینما-نیاز به کمک دارند .بهتر نیست که به فکر مسکن وسر پناهی برای آن دسته از هنرمندان قدیم وجدید باشیم که هنوز اجاره نشین هستند. آقای فرهاد توحیدی عزیز با عرض تبریک به جنابعالی  بس کنید این بازیهای سینمایی را و قدری به همنوعان وهمکاران سینمایی تان برسید.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 0:13  توسط محمد تاجیک  | 

در آخرين روز از ثبت نام داوطلبان رياست جمهوري، ستاد انتخابات کشور شاهد حضور يک داوطلب سلطنت طلب بود که اعلام کرد در صورت تاييد صلاحيت و انتخاب نهايي، " رضا پهلوي " را به معاون اولي خود انتخاب مي کند.
به گزارش ايرنا "ذکريا لطفي پور" که خود را داراي مدرک ششم ابتدايي قديم مي دانست و از شهرستان رشت براي ثبت نام به تهران آمده بود، پس از ثبت نام در انتخابات به خبرنگاران گفت که در صورت تاييد صلاحيت شدن " رضا پهلوي" را به معاون اولي خود انتخاب خواهد کرد.

وي که 53 سال سن دارد، خود را " رهبر پروژه پنهان خداوند " خواند و گفت که به عنوان يک امپراتور در اين انتخابات ثبت نام کرده است.

لطفي پور در خصوص رابطه با آمريکا نيز اظهار داشت: اوباما هيچ کاري در آمريکا نکرده است و تنها در آمريکا پرسه مي زند.

وي در حالي که کراوات گره زده بود، از " عليرضا نوري زاده" به عنوان يک پرفسور نام برد و اعلام کرد که از او در کابينه اش استفاده خواهد کرد.

لطفي پور همچنين با نام بردن اسامي برخي از مجريان صداي آمريکا اعلام کرد که آنان به ايران بازخواهند گرداند.

وي خطاب به خبرنگاران گفت که ايران را به پايتخت جهان تبديل مي کند و با آباد کردن کويرهاي ايران
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 23:20  توسط محمد تاجیک  | 

من فقط سه هفته فرصت دارم .فقط سه هفته ،تواین سه هفته باید کلی تلاش کنم .
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 23:19  توسط محمد تاجیک  | 

محسن آرمین گفت وگویی با هفته نامه جامعه ومردم کرده ودراین گفت وگو گفته است که به سریال جومونگ بسیار علاقه مند است .

 او دراین گفت وگو گفته است :من در جومونگ یک مایه های بسیار انسانی دیده ام و این ویژگی اش مرا جذب کرده است .وی همچنین درباره سریال اشکها ولبخندها نیز گفته است :اشکها ولبخندها را یکی دوقسمتش را دیدم اما خیلی جذبم نکرد.

 آرمین که کتاب بادبادک باز خالد حسینی را نیز خوانده است درباره این کتاب نیز گفت :کتاب بادبادک باز این احساس را به من دادکه این جزمیتها وتعصبات کور تا چه حد انسان را می تواند از خصوصیات انسانی اش دور کند وچه قدر فاجعه بار باشد این عدم مدارا ،تساهل و مطلق دیدن چه قدر می تواند فاجعه بار باشد.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 23:3  توسط محمد تاجیک  | 

نیوشا ضیغمی گفت وگویی با نشریه روزهای زندگی کرده ودراین مصاحبه به اظهار نظر درباره مسعود ده نمکی ،محمد رضا گلزار و هدیه تهرانی پرداخته است .

 ضیغمی درباره ده نمکی گفته است :تا قبل از همکاری با ده نمکی تصور غریبی درباره وی داشتم ووقتی کار بااو شروع شد ،ذهنیتش دراین مورد کاملا فرق کرد .راجع به این موضوع می گوید :کار کردن با ده نمی یک اتفاق جالب بود .

 ضیغمی ده نمکی را یک فیلمساز با نگاهی عمیق وبی پروا می داند وکاسه ساز را یک تهیه کننده خوش حساب .

 ضیغمی درادامه فیلم پارک وی را فیلمی خوانده که آن را دوست ندارد.

 ضیغمی درباره گزار نیز گفته است :او در سینمای ایران یک سوپر استار است .مافقط یک بازیگر داریم که قدرت این را دارد که بیننده را وادار به آمدن به سینما کند ،آن هم محمد رضا گلزار است .

 او درباره هدیه تهرانی نیز گفته است :یک بخشی از سینمای بعد از انقلاب ما به او مدیون است چرا که وقتی وارد این عرصه شد مردم به خاطرش بلیط خریدند و به سینما رفتند اتفاقی که برای کمتر کسی در سینمای مااتفاق افتاده ست .

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 22:45  توسط محمد تاجیک  | 

جنبش موسوم به «دانشجويان جهان اسلام» با صدور بيانيه‌اي شدیداللحن از سخنان انتقادی شب گذشته صادق زيباكلام در سيماي جمهوري اسلامي ايران انتقاد کرد.

به گزارش خبرنگار شهاب‌نیوز؛ متن بيانيه جنبش موسوم به «دانشجويان جهان اسلام» علیه اظهارات انتقادی صادق زیباکلام که با استقبال گسترده رسانه‌های حامی آقای احمدی‌نژاد مواجه شده، به شرح زیر است: 

