امسال درجشنواره جای فیلم آشغالهای دوست داشتنی خالی است

 

بزرگنمایی:  

خبرگزاري آريا- کتاب «مرور سي دوره جشنواره فيلم فجر» مراحل آماده سازي اش را توسط مسعود نجفي طي مي کند.
به گزارش خبرگزاري آريا مسعود نجفي که کار آماده سازي اين کتاب را بر عهده دارد با اشاره به جزييات آن گفت: با پيشنهادي که به محمد رضا عباسيان دبير جشنواره 31 فجر در خصوص جمع آوري اطلاعات سي دوره جشنواره فيلم فجر به عنوان مهمترين رويداد هنري کشور صورت گرفت و استقبال و نظر مساعد ايشان، کار آماده سازي اين کتاب از حدود دوماه قبل آغاز شد و دو گروه به موازات هم به جمع آوري اطلاعات مشغول شدند.
وي ادامه داد: اين کتاب شامل اطلاعات کامل سي دوره جشنواره فيلم فجر اعم از آثار، بخش ها، هيات هاي انتخاب و داوري، کانديدا، برگزيدگان، بزرگداشت ها، سينماهاي نمايش دهنده، دبيران و توضيحاتي در خصوص اتفاقات و حواشي رخ داده در هر دوره است. درواقع اطلاعاتي که سالها به عنوان خبرنگار نياز به آن را حس کردم. سعي مان اين است اين مجموعه کامل بوده و جواب هر سوالي را در خصوص جشنواره فيلم فجر پاسخ دهد.
نجفي يکي از ويژگي هاي اين کتاب را بخش عکسها و همچنين فهرست نويسي آن عنوان کرد و گفت: در پايان هر دوره مجموعه عکس ها و تصاوير مرتبط که بسيار خاطره انگيز هستند خواهد آمد. دو فهرست هم در پايان کتاب شامل نام آثار و افراد درج خواهد شد که شامل کليه اسامي حاضر در کتاب مي شود.
اين نويسنده با تقدير از کساني که در جمع آوري اطلاعات اين کتاب همراهي کرده اند افزود: طي مدتي که مشغول آماده سازي کتاب «مرور سي دوره جشنواره فيلم فجر» هستيم افراد زيادي ما را کمک کردند از جمله کامران ملکي که بخش زيادي از عکس ها و مکتوبات دوره هاي گذشته را در اختيار تيم تحقيقاتي کتاب قرار داد و عزيزان صاحب نظر و پيشکسوت در اين حوزه از جمله مسعود مهرابي، عباس بهارلو، علي معلم، اکبر نبوي، غلامرضا موسوي و همچنين جمال اميد به عنوان تنها فردي که در تمام ادوار جشنواره حضور فعال و موثري داشته و قول مساعد براي نظارت نسخه نهايي را داده است.
وي از افرادي که عکس و اطلاعات خاصي از دوره هاي گذشته جشنواره فيلم فجر دارند دعوت به همکاري کرد و گفت: از عموم سينماگران، سينمادوستان و همکاران رسانه ايي تقاضا دارم  ما را در هرچه کامل تر شدن اين کتاب ياري کنند و اقلام مرتبط را حتي در حد يک فريم عکس به  fajr30sal@outlook.comارسال نمايند.
نجفي ازبرنامه ريزي جهت گرفتن شابک براي اين کتاب و عرضه گسترده آن در کتابفروشي ها خبر داد.
محمد تهراني، طاها ذاکر، مهدي متناصري، سهيل صلاحي زاده، نفيسه تبريزي، حسن هندي و مهرناز رازقي در آماده سازي اين کتاب همکاري دارند.


برچسب‌ها: مسعود نجفی
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آذر ۱۳۹۱ساعت 20:10  توسط محمدتاجیک  | 

 

علی نصیریان از بازیگران مطرح سینما و تلویزیون و تئاتر ایران است. نصیریان که در فیلم های مهم تاریخ سینمای ایران از فیلم "گاو" داریوش مهرجویی تا "ناخدا خورشید" ناصر تقوایی بازی کرده، به تازگی در نمایش " هفت شب با مهمان ناخوانده" به کارگردانی فرهاد آییش، حضوری قابل توجه داشت.

به گزارش شفقنا، نمایش " هفت شب با مهمان ناخوانده" درباره مردی نویسنده در دیار غربت است. او در حال نگارش یک رمان است که مهمانی ناخوانده به خانه او وارد می شود.

علی نصیریان که در سریال هایی چون "سر به داران" و "میوه ممنوعه" حضور داشته، به تازگی به بهانه بازی در نمایش فرهاد آییش، حرف های جالبی درباره علاقه خود به روحانیون به خصوص مرحوم آیت الله فلسفی زده است.

نصیریان در تازه ترین مصاحبه خود با ماهنامه تجربه گفته است: بچه که بودم پدرم مرا به دیدن نقالی در قهوه خانه ها می برد. خودم در عروسی ها، نمایش های تخت حوضی را می دیدم. در بازارچه قوام الدوله و باغ محیر که باغات بسیار بزرگ و اعیان نشینی بودند در ایام محرم تعزیه های بزرگی برپا بود که بسیار برایم جذابیت داشت. حتی وعاظ و روحانیون را دوست داشتم و در این میان عاشق آیت الله فلسفی بودم.

او خطابه هایش را بازی می کرد و من در سریال سر به داران، از حرکاتش، بیانش و کش و قوس صدایش بسیار استفاده کردم.


برچسب‌ها: علی نصیریان, آیت الله فلسفی
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آذر ۱۳۹۱ساعت 20:2  توسط محمدتاجیک  | 

بيشترين اعتراضات راجع به قيافه من بود

يک بار به حجت‌الاسلام قرائتي گفتم قيافه من به پيغمبر نزديک است يا شما؟

روزنامه آرمان-مطهره شفیعی :مهدي کلهر که ياران سابق احمدي نژاد به شمار مي رود گفته است :« بيشترين اعتراضات راجع به قيافه من بود و به آقاي احمدي‌نژاد اعتراض کردند که من بايد موهايم را کوتاه کنم که من پاسخ دادم قرار نيست پست بگيرم و به زور هم در دولت هستم»
 مشروح مصاحبه مهدي کلهر با روزنامه آرمان به شرح ذيل مي باشد :

منظور از راه سوم که روز دوشنبه در روزنامه ايران به آن اشاره شد، چيست؟
من نمي‌دانم چون هنوز روزنامه را مطالعه نکرده‌ام.
به هر حال يادداشتي بود که در آن، عنوان شد آقاي احمدي‌نژاد اصولگرا نيست.
خوب برويد از آنهايي سوال کنيد که اين واژه‌ها به کار بردند و گروه‌هاي سياسي را تقسيم‌بندي کردند. از خودشان بپرسيد .

يادتان نرفته که شما و دولت آقاي احمدي‌نژاد با حمايت اصولگرايان بر سر کار آمديد. آن زمان چرا اين تقسيم‌بندي را قبول داشتيد؟
من دو سال است که ديگر در دولت نيستم؛ اين را حتماً بايد بدانيد.

مطلع هستم اما اين را هم مي‌دانم که نام دولت‌هاي نهم و دهم، دولت اصولگرا بود و اصولگرايان به در دست داشتن اين دولت‌ها، افتخار مي‌کردند.
ما اصلاح‌طلب و اصولگرا نداشتيم. من بيش از 14 مصاحبه با رسانه‌ها داشتم که طي آنها تاکيد کردم تقسيم‌بندي اينچنيني را قبول ندارم.

پس چه تقسيم‌بندي‌اي را قبول داريد؟ از سويي شما در دولتي بوديد که اصولگرايان در برابر انتقادات از آن، موضع مي‌گرفتند و به نوعي ابزار حمايتي دولت بودند اما اکنون با اين يادداشت به نظر مي‌رسد فکر کنند که از آنها سوءاستفاده شده است.
من قبول ندارم که چهار تا آدم در چهار حزب گرد هم جمع شوند و با تابلوي اصولگرايي فعاليت کنند؛ من اين سرقفلي را قبول ندارم. من اصولگرا و اصلاح‌طلب را به معناي آنچه اکنون مرسوم است، قبول ندارم؛ حالا بقيه اگر قبول داشتند و به قول شما از آنها سوءاستفاده کردند به بنده ارتباطي ندارد.

اصلا اصولگرا از نگاه شما چه جرياني است؟
بنده مقالاتي را در سال 78 در روزنامه جمهوري اسلامي منتشر کردم که طي آنها به مفهوم اين واژ‌ه‌‌ها پرداختم. متاسفانه بايد بگويم که چپ و راست راه را گم کردند. در آن مقالات نوشتم و اکنون هم مي‌گويم که نيازمند جريان سياسي‌اي هستيم که قطعا آرمانگرا باشد اما واقعيت موجود را نبايد نفي کرد بلکه از اين راه، به سمت واقعيت‌ها برويم.

شما خودتان را اصولگرا مي‌دانيد؟
من قديمي‌ترين اصولگراهستم. قديمي‌ترين روزنامه‌نگار که به نفع انقلاب اسلامي با محوريت امام خميني (ره) فعاليت مي‌کرد. اولين بار هم واژه اصولگرا توسط من مطرح شد.

پس اگر خودتان را اصولگرا مي‌دانيد، چرا اين اندازه نقد به جريان اصولگرايي وارد مي‌کنيد؟
اينکه يک عده بيايند و بگويد اصولگرا هستيم که نمي‌شود پذيرفت. اصولگرايي اعتقاد به عمل است، عمل به اصولي که مشخص است. اصولگرايي را بايد به معناي مفهومي پذيرفت يعني اصولگرا کسي است که ارزش‌هاي انقلاب را با محوريت مقام معظم رهبري قبول دارد. اينطور نيست که چهار تا آدم با تشکيل چهارحزب بيايند و بگويند ما اصولگرا هستم؛ خير! اينطور نيست. تعريف اصلاح‌طلبي را هم که حضرت آقا مشخص کرده‌اند. علاوه بر آن، هر جنبنده‌اي که در راستاي اصلاح مسير حرکت کند را به عنوان اصلاح‌طلب قبول داريم. پيغمبر و ائمه هم اصلاح‌طلب بودند. راهي جز اصلاح نداشته و نداريم. از اين نظر بنده اصلاح طلب هم هستم. فردي اصلاح‌طلب است که ارزش‌ها و آرمان‌هاي انقلاب را قبول داشته باشد.

پس مي‌توانيم شما را اصولگراي اصلاح‌طلب بناميم.
من مهدي کلهر، آدمي هستم که به اصول و ارزش‌هاي انقلاب و نقش ولي فقيه اعتقاد دارم و وضعيت زندگي و خانواده من براي همه روشن است و بر اساس آن حرکت کرده و مي‌کنم. من سرباز کوچک جمهوري اسلامي و پاسدار اصول انقلاب اسلامي هستم و يک اصلاح طلب. متاسفانه اکنون اصلاح‌طلبان و اصولگرايان به معناي امروز که من اعتقادي به آنها ندارم، رو در روي يکديگر قرار گرفته‌اند که نمي‌دانند اين رودررويي به ضرر کشور و انقلاب است. مهدي کلهر اصولگرا بوده و خواهد بود و بر اساس همين اصول اصلاح‌طلب هستم.

بگذريم. پس معتقديد آقاي احمدي‌نژاد اصولگرا نيست. درست است؟
دو سال و خرده‌اي است که آقاي احمدي‌نژاد را نديده‌ام و اطلاعي از مواضعشان ندارم. اما در مدتي که در دولت حضور داشتم، برخي مواضع دولت را تحسين مي‌کردم و به برخي مواضع ديگر انتقاد وارد مي‌دانستم و آنها را بيان مي‌کردم که به مذاق برخي خوش نمي‌آمد.

مثلا چه مواضع و تصميماتي مورد نقد شما بود؟
اظهارات من وحي منزل نيست اما تجربه و گذشت زمان نشان داد که من درست مي‌گفتم و نقدهايمان صحيح بوده است. مثلا من مي‌گفتم قرار بود شهر مهر بسازيم و نه مسکن مهر. مردم نمي‌توانند جاده و تونل بسازند اما مي‌توانند مسکن بسازند پس ما بايد به امور زيربنايي براي مردم بپردازيم و زيرساخت‌ها را براي آنها آماده کنيم. چه کسي با اين موضوع مخالف بود؟

پس از نظر شما دولت اشتباهاتي داشت و به نظر افرادي مانند شما توجه نکرد. اصلا باب عذرخواهي در دولت وجود دارد؟
معتقدم که هر لحظه بايد اشتباهات را پذيرفت و آن را اصلاح کرد. همانطور هم که ديديد مقام معظم رهبري در مورد موضوع کنترل جمعيت فرمودند که اشتباه کرديم. بايد ياد بگيريم اگر اشتباه کرديم، استغفار و تصحيح کنيم.

