تبليغاتX
بازمانده
وبلاگ محمدتاجیک یک روزنامه نگار سینما،موسیقی وتلویزیون/این روزها نیش زنبوررااز دست ندهید



فيلمنامه به آهستگى تصويرگر يك موقعيت دشوار است كه سعى دارد در پايان به نوعى آن را تعديل كند. اين ايده منبع تغذيه يك ملودرام است كه بر طبق آن شخصيت مركزى كه غالباً سركش است به واسطه پتانسيل تاثير پذيرى از اطرافيانش كه بينشى روشن را ارائه مى دهند در راه رسيدن به آرامش پيش مى رود. منتها نويسنده در پيشبرد داستان از روش هاى مستعمل گونه خانوادگى دورى جسته و از مسيرى ديگر اين تعديل را اعمال مى كند. او مسئوليت نهايى اين تعديل را بر دوش شخصيت اصلى مى اندازد. ابتدا تاكيد بر ناباورى شخصيت به دليل سادگى و انفعالى كه در سطح كلام و طرز برخورد با محيط جارى است تماشاگر را از روى عمد به بيراهه مى برد. فيلمنامه نويس عناصر را طورى كنار يكديگر قرار مى دهد كه ناباورى را در محمود به رسميت نشناسيم. محمود در خصوص آنچه بر او مى گذرد آگاهى ندارد. نيروهايى در جامعه بر او تفوق دارند و مراودينش را جمعيتى رند و زيرك و شيرين طبع تشكيل مى دهد. ظرفيت هايى كه فيروز و عزت به متن اضافه مى كنند قصد نابودى يا خنثى سازى اين ناباورى را دارد. در پى اش آنچه رخ برمى كشد قضاوتى نمادين است. چنانچه تمام شواهد و نشانه ها دال بر محكوميت پرى است. طى گذار از اين برهه و دور كردن شخصيت هاى فرعى و مكمل و تفكيك بستر فيلمنامه تا پيش از رسيدن به نقطه اوج است كه نيروهايى در درون شخصيت، تاثيرگذار بر امر قضاوت به چالش كشيده مى شود. اين خيلى دلچسب است كه شخصيت هاى فرعى به معناى واقعى كلمه در بسط تفكر فيلمنامه نقش دارند و پيش آگاهى را به بهترين وجه انتقال مى دهند. گرچه كنار مى كشند و يا به عبارتى توسط نويسنده كنار گذاشته مى شوند و اگر از محمود آدمى ديگر نساخته اند حداقل در قالبى موجه موجب شكل گيرى تيپ جديدى از او شده اند كه پاسخى براى علايق مخاطب عام باشد و ارتباط او را با لايه اى از فيلم تقويت كند. فيلمنامه نويس مخاطبش را به مسير مبتنى بر دلمشغولى خود باز مى گرداند. او واقف است كه كنش هاى محمود مى تواند در وهله ديگر به مراتب جذاب تر از نيات او باشد. سر همين هم به انگيزه ويرانگرانه محمود جامه عمل پوشانده نمى شود. شايد از آنجا كه فيلمنامه نويس اين توان را در خويش نديده كه به درستى مخاطب را نسبت به تعارض كنش هاى محمود و واقعيت روابط پرى دچار حساسيت كند در فلاش بك هاى مربوط به سفر و اقامت پرى در شهرستان به گونه اى طرح ريزى مى كند كه از آن در جهت تقويت خشم محمود بر عليه پرى استفاده اى نشود. در دنباله اين موقعيت است كه حتى درگيرى و محكوميت قضايى پرى در نهايت منجر به رجعت دوباره زن و شوهر مى شود. ضعف اثر در اين است كه فشردگى در نمايش ثبات حاصل از موقعيت جديد مرتبط با از سرگيرى زناشويى و همچنين ارتقاى شغلى محمود به عنصر باورپذيرى خدشه وارد مى كند و باعث گسست در رشته ارتباط تماشاگر با فيلم مى شود.
    
    
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1384ساعت 0:5  توسط محمد تاجیک  | 



نويسنده: خسرو نقيبى

خلاصه گفت وگو
    بگذاريد در اين مملكت يك نفر هم فيلم ضداستاندارد بسازد. به نظرم آدم بايد به راهى كه مى رود مطمئن باشد. تو وقتى كه به كارت ايمان دارى، ديگر چيزى نبايد اهميت داشته باشد.
    فكر مى كنم هر فيلمى مخاطب خاص خودش را پيدا مى كند. يعنى بالاخره يك آدمى، يك جايى مثل من فكر مى كند، فيلم را مى بيند و خوشش هم مى آيد. در نمايش موزه سينما يكى پرسيد فكر نمى كنى زمان فيلم خيلى طولانى است. گفتم نه چون اتفاقات يك شب تا صبح مى افتد ولى ما همه چيز را در دو ساعت مى بينيم. برايم مهم بود كه پايان را در زمان واقعى اش ببينم.