شب گذشته (جمعه شب) برنامه سيماي جمهوري اسلامي ايران به صورت زنده به روي آنتن رفت كه به محاكمه رسمي انقلاب اسلامي تبديل شد.
در اين برنامه كه به بهانه 100 روز حاكميت دولت مزوّر باراك اوباما و بررسي تغييرات عملي در عملكرد دولت آمريكا پخش مي‌شد، صادق زيباكلام كه منوياتش بر تمامي كساني كه دستي بر سياست دارند روشن است، به صورت علني و بي‌پروا نه تنها عملكرد نظام اسلامي را زير سوال برد كه به طور رسمي و علني آن را دروغ‌پرداز و داراي تفكرات ماركيسيتي دانست و در ادامه نيز فضاي تفكر مكتبي و انقلابي را بارها و بارها به تمسخر گرفت.
اين حركت مشكوك كه متأسفانه در صدا وسيماي جمهوري اسلامي اتفاق افتاد، خيانتي است آشكار به آرمان‌هاي نهضت جهاني اسلام و انقلاب رهايي‌بخش مستضعفين جهان كه بارها از سوي بت‌شكن قرن بيستم و قلب تپنده مستضعفين عالم، امام خميني‌رضوان‌الله و ولي‌امر مسلمين جهان امام خامنه‌اي مورد تأكيد قرار گرفته است.
مسئولان ما بايد بدانند كه انقلاب ما محدود به ايران نيست و انقلاب مردم ايران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداري حضرت حجت ـ ارواحناالفداء ـ است كه خداوند بر همه مسلمانان و جهانيان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد. (صحيفه نور ـ ج 21 ، ص 327)
بايد دولت جمهوري اسلامي تمامي سعي و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنمايد ولي اين بدان معنا نيست كه آنها را از اهداف عظيم انقلاب كه ايجاد حكومت جهاني اسلام است منصرف كند.(صحيفه نور، ج 21، ص 327)
نهضت براي اسلام نمي‌تواند محصور باشد در يك كشور و نمي‌تواند محصور باشد حتي در كشورهاي اسلامي نهضت براي اسلام همان دنباله نهضت انبياء است.(صحيفه نور، ج 10، ص 115)
بايد تمامي قدرت‌ها و ابرقدرت‌ها بدانند كه ما تا‌ آخرين نفر و تا آخرين منزل و تا آخرين قطره‌ خون براي اعتلاي كلمه الله ايستاده‌ايم و برخلاف ميل تمامي آنان، حكومت نه شرقي و نه غربي را در اكثر كشورهاي جهان پايه‌ريزي خواهيم نمود. (صحيفه نور، ج 20، ص 61)
بايد بسيجيان جهان اسلام در فكر ايجاد حكومت بزرگ اسلامي باشند و اين شدني است،چرا كه بسيج تنها منحصر به ايران اسلامي نيست، بايد هسته‌هاي مقاومت را در تمامي جهان به وجود آورد و در مقابل شرق و غرب ايستاد. (صحيفه نور، ج 21، ص 195)
رژيم آمريكا با حمايتش از جنايت‌ها و جنايت‌كاران صهيونيست و با تجاوز آشكارش به حقوق ملت‌هاي مسلمان بايد منتظر سيلي سخت و مشت كوبنده امت اسلامي باشد. (پيام رهبر معظم انقلاب اسلامي در محكوميت جنايات رژيم صهيونيستي در لبنان، 11 مرداد 85)
ملت‌هاي مسلمان بايد امروز كاملا هوشيار و مراقب باشند و علما و پيشوايان ديني، روشنفكران و دانشگاهيان، نويسندگان و شاعران، جوانان و نخبگان همه و همه بايد با هوشياري و اقدام بهنگام، نگذارند، آمريكا جهان‌خوار دوره جديدي از سلطه استعماري خود بر دنياي اسلام را آغاز كند. (پيام رهبر معظم انقلاب اسلامي، به مناسبت كنگره عظيم حج، 19 دي‌ماه 84)
جنبش دانشجويان جهان اسلام ضمن محكوم كردن شديد اظهارات گستاخانه صادق زيباكلام، مراتب انزجار شديد خود را از مديريت بي‌كفايت سازمان صدا و سيما كه هيچ برنامه مؤثري براي نظارت بر برنامه‌هاي توليدي ندارد ابراز داشته و به‌طور جدي خواستار برخورد با مدير مستقيم تهيه اين برنامه است. ضمن آنكه لازم است از متفكران اسلامي و انقلابي براي پاسخ به شبهات بي‌پايه‌اي كه در اين برنامه مطرح شد، دعوت بعمل آمده و نيز فرصت تبيين انديشه‌هاي حضرت امام و رفع اتهاماتي كه متوجه نظام اسلامي شد به ايشان داده شود 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 21:21  توسط محمد تاجیک  | 

یک شرکت آمریکایی بازی رایانه‌ای تازه‌ای را ارایه کرده است که موضوع آن؛ حمله به محمود احمدی نژاد و سرنگونی وی است. 

بر اساس این گزارش؛ این بازی کامپیوتری که در اینترنت ارایه شده توسط شرکت آمریکایی اف.وای.ای طراحی شده است.
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 21:10  توسط محمد تاجیک  | 

حضور يكي از معروف‌ترين جادوگرهاي فوتبال ايران در تمرين تيم ملي از جالب‌ترين حاشيه‌هاي تمرين امروز تيم ملي بود.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در حالي كه تيم ملي فوتبال ايران براي ديدار حساس برابر كره شمالي در چارچوب رقابت‌هاي جام جهاني از امروز استارت زده بود، حضور ا.د كه يكي از معروف‌ترين جادوگرهاي فوتبال ايران است و شايعاتي درباره همكاري او با برخي باشگاه‌ها در اين چند وقت اخير مطرح شده يكي از جالب‌ترين حواشي تمرين امروز تيم ملي بود.

اين فرد با حضور در تمرين تيم ملي دقايقي را با مهدي حاج باقر مديربرنامه‌هاي قطبي و منصور پورحيدري سرپرست تيم ملي گفت‌وگو كرد.

او در كتابي كه در دست داشت كاغذي به همراه خود آورده بود كه دلايل باخت تيم ملي به عربستان از نگاه او تشريح شده بود!