جناب کلهر انتقادات پاستورنشينان از شما در چه حوزه‌اي بود؟
برخي دوست نداشتند تا من انتقاداتم را بگويم اما شما ديديد که من هر کجا احساس کردم راه را اشتباه طي مي‌کنيم، بدون رودربايستي گفتم. برخي به ظاهر من ايراد دارند اما من از نظر ظاهري هم ريا نکردم و گول نزدم. بيشترين اعتراضات راجع به قيافه من بود و به آقاي احمدي‌نژاد اعتراض کردند که من بايد موهايم را کوتاه کنم که من پاسخ دادم قرار نيست پست بگيرم و به زور هم در دولت هستم. به آنها گفتم اين روش کار اگر براي من آب نشد، براي شماها نان شد. يک بار به حجت‌الاسلام قرائتي گفتم قيافه من به پيغمبر نزديک است يا شما؟

همين صريح بودن شما باعث بيرون آمدنتان از پاستور شد. درست است؟
دقيقا همين موضوع بود. من کلهر، از هيچ کس سوءاستفاده نکردم، چه در حرف‌هايم و چه در ظاهرم. مي‌توانستم سکوت کنم، انتقاد نکنم و مشاور باقي بمانم. مي‌توانستم مثل آقاي ثمره‌هاشمي همه چيز را ببينم و سخني نگويم اما من چنين روحيه‌اي نداشتم.

شايد هم مدير مسئول روزنامه ايران مي‌شديد!

درست است. قبل از کاوه اشتهاردي، اين کرسي به من پيشنهاد شد که قبول نکردم.

به هر حال تکليف مشخص نشد. بالاخره اصولگرا‌ها عامل پيروزي آقاي احمدي‌نژاد در انتخابات بودند يا نه؟
بسياري از اصولگراهاي واقعي و معتقد به انقلاب اسلامي به آقاي احمدي‌نژاد راي دادند. اين افراد، شخصيت‌هايي بودند که خودشان چند هزار راي داشتند و به من گفتند به دليل اينکه شما به اين طرف آمدي، ما هم به همين سمت مي‌آييم. بنده از سال‌هاي قبل سعي کرده و مي‌کنم که بطور مستقل فعاليت کنم و البته حوزه اين فعاليت‌ها، فرهنگي است.

اکنون با توجه به موضوعاتي که مطرح کرديد، از خدا چه مي‌خواهيد؟
از خدا مي‌خواهم يک ذره آبروي من را حفظ کند. همه مي‌دانند که من در راستاي حفظ ارزش‌هاي انقلاب حرکت کردم و به همه هم توصيه مي‌کنم، همين راه را بروند اما اينکه ديگراني که بنده روزي با آنها همکار بودم، چه کردند از خودشان بپرسيد. من با توجه به سکونتم در استان خراسان، به حرم امام رضا (ع) مي‌روم و در آنجا از خدا مي‌خواهم که مرا دچار آفتي به نام ريا نکند. ريا خطرناک است و لازم است همگان از آن، پرهيز کنند. خدا را شکر آدمي نيستم که بخواهم خودم را چيز ديگري نشان دهم. هنوز يادم نرفته که به خانه ما آمدند ، در آن زمان فقط از خدا خواستم که به من صبر دهد. من چه زماني هدفم اين بود که سوار موج شوم و اصلا تا به حال چنين موضوعي را از من شنيده و ديده‌ايد؟ يک عمر با نان و پنير ساختيم که نکند خداي نکرده به بوقلمون عادتمان دهند. از من خواستند تا يک مقدار کوتاه بيايم و من گفتم نه!

از گذشته عبور کنيم. حالا به نظر شما با توجه به يادداشت روز يکشنبه ايران که بر راه سوم تاکيد شده بود، نيازي به بازسازي جناح‌هاي سياسي در کشور وجود دارد؟
واقعيت اين است که کشور رشد کرده و اين قالب‌ها، بسته‌بندي‌ها و احزاب و عنوان‌ها، کفاف رشد سياسي مردم را نمي‌دهد. دوستان مي‌گويند قاليباف گفته است که هم اصلاح‌طلب و هم اصولگرايم و از نگاه آنها اين حرف يک شوخي است اما اينطور نيست. اين دسته‌بندي‌ها براي ملت بعد از سال 88 کافي نيست و جريان اصولگرايي ديگر کاربرد مورد انتظار را ندارد البته جريان اصلاح‌طلب قبل از 88 کارآمدي خود را از دست داده بود. در خاطرم هست که آقاي عسگراولادي گفتند ضرورت دارد يک نگاه پويا و جديد بر مبناي انقلاب اسلامي و محوريت رهبري در اصولگرايي پديد بيايد. من بارها به حرم مي‌روم و مردم را مي‌بينم. مردم جريانات سياسي اصولگرا و اصلاح‌طلب را که خودشان، خودشان را قبول دارند، کافي نمي‌دانند.

در نهايت چه توصيه‌اي به گروه‌هاي سياسي موجود داريد؟
من از همه مي‌خواهم که براي افراد باسابقه مثل آقاي ‌هاشمي رفسنجاني احترام زيادي قائل شوند. هيچ اسم متداول اصولگراهاي ما و اصلاح‌طلب ما، پاسخگوي نياز امروز نيستند. آنچه مي‌گويم اين است که رودربايستي نکنيد. کاري که آقاي حبيب الله عسگراولادي در سال‌هاي 40 – 41 کردند که ما هنوز وامدار ايشان هستيم اما اينکه اکنون، همان تفکر موثر است، جاي سوال دارد. توصيه مي‌کنم که کوتاه بياييد چون مي‌دانم پشت اين اتفاقات چيست. حضرت
علي (ع) حرمت دادگاه را نگه داشت و زره را به يهودي داد با وجود اينکه مي‌دانست زره براي خودش است. بنده هيچگاه سوار جريان اصولگرا و اصلاح‌طلب نبودم. اينطور نيست جريان متعارف اصولگرا کساني باشند که منجي کشور باشند اما شسته و رفته‌تر از اصلاح‌طلبان هستند.


برچسب‌ها: مهدی کلهر
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آذر ۱۳۹۱ساعت 19:59  توسط محمدتاجیک  | 

 

 

خبرگزاري آريا/نازنين شادپي- با وجود گذشت نزديک به 10 روز از اکران فيلم و فروش خوب «من مادر هستم»، حاشيه ها کمي رنگ باخته است و اجازه داده دست اندرکاران فيلم کمي نفس بکشند. فروش خوب فيلم در طي اين 10 روز و کم رنگ شدن حاشيه ها بهانه اي شد تا با غلامرضا موسوي، تهيه کننده فيلم به گفتگو بنشينيم. متن گفتگو را در ادامه مي خوانيد:
-آيا اين خبر صحت دارد که قرار است فريدون جيراني در سينماهايي که فيلم را نمايش مي دهند حاضر شود و به همراه تدوين گر، فيلم را بدون اينکه از پرده پايين آورده شود، اصلاح کند ؟
شايعات زياد است. من ترجيح مي دهم در اين مورد صحبت نکنم و بگذارم شايعات کار خودشان را بکنند. به اندازه کافي در مورد اين فيلم حاشيه به وجود آمده است. فيلم ما مستحق اين همه شايعات و حاشيه ها نبوده است.
-فروش فيلم با وجود تقريبا 10 روز اکران، از مرز نيم ميليارد تومان گذشت. اين استقبال را نشات گرفته از شايعات مي دانيد؟
ببينيد هميشه يکسري حواشي وجود دارد. فيلم مخاطب خود را دارد و آن چنان ربطي به حاشيه ساز شدن فيلم ندارد. استقبال مردم تا الان بسيار خوب بوده است اما در، درصد حضور مخاطبان بايد بگويم اتفاق عجيبي رخ نداده است؛ واضح تر بگويم استقبال خوب بوده اما ربطي به درصد حضور مخاطب در سالن هاي سينما ندارد. ما يک نظر سنجي گذاشتيم تا نظر مردم را در مورد فيلم بپرسيم.
- اين نظر سنجي به چه شکل، انجام شده است؟
ما از طريق يکسري برگه ها، با مخاطبين فيلم ارتباط بر قرار کرديم. اين برگه ها را در سطح شهر پخش کرديم تا مخاطبين فيلم نظرات خود را از طريق آدرس سايتي که در برگه ها آورده شده است، به ما اطلاع بدهند. همچنين از طريق آگهي هاي فيلم که در برخي از روزنامه ها به چاپ رسيده بود، اطلاع رساني کرديم. تا الان هم استقبال خوبي از نظر سنجي شده است.
- زماني که فيلم وارد شبکه نمايش خانگي شود، آيا نسخه اصلاح شده را نمايش مي دهيد يا نسخه اصلي فيلم را؟
اين را بايد مسئولان نمايش خانگي جواب بدهند نه من! البته بايد بگويم اصلاحي که در فيلم انجام شده هيچ گونه لطمه اي به موضوع فيلم و پايان بندي آن نزده است. مخاطبي که فيلم را براي اولين بار مي بيند به راحتي مي تواند حدس بزند که چيزي در فيلم حذف شده است.
- مي توانيد بگوييد کدام سکانس حذف شده است؟
نمي خواهم فيلم را براي کساني که نديده اند، تعريف کنم. اجازه دهيد فيلم گرماي خود را براي مخاطب جديد داشته باشد. تا همين حد مي گويم که اصلاح صورت گرفته بسيار اندک است که البته مخاطبي هم که فيلم را براي اولين بار مي خواهد ببيند، درخواهد يافت که کدام صحنه حذف شده است. مخاطبين سينماي ما بسيار با هوش هستند و خود خواهند فهميد چه اتفاقي در داستان فيلم رخ داده است. حذف اين سکانس سبب شد تا کمي از حاشيه ها دور شويم. فيلم جذابيت خود را با وجود اصلاحات صورت گرفته، از دست نداده است.


برچسب‌ها: من مادر هستم
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آذر ۱۳۹۱ساعت 19:54  توسط محمدتاجیک  | 

در پی حواشی این روزهای فیلم سینمایی «یک خانواده محترم»، مسعود بخشی - کارگردان این فیلم که تاکنون در زمینه‌ی این حاشیه‌ها صحبتی نکرده بود، سرانجام سکوتش را شکست و گفت: «یک خانواده محترم» دعوت به ترمیم اخلاقی جامعه است.

مسعود بخشی در یادداشتی که در اختیار بخش سینمایی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) گذاشته، نوشته است: از آنجا که بدون نمایش عمومی «یک خانواده محترم» با انتشار اطلاعاتی یک‌سویه و گاه خیرخواهانه اما بیشتر نادرست، تصویری دگرگونه از این فیلم به هموطنان ارایه می‌شود، ارایه‌ی توضیحاتی را ضروری می دانم.

بخشی در ادامه تاکید کرده است: «یک خانواده محترم» براساس فیلمنامه مدون و ضوابط قانونی و با وفاداری به متن ساخته شده است. فیلم برداشتی امروزی از قصه هابیل و قابیل، در قالب یک اثر انتقادی، اجتماعی است. فیلمی در نقد حرص و طمع، احتکار، رانت‌خواری، اختلاس و مادی‌گرایی، که در جامعه‌ی مذهبی‌ و اخلاق محور ما جایی نداشته و نباید داشته باشد و نیت اصلی فیلم و بنده به عنوان کارگردان، دعوت به ترمیم اخلاقی جامعه بوده است.

کارگردان «یک خانواده محترم» معتقد است: ظاهراً شخصیت محوری مادر شهید که تا انتهای قصه از پذیرش پول هنگفت حرام سرباز میزند، در حکایات گفته شده در باب فیلم، فراموش شده است. بدون تردید این شخصیت، نقشی محوری دارد و فیلم بی‌آن معنا ندارد. اخلاق و اصولی که مادر - و زنان فیلم - با پایبندی و دفاع از آن، به مقابله با عضوی از خویشان خود بر می‌خیزند، راه حل حکیمانه و باورپذیر این قصه است، که در نوشته‌ها از یاد برده شده است.

او همچنین تاکید کرده است: همه ما باید همواره عذرخواه خانواده شهدا باشیم. خانواده شهدا هم مثل ما از حرص و دنیا گرایی بیزارند. آنها هم مثل همه ما دلشان برای آینده ایران می‌سوزد. انتقاد و دعوت به ترمیم اخلاقی‌ جامعه، با دعوت از مغزها و استعدادهای بی‌شمار، حرف آنها نیز هست.