    
    يك شب خيلى چيزها را روشن مى كند. اولين فيلم نيكى كريمى او را در مقام يك فيلمساز در مجامع سينمايى جهان مطرح كرده و از آثار پراميد MK2 در پخش جهانى هم هست. نظرات درباره فيلم هم يا مثبت است و يا منفى. تقريباً كسى با فيلم يك شب بدون موضع طرف نشده است. تندترين واكنش هم معرفى فيلم به عنوان يكى از سه اثر ضداستاندارد امسال از سوى داوران انجمن منتقدان و نويسندگان سينمايى بود. اين گفت وگو قبل از شروع جشنواره انجام شد اما تنظيمش به روزهاى پايانى رسيد؛ زمانى كه مشخص شد كريمى به جز پرونده هاوانا هيچ فيلم آماده ديگرى در جشنواره ندارد. براى همين هم بخش هاى مربوط به اين فيلم ها از گفت وگو حذف شد و البته اصلاحات هميشگى كريمى روى متن نهايى، بخش هاى زياد ديگرى از گفت وگو را هم شامل شد...
    •••
    • يك شب چگونه جلوى دوربين رفت؟ از كى فكر كرديد كه مى خواهيد فيلم بسازيد و شرايط براى ساخت اين فيلم اول چگونه بود؟
    هميشه فكر كرده ام كه بايد فيلم بسازم. در تمام سال هاى بازيگرى ام فكر مى كردم كه اين برايم كافى نيست و چيزى كه اهميت دارد ساخت فيلم است. بازيگرى را جزيى از يك مجموعه مى ديدم كه بالاخره روزى تمام مى شود، اين نظر شخصى ام است. خيلى از بازيگران هستند كه كارشان را با علاقه هم دنبال مى كنند ولى براى من بازيگرى هيچ وقت نقطه نهايى نبوده. وقتى جلوى دوربين بودم همه انرژى ام را براى كارى كه بازى مى كردم مى گذاشتم ولى بعد از پايان كار ديگر به بازى فكر نمى كردم. آمديم تا زمان ساخت داشتن يا نداشتن، با اين فضا بيگانه نبودم. سر داشتن يا نداشتن هم بيشتر موضوع برايم مهم بود بعد هم فيلمبردارى تعزيه بود و بعد از آن با سوژه يك شب درگير شدم. با كامبوزيا پرتوى فيلمنامه را تا يك جا نوشتيم.
    • هم فيلم اول بود و هم شما به عنوان يك كارگردان زن، هدايت پروژه را به عهده داشتيد. در سينما آدم شناخته شده اى هستيد ولى در اين جايگاه تازه مشكل خاصى به وجود نيامد؟ با گروه يا هنگام كار؟
    كار اول بود ولى به هرحال من حدود بيست سال فيلم بازى كرده ام و فضاها را مى شناختم و هم گروهى را كه با آنها كار كردم. از يك طرف كار اول است و ترس ها و دلهره ها و اضطراب هاى مخصوص به خودش را دارد ولى از طرف ديگر آشنايى با گروه كار را خيلى راحت پيش برد. همه فوق العاده و عالى بودند و دوره خوبى را پشت سر گذاشتيم به شكلى كه همه نمى خواستند كار تمام شود.
    • فضاى يك شب، فضاى سردى است. يك جور تمايل به سينماى اروپاى شرقى و سينماى فرانسه در فيلم ديده مى شود. اين سليقه و دلبستگى شخصى است يا فكر كرديد براى اين فيلم خاص چنين فضايى لازم است و حال ممكن است در فيلم بعدى همه چيز گرم باشد؟
    در سى وچهار سالگى اين زاويه ديد من نسبت به زندگى است. مطمئناً اگر اين قصه را شكل ديگرى مى ديدم، فيلم هم جور ديگرى مى شد. شب تهران به نظرم اين شكلى است. حتى اگر يك ماشين عروس يا چند جوان سرخوش هم سكوتش را بشكنند، فضايى هست كه به نظرم پر از دلهره و سردى است...
    • همه چيز اينقدر در لانگ شات اتفاق مى افتد؟
    طبعاً. در شانزه ليزه كه نيستيم با هزار كافه و رستوران و چراغ هاى روشن. بنابراين همه چيز خاموش است و همه چيز در خانه ها اتفاق مى افتد. فوقش يك نورى از داخل همين خانه ها مى بينيم. اين ديدى بود كه من نسبت به فضا داشتم و داستان هم اين را تشديد مى كرد.
    • از اينكه متهم به حركت در مسير سينماى جشنواره اى شويد دلهره نداشتيد؟ از اينكه به ساختن يك فيلم ضداستاندارد متهم شويد؟