انتهاي پيام

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 20:49  توسط محمد تاجیک  | 

رضا کیانیان بازیگر سینمای ایران که به تازگی گفت وگوی مفصلی با ماهنامه صنعت سینما انجام داده، در این مصاحبه به اظهار نظر درباره تعدادی از بازیگران سینما پرداخته است .

 http://finearts.blogfa.com/post-141.aspx

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 15:30  توسط محمد تاجیک  | 

 چهاردهم ارديبهشت‌ماه جاري بود كه يك خبرگزاري فخيمه نوشت:

                       انتقاد وزير ارشاد از تحريف خبري سخنانش

محمدحسين صفارهرندي وزير ارشاد نيز در اواسط نشست خبري [بيست‌ودومين نمايشگاه بين‌المللي كتاب تهران] پس از پرسش خبرنگار يكي از خبرگزاري‌ها گفت: از فرصت استفاده مي‌كنم و حالا كه نماينده اين رسانه پرسشي را مطرح كرد مطلبي را عنوان مي‌كنم.
وزير ارشاد افزود: اگر يك بنگاه خبري در سيستم اطلاع‌رساني خود خبري را اشتباه منتشر مي‌كند و به اعتبار آن لطمه مي‌زند، مي‌تواند ناشي از حرفه‌اي نبودن خبرنگار و يا تيم مركزي آن رسانه باشد.
وي با اشاره به خبري كه چندي پيش يكي از خبرگزاري‌ها به نقل از وي منتشر كرده بود و جنجال زيادي در رسانه‌ها به‌وجود آورد، گفت: با دستمايه قرار دادن يك خبر مخدوش، عده‌اي حسابي تاختند و تحليل نوشتند و پند اخلاقي دادند كه همه آن بر پايه يك خبر مخدوش بود و اميدوارم بعد از اين خبر، روشن و شفاف باشد تا مورد سوء استفاده قرار نگيرد.

http://taakharedonya.blogfa.com/post-80.aspx

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 13:40  توسط محمد تاجیک  | 

داستان صاف و ساده آدم هاي يک بعدي

علي چنگيزي

«پرچيني از اقاقيا» عنوان اولين رمان «مرجان رياحي» است. رمان داستان سر راست و صاف و ساده يي دارد و شايد بتوان گفت همين صاف و ساده بودن نقطه قوت کتاب است. همين موضوع سبب شده داستان خوش خوان از آب دربيايد. به طوري که رمان کم حجم «مرجان رياحي» را مي توان در يک نشست و يک نفس خواند و ختمش را برچيد. «مرجان رياحي» تلاش کرده زندگي دختر تحصيلکرده امروزي را روايت کند و دست کم بخشي از زندگي او را نقل کرده است. با آرزوهايش براي مهر ورزيدن و مشکلاتش در کار و فعاليت اجتماعي. با خيالات عشق هاي