این کارگردان سینما تاکید دارد: فیلم «یک خانواده‌ محترم» با احترام به همه قوانین سینمایی مکتوب ایران ساخته شده و با احترام به همان قوانین، نمایش داده‌ و یا نداده خواهد شد. آرشیوهای صدا و تصاویر به‌کارگرفته شده، همگی‌ کار هنرمندان ایرانی‌ است که در حال حاضر موجودند و بی‌ هیچ دخل و تصرفی در فیلم استفاده شده‌اند.

او در یادداشتی که در اختیار ایسنا قرار داده، می‌افزاید: بهره گیری از استانداردهای فنی سینمای جهان در کنار تولید فیلم در ایران از ابتدا به عنوان یک همکاری بین المللی عنوان شده بود و البته این همکاری امری جدید در سینمای ایران نیست و هم اکنون بسیاری از تولیدات سینمای ایران از آن برخوردارند. تعویق چند ماهه در شروع تولید فیلم، موجب از دست دادن جشنواره فجر و تقارن اجباری اتمام مراحل پس از تولید با جشنواره کن شد. حضور در کن، پیش از نمایش برای مخاطبان اصلی‌ فیلم - مردم ایران- خواسته ما نبود. در نمایشگاه سینمایی جهان که 98 درصد آن اریکه هالیوود بوده و هست، سهم فیلم‌هایی همچون «یک خانواده محترم» در کنار سایر فیلم های مستقل جهان، تنها همان 2 درصد باقی مانده است.

مسعود بخشی همچنین آورده است: این فیلم، نخستین تجربه داستانی من است و مانند تمامی آثار اول، دارای نقاط ضعف و قوتی است. فیلم «یک خانواده محترم» فیلمی اجتماعی برای مخاطب ایرانی‌ است و باید بی‌ پیش‌داوری نسخه نهایی فیلم را دید و مورد نقد قرار داد. بی‌شک، نقد صحیح فیلم، جامعه سینمایی و فرهنگی‌ ما را رشد خواهد داد.

این کارگردان سینما در پایان تاکید کرده است: من 20 سال در حاشیه و متن سینمای ایران و در فضای سالم و حقیقت جوی مستند، یادگیری کرده‌ام. اما آنچه عمیقاً آموخته‌ام، از حوادث انقلاب و جنگ و فداکاری و معصومیت عزیزانی بوده که از دست داده‌ام و از دست داده‌ایم. فیلمم را برای یادآوری آن معصومیت و فداکاری به نسل جوان ساخته‌ام. این فیلم محصول اندیشه و کار شخص من به عنوان نویسنده و کارگردان است. من از سینمای مستند راست گویی را آموخته‌ام و هرگز قصد سوء استفاده از اعتماد کسی‌ را نداشته‌ام. هرکس بی‌پیش‌داوری فیلم را ببیند، این نگاه را در آن خواهد یافت.


برچسب‌ها: یک خانواده محترم
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آذر ۱۳۹۱ساعت 13:59  توسط محمدتاجیک  | 


بانی فیلم :عليرضا داودنژاد گفت: با وضع موجود، کسی جرات نمی‌کند در اثرش سبک زندگی اشتباه را به چالش بکشد
اين کارگردان سینما درباره اهمیت اصلاح سبک زندگی و تغییر در پاره ای از ناهنجاری‌های اجتماعی که تبدیل به عرف وعادت شده است، از طریق هنر تاثیرگذار سینما، به‌ سوره سینما گفت: برای رسیدن به یک تصویر مناسب از سبک زندگی به واسطه هنر، ابتدا باید بر روی خود واقعیت و سبک زندگی اجتماعی کار شود. در جامعه‌ای که ریا کاری ،تظاهر، دروغ، زد و بند، رشوه، اختلاص، باندبازی، نزول، قاچاق، پول شویی، دزدی و جنایت وجود دارد، سبک‌های موجود زندگی ناشی از ترویج و شکستن قبح همین ضد ارزشها است.
کارگردان فیلم سینمایی «نیاز» افزود: متاسفانه اگر این ناهنجاری‌ها در هنر بخصوص هنرسینما نقد شود با مقاومت کسانی که خودشان مروج آنها هستند روبه رو می‌شود. غافل از اینکه ابتدا باید در نظر داشته باشند که چه موجباتی این ناهنجاری‌ها را به جامعه ما تحمیل کرده و سبک‌های مقتضی خود را در زندگی به وجود آورده است. وقتی یک فیلمساز با نگاه آسیب شناسانه و متعهد بخواهد مسائل ضد ارزشی رایج را، در اثرش به چالش بکشد چرا با ظلم، تبعیض، تحقیر، توهین، انکار و ترد روبه رو می‌شود.
کارگردان فیلم سینمایی «مصائب شیرین» ادامه داد: یکی از موضوعات مهم در تاریخ فرهنگ ایرانی، که سبک‌ها و پیامدهای زندگی مختص به خودش را به وجود می‌آورد، مسئله پولِ کثیف است. به طور مثال در فیلم «یک خانواده محترم» نشان داده می‌شود فردی که در زمان جنگ اهل احتکار بوده است و پول کثیف را وارد زندگی اش کرده در مناسبات خانوادگی و نسل های بعدی او تاثیرات سو گذاشته است.
وی افزود: یا زن فرهنگی که مادر شهید است حاضر به زندگی با پول کثیف نشده و از شخصیت شریفی برخورداراست و در مقابل آن زنی که محکوم به زندگی در این شرایط است گرفتار بیماری و وسواس شده است.همچنین نسل سوم از این خانواده جوانی دروغگو زدوبندچی، متظاهر و بی رحم شده است. که به مادر،خواهر و پدر خود نیز با سنگدلی و بی احترامی برخورد می‌کند. اما این فیلم با مقاومت غیره منتظره روبه رو می‌شود. در صورتی که اگر مسئولان در پی اصلاح سبک زندگی هستند ازاین زاویه به فیلم نگاه کنند که پیامدهای پول کثیف در یک خانواده را روایت می‌کند.
وی ادامه داد: البته این فیلم با توجه به کارگردانِ فیلم اولی از لحاظ سینمایی از اجرای قوی‌ای برخوردار نیست، اما به لحاظ مضمونی بسیار خوب توانسته پیامدهای لقمه حرام را به تصویر بکشد. حال آنکه وقتی به این فیلم چنین حمله‌ای می‌شود دیگر کسی جرات نمی‌کند سبک زندگی اشتباه را به چالش بکشد.
وی افزود: فضای فرهنگی به هیچ عنوان مناسب نیست تا هنرها از جمله سینما بخواهند برای اعتلای سبک زندگی کار کنند. نباید چشم بر واقعیت ها بست و همواره تصویری جعلی و سفارشی از جامعه در سینما نشان داد چون در آن صورت مردم این نوع از فیلمها را باور نمی‌کنند، از آنها استقبال نمی‌شود و تاثیری بر جا نمی‌گذارند. به نظر می‌رسدمدیریت فرهنگی اثر گذار به سمتی است که ترجیح می‌دهد سبک‌های زندگی وارداتی رواج پیداکند.
کارگردان فیلم سینمایی«بچه‌های بد» ادامه داد: سینمای ایران هم اکنون از همه جهات در تنگنا قرار دارد. بیکاری و انزواع دامن گیر بسیاری از اهالی این هنر شده است. در این بین ماهواره و کانالهای خارجی هر روز مشغول تغییر سبک زندگی ایرانیان هستند و زندگی مبتنی بر مصرف زدگی را رواج می‌دهند و آنها را به سوی انفعال تقلیدو تسلیم به نظام ارزشی آن نوع از سبک‌های زندگی سوق می‌دهند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آذر ۱۳۹۱ساعت 13:56  توسط محمدتاجیک  | 

  • هلیا آبادی/عکس: رضا حسینی / بهار

  • بعــــد از آنکه آذربــــایجانی‌ها «‌عاشیق‌ها» ‌را به نام خود ثبت کردند، ‌حالا در هفتمین اجلاس یونسکو که هفتم دسامبر برابر با 17 آذرماه به کار خود پایان داد، شیوه ساخت و نوازندگی ساز تار به نام آذربایجان ثبت شد؛ البته جز این هم انتظاری نبود، چراکه ایران، هیچ مشارکتی در پرونده ثبت جهانی تار نداشته است. هرچند دکتر محمد سریر، رییس هیات‌مدیره خانه موسیقی، در اظهارنظری به بهار این قول را می‌دهد که خانه موسیقی در این زمینه وارد عمل خواهد شد. او می‌گوید: «آذربایجانی‌ها تار مخصوص به خودشان را دارند و به همین خاطر است که ما حتما این موضوع را پیگیری خواهیم کرد و در این زمینه وارد عمل خواهیم شد تا هویت تار ایرانی با تمام ویژگی‌ها و توانایی‌هایی که دارد جزو میراث معنوی سرزمین خودمان باقی بماند.»
    تار را مادر سازهای ایرانی می‌دانند، مهم‌ترین‌سازی که در بخش مهمی از ارکسترهای ایرانی مورد استفاده قرار گرفته است. پیش از این «‌نوروز» را هم جمهوری آذربایجان به نام خود ثبت کرد و کسی هیچ کاری از دستش بر نیامد. درست مثل مولانا و بوعلی سینا و خیلی‌های دیگر که حالا در یونسکو به نام مشاهیر کشورهای همسایه ما ثبت شده است. این تازه اول راه است. خیلی از کشورها از همین آذربایجان و ارمنستان گرفته تا افغانستان دست به کار شده‌اند و باید منتظر ماند و دید که دیگر چه چیزهای دیگری را از آن خودشان می‌کنند. به هر روی، در گذشته تار ایرانی پنج سیم (یا پنج تار) داشته است و حالا سال‌هاست که به همت «غلامحسین درویش» یا «درویش خان» سیم ششمی به آن افزود که همچنان به کار می‌رود. اما در گزارش یونسکو پیرامون این خبر آمده این ساز که بدنه‎ای توخالی و ازجنس چوب دارد، به شکل هشت انگلیسی است و به صورت افقی در دستان نوازنده قرار می‌گیرد. این ساز هفت تار فلزی دارد که با زخمه نواخته می‎شود. «فواد توحیدی»‌ که خود نوازنده تار است و انتقادهای فراوانی به پرونده موسیقی اقوام ایرانی داشت که سال گذشته به یونسکو ارسال شده بود‌، در این‌باره به «‌بهار» ‌می گوید: «تار ایرانی از نظر ظاهری، تفاوت‌های بسیاری با تار آذربایجانی دارد. تعداد سیم‌های این دو ساز با یکدیگر متفاوت است و علاوه بر آن کاسه تار ما عمیق‌تر از آنهاست. علاوه بر آن پرده‌هایی که در تار آذربایجانی مورد استفاده قرار می‌گیرد، ‌فلزی است و ما از روده برای پرده‌بندی استفاده می‌کنیم و همچنین تفاوت‌های دیگری که برای همه مشخص است، به همین خاطر می‌توان پرونده‌ای در این خصوص تشکیل و به یونسکو ارایه داد.» توحیدی اضافه می‌کند: «در کشور ما هنوز با موسیقی مشکل دارند و این دیگر واقعا مسئله‌ای غیرقابل تحمل است. به نظر می‌رسد یک‌بار برای همیشه هم که شده، باید در این زمینه کاری انجام داد و تکلیف موسیقی را یک‌سره کرد. این وضعیت پا در هوا دیگر نمی‌تواند ادامه داشته باشد. در همین زمینه هم باید کاری کارشناسی کرد و این مشکل را برطرف کرد، ‌وگرنه تمام میراث‌های معنوی ما از بین خواهد رفت.» او همچنین پیشنهاد می‌دهد که پژوهشگران مناطق مختلف ایران که مورد تایید هستند در این زمینه وارد عمل شوند و این پژوهش‌ها را در زمینه‌های مختلف انجام دهند. انجام پژوهش‌هایی درباره ساز‌شناسی و همچنین نت‌نگاری قطعات قدیمی همه از جمله مواردی است که می‌تواند در آینده مانع بروز اتفاقاتی از این دست شود، اگرچه این هم خودش رویای دور دیگری به نظر می‌رسد. با همه اینها توحیدی می‌گوید: «هنوز دیر نشده است. چندی قبل ساز سرنا را با نام «زرنا» ‌در فرانسه به نام خود به ثبت رسانده بودند، اما من خودم تحقیق کاملی درباره این ساز کرده و به گذشته 8-7‌هزار ساله این ساز در ایران اشاره کردم و همچنین عکس‌ها و نمونه‌های تصویری این ساز را ارایه دادم و همین موجب اصلاح آن نظریه شد.» فواد توحیدی البته به این مسئله اشاره دارد که هم‌اکنون نگاه سیاسی بر فرهنگ نیز در تمام دنیا حاکم است و به همین خاطر است که حتی سازمانی چون «‌یونسکو»‌ نیز از کشوری چون آذربایجان حمایت‌های بیشتری می‌کند تا ایرانیان: «به همین خاطر است که من خانه موسیقی را در مسایلی از این دست مقصر می‌دانم. آنان می‌توانند نقش پررنگ‌تری در زمینه موسیقی ایفا کنند، ‌کاری که هم‌اکنون به هیچ‌وجه انجامش نمی‌دهند.» اما «بهروز وجدانی»‌ پژوهشگر، مسئله را از زاویه‌ای کاملا متفاوت بررسی می‌کند. او می‌گوید: «کنوانسیون حفظ میراث معنوی محل مناقشه نیست. پرونده‌ای تشکیل شده و بیش از یک سال روی آن کار شده است و بعد از تفاهم انجام‌شده، ‌هم‌اکنون به میراث معنوی رسیده است، بنابراین همه‌چیز تمام شده است و در واقع دیوان لاهه‌ای وجود ندارد تا در این زمینه وارد عمل شود. در این زمینه کشور آذربایجان تلاش بسیاری کرده است و توانسته ساز ایرانی را با نام خودش به ثبت برساند که این اتفاق بزرگی به حساب می‌آید.» او همچنین به این مسئله اشاره دارد که ثبت‌شدن یا نشدن در فهرست جهانی یک مسئله است و پاسداشت و احیای میراث معنوی مسئله دیگری است که متاسفانه هیچ توجهی به آن نمی‌شود. فواد توحیدی پیشنهاد می‌دهد کسی چون محمدرضا درویشی‌، پژوهشگری که تمام افراد روی آن وفاق نظر دارند‌، مسئولیت پرونده‌هایی از این دست را بر عهده بگیرد و هیاتی نیز زیر نظر او باشند تا بنابر آنچه در گزارش رسمی یونسکو آمده، ساخت ساز تار طی سال‎ها و قرن‎ها توسط صنعتگران سنتی که مهارت‎های خود را نسل‌به‌نسل به شاگردان خود منتقل کرده‎اند، حفظ شده و نحوه اجرا و مهارت‎های هنری در نوازندگی این ساز نیز به صورت شفاهی توسط استادان هنر به نسل جوان‌تر مردم این کشور منتقل شده است.
  • + نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 21:51  توسط محمدتاجیک  | 