    نه، اصلاً. فكر مى كنم هر كسى بايد ببيند چه چيزى را دوست دارد. هميشه اين نوع سينما را دوست داشته ام. نوع سينمايى كه خودم دوست دارم ببينم. گاه پيش مى آيد كه دوست داشته باشم سينماى داستانى را هم ببينم، اما سينماى مورد علاقه ام، سينمايى از جنس يك شب است.
    • چقدر از كار پيش از فيلمبردارى شكل گرفت و چه ميزان، هنگام كار؟
    همه چيز از قبل دكوپاژ شده بود. البته يك بخش هايى كه مربوط به بازى ها و شكل اجرا مى شد بداهه و زمان فيلمبردارى شكل گرفت ولى نوع ميزانسن و كارى كه مى خواستيم انجام دهيم را از يك ماه قبل مشخص كرده بودم.
    • صحبت از مخاطب عام در اين مورد كه تقريباً شوخى است ولى فيلم حتى مخاطب خاص را هم در خيلى جاها غافلگير مى كند. فصل پايانى فيلم كه به نظرم بهترين فصل كار هم هست، چقدر در ارتباط برقرار كردن با مخاطب پتانسيل دارد؟ اينكه ما بالاى تپه مى مانيم، ماشين مى رود و باز ما اصلاً كارى براى انجام دادن نداريم. از شكل ارتباط فيلم با مخاطب نترسيديد؟ اصلاً چقدر به اين مسئله فكر كرديد؟
    فكر مى كنم هر فيلمى مخاطب خاص خودش را پيدا مى كند. يعنى بالاخره يك آدمى، يك جايى مثل من فكر مى كند، فيلم را مى بيند و خوشش هم مى آيد. در نمايش موزه سينما يكى پرسيد فكر نمى كنى زمان فيلم خيلى طولانى است. گفتم نه چون اتفاقات يك شب تا صبح مى افتد ولى ما همه چيز را در دو ساعت مى بينيم. برايم مهم بود كه پايان را در زمان واقعى اش ببينم. هوا در حال روشن شدن است و ما هم بدون كات اين طلوع خورشيد را مى بينيم. فكر مى كنم مردم كمى بايد عادت كنند كه چيزهايى را ببينند كه هميشه نمى بينند. مى دانم كه خيلى ها از اين سينما خوششان نمى آيد چون به هر حال با انبوه فيلم ها و سريال هايى كه مى بينيم، مغز پر از كليشه هاى رايج شده و بيرون آمدن از اين كليشه ها به هر حال سخت است ولى مى دانم كه برخى هم هستند كه از يك شب خوششان مى آيد.
    • واكنش ها در بيرون از كشور چطور بود؟ بعد از اولين نمايش فيلم در كن و در نمايش هاى خارجى بعدى.
    در مورد واكنش ها هم همه چيز خيلى خوب بوده. از چهارم ژانويه كه فيلم به نمايش درآمده، MK2 [پخش كننده جهانى فيلم] مرتب براى من نوشته ها و وضع فيلم را در نمايش عمومى مى فرستد. تا اينجا فكر مى كنم فيلم در انتخاب هاى جشنواره اى از موفق ترين ها بوده است.
    • جدا از دايره منتقدان، مخاطبان چه برخوردى با فيلم كردند؟
    خيلى خوب بوده. هر جا من رفتم سالن پر بود. مثلاً در يونان جلسه پرسش و پاسخ آنقدر خوب بود و آنقدر فيلم را خوب ديده بودند و با جزئيات سئوال مى كردند كه آدم دوست داشت به همه سئوال ها پاسخ كامل دهد.
    • از فضاى يك شب و نمايش هاى خارجى آن به فضاى ايران و بازيگرى برگشتيد. پرونده هاوانا اولين فيلم در اين فضا بود. در فيلم رئيسيان بازى كرديد كه به فضاى بازيگرى برگرديد، يا نقش ويژگى هايى داشت كه براى كار كردن متقاعدتان كند؟
    نقشم در پرونده هاوانا ويژگى هاى زيادى داشت و از جمله نقش هايى بود كه تا به حال كار نكرده بودم. اين نقش برايم بسيار جذاب بود.
    • راستى چرا نيكى كريمى فيلم ضداستاندارد مى سازد؟
    بگذاريد در اين مملكت يك نفر هم فيلم ضداستاندارد بسازد. به نظرم آدم بايد به راهى كه مى رود مطمئن باشد. تو وقتى كه به كارت ايمان دارى، ديگر چيزى نبايد اهميت داشته باشد.
    http://www.magiran.com/ppdf/2387/p0238706870171.pdf
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1384ساعت 0:0  توسط محمد تاجیک  |