شکست خورده اش و... با وجودي که بيشتر شخصيت هاي داستان زن هستند نمي توان گفت نگاهي که نويسنده دارد نگاهي زنانه است يا اينکه نويسنده نگاه ويژه يي به زنان و مشکلات شان دارد. کتاب چيزي است از آن دست اتفاقاتي که بيش و کم شنيده ايم. بهشيد، شخصيت اصلي رمان، دختري است که بعد از سال ها زندگي و کار در مرکز و مرکزنشيني به دليل بيماري اش به شهرش برمي گردد و کار خوبش را در يکي از روزنامه هاي پرتيراژ پايتخت رها مي کند و حالا در روزنامه يي محلي مطلب مي نويسد و قلم مي زند. نامزد سابقش از ازدواج با او شانه خالي کرده و تو زرد از آب درآمده است. اکنون بهشيد، که بر و رويي هم دارد تنها و از درون بيمار است و در اين حيص و بيص با سردبير روزنامه يي که در آن کار مي کند هم مشکلاتي دارد. سردبير گمانش اين است که بهشيد که درس خوانده روزنامه نگاري است و خيلي زود همه کاره شوراي نويسندگان شده است و دبير سرويس سياسي مي خواهد زير آبش را بزند و.... در اين ميان و با وجود اين همه بدبياري چپ و راستي که بهشيد تو زندگي آورده روزنه اميدي باز مي شود. او، محمد، دوست و همبازي دوران کودکي اش را مي بيند. هرچند او هم در ظاهر دماغش چاق است اما بعد معلوم مي شود کم وبيش وضعيت مشابهي با بهشيد دارد. او هم بيمار است و فداکارانه عمرش را ريخته پاي خواهرانش تا آنها را به سر و سامان برساند و حالا خودش عزب اوقلي و يالقوز مانده است. هر چند آنچنان که گفته شد داستان «پرچيني از اقاقيا» صاف و ساده است و اين صاف و سادگي و گريز از ادا و اصول هاي فرمي نقطه قوت رمان است اما پايبندي بيش از اندازه نويسنده به اين سادگي در روايت موجب سطحي شدن و غفلت نويسنده از حوادث حاشيه يي يک زندگي شده است که به اندازه خود متن زندگي با اهميت و مهم هستند و در خلال آن شخصيت هاي داستان عمق بيشتري پيدا مي کنند و چند وجهي مي شوند و سر و شکلي به هم مي زنند و از حالت قالبي و کليشه يي خارج مي شوند. اين نکته درستي است که گفته شده سادگي در روايت نبايد موجب ساده کردن خود شخصيت ها شود به نحوي که خواننده با شخصيت هاي پيچيده يي روبه رو نباشد و تنها نقشي ببيند از موجودي که پيچيده بودنش شهره خاص و عام شده است؛ شخصيت هاي پيچيده يي که بيش و کم پيامد زندگي مدرن شهري و ابزارآلات ارتباطي و فناوري جديد هستند؛ پيچيدگي که ماحصل شناخت انسان مدرن از موقعيتش است. اما شخصيت ها در رمان «پرچيني از اقاقيا» يک وجه بيشتر ندارند. يا مجموعه يي از خوبي ها و محاسن تاق و جفت هستند يا کلکسيوني بي نظير از صفات نفرت انگيز. بهشيد و محمد هر دو فداکار هستند، ريخت و قيافه خوبي دارند. بهشيد درس خوانده است و مو لاي درز خوبي اش نمي رود حتي وقتي با اين فضل و کمالات و شعور داخل حرف هاي خاله زنکي مادر و همسايه ها و همکارانش مي شود باز از خوبي اش است و همه از سر خيرخواهي و صداقت ذاتي اش. اما درست در نقطه مقابلش سردبير روزنامه محلي قرار دارد که بي ريخت است و انگشت به شير زن و زيرآب زن خرابي است. بي سواد است و کار و تخصص اش به هم هيچ ارتباطي ندارند. او فوق ديپلم دامپزشکي دارد و «تو يکي از اين دانشگاه ها که تازگيا تو دهات دور و بر باز شده» درس خوانده و با زد و بند و هزار و يک رقم چاپلوسي به اينجا رسيده. عجيب هم نيست اگر همچو آدم بي مايه يي راه به راه به بهشيد گير دهد و با او چپ بيفتد. انگار در رمان ما، که محصول فرهنگي زمانه است ميانه يي در کار نيست. به طور خاص در اين رمان هم به همين نحو است و همه آدم ها به دو دسته سفيد و سياه تقسيم مي شوند. چه بسا بهشيد در عالم واقع، ناکس و آب زير کاه باشد و هزار عيب و ايراد ديگر هم داشته باشد و با سياست دارد صندلي را از زير پاي سردبير مي کشد يا دست کم سر سوزني هم حق با سردبير باشد. نکته ديگر درباره رمان «پرچيني از اقاقيا» تصويري نبودن رمان است. خواننده درک درستي از موقعيت مکاني و فضاي کتاب پيدا نمي کند که عامل مهمي است در شناخت شخصيت ها و وضع و اوضاع شان. اين شايد پيامد نقل داستان؛ تنها و تنها با استفاده از ديالوگ باشد؛ موضوعي که نويسنده براي داستانش برگزيده است اگر چه مي توانست گسترش پيدا کند و به کندوکاو مسائل شهري و آدم هايي از نوع بهشيد، محمد و سردبير بيانجامد و مسائل و مشکلات اين دست آدم ها را عمقي تر واکاوي کند. اما اين طرح با تک وجهي کردن شخصيت ها و تصويري نکردن ديالوگ ها و در انتها با رابطه صد البته صادقانه يي که بين بهشيد و محمد شکل مي گيرد به بيراهه مي رود و چيزي مي شود از نوع داستان هاي مجموعه هاي سيما با پايان بندي اميدوارکننده و به مقصود رسيدن هاي باسمه يي و الکي اميدوارشدن شخصيت هاي قالبي و در بدترين حالت با نمايش يک عروسي؛ «بهشيد؛ صداي بوق کاروان عروسه، فکر کنم الان يه ماشين عروس برسه. محمد؛ آره، فکر کنم يکي داره مياد، بهشيد؛ فکر نکن، مطمئن باش، الان يه ماشين مي رسه که روش يه عالمه گل چسبوندند، نگاه کن داره مياد، ماشين عروسو ببين، چقدر گل، از اين فاصله هم مي شه اون همه گل رو ديد، واي... چقدر گل،» (صفحه آخر) پيچيده نديدن آدم هايي که همچون لابيرنت هزار تو دارند و هزار و يک رقم رويا و کابوس و... اولين ضربه را به مکالمه در رمان مي زند؛مکالمه واقعي و نه يک گفت وگوي ساده روزمره. به اين موضوع بايد توجه داشت که هنگامي کلمه، گفتمان، زبان يا داستان «مکالمه يي» مي شود که نسبي شود، امتيازهايش از آن سلب شود و از تعاريف رقيب خود براي يک مقوله واحد آگاهي يابد. داستان «غيرمکالمه يي» تحکم آميز و مطلق از آب درمي آيد.

«پرچيني از اقاقيا» را نشر مرکز منتشر کرده است.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 10:36  توسط محمد تاجیک  | 

در اداره و سازمانی نیست، که از هم نام و هم فامیل، اثر و نشانی نباشد، باجناقها و اقوام دور و نزدیک بعضی از حامیان و اطرافیان دولت، بدون توجه به عدالت و شایسته سالاری، بر مسند امور قرار گرفته اند.

یکی از مهمترین شعار های دولت نهم عدالت و شایسته سالاری بود. این وعده زیبای دولت نهم بر خلاف بسیاری از وعده های دیگر که دلایل عدم تحقق آن را قصور دستگاه ها و یا تخریب و توطئه معرفی می کنند مستقیما توسط روسای بالای این دولت زیر پا گذاشته شده است نگاهی اجمالی بر پست های دولتی واگذار شده در این دولت نشان می دهد دولت نهم بسیار بیش از دولت های پیشین به واگذاری پست های دولتی و اداری میان اقوام و فامیل اقدام کرده است.
قبل از روی کار آمدن دولت نهم یكی از انتقادهایی كه به دولت های گذشته وارد می شد این بود كه كشور در حلقه بسته مدیران گرفتار آمده و به خوبی از نخبگان و كسانی كه از نظر فكری با دولت هماهنگ نبودند اما توانایی مدیریت و قدرت اندیشه و عملگرایی بالا داشتند استفاده نمی شود و مساله نزدیكی و دوری در چینش مدیران تبدیل به یك اصل شده است.

 در اداره و سازمانی نیست، که از هم نام و هم فامیل، اثر و نشانی نباشد، باجناقها و اقوام دور و نزدیک بعضی از حامیان و اطرافیان دولت، بدون توجه به عدالت و شایسته سالاری، بر مسند امور قرار گرفته اند.