    محمد تاجیک : اصولا ما در مملکت جالبی زندگی می کنیم.از نظر رسانه هایی چون فارس و رجانیوز ومدیران دولتی سینما بازیگری چون خانم معتمدآریا بازیگر بسیار ضد انقلاب و فتنه گر و خیلی چیزای دیگر محسوب می شود اصولا این رسانه ها برای این بازیگر مطرح ومحبوب سینما هیچ اهمیتی قائل نیستند . اما از وقتی شایع شده که خانم معتمدآریا از فیلم یک خانواده محترم در جشنواره کن خوششون نیامده مثل اینکه خانم معتمد آریا برای فارس و رجانیوز ومدیران معاونت سینمایی وهمفکرانشان خیلی مهم شده اند .(البته حق طبیعی هرکسی است که از فیلمی خوشش

    بیاید و یا نیاد)ولی در فضایی که مخالفان به خون آدمی چون آفریده تشنه اند این نوع استناد کردن درنوع خود جالب است !

    این در حالی است که فیلمسازان مطرحی چون داوود نژاد حمید نژاد و مهرداد فرید تاکنون با انتشار یادداشتهایی به دفاع از فیلم یک خانواده محترم پرداخته اند.

    من خودم مشکلی با دوست داشتم یا نداشتن فیلم یک خانواده محترم ندارم ولی کلا رسانه هایی چون فارس و رجانیوز اصلا اینجوری نیستند وخب مشخص است که دنبال اهداف دیگری هستند.

    فرج الله سلحشور هم زمانی که می خواست درباره چرندیاتی که درباره بازیگران سینمای ایران مثال بزنه فیلمهای میلانی و بیضایی یعنی سوپر استار و وقتی همه خوابیم را سندی درباره ادعاهای چرندش درباره فساد درسینما می دانست . کلا ما در مملکت جالبی زندگی می کنیم !


    برچسب‌ها: یک خانواده محترم
    + نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 21:41  توسط محمدتاجیک  | 


    اکران فیلم سینمایی «من مادر هستم» که جنجال‌های بسیاری را در بر داشته، وارد فاز جدیدی از حاشیه‌ها شد.
    به گزارش پارسینه، اکران فیلم سینمایی «من مادر هستم» که جنجال‌های بسیاری را در بر داشته، وارد فاز جدیدی از حاشیه‌ها شد.
     
    شنیده‌های خبرنگار پارسینه حاکی است که جدیدترین فیلم فریدون جیرانی در بازار سیاه فیلم‌های غیر مجاز به فروش می‌رود.
     
    یکی از مخاطبان پارسینه در کامنتی مدعی شده بود: فیلم سینمایی «من مادر هستم» را از دستفروشی داخل مترو خریدم و دیدم. با اینکه کیفیتش خیلی خوب نبود اما به دیدنش می‌ارزید.
     
    من مادر هستم در حالی بر صدر جدول فروش فیلم‌ها نشسته و تجربه فروش نیم میلیاردی (پانزده روز پس از اکران) را از سر گذرانده است که بیشترین جذابیت را مدیون حاشیه‌های تند اولیه اکران خود بوده است.
     
    این فیلم که بار دیگر گروه‌های فشار منسوب به انصار حزب الله را به خیابان‌ها کشید، به تمهید تهیه کننده و کارگردانش با مقابله به مثل‌ و پاسخگویی مستقیم به اعتراضات، اکران خود را رونق خاصی بخشیده است.
     
    فروش نسخه کپی غیرمجاز این فیلم (در صورت تائید) شاید آخرین حلقه جنجال‌ها و تنش‌هایی باشد که این فیلم را دو هفته است در صدر اخبار مطبوعات و خبرگزاری‌ها قرار داده است.
     
    یادآور می‌شود تلاش‌های خبرنگار ما برای پرسش از چند و چون این ماجرا و گفتگو با مسئولان این فیلم بی نتیجه مانده است.
    + نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 21:30  توسط محمدتاجیک  | 


    امیر جعفری ضمن تقاضای همیاری از انصار حزب‌الله برای اجرای نمایش «ترن» گفت: به نظر من شما مسئولان در مورد «ترن» تصمیم نگیرید، اینجا دیگر اختیار اجرای این نمایش با خانواده شهداست زیرا یک مسئله ملی در میان است.
    به گزارش گروه فرهنگی مشرق، امیر جعفری بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون در گفت‌و‌گو با خبرنگار تئاتر فارس در خصوص اتفاقاتی که برای نمایش «ترن» رخ داده اظهار داشت: واقعا یک تقاضا از گروه انصار حزب‌الله دارم که اگر برای فیلمی به مقابل وزارت ارشاد و یا هر جایی دیگر می‌روند، یک بار هم بیایند به خاطر نمایش «ترن» که با موضوع دفاع مقدس است،‌تحصن کنند که آقا بگذارید این نمایش اجرا برود.

    * آقایان نوباوه و مطهری بیایند و در مورد نمایش «ترن» قضاوت کنند

    وی افزود: یک گروهی که قدرت دارد، بیاید و از ما برای اجرای این نمایش دفاع کند. بیایند کار ما را ببینند و اگر بد بود و مغایر با شئونات اسلامی و عدول از خط قرمزها بود، بازیگری را کنار می‌گذارم. از نمایندگان مجلس (آقایان نوباوه و مطهری) که دغدغه کارهای هنری را دارند، می‌خواهم که بیایند و نمایش «ترن» را ببینند، اگر بد بود من به عنوان اولین نفر به دنبال شغل دیگری می‌روم.

    * حذف بخش شهرام حقیقت‌دوست حذف درخشان‌ترین اپیزود نمایش بود/دست‌هایی پشت پرده است

    بازیگر نمایش «درس» در خصوص حذف اپیزودی که شهرام حقیقت‌دوست در آن حضور داشت گفت: احتمالا بحث سلیقه‌ای است، من واقعا نمی‌دانم، دوست دارم یک نفر گروه ‌ما را قانع کند که چرا اپیزود فرزند شهید حذف می‌شود و اپیزودهای دیگر شاید تیزتر هستند، حذف نمی‌شوند. ناراحتم زیرا درخشان‌ترین اپیزود نمایش «ترن» حذف شد که نباید این اتفاق می‌افتاد.

    جعفری ادامه داد: من در کل فکر می‌کنم به قول فوتبالیست‌ها دست‌هایی پشت پرده است که هزینه‌های هنگفت‌تری به گروه‌های دیگر می‌دهند اما نمایش آنها با اقبال مواجه نمی‌شود. بعد حالا ما که هیچ ادعایی هم نداریم و می‌آییم تا یک کار خوب را تولید کنیم، به دوستان برمی‌خورد.

    * از انصار حزب‌الله و کمیسیون فرهنگی تقاضای حمایت از نمایش «ترن» را دارم/ برای اجرای «ترن» تحصن لازم است

    وی با اشاره به اینکه چرا نباید در کشورم خودم از شهدا بگویم،‌گفت: تنها تقاضایم از گروه انصار حزب‌الله، کمیسیون فرهنگی مجلس این است که آقا فقط نگوییم فلان فیلم و تئاتر را برداریم، یک بار هم دفاع کنند و بگویند این نمایش باید باشد؛ چرا در ممکلت خودمان نباید از شهدا و جانبازان حرف بزنم، این حق من است.

    * خانواده شهدا و جانبازان باید برای اجرای نمایش «ترن» تصمیم بگیرند

    جعفری با بیان اینکه نقشی که در «ترن» بازی می‌کنم متاثر از اعتقادات شخصی‌ام است، خاطرنشان کرد: با صداقت می‌گویم که می‌خواهم ادای دین کنم. شوخی نیست که یک انسان پای خود یا جانش را برای کشورش داده است. وظیفه‌ام ادای دین است و چون بازیگرم از طریق شغلم این کار را انجام می‌دهم. به نظر من شما آقایان نباید در مورد «ترن» تصمیم بگیرید، خانواده شهدا باید بگویند این نمایش باشد یا نباشد. اینجا دیگر اختیار با خانواده شهداست. این کار سلیقه‌ای نیست یک مسئله ملی است. اجرای ما باید براساس نظر خانواده شهدا و جانبازان باشد؛ اگر بد بود دستشان می‌بوسیم و می‌گوییم ببخشید.

    * چرا در سینما و تئاتر اثر موفق در مورد دفاع مقدس کم داریم؟

    بازیگر نمایش «ترن» بیان داشت: مشکل من این است که چطور می‌شود که کارهایی با موضوع دفاع مقدس در کشورها با مشکلات روبرو است. الان سینما هم دچار این مشکل است. سالهاست که یک فیلم دفاع مقدسی خوب نداشتیم. واقعا آدم فکر می‌کند یک دست‌هایی پشت پرده است، نمی‌دانم چرا نمی‌توانیم در مملکت خودمان حرف شهدا را بزنیم، ما این‌قدر باز هستیم که گروه انصار حزب‌الله، کمیسیون فرهنگی مجلس و خانواده شهدا می‌توانند بیایند و در مورد کار «ترن» قضاوت کنند.

    + نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 21:23  توسط محمدتاجیک  | 

    / اگر این حرف ها را خاتمی می‌زد به کشور راهش نمی‌دادند

     

    حال که تغییر احمدی‌نژاد ظاهرا ممکن نیست کاری کنیم که تا پایان دوره ریاست جمهوری ضرر حضورش کمتر باشد...احمدی‌نژاد می‌خواهد جمعیت راضی از دریافت یارانه را بالا‌تر ببرد و این کار به لحاظ سیاسی یک تیزهوشی و البته اغواء و سیاسی کاری محسوب می‌شود.
    پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

    احمد توکلی٬ نماینده مجلس گفته که ادامه کار محمود احمدی‌نژاد را به «مصلحت» نظام نمی‌داند٬ چراکه رئیس دولت دهم تلاش دارد همه را به «ترکستان» ببرد.