یکی از مهمترین شعار های دولت نهم عدالت و شایسته سالاری بود. این وعده زیبای دولت نهم بر خلاف بسیاری از وعده های دیگر که دلایل عدم تحقق آن را قصور دستگاه ها و یا تخریب و توطئه معرفی می کنند مستقیما توسط روسای بالای این دولت زیر پا گذاشته شده است نگاهی اجمالی بر پست های دولتی واگذار شده در این دولت نشان می دهد دولت نهم بسیار بیش از دولت های پیشین به واگذاری پست های دولتی و اداری میان اقوام و فامیل اقدام کرده است.
قبل از روی کار آمدن دولت نهم یكی از انتقادهایی كه به دولت های گذشته وارد می شد این بود كه كشور در حلقه بسته مدیران گرفتار آمده و به خوبی از نخبگان و كسانی كه از نظر فكری با دولت هماهنگ نبودند اما توانایی مدیریت و قدرت اندیشه و عملگرایی بالا داشتند استفاده نمی شود و مساله نزدیكی و دوری در چینش مدیران تبدیل به یك اصل شده است.

دولت احمدی نژاد با شعار عدالت گستری، مهرورزی و خدمت كار خود را آغاز كرد و بر شایسته سالاری تاكید داشت. ولی پس از مدت کوتاهی روشن شد که این انتقادات در حد شعار باقی ماند و شیوه مورد انتقاد احمدی نژاد به رویه مرسوم و پسندیده در دولت بدل شد. به نظر می رسد در دولت جدید نه تنها حلقه خودی ها تنگ تر شده كه بحث تجربه گرایی با نگاه بازكردن حلقه مدیران به کلی به فراموشی سپرده شده است. و دولت نهم، نه تنها از حجم دیوانسالاری اداری و دولتی ایران کم نکرده، که بانی بخش جدیدی در آن شده است. به نام دیوانسالاری فامیلی.

بعد از پیروزی احمدی نژاد در انتخابات، در بسیاری از ادارات و سازمانها، بسیاری از کارمندان و کارکنان، بدون اخراج و قطع حقوق، به حاشیه رانده شده، و کارمندان و کارکنان جدیدی که آرم دولت نهم را دارند، بر جای آنان قرار گرفته اند.

در اداره و سازمانی نیست، که از هم نام و هم فامیل، اثر و نشانی نباشد، و در بسیاری از ادارات دولتی، پست های دولتی و سازمانی، فامیلی و موروثی و انحصاری شده است، و بر خلاف شعارهای احمدی نژاد، خود دولت نهم نیز از این گزند در امان نمانده، و باجناقها و اقوام دور و نزدیک بعضی از حامیان و اطرافیان دولت، بدون توجه به عدالت و شایسته سالاری، بر مسند امور قرار گرفته اند.

لیست روسای فامیلی دولت احمدی نژاد

نهاد ریاست جمهوری، وزارتخانه ها و سازمان ها

داوود احمدی نژاد: بازرس نهاد ریاست جمهوری. او برادر بزرگتر محمود احمدی نژاد است.
مسعود زریبافان: دبیر هیات دولت، وی که باجناق محمود احمدی نژاد بشمار می‌رود پس از ریاست جمهوری وی که عضو شورای شهر تهران نیز بود، بعنوان دبیر هیات دولت منصوب گردید. وی چندی بعد و با مصوبه مجلس مبنی بر ممنوعیت اشغال چند پست توسط کارکنان دولت ناچار به استعفا گردید و پس از شکست در انتخابات دور سوم شوراها، بعنوان رییس مجمع باشگاه دولتی استقلال منصوب شد.
علیرضا مددی: مدیر عامل سازمان تامین اجتماعی، مدیر کل تربیت بدنی استان تهران، وی برادرزاده باجناق زریبافان و کارشناسی صنایع مهمات سازی وزارت دفاع بوده‌است.
حسین شبیری: رییس صندوق مهر رضا، شوهر خواهر احمدی نژاد
پروین احمدی نژاد: معاون مركز امور زنان ریاست جمهوری، عضو شورای شهر، خواهر احمدی نژاد
داوود مددی: رییس سازمان تامین اجتماعی، باجناق زریبافان
ناظمی اردكانی: وزیر تعاون، شوهر عمه داماد زریبافان
دانش جعفری: وزیر اقتصاد، پسر عمه پدر داماد زریبافان
اسماعیل احمدی مقدم: نیروی انتظامی، همزمان با روی کار آمدن دولت احمدی نژاد اسماعیل احمدی مقدم باجناق محمود احمدی نژاد و معاون نیروی مقاومت بسیج سپاه پاسداران بعنوان فرمانده نیروی انتظامی منصوب گردید.
سیدمحسن نبوی: عضو هیات مدیره شركت سرمایه گذاری خارجی، داماد زریبافان
علی اکبر محرابیان: وزارت صنایع و معادن،پس از برکناری علیرضا طهماسبی در مرداد ۱۳۸۶ علی اکبر محرابیان خواهر زاده محمود احمدی نژاد بعنوان وزیر صنایع و معادن معرفی گردید.
عليرضا علي احمدی: وزارت آموزش و پرورش، وی که باجناق احمدی نژاد است در آذر ۱۳۸۶ جایگزین محمود فرشیدی شد.
مجتبی هاشمی ثمره:خواهر زاده مهندس باهنر، یكی از مشاورین احمدی‌نژاد مشاور عالی، رییس ستاد انتخابات كشور
مهندس مهدی هاشمی ثمره: مدیركل وزارتی وزیر نیرو، برادر هاشمی ثمره
خانم قند فروش: مشاور خانواده وزیر كشور، زن برادر هاشمی ثمره
عبدالحمید هاشمی ثمره: معاون وزیر صنایع، برادر هاشمی ثمره
موسی پور: معاون پارلمانی وزیر كشور ( داماد خواهر مهندس باهنر )
حسین صمصامی: سرپرست وزارت امور اقتصاد و دارایی خواهر زاده پرویز داودی
علی خیراندیش: پیمانکار ساختمان و پیمانکار وزارت نفت در انتقال گاز ایران به چین (شوهر خواهر هاشمی ثمره )
طاهره نظری مهر: وزارت امور خارجه، وی که همسر منوچهر متکی وزیر امور خارجه دولت احمدی نژاد است، از سازمان بهزیستی (در آستانه بازنشستگی) به وزارت امور خارجه منتقل گردید و به سمت «مدیرکل حقوق بشر و زنان وزارت‌ خارجه» منصوب شد. منوچهر متکی برای انتصاب وی به این پست اداره حقوق بشر وزارت خارجه را از اداره کل سیاسی و اموربین‌الملل جدا و همراه با دفتر امور زنان این وزارتخانه یک اداره کل جدید ایجاد و همسرش را به ریاست آن منصوب کرد.
برادر همسر منوچهر متکی: وزات امور خارجه، وی که دندانپزشک و فاقد هر گونه سابقه خاص در وزارت امور خارجه بوده‌است بعنوان وابسته کار به بحرین اعزام گردید.