    به گزارش سرویس سیاسی انتخاب ؛ مروری بر استدلال های توکلی درباره نقش اندک تحریم در آشفتگی بازار ارز، نگاهی به بحران کاهش ارزش پول ملی در مکزیک و مالزی، بازخوانی افزایش نرخ ارز در سال ۱۳۷۴ در دولت هاشمی یادآوری اثرات تورمی آشفتگی ارزی و تبعات رکودی آن در بخش تولید و در نهایت فهرست راهکارهای توکلی برای مهار آشفتگی بازار ارز به ویژه راهکار سیاسی خروج از این بحران و تحلیلی از برخی موضوعات سیاسی مهم ترین سرفصل های ۲ساعته سخنرانی و پرسش و پاسخ توکلی با اعضای تحریریه خراسان در مشهد بود  که گزیده هایی از آن در ادامه آمده است:


    توکلی گفته است: «حال که تغییر احمدی‌نژاد ظاهرا ممکن نیست کاری کنیم که تا پایان دوره ریاست جمهوری ضرر حضورش کمتر باشد.»

    مهمترین گفته‌های توکلی به این شرح است:

    • از ۳۰ آبان تا چهار بهمن ۹۰ ارزش پول ملی ۵۵ درصد کاهش یافت. سپس از چهار  بهمن ۹۰ تا ۲۴ اردیبهشت ۹۱ ارزش پول ملی ۲۳ درصد ترمیم شد و مجددا از ۲۴ اردیبهشت ۹۱ تا ۸ مهر ۹۱ ارزش پول ملی ۷۸ درصد کاهش یافت.

    • واردات کشور در سال ۸۹ با وجود تحریم ۷. ۵۵ میلیارد دلار بود. در سال ۹۰ هم با وجود تحریم ۵. ۵۷ میلیارد دلار واردات داشتیم. شش ماهه نخست امسال که تحریم‌ها سخت‌تر هم شده است.

    • شهریور سال ۱۳۸۴ که دولت احمدی‌نژاد فعالیت خود را شروع کرد نقدینگی ۷۸ هزار میلیارد تومان بود و در پایان شهریور امسال به حدود ۴۰۰ هزار میلیارد تومان رسید، یعنی بیش از پنج برابر شد. فقط یک ساله شهریور ۹۰ تا شهریور ۹۱، نقدینگی ۲۵درصد اضافه شده است.

    • در زمان جنگ به ازای هر ایرانی در سال ۶۰۸ دلار نفتی خرج شده است، در زمان دولت سازندگی ۳۸۴ دلار، در زمان دولت اصلاحات ۳۶۴ دلار و در هفت سال اول فعالیت دولت آقای احمدی‌نژاد ۸۹۰ دلار نفتی به ازای هر فرد در سال هزینه شده است.

    • در آخرین جلسه غیرعلنی مجلس گفتم یکی از عوامل به هم ریختگی بازار ارز مسلوب الاختیار بودن مسئولان پولی و اقتصادی کشور در برابر رئیس جمهور است.

    • اُشِهدُبالله با هیچ کس هم دشمنی ندارم حتی با محمود احمدی‌نژاد. من دوستشان هستم چون می‌گویم این ره که تو می‌روی به ترکستان است. مشکل ما این است که آقای احمدی‌نژاد می‌خواهد همه را ببرد به ترکستان. این مشکل امروز ماست.

    • دلیل مخالفت ما خیلی واضح است. آیا آقای احمدی‌نژاد را می‌خواهید با سوال کنترل کنید؟ او سئوال کنندگان را کنترل خواهد کرد. می‌آید در مجلس و همه را به هم می‌زند. آیا غیر از این است که به مجلس لطمه می‌زند؟

    • در شرایط فعلی مشکل ما بحران اعتماد است زیرا سیر صعودی پرنوسان داشته‌ایم. اعتماد به بازار ارز در چنین شرایطی از بین می‌رود. پول ایرانی تبدیل به پول داغ می‌شود. احساس می‌شود دولت در کنترل اوضاع ناتوان است.

    • در طول یک سال و نیم گذشته ۶۴ بخشنامه یا اقدام ارزی صورت گرفت. یعنی هر شش یا هفت روز یک بخشنامه یا اقدام دولت، حال چه تعداد مصاحبه ضد و نقیض انجام شدمی توانید جستجو کنید و آمارش را دربیاورید.

    • با ارز به نرخ مرجع چه وارد کرده‌اند؟ پورشه وارد کرده‌اند. ۹۰۰ پورشه در دنیا تولید شده است ۷۰۰ تای آن در ایران دارد می‌چرخد و عده‌ای در برابر مردم وفادار به جمهوری اسلامی به آن خودرو‌ها تفاخر می‌کنند.

    • مکمل طرح‌های مدیریت بازار ارز، سهمیه بندی کالاست. حتماً باید نظام کوپنی برگردد و در این زمینه نباید تردید کرد. حتماً باید برای مردم تضمین کنیم که بخشی از کالا‌ها برای آن‌ها تامین می‌شود. برخی کوپن را نجس ذاتی می‌دانند. به آن‌ها گفتم این حرف‌ها را نزنید. کشورهای سرمایه داری هر زمان اقتضا کند از این کار‌ها می‌کنند. الان در آمریکا، دولت به ۴۵ میلیون نفر کوپن غذای (Food Spam) می‌دهد. چه کسی یارانه را مطلقاً حذف می‌کند؟

    • استفاده زیاد از ارز نفتی در بودجه و خالی کردن حساب ذخیره ارزی فقط تقصیر دولت نبود بلکه مجلس هم مقصر بود. حال دولت بیشتر و مجلس کمتر اما هر دو مقصر بودند.

    • در موضوع واگذاری مخابرات چه کسی غیر از من و آقای نادران مخالفت کرد؟ خودشان برای سپاه این میدان‌ها را گشوده‌اند و مجلس هم سکوت کرد.

    • متاسفانه آقای احمدی‌نژاد فشار آورده است و بانک مرکزیِ بی‌اراده ۳۰ هزار میلیارد تومان اعتبار به بانک مسکن داده است. این مبلغ ضرب در پنج موجب افزایش نقدینگی شده است.

    • همین بانک مرکزی ضعیف از حساب بانک‌های خصوصی، به دستور آقای احمدی‌نژاد حدود ۳۰ هزار میلیارد تومان پول برداشت.

    • بی‌اعتمادی در بازار ارز به شدت نسبت به دولت وجود دارد. راه حل اصلی ماجرا احیاء اعتماد از دست رفته است که راه حل سیاسی است نه اقتصادی. با ادامه صدارت آقای احمدی‌نژاد این کار اگر نگویم ناممکن لااقل بعید است.

    • مجلس گرفتار آسیب‌های جدی است. وقتی می‌گویند تعامل منظورشان معامله است. برخی تعامل می‌کنند و برخی معامله. برخی به شدت کم قیمت هستند و برخی قیمتشان را کسی جز خدا نمی‌داند. برخی در حدی قیمتشان پایین است که به یک دفتر پیشخوان خدمات دولت برای فرزندشان رضایت می‌دهند. از این دسته افراد در مجلس داریم. گاهی اوقات با یک سفر خارجی رای درست می‌شود. با تغییر رئیس اداره آموزش و پرورش رای درست می‌شود و این خیلی سخیف و بد است.

    • اینکه آقای احمدی‌نژاد به رهبری شکایت کرد و گفت این‌ها سوالات بی‌خود می‌پرسند و وزیر من باید دائم به مجلس بیاید و پاسخ دهد درست می‌گفت. سئوال از وزیر مطرح می‌شود ولی سئوال گرو است. سوال جدی نیست و ابزار است. پس از اینکه حاجتش تامین شد سئوالش را پس می‌گیرد. این‌ها خیانت در امانت است ولی احمدی‌نژاد و دار و دسته‌اش در تشدید این خیانت نقش زیادی داشته‌اند.

    • برای حفظ ثبات سیاسی ما ترجیح می‌دهیم آقای احمدی‌نژاد را تا پایان دوره تحمل کنیم. این به مصلحت کشور است البته اگر خودش بگذارد. ولی بدانید حل کردن مشکل ارز با این وضعیت سخت است.

    • احمدی‌نژاد گفته است سلمان رشدی به تاریخ پیوست. اگر این حرف را خاتمی می‌زد به داخل کشور راهش نمی‌دادند. خب آقای احمدی‌نژاد واقعاً قابل پیش بینی نیست که چه کاری می‌کند. بر این اساس نظر من این است که ادامه فعالیت ایشان مضر به حال کشور است ولی نظرات دیگری هم وجود دارد که استدلالشان قابل اعتناست.

    • یکی از منافع بزرگی که آقای احمدی‌نژاد داشت این بود که به تعبیر من رهبری به دست آقای احمدی‌نژاد برای برخی مفاهیم تجدید ارزش کرد و خود آن مفاهیم شاقول رفتار احمدی‌نژاد شد و کجی رفتار وی را نشان داد. این کار خیلی بزرگی بود. رهبری مفاهیمی را که داشت از هستی ساقط می‌شد دوباره زنده کرد. حال‌‌ همان مفاهیم را کنار احمدی‌نژاد که می‌گذاریم شاقول وی می‌شود.

    • تعویض رئیس جمهور در فاصله چند ماه تا پایان دوره حتماً نشانه بی‌ثباتی است و این را شما بهتر از من واقف هستید. به اضافه اینکه آقای احمدی‌نژاد پول نقد می‌دهد. کدام سیاستمدار چنین کاری می‌کند.

    • احمدی‌نژاد می‌خواهد جمعیت راضی از دریافت یارانه را بالا‌تر ببرد و این کار به لحاظ سیاسی یک تیزهوشی و البته اغواء و سیاسی کاری محسوب می‌شود.

    • هنوز هم جمعیت کثیری دریافتیشان از افزایش هزینه‌شان بیشتر است و به احمدی‌نژاد خوش بین هستند.

    • سبدی از کالاهای اساسی به شکل کوپنی و سهمیه بندی توزیع شود تا حداقلی از مصرف برای مستضعفان تضمین گردد.

    • من می‌گویم حال که تغییر احمدی‌نژاد ظاهرا ممکن نیست کاری کنیم که تا پایان دوره ریاست جمهوری ضرر حضورش کمتر باشد و اگر منفعتی دارند بیشتر باشد.

    + نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 21:20  توسط محمدتاجیک  | 


    ديوارها را ورق مي‌زني
    كه زندگي‌ات شده‌اند
    آينه‌ات، دفترت، منظره‌ات

    ديوارها همه‌ي زندگي‌ات شده‌اند
    خط مي‌كشي و
    ورق مي‌زني

    برچسب‌ها: ساره دستاران
    + نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 20:22  توسط محمدتاجیک  | 

    به گزارش خبرگزاری هنر «آرتنا»، رهبر قنبری کارگردان سینما و تلویزیون در مورد اختلافات درونی سینما در گفتگو با خبرنگار «آرتنا» بیان داشت: من مصاحبه هایی که در مورد این اختلافات چاپ شده را خوانده ام. در واقع سه تیم در سینما وجود دارد؛ یک تیم به اصطلاح بخش خصوصی است که به نظر من نیستند، چون ما بخش خصوصی آنچنانی نداریم. بخش خصوصی ما به نوعی وامدار سازمان های دولتی است و حالا که متمول شده به نوعی گردن کشی می کند.
    وی با اشاره به بالا آمدن بخش خصوصی افزود: آن بخشی که ادعای خصوصی بودن را می کند در گذشته اساسا از طریق رانت های دولتی بالا آمده است و یا نشان داده با رانت های سازمان ها و نهادها توانسته خودش را نزدیک به شعارهای آنها کند. در واقع در تولید و توزیع فیلم قول هایی به سازمانها و نهادهای دولتی داده بوده که همراهی کند، اما حالا که متمول شده، خودش را گردن کلفت می بیند و هزینه هایی را که گرفته برای خود برمی دارد.
    این کارگردان سینما و تلویزیون با تاکید بر سهم 70 درصدی این بخش ها در به ابتذال کشیدن سینما تصریح کرد: اگر یک به یک اعضاء آنها را بررسی کنید، می بینید که اکثر آنها با قبول شعارهای دولتی تحت عنوان فیلمساز و تهیه کننده از گذشته تا به حال توانسته اند بار مالی خود را ببندند. حتی توانسته اند تعداد کثیری از سینماهای کشور را که یک زمانی جزء اموال مصادره شده بوده را خریداری کرده و مال خود کنند و به جایی رسیده اند که سینماهایی را که محل نمایش آثار فرهنگی در پایتخت بوده را خریده و به محل نمایش آثار بونجول و مبتذل تبدیل کرده اند. آنان وام هایی برای مجموعه های سینمایی از دولت اخذ کرده اند. وقتی این آدم ها پولدار می شوند، فکر می کنند جزء دسته اندیشمندان تلقی می شوند. بنابراین خوب است که کمی هم جلوه آرایی کنند. آنان تعیین تکلیف می کنند و 70 درصد سینمای ایران را به ابتذال کشانده اند.
    قنبری با بیان حوزه هنری به عنوان طرف دوم این قضیه ادامه داد: طرف دوم حوزه هنری است که متولی مسائل معناگرایانه و دین مدارانه هست و نگاهی محدود دارد؛ به این لحاظ که آنها هم با دسته بندی تعدادی از فیلمسازان هر چند بعضا خوب که تقصیر آنهاهم نیست، فعالیت می کنند. مگر تدین مارک و آرم دارد؟ چون سینماهای مصادره شده و یا نشده دست آنهاست، می خواهند یک پای قدرت باشند و همچنان نسخه خودشان را بپیچند.
    این کارگردان سینما و تلویزیون با اشاره به وجود آرای دین مدارانه، دولت مدارانه و سیاست ورزانه در سینما اظهار داشت: طرف سوم هم خود وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، آقای شمقدری، سجادپور و دیگر دوستانشان هستند. آنها هم مجبورند بخش دولت را حمایت کنند و یا نقطه نظرات آنها را اعمال کنند. مجموع اینها با سه آرای؛ دین مدارانه، دولت مدارانه و سیاست ورزانه وجود دارد. در کل سه چیز است که به جان هم افتاده اند: ریا، تجارت و سیاست که فقط به زیان گروهای فرهنگی است. 
    قنبری با اشاره به این موضوع که برخی ا ز سینماگران ما سهمی از این سینما ندارند، خاطرنشان کرد: من هم هر روز به دین فکر می کنم و به تجارت و سیاست، اما با دست خالی. چون امثال من که قشر زیادی هم نیستیم نه از این سینما سهم داریم و نه در آن ایدئولوژی ریاکارانه. نه سری در سودای آن ریاکاری ها داریم و نه در سیاست و قدرت هستیم. اگر موقعیت خودم را با یک مقدار خودستایی در دسته فرهنگی ها قرار بدهم، امیدوارم توانسته باشم به ماجرای فرهنگ اشاره کرده باشم که در این وسط چه بلاهایی سر فرهنگ مملکت می آید؛ فرهنگی که باید از سینما بدرخشد و بخشی از آن عمدی است
    + نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 22:57  توسط محمدتاجیک  | 

    .

    به گزارش باشگاه خبرنگاران، جمعه 17 آذر ماه برنامه سينمايي "هفت" با رويكرد مسائل سينماي ايران با اجرا و سردبيري محمود گبرلو از شبكه سه سيما به روي آنتن رفت.
    بخش گفتگوي اين هفته با حضور حميد فرخ نژاد بازيگر فيلم سينمايي "زندگي خصوصي آقا و خانم ميم" اختصاص داشت.
    حميد فرخ نژاد درابتدا با ذكر پرونده كاري اش عنوان كرد: از سال 1368 در دانشكده هنرهاي زيبا در تهران كارگرداني تئاتر را آموختم و پس از آشنايي با سينايي در كسوت دستياري با وي بسياري از چيزها را ياد گرفتم.
    وي ادامه داد: در سال 79 كار تحقيق و نگارش فيلم سينمايي "عروس آتش" را به همراه سينايي شروع كردم و پس از شكل گرفتن نقش فرحان با وجود تست از بازيگران زيادي كسي را براي ايفاي اين نقش پيدا نكرديم و سرانجام به پيشنهاد سينايي من اين نقش را بازي كردم.
    فرخ نژاد تصريح كرد: بعد از آن بود كه بازي من مورد توجه قرار گرفت و بلافاصله فيلم "سفر سرخ" را ساختم و از آن پي در كسوت بازيگر حضور پيدا كردم.
    وي در خصوص روند بازي خود اظهار داشت: هميشه فرار از سنت شكني در وهله اول مدنظرم بوده اما متاسفانه در سينما بدليل عدم پرداخت شخصيت پردازي در فيلم نامه سازندگان ترجيح مي دهند از افرادي استفاده كنند كه با تكيه بر حافظه تماشاگر ضعف شخصيت پردازي فيلم نامه را جبران كند.
    فرخ نژاد تاكيد كرد: در كارهايم هميشه تلاشم بر اين بوده كه از تيپ دوري كنم حتي اگر به قيمت از دست دادن موقعيت هاي خوب بوده است.
    وي اظهار داشت: بعد از بازي "عروس آتش" و "ارتفاع پست" پيشنهاد بازي در فيلم "دوئل" را بدليل دوري از تيپ و يكسان بودن نپذيرفتم و به سراغ فيلمي شهري رفتم كه موفق هم نبوده و درواقع اشتباه معقول حرفه اي را انجام دادم.
    فرخ نژاد عنوان كرد: هشت بار در جشنواره فيلم فجر كانديد كسب سيمرغ شدم ولي بدليل اعمال سليقه موفق به دريافت آن نشدم.
    وي تصريح كرد: همچنين يكبار قبل از دريافت جايزه با من تماس گرفتند و جز پذيرش من براي سيمرغ شدند و به همان دليل من از آن ها خواستم كه از امير سرتيپ منوچهر كتيري، كه در زمان جنگ فرمانده عمليات نجات سركوب عراق بودند دعوت به عمل بياورند تا من جايزه خود را به وي تقديم كنم.
    وي در اين باره افزود: در لحظات آخر و پس از حضور سرتيپ كتيري اين جايزه به من تعلق نگرفت اينجا بود كه دلم شكست.
    فرخ نژاد بيان كرد: جشنواره فجر به دليل نگاه غير سينمايي ملاك ارزشيابي آن سينما نيست و به همين دليل ديگر به سيمرغ فكر نمي كنم و آنرا فراموش كرده ام.
    وي در خصوص بازي در فيلم سينمايي "زندگي خصوصي آقا و خانم ميم" بيان كرد: اين فيلم جز كارهاي آبرومند پرونده هاي بازيگري من است.
    فرخ نژاد خاطرنشان كرد: سينماي ايران براي اين كشور آبرو زيادي بدست آورده در غرب سعي در سياه نمايي ايران دارند و سينما وجاهت اين كشور را به همه نشان مي دهد پس با اين اختلافات وجاهت و سابقه 100 ساله آن را از بين نبريم و قدر آن را بدانيم.
    گفتني است، برنامه سينمايي "هفت" با رويكرد مسائل سينماي ايران با اجرا و سردبيري محمود گبرلو وتهيه كنندگي علي قانع هر هفته جمعه شب ها از شبكه سه سيما به روي آنتن مي رود
    برچسب‌ها: حمید فرخ نژاد
    + نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 22:34  توسط محمدتاجیک  | 


    «ماني رهنما» خواننده پاپ با حضور در برنامه تلويزيوني «دستان» گفت: متاسفانه اكنون رويكرد صداي زنانه در ترانه ها زياد ديده مي شود. با شنيدن اين ترانه ها اگر چشمانمان را ببينديم تصور مي كنيم كه خواننده خانم است.

    به گزارش فارس «ماني رهنما» خواننده پاپ كشورمان با حضور در برنامه تلويزيوني دستان در خصوص تقسيم بندي موسيقي پاپ ، گفت: سير صعودي در كيفيت اجراي آواز ديده نمي شود چرا كه نرم افزارها و وسايل ديجيتالي كار را خيلي سخت كرده اند. در اين شرايط شما مي توانيد ترانه اي را به بدترين شكل اجرا و با تطبيق آن به دستگاه هاي ديجيتالي آنرا به بهترين شكل ارائه دهيد. در زمان ما اينطور نبود و خواننده ها به صورت فالش كار را به اتمام مي رساندند و اين امر باعث مي شد تا سره از ناسره تشخيص داده شود و كارها غربال مي شد و كسي كه صداي خوبي داشت ديده مي شد.

    *رويكرد صداي زنانه در ترانه هاي خوانندگان پاپ

    وي افزود: متاسفانه اكنون رويكرد صداي زنانه در ترانه ها زياد ديده مي شوند. اگر در حين شنيدن اينگونه ترانه ها چشمانمان را ببينديم تصور مي كنيم كه خواننده خانم است.بايد به اين نكته توجه داشت كه با جيغ زدن و بدون تمرين و يا به واسطه فشار بر روي حنجره اي كه ماهيچه هاي آن مثل نخ نازك است هم خواننده اذيت مي شود و هم اين امر براي شنونده زجرآور است.

    رهتما تصريح كرد: به نظر من مردم آن چيزي را مي بينند كه در دسترس وجود دارد. مردم براي تهيه و انتخاب و موسيقي مورد علاقه شان فرصت جست وجو ندارند و همان چيزي كه در دم دست شان است را به صورت اينترنتي و يا به راحتي تهيه مي كنند گوش مي دهند.

    خواننده آلبوم «بغض» تصريح كرد: من با داشتن ۱۵ سال سابقه كار توانستم ۶۰ آهنگ توليد كنم ولي دوستاني هستند كه با كمك وسايل الكترونيك و نرم افزاري ۱۵۰ آهنگ را در ۶ ماه توليد كنند. به هر حال اينگونه تند كار كردن مشكلاتي را هم به وجود مي آورد.

    رهنما يادآور شد: اين خيلي دردناك است كه به من خواننده مي گويند چرا كار نمي كني. من نمي توانم با يك تبليغ بر روي صفحات مجله يا روزنامه كارم را ارائه دهم. اينها دردناك است و بايد به آن پرداخت چرا كه به اندازه يك پفك در تلويزيون نمي توان براي كار تبليغ كرد. ما كار توليدي در برابر توهين هايي كه به مقدسات ما در عرصه موسيقي مي شود نداريم تا ذهن ها و گوش ها در اين مواقع پدافند شوند.

    *موسيقي پاك به سمت ناله و توهين به معشوق و آثار بي ارزش پيش مي رود

    رهنما در پاسخ به اين سوال كه چرا موسيقي پاك به سمت ناله و توهين به معشوق و آثار بي ارزش پيش مي رود، گفت: مسئله اي كه وجود دارد اين مطلب را مي رساند كه ما داراي مشكل اساسي هستيم يكي در ترانه و ديگري در ملودي. ملودي هاي ما متاسفانه از كشورهاي حاشيه خليج فارس و يا ساير كشورها مي آيد و افرادي برخي شعرها را بر اين ملودي ها سوار مي كنند و به مردم مي دهند اين كار چيزي به موسيقي ما اضافه نمي كند و فقط كپي برداري است اي كاش در عرصه موسيقي از كارهاي خوب كپي برداري مي كرديم.

    خواننده فيلم سينمايي «مرسدس» خاطرنشان كرد: با داشتن جشنواره اي خوب و جهاني مي توانيم جوانان خود را در كنار ديگر موسيقيدان هاي خارجي محك بزنيم و آنها را به رقابت سالم مهيا سازيم. اين مطالب هزاران بار از تريبون ها بيان شده است اما نمي دانم چه كسي گوش كرد مسئولان فرهنگي كشور بدانند و باور كنند كه موسيقي وجود دارد و نمي شود آن را نديد.

    به گزارش فارس، برنامه موسيقي «دستان» به تهيه كنندگي «سيدمحمد مناجاتي» و كارگرداني «اسدالله ايمن» و با اجرا و كارشناسي «سيد عباس سجادي» جمعه هر هفته ساعت ۲۰ از شبكه آموزش پخش مي شود و بازپخش آن شنبه در همان ساعت از شبكه آموزش به روي آنتن مي رود.
    + نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 22:28  توسط محمدتاجیک  | 

     جمشید هاشم پوربازیگر مطرح سینمای ایران مدتها قبل در بخشهایی از یکی از مصاحبه های خود با یک نشریه سینمایی حرفهای جالبی درباره حمید فرخ نژاد زده است که با توجه به اکران جدید ترین فیلم فرخ نژاد در سینماها خواندن آن دوراز لطف نیست .