استانداری ها

رحیم قربانی - استاندار آذربایجان غربی:
همسر استاندار:ریاست مرکز زنان و جوانان استانداری
باجناق استاندار: معاون سازمان آموزش‌وپرورش استان(سابقه وی مدیریت یک مدرسه غیر انتفاعی بوده‌است)
خواهرزاده استاندار: عضو تیم مشاوران جوان استاندار(در حال طی خدمت سربازی)
خواهرزاده استاندار: مدیر مالی سازمان همیاری شهرداری‌ها
خواهرزاده استاندار: مشاور استاندار و از اعضای مؤثر هیأت نظارت استان
خواهرزاده استاندار: مدیر تدارکات همیاری شهرداری‌های استان و عضو هیأت نظارت (مدرک فوق دیپلم)
پسرخاله استاندار: سمت مشاور استاندار
پسرخاله ديگر، استاندار: سمت مشاور استاندار

به همه اینها چند شغله بودن الهام، سعیدلو، مهرداد بذرپاش ( که مدارج ترقی صد ساله را به سبب دوستی قدیم پدر با احمدی نژاد یک شبه طی کردند) و رحیم مشایی را هم باید اضافه کرد.

انتصاب بسیاری از افراد و وزرای ناآشنا به رشته‌ خود كه اکثرا كوچك‌ترین تجربه و تخصصی در حوزه‌ مدیریت خود نداشته‌اند از وزیر امور خارجه گرفته تا بسیاری از سمت‌های مدیریت و ریاست و معاونت دیگر، کشور را دچار پراكندگی ها و نابسامانی های بسیاری كرده است. گویا تمام نخبگی و تخصص و جامعیت در قامت همین چند فامیل و دوست و آشنای سابق در دانشگاه علم و صنعت و سپاه و شورای نگهبان متجلی شده است و بقیه مردم مشتی کودن و کند ذهن و عقب مانده ذهنی هستند که قادر به در اختیار گرفتن پستی مهم در کشور نیستند.

قطعا راه تحقق و اجرای عدالت و مبارزه با بوروکراسی و دیوانسالاری مخرب، از مسیری بجز استخدام های فامیلی در ادارات و سازمان ها می گذرد.

یكی از ویژگی های حكومت قاجاریه به كارگیری شیوه حكومتی در اداره دستگاه دیوانی با استفاده از حكومت پدرسالارانه و پاتریمونیال و واگذاری مناصب به خویشاوندان بود. روشی كه هدف تحكیم مبانی نفوذ و حفظ سلطه قدرتمندان و انحصار قدرت را در جامعه تعقیب می كرد. این رسم در دوران پهلوی هم ادامه یافت و یکی از نکات ضعف این سلسله نیز محسوب می شد و باب شدن اصطلاح هزار فامیل در این دوره از نشانه های رویکرد منفی مردم نسبت به این رسم ناپسند بود.

آنتوان چخوف نویسنده بزرگ روس هنگامی که تیغ انتقاد خود را بر مشکلات جامعه روسیه می کشد روسیه را معجونی از «تاریخی یخ و سنگین، دیوان سالاری، فقر و جهل.» می نامد و هر یک را لازم و ملزوم دیگری معرفی می کند.

نکته ای که کارگردانان دولت نهم در چهار سال گذشته به کلی آن را به فراموشی سپرده اند.

+ هم ميهن، نزهت اميرآباديان

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 10:4  توسط محمد تاجیک  | 

غلامرضا حسنی، امام جمعه ارومیه گفت: «احمدی نژاد برترین مدیر اجرایی ایران اسلامی است.»
 نماینده ولی فقیه در آذربایجان غربی در دیدار مردمی احمدی نژاد با مردم ارومیه در ورزشگاه تختی این شهر گفته است: «رای من د رانتخاباات دهم ریاست جمهوری متعلق به احمدی نژاد است.»

وی همچنین اظهار کرده است: »مردم دلیر و مسلمان ایران وفادار به نظام جمهوری اسلامی ایران هستند و لیاقت استقرار دولتی خدمتگزار و صدیق چون دولت نهم بر کشورشان را دارند.»

حسنی که با سخنرانی های جالب و عجیبش شناخته می شود گفته که « امیدوارم دولت نهم چهار سال آینده هم توسط فرد باصلاحیتی چون احمدی نژاد بر اداره امور کشور مسلط شود تا توسعه یافتگی کشور در تمام عرصه ها را به ثمر رساند.»