    به گزارش پارس توریسم اقای هاشم پور در مصاحبه خود گفته :

     فرخ نژاد توانایی های خودش را در بازیگری دارد و آن ها را بار ها به اثبات رسانده.از طرفی فیزیک بدنی خوبی دارد.و از خودشان خوب مراقبت می کند.حمید فرخ نژاد بازیگر موفقی است و برایش آرزوی موفقیت دارم .نوع سینما رو ها عوض شده است ،خودم هم ترجیح می دهم در فیلم های متفاوتی بازی کنم. سلیقه خودم هم تغیر کرده است و می خواهم ژانر های دیگری را هم تجربه کنم

    + نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 22:2  توسط محمدتاجیک  | 



    سحر ذکریا بازیگر سینما و تلویزیون درباره وضعیت کاریش عنوان کرد: بعد از بهبودی شکستگی پایم مشغول بازی در مجموعه تلویزیونی «میلیارد» به کارگردانی علیرضا امینی هستم.

    به گزارش هنرآنلاین، ذکریا در مورد ویژگی های شخصیتی کاراکتر «میلیارد» تاکید کرد: در این مجموعه نقش آذر را بازی می کنم که شخصیت خاکستری دارد و در طول داستان متوجه می شویم آذر بر اثر مشکلات خانوادگی چنین ویژگی هایی را پیدا کرده است.

    بازیگر «تله» با اشاره به خاستگاه طبقاتی آذر گفت: پدر و مادر آذر که محمد رضا شریفی نیا و عاطفه رضوی نقش های آنها را بازی می کنند آدمهای متمول و صاحب ثروتی هستند و آذر هم در شرکت پدرش مشغول کار است و جزو طبقه مرفه جامعه است.

    این بازیگر در مورد مدت زمان تصویر برداری مجموعه تاکید کرد: فیلمبرداری طبق زمان بندی اعلام شده تا اسفند ماه ادامه دارد.

    ذکریا در مورد رضایتش از حضور در مجموعه «قهوه تلخ» تاکید کرد: از نقشم راضی بودم اما سریال پایان خوشی نداشت و یک سری اتفاقات بد مالی برای عوامل فیلم به وجود آمد و من در حدود 4 ماه دستمزد طلبکار هستم .که از طریق قانونی برای دریافت این مقدار از دستمزدم اقدام کرده ام.
     


    برچسب‌ها: سحر ذکریا
    + نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 19:49  توسط محمدتاجیک  | 

    كاظم جیرودی

    متولیان ادبیات و فرهنگ و هنر چقدر تلاش كرده اند تا اشعاری كه به دست مردم می رسد و یا مداحان اهل بیت (ع) از آن ها استفاده می كنند از حالت شعارزدگی و یا سخیف بودن خارج شود؟!

    یك شاعر گفت: شعر آئینی در دست مردم رها شده و اكثر شاعران به طور خودجوش به این شاخه از شعر می پردازند كه این از جهتی خوب است اما مشكل هم از همینجا ناشی می شود.

    كاظم جیرودی شاعر در گفت و گو با خبرنگار بخش كتاب و ادبیات پایگاه خبری حوزه هنری با بیان این مطلب افزود: اینكه شاعران به طور خودجوش به سرایش اشعاری در خصوص اهل بیت (ع) می پردازند و عموما هم شعرهای ارزشمندی تولید می كنند از جهاتی خیلی خوب است اما این رها بودن شعر و شاعران آئینی ممكن است آسیب هایی را متوجه این شاخه از ادبیات كند.

    جیرودی ادامه داد: امروز جوانان ما شعرهای آئینی خوبی می گویند اما اینكه هر شاعری برای خود به فعالیت در این عرصه بپردازد ممكن است خطراتی را برای شعر آئینی بوجود آورد.

    وی اظهار عقیده كرد: از سوی نهادهای فرهنگی و هنری به ادبیات آئینی آنگونه كه شایسته است توجه نشده و در این زمینه باید بیشتر كار كنیم.

    این شاعر گفت: درست است كه جایگاه شعر آئینی و استفاده از آن در مساجد، حسینیه ها و تكایا است اما متولیان ادبیات و فرهنگ و هنر چقدر تلاش كرده اند تا اشعاری كه به دست مردم می رسد و یا مداحان اهل بیت (ع) از آن ها استفاده می كنند از حالت شعارزدگی و یا سخیف بودن خارج شود؟!

    جیرودی تلاش در راه ارتقاء سطح شعر آیینی را از وظایف حوزه هنری خواند و تاكید كرد: تلاش در این را نباید به برگزاری كنگره ها و یا به ایام ماه محرم محدود شود بلكه حوزه هنری باید همواره از شاعران آیینی بویژه كسانی كه از گذشته های دور با این نهاد همكاری داشته اند اما امروز توجهی به آنان نمی شود حمایت و پشتیبانی كند.

    وی برگزاری كنگره شعر آئینی شفق به همت حوزه هنری را كاری ارزشمند خواند و گفت: این كنگره ها باید بتوانند اوضاع شعر آئینی را ارتقاء دهند.

    جیرودی درباره شخصیت و جایگاه ادبی مرحوم محمد حسین بهجتی «شفق» اظهار كرد: مرحوم شفق حق زیادی بر گردن شعر آئینی ما داشته و دارد بویژه در همراه كردن حوزه های علمیه و روحانیان با شعر كمك شایانی كرده است.

     

     

    + نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 19:38  توسط محمدتاجیک  | 

    به پدرم می گفتم مرا ببخش بزرگوار

    دکتر حمید رضا صدر منتقد سینما و کارشناس مسائل فوتبال چندی پیش گفت وگویی متفاوت با همشهری جوان کرده که در آن حرفهای جالبی زده است .

    به گزارش پارس توریسم مهمترین بخشهای این مصاحبه به شرح زیر است :

    نزدیک ترین دوستتان تا فردا می­میرد، چه کار می­کنید؟

    به او می­گویم خیلی زودیکدیگر دوباره را خواهیم دید و امروز یا فردا به او خواهم پیوست. حقیقت این است دغدغه مرگ داشته و دارم. همیشه و همه جا. احتمالا برای اینکه پدرمان خیلی زود مرد و مارا تنها گذاشت با مادرو از مرگ هم وحشتی ندارم و همین حالا هم آماده وداع هستم.

    جوان تر که بودم از یکی دو نفر متنفر بودم ولی حالا هیچکس،با اینکه خیلی ها به رویم شمشیر کشیده  یا قلبم را شکستند.این را هم از مادرم یاد گرفته­ام. میگفت تنفر اول روح آدمی را زنگار می­بندد.

    سنم بالا رفته و تصور میکنم چندان میهمان این دنیا نیستم، نفرت را عنصر مخربی قلمداد می­کنم.

    آخرین چیزی که شما را تکان داد چه بود؟

    با همسرم رفتیم و یکی از دوستانی که بیماری قلبی داشت و در بیمارستان بستری شده بود عیادت کردیم. دو هفته بعد که دوستمان از بیمارستان مرخص شد زنگ زد و از ته دل از ما برای ان عیادت سپاسگذاری کرد. همان جا آب شدم. شرمنده از اینکه روزمرگی ما را از مناسبات بدیهی دور انداخته تکان خوردم.اینکه یک عیادت ساده تا آن حد بزرگ جلوه کرد نشان میداد تا چه حد از یکدیگر دور افتاده­ایم، تا چه جد بی قید شده­ایم.

     

     

    سوال: اگر پدرتان ظاهر میشد چه به او می­گفتید؟

    جواب: می­گفتم« متاسفم در یکی دو سال آخر زندگی که با بیماری دشواری دسته و پنجه نرم کردی، با شکیبایی کنارت نماندم و بر دستهایت بوسه نزدم»، می­گفتم « مرا ببخش ای بزرگوار» می­گفتم« قدر با تو بودن را ندانستم».


    برچسب‌ها: حمید رضا صدر
    + نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 19:34  توسط محمدتاجیک  | 

     

    این طراح جوان، معتقد است باید در طراحی پوستر به مخاطب عام توجه خاصی داشت، و تاكید داشت با طراحی پوستر عاشورایی فهم بصری قشر عوام جامعه را ارتقا می دهیم

    به گزارش روابط عمومی هفتمین سوگواره هنر عاشورایی، محمد صابر شیخ رضایی – شركت كننده بخش پوستر هفتمین سوگواره هنر عاشورایی، درباره طراحی پوستر گفت: در حالت كلی طراحی پوستر زیر مجموعه كار گرافیك است، اما نباید به صورت كامل برای هرمند و قشر هنر دوست باشدف بلكه باید در طراحی آن بخشی از توجه را به مخاطب اختصاص داد، طراحی پوستر مانند نقاشی نیست كه تنها علاقه مندان به این رشته هنری خاص آن را ببینند بلكه یك مدیوم عام تر از گرافیك برای عموم جامعه است.

    وی افزود: به همین جهت نباید به طور كامل درگیر طرح، فرم و رنگ شد بلكه باید به جنبه های محتوایی و درونی اثر و میزان ارتباط آن با مخاطب نیز توجه كرد. وظیفه پوستر در تمام دنیا دو گزینه "اطلاع رسانی" و "تاثیرگذاری" است. پوستری كه این 2 گزینه مهم را نداشته باشد را نمی توان به طور كلی پوستر به حساب آورد، بلكه نوعی كار گرافیكی محسوب خواهد شد.

    این طراح درباره پوستر با موضوعیت پرچم های سوگواری گفت: طرحی كه به منظور كتیبه و پرچم استفاده می شود باید ساده و گویا باشد، در این نوع طراحی متن تبدیل به بافت و طرح می شود. در تركیب بندی و پیام رسانی منظور باید واضح بیان شود و آنقدر شفاف و صریح باشد جای هرگونه اخلال در ارتباط و گنگی و ابهام را از بین ببرد. در پوستر اگر متن در اندازه كوچك طراحی شود مهم نیست اما در یك پرچم عاشورایی گم می شود و به چشم نخواهد آمد. در پرچم مفاهیم و معانی باید گزیده انتخاب شود تا خوانش و تاثیر آن بهتر و عمیق تر باشد.

    وی درباره علت طراحی پوستر و شركت در این سوگواره نیز گفت: علت اصلی كه باعث شده در این موضوع دست به تولید اثر بزنم، كم بودن آثار قوی و خوب است، كه باید بیشتر كار شود و باید بیشتر به آن توجه كرد، در ضمن علاقه بنده به اهل بیت بسیار زیاد است و مانند بسیاری از افراد فقط در حد شعار و تظاهر نیست. باید سواد و درك بصری عوام را بالا ببریم و باعث بشویم كه این آثار جنبه كاربردی داشته باشند. گرافیك باعث كشش در توده مردم می شودف كه باید درباره كارهای مذهبی بیشتر توجه كنند.

    وی سپس در باره نقش ارگان ها در ترویج و انتشار این آثار ادامه داد: تمام ارگان ها در این زمینه فعال هستند اما مطلوب نیست، باید در تكثیر به شیوه های مختلف مانند پوستر در تیراژ بالا، نمونه كارت و حتی جلد مجلات این آثار در اختیار تمام جامعه قرار گیرد. گاهی حتی پوشش جامع مانند فضای وب هم می تواند به عنوان یك طرح كاربردی استفاده شود و تمام اینها علاوه بر نصب این پوستر ها در بیلبوردها و استند های شهری است.


    برچسب‌ها: پوستر عاشورایی
    + نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 19:27  توسط محمدتاجیک  | 

    شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) -محمد تاجیک :سال ها قبل حاتمی کیا یادداشت قابل توجهی درباره شهید آوینی در یکی از نشریات نخبه گرا منتشر کرد و در آن یادداشت از تصویری که از شهید آوینی در رسانه ها و دستگاه های رسمی ترسیم شده بود به شدت انتقاد کرد.

    حاتمی کیا در آن یادداشت ارائه این نوع نگاه را باعث ضربه زدن به شهید آوینی دانسته بود.

    حاتمی کیا در یادداشت خود اشاره کرده بود که با ارائه این نوع نگاه از سوی نهاد ها و رسانه ها ی رسمی، شهید آوینی عملا منجمد شده بود که به اعتقاد او، شهید آوینی اهل انجماد نبود. مرتضی منش ساز بود و باید او را تمام قد نشان می دادند.

    این کارگردان مطرح سینمای دفاع مقدس در بخشهای پایانی یادداشت خود سوال جالبی را مطرح کرده بود. او پرسیده بود: آیا اگر مرتضی (شهید آوینی) بود در این خیمه بندی های رایج سیاسی در کدامین آنها آرام و قرار می گرفت؟ حاتمی کیا در ادامه حرف مهمی را درباره شهید آوینی زده بود که پس از سالها همچنان خواندنی است: مرتضی قایق نبود که فقط عده ای آن را مصادره کنند.

     

    ارائه تصویری تمام قد از چمران

    ابراهیم حاتمی کیا کارگردان مطرح سینمای ایران این روزها در حال ساخت فیلمی درباره زندگی شهید چمران است. فیلمی که اگر چه حاتمی کیا تمام تلاش خود را برای رساندن این فیلم به جشنواره دارد ولی باید دید آیا این فیلم به جشنواره می رسد یانه ؟.

    به نظر می رسد که حاتمی کیا در فیلم جدیدش یعنی "شهید چمران" به دنبال ارائه تصویری متفاوت از این شهید بزرگوار است، تصویری متفاوت از چیزی که رسانه ها و نهادهای رسمی ساخته اند. حاتمی کیا که در یادداشت خود درباره شهید آوینی، آن گونه از ارائه تصویر دستگاه رسمی از این شهید بزرگوار گلایه مند بود حتما وقتی می خواهد فیلمی درباره دیگر شهید این سرزمین یعنی"شهید چمران" بسازد نمی خواهد همانند تصویر دستگاه های رسمی از او باشد. پس باید فیلم "شهید چمران" حاتمی کیا تصویری تمام قد از خود چمران باشد، نه تصویری که فقط عده ای بتوانند آن را مصادره کنند.


    برچسب‌ها: شهید چمران, حاتمی کیا
    + نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 19:15  توسط محمدتاجیک  | 

    کامیار عابدی از برخی دلایل اهمیت و بحث‌انگیز شدن دو تألیف محمدرضا شفیعی کدکنی (با چراغ و آینه‌ و حالات و مقامات م. امید) نوشته است.

    در این مقاله که در اختیار بخش ادبیات خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، قرار گرفته، آمده است:

    «شعر بهشت است، اما بهشتی جاودانه سرگردان در جغرافیای زبان»

    (آدونیس)

    الف. پیش‌سخن: دو اشاره

    *تا پایان سال 1390 از استاد برجسته و فرهیخته ادب‌مان‌، محمدرضا شفیعی کدکنی (متولد 1318) فقط یک کتاب مستقل در زمینه شعر معاصر ایران در دست بود (ادوار شعر فارسی از مشروطیت تا سقوط سلطنت، ‌توس، 1359). جز این کتاب،‌ آن‌چه تا این تاریخ از وی در موضوع مورد بحث نشر یافته بود، ‌منحصر بود به مقاله‌های پراکنده در مجله‌ها یا مجموعه‌ها،‌ فصل‌هایی از برخی کتاب‌ها و اشاره‌هایی در برخی مقاله‌ها یا کتاب‌ها. خوشبختانه در آغاز سال 1391 دو تألیف‌، یکی مفصل و دیگری مختصر،‌ درباره جوانبی از شعر معاصر ایران به قلم وی چاپخش (تعبیر از ناصر وثوقی) شد و در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفت: با چراغ و آینه (در جست‌وجوی ریشه‌های تحول شعر معاصر ایران) / (سخن، ‌1390 / توزیع:1391)، حالات و مقامات م .امید (سخن، ‌1391).

    *چنان که انتظار می‌رفت،‌ هم به سبب شهرت و اعتبار مؤلف و هم به دلیل توجه خاص کتاب‌خوانان ایرانی به ادب معاصر،‌ هر دو تألیف اخیر مورد استقبال گروهی از دوستداران ادب فارسی قرار گرفت. همچنین از بهار تا پاییز 1391 عده‌ای از قلمزنان ادبی و فرهنگی در نشریه‌ها یا تارنماها‌، به اجمال یا به تفصیل،‌ درباره این دو اثر سخن گفتند: عده‌ای «نفیا یا اثباتا» داوری کرده‌اند؛‌ چند تن به سبک-سنگین کردن پرداخته‌اند؛ گروهی هم به توصیف و مرور توجه نشان داده‌اند. از جمله یادداشت‌ها، مقاله‌ها و بررسی‌ها درباره چراغ و آینه باید اشاره کنم به نوشته‌هایی از مرتضی بیاتی‌، سرکوهی‌، سهند آقایی،‌ م. سخن (دو نوشته)، محمود کیانوش، ‌مهدی استعدادی شاد، ‌مشیت علایی،‌ سیدعبدالجواد موسوی،‌ محمد رمضانی فرخانی،‌ مهدی فیروزیان‌، حامد توکلی دارستانی‌، زارعی، رضا بابایی، و چند نظر شفاهی به صورت گفت‌وگوی کوتاه از اسماعیل امینی،‌ محمدعلی بهمنی،‌ عبدالجبار کاکایی و محمدافشین وفایی. درباره «حالات و مقامات م. امید» هم باید اشاره کرد به یادداشت‌ها،‌ مقاله‌ها و بررسی‌هایی از سیدفرزام حسینی‌، سیروس علی‌نژاد‌، سرکوهی‌، فرخ امیرفریار، سعید باباوند، سعید رضوانی‌، الوند بهاری،‌ فاطمه شمس.

    ب. در پرتو «چراغ و آینه»

    *موضوع کتاب «با چراغ و آینه» شعر و ادب فارسی در دوره‌های قاجار (بیداری، ‌مشروطه) و پهلوی است. البته اشاره‌های پراکنده‌ای به شعر و ادب در دوره انقلاب و جمهوری اسلامی هم در این کتاب دیده می‌شود. مؤلف در بخش اول‌، شماری از موضوع‌های پراهمیت در قلمرو اجتماع‌، سیاست و فرهنگ ایران در دوره نخست و بخشی از دوره دوم را با توجه به بازتاب آن‌ها در شعر و ادب این دوره‌ها‌، و در بخش دوم،‌ آرا و آثار ادبی و فرهنگی پنج تن از تجددخواهان دوره قاجار را شناسانده و تحلیل کرده است. بخش‌های سوم و چهارم کتاب‌، شناسایی و تحلیل نمونه‌هایی از ترجمه شعر فرنگی یا بیگانه به فارسی‌ و تأثیر آن‌ها بر شعر شاعران اواخر دوره قاجار تا نیمه دوره پهلوی و چندین موضوع مرتبط با آن است. بخش پنجم عبارت است از تحلیل اجمالی آثار 29 تن از شاعران ایران از مشروطه تا دهه 1340؛ یعنی از ادیب پیشاوری تا فروغ فرخزاد. چند مقاله هم درباره جوانبی از شعر معاصر ایران در ضمیمه کتاب آمده است.

    *«با چراغ و آینه» حاصل نیم سده تحقیق و تدقیق مردی است جوینده و استاد در بخشی از قلمرو وسیع شعر فارسی. باید همه این کتاب را با دقت و شکیبایی خواند و از آن بهره‌های لازم را برد. وجود برخی اختلاف نظرها/سلیقه‌ها/روش‌ها با مؤلف‌، خدشه‌ای در این نکته وارد نمی‌کند.

    *این تألیف را می‌توان مجموعه‌ای دانست از رساله‌ها و مقاله‌های چاپ‌شده یا نشده استاد شفیعی کدکنی در موضوع مورد بحث که در دهه‌های 1340 تا 1380 تألیف یا تکمیل شده است. شبهه «کتاب‌سازی» درباره این کتاب‌، به هیچ وجه‌، صحیح نیست. از قضا،‌ انتقادی که می‌توان به مؤلف داشت،‌ این است که چرا دیگر نوشته‌ها و یادداشت‌های پراکنده خود را در این زمینه در این تألیف نیاورده و مجموعه حاضر را به کامل‌ترین شکل ممکن در دسترس قرار نداده است.

    *به نظر می‌آید که قسمت‌های درخور توجهی از بخش نخست کتاب‌، از جمله ابتکاری‌ترین قسمت‌های کتاب باشد. استنباط‌های پراهمیت در این بخش اندک نیست؛‌ بسیار است. بخش سوم،‌ و بیش از آن‌، بخش چهارم هم در زمره ابتکارهای مؤلف است. نکته‌یابی‌های وی در بخش اخیر از همه پژوهشگران ساخته نیست. البته‌ تألیف بخش سوم نیز آسان نبوده است. اما تألیف این بخش‌، که مرور پژوهشی ترجمه شعر فرنگی یا بیگانه به فارسی و گاه‌، استحضار ذهنی از تأثیر آن در شعر معاصر ماست‌، شاید از برخی محققان خبره در این کار هم برمی‌آمد. در مقابل‌، آن‌چه شفیعی کدکنی در بخش نخست انجام داده (یعنی شناسایی ورود اندیشه‌های جدید به قلمرو باورها و گرایش‌های سنتی‌، و در نتیجه‌، تضاد آن‌ها با همدیگر و تضارب طبیعی‌شان‌، و بازتاب‌های «پیدا و پنهان» آن در تاریخ فرهنگ و عقیده و ادب دوره قاجار) کاری نیست که از فکر و کلک هر ادیب و پژوهشگر و منتقدی برآید. تحسین‌ها دارد.

    *البته‌ نکته‌های بدیع و ظریف منحصر به بخش‌های بالا نیست: چنین نکته‌هایی را می‌توان در اغلب بخش‌های کتاب یافت. وجود چنین نکته‌هایی در این تألیف‌، سبب تمایز شفیعی کدکنی از ادیبان توانای نسل قبل از او،‌ مانند عبدالحسین زرین‌کوب و غلامحسین یوسفی،‌ می‌شود. در واقع‌، احاطه وسیع مؤلف بر جوانب شعر فارسی‌، هرچند با قدری بی‌نظمی حاصل از روحیه شاعرانه مؤلف‌، در کتاب «با چراغ و آینه» به حاصلی عملی در نقد ادبی و تحلیل زیبایی‌شناختی انجامیده است. به عبارت دیگر،‌ احاطه او در حد بیان کلیات باقی نمانده و از نقد باسمه‌یی هم،‌ که از آسیب‌های رایج در این زمینه است،‌ دور مانده است.

    *بی‌شک‌، کتاب‌ حاضر از نظر انسجام و پایه دیدگاه‌های ادبی‌، نسبت به تألیف‌های مشابه‌، مانند «از صبا تا نیما» (یحیی آرین‌پور، ‌2 ج، ‌فرانکلین + ‌جیبی، 1351) در مقام بسیار بالاتری قرار دارد. البته انسجام و سیر تاریخی اثر آرین‌پور هم نسبت به دو کتاب «با چراغ و آینه» و «ادوار شعر فارسی» برتری‌های آشکاری دارد.

    *چنان که می‌دانیم‌، شفیعی کدکنی شاعری است نوگرا، یعنی بخش اعظم شعرهای او در قالب‌های غیرعروضی (عروض قدیم) است. اما نگاهی به شاعرانی که او در این کتاب‌، آنان را برای تحلیل برگزیده‌، از نکته‌ای خبر می‌دهد: او به شاعرانی که در قالب‌های عروضی (عروض قدیم) شعر گفته‌اند، توجه بسیار عمده‌تری نشان داده است (در این کتاب از سیاوش کسرایی،‌ نادر نادرپور،‌ نصرت رحمانی و منوچهر آتشی تحلیل مستقلی نشده است). آیا این نکته را نمی‌توان به حساب «اجتماع نقیضین» (ص 552) گذاشت که مؤلف،‌ خود،‌ آن را درباره عوالم ذهنی تناقض‌بار شاعر برجسته‌ای مانند مهدی اخوان ثالث به کار برده است؟ به هر روی‌، چون م. سرشک شهرت و اعتبار خود را در شعرگویی از نوگرایی به دست آورده‌، نوگرایان/شاعران نوگرا در این زمینه از وی متوقع هستند. اما وی نه تنها به چهار شاعر بالا (و شاعرانی نزدیک به آن‌ها) نپرداخته‌، که از شعر نوگرای ایران در دهه‌های 1350 تا 1380 نیز جز با نگاهی آسیب‌شناسانه یاد نکرده است. به نظر می‌آید این نکته در میان این گروه وسیع،‌ انتقادهایی را از وی موجب شده باشد.

    *البته‌ مؤلف در مقدمه کتاب تأکید ورزیده است که «از این دفتر،‌ توقع کتاب گسترده‌ و کاملی در این موضوع نباید داشت. یادداشت‌هایی است که هر کدام نکته‌ای را عرضه می‌دارد» (ص 26). این نکته درست است، اما این موضوع مهم نه در عنوان فرعی کتاب منعکس شده است (در مثل،‌ به صورت «رساله‌ها و مقاله‌هایی در...») و نه در ساختار کتاب. در واقع‌، هم عنوان فرعی کتاب و هم بخش فصل‌بندی آن به گونه‌ای است که توقع/آرزوی جامع و مانع بودن کتاب را در ذهن خواننده برمی‌انگیزد و البته آن را برآورده