تریبون

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 22:21  توسط محمد تاجیک  | 

دیشب مستندی ازشبکه چهار درباره فیلم گاو داریوش مهرجویی پخش شدکه دراین مستند جمشید مشایخی به گلایه شدید از منتقدان پرداخت وگفت :منتقدان در نقدهای خود فقط به بازی دو نفر دراین فیلم اشاره کردند و به بازی دیگر بازیگران توجهی نداشتند.مشایخی می گفت :اینکه این موضوع را مطرح می کنم به خاطر این است که من به همین خاطر ۳۵ سال غصه خوردم.
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:53  توسط محمد تاجیک  | 

حاتمی کیا راست می گفت به این آقای ده نمکی داره ظلم می شه .
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 10:15  توسط محمد تاجیک  | 

بیست و دومین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران در حالی افتتاح شده که تعدادی از ناشران از حضور در نمایشگاه محروم شده اند و مجوز چاپ چند کتاب در آستانه نمایشگاه لغو شده است.البته نمایشگاه کتاب تهران در گذشته هم از این نوع حاشیه ها داشته که تلاش دولت برای ترویج فرهنگ کتابخوانی در بین ایرانیان را کمرنگ می کند.مهدی یزدانی خرم، روزنامه نگار حوزه کتاب و ادبیات در گفت و گو با بخش فارسی رادی و بی بی سی درباره این حاشیه ها می گوید "اول اینکه یک سری ناشر به دلایلی از حضور در نمایشگاه منع شدند و طبق معمول سیستم غرفه بندی اعتراضات مختلفی را به همراه داشت که به ویژه برخی از ناشران بزرگ خیلی از آن ناراضی بودند."با این حال به نظر می رسد مشکل اصلی نمایشگاه امسال کتاب، مانند سالهای پیش، دستچین شدن کتابهای راه یافته به غرفه هاست که منتقدان دولت این کار را نوعی اعمال سانسور می دانند. آقای یزدانی خرم می گوید "بسیاری از کتابهای مهم که خیلی هم سروصدا به پا کرد، مانند "نیمه غایب" حسین سناپور، "خروس" ابراهیم گلستان، "داستان یک شهر" احمد محمود و "باغ تلو" مجید قیصری و کتابهای دیگری برای تجدید چاپ لغو مجوز شدند. در حالی که بعضی از این کتابها تا کنون بیش از ده چاپ داشتند. برخی از کتابها به خصوص در حوزه داستان ایرانی "ممنوع الچاپ" شدند که به عنوان نمونه می توان به رمان نویسنده جوان فرهاد بردبار اشاره کرد که کتاب قبلی اش "رنگ کلاغ " برنده جایزه هوشنگ گلشیری شده بود."آقای یزدانی خرم البته معتقد است اگر منصفانه قضاوت کنیم عناوین کتاب در نمایشگاه امسال از سال گذشته بیشتر بوده و عناوین مهمی امسال برای اولین بار منتشر می شوند. او در ادامه می افزاید "رمان داریوش مهرجویی، مجموعه داستان "سردسته های" یوسا، چهارمقاله نظامی عروضی سمرقندی با تصحیح های جدید چاپ نشده دکتر معین، روزنوشته های نیما یوشیج و غیره از جمله کتابهای مهمی هستند که در این نمایشگاه عرضه می شوند."محمد حسین صفار هرندی وزیر ارشاد در کنفرانس مطبوعاتی نمایشگاه کتاب اعلام کرد که رابطه دستگاه تحت امرش با ناشران خیلی خوب شده و "ما الان زبان هم را خوب می ‌فهميم."ما آیا دولت و ناشران واقعا زبان یکدیگر را می فهمند؟ شهلا لاهیجی مدیر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان در پاسخ به این سوال به بی بی سی فارسی می گوید "احتمالا وزارت ارشاد زبان برخی از ناشران را که به زبان آنها حرف می زنند، حتما می فهمد ولی نه همه ناشران. یکی از مشکلاتی که ما با آنها روبرو هستیم این است که اصولا دیالوگ و گفتمانی بین ناشران و مسئولان وزارت ارشاد صورت نمی گیرد." او همچنین گفت "ملاقات هر کدام از مسئولان با رنج و معطلی فراوان همراه است، البته اگر این شانس دست دهد. معمولا درها بسته است و ناشران در انتظار این هستند تا جوابشان را با واسطه ها بگیرند. حتما ایشان زبان خاصی دارند که اشخاص خاصی این زبان را به راحتی می فهمند."ناظران حوزه کتاب می گویند باید دید آیا دولت آقای احمدی نژاد بار دیگر رای می آورد؟ و اگر رای بیاورد، چه شرایط و چه گفتمانی باید در زمینه نشر وجود داشته باشد. از سوی دیگر معلوم نیست اگر رقبای اصلاح طلب آقای احمدی نژاد در انتخابات 22 خرداد به پیروزی برسند، چه تغییراتی به وجود خواهد آمد. به همین دلیل فعلا حوزه نشر در یک حالت بلاتکلیفی به سر می برد.از سوی دیگر خانم لاهیجی می گوید هنوز خیلی زود است که بخواهیم اظهار نظری درباره حال و هوای نمایشگاه کتاب امسال داشته باشیم. او درباره فضای نمایشگاه به بی بی سی گفت "اگر از نمایشگاه های قبل صحبت کنیم که نمایشگاه کتاب در محل نمایشگاه بین المللی برگزار می شد، باید بگویم که برای من یکی از زیباترین و جذابترین روزهای زندگی ام بود، به خصوص وقتی نسل جوان پویا و مشتاق را در فضای نمایشگاه می دیدم. ولی نمی دانم تا چه حد این موضوع در فضای مصلا قابل مقایسه است."بیست و دومین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران تا بیست و ششم اردیبهشت ماه در مصلای تهران برپا خواهد بود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 9:53  توسط محمد تاجیک  | 

وقتي از محمود احمدي‌نژاد در مورد بي‌ثباتي آشکار سياست‌‌هاي اقتصادي او سئوال شد او صادقانه پاسخ داد: از خدا ‏مي خواهم که هرگز چيزي درمورد اقتصاد ندانم.‏

با کسري بودجه، پايين آمدن قيمت نفت، بالارفتن تورم و افزايش بيکاري، اقتصاد ايران در وضعيت نابساماني قرار ‏دارد. انگار دعاي آقاي احمدي‌نژاد مستجاب شده است.‏

احمدي‌نژاد در سال 84 با شعار اصلاحات پوپوليستي در اقتصاد رئيس‌جمهور ايران شد و قول داد درآمد هنگفت نفت ‏ايران را بر سر سفره مردم ايران بياورد. مردم در انتخابات آتي عملکرد او را مورد ارزيابي قرار خواهند داد. با ‏شروع فرصت پنج روزه ثبت نام براي انتخابات رياست جمهوري تصوير محمود احمدي‌نژاد به نظر افسرده مي‌رسد. ‏مقابله شديد با غرب بر سر برنامه هسته‌اي و تهديد او عليه اسرائيل ممکن است او را از وعده‌هاي اقتصادي بصورت ‏موقت دور کرده باشد اما براي بيشتر ايرانيان اين وضعيت اقتصادي است که راي آنها را رقم مي‌زند.‏

چيزي که احمدي‌نژاد مسئول آن نيست قيمت نفت است. درآمد اصلي ايران از نفت و گاز است که حدود 80 درصد ‏عايدي آن کشور را تشکيل مي‌دهد و پايين آمدن قيمت نفت براي ايران بسيار گران تمام مي‌شود. قيمت نفت در تابستان ‏گذشته به حدود بشکه‌اي 150 دلار رسيد اما اکنون به بشکه‌اي 50 دلار رسيده است (به قيمتي که در زمان آغاز رياست ‏جمهوري احمدي‌نژاد بود رسيد) و موجب آسيب به اقتصاد ايران شد. قيمت‌هاي بالاي نفت احمدي‌نژاد را تشويق کرد که ‏راحت خرج کند و ميلياردها دلار از طريق وام‌هاي ارزان و بلاعوض به اقتصاد ايران تزريق کرد. حالا ولخرجي او ‏موجب گرفتاري او شده است، تورم به بيش از 25 درصد رسيده است و هزينه غذا و مسکن بسيار بالا رفته است. طبق ‏گزارش‌هاي بانک مرکزي فعاليت‌هاي اقتصادي کند شده و سرمايه‌گذاري‌هاي صنعتي و ساختماني سقوط کرده و ‏همينطور سرمايه‌هاي خارجي نيز کاهش يافته است.‏

همچنين ايران مورد تحريمهاي اقتصادي شديد آمريکا قرار گرفته است که سرمايه‌گذاري را تضعيف مي‌کند. قيمت ‏بالاي نفت به ايران اجازه داد که تحريم‌ها را دور بزند و از کشورهايي نظير امارات براي وام و اعتبار استفاده کند. اما ‏رکود جهاني اعتبارها را از بين برد و قيمت نفت را پايين آورد.‏

با وجود مشکلات ايران نمايندگان مجلس و اقتصاددانان ايران از مديريت اقتصادي ضعيف ايران خسته شده‌اند. در سال ‏‏2008 طهماسب مظاهري دومين رئيس بانک مرکزي دوره احمدي نژاد هشدار داد که سياست نرخ بهره پايين آقاي ‏احمدي‌نژاد موجب افزايش تورم شده است. رئيس‌جمهور بر نرخ بهره اصرار کرد که حتي پايين‌تر از نرخ تورم بيايد. ‏رئيس‌جمهور هشدارها را ناديده گرفت و بانک مرکزي ناچارا از دادن اعتبار خودداري کرد.‏

در نتيجه براي اولين بار در دوره احمدي‌نژاد نرخ تورم کمي پايين آمد. آقاي مظاهري هم اخراج شد اما انسداد اعتبار ‏در جاي خود باقي ماند. آقاي احمدي‌نژاد همچنين بخاطر انحلال سازمان برنامه‌ريزي که از دوران شاه تاسيس شده بود ‏واز لحاظ فني شايسته ترين سازمان براي اجراي عمليات عمراني بود و نيز دادن اعطاي قراردادهاي ساختماني بزرگ ‏به سپاه پاسداران مورد انتقاد شديد قرار گرفته است.در ماه مارس امسال آقاي احمدي‌نژاد پيشنهاد کاهش سوبسيدهاي دولتي نفت، گاز و برق را داد. اين اقدام حدود 20 ‏ميليارد دلار از سرمايه‌هاي دولت را آزاد مي‌کرد که مي‌توانست براي دادن به فقرا در زمان انتخابات مورد استفاده ‏قرار گيرد. مجلس با نگراني از اينکه اين موضوع قيمت انرژي و تورم را بالا ببرد با اين کاهش و لحاظ کردن آن در ‏بودجه دولت مخالفت کرد.‏

با اينکه برنامه از مهمترين بخشهاي انتخابات است اما هيچکدام از نامزدها برنامه خود را در مورد مشکلات اقتصادي ‏اعلام نکرده‌اند. آقاي ميرحسين موسوي از نامزدهاي اصلاح‌طلب احتمالا شانس بيشتري نسبت به رقباي خود دارد: از ‏او در مديريت اقتصادي دوران جنگ به خوبي ياد مي‌شود و اميدوار است که بتواند روي اعتبار خود سرمايه‌گذاري ‏کند.‏

احمدي‌نژاد به عنوان فردي در قدرت محبوب است اما بسياري از ايراني‌ها از بي‌کفايتي اقتصادي او خشمگين هستند. ‏حتي اگر پيش از انتخابات پول زيادي خرج کند باز هم تعداد زيادي از راي‌دهندگان به سمت او متمايل نخواهند شد.‏

منبع: اکونوميست، 5 مه‏

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 9:47  توسط محمد تاجیک  | 

تهمینه میلانی گفت وگویی بل الهام نداف در نشریه مشق آفتاب کرده ودراین گفت وگو گفته است :آقای شریفی نیا پس از اینکه سنتوری را دید آمد خانه ما که تسویه حساب را ببیند .همانجا به من گفت :سنتوری ۲میلیارد تومان می فروشد بعد از دیدن تسویه حساب گفت :این فیلم ۵میلیارد تومان می فروشد .آقای شریفی نیا حاضر بود در فیلمی که توقیف است شریک شود.تسویه حساب واقعا فیلم عجیبی شده است .
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:24  توسط محمد تاجیک  | 

مطالب قدیمی‌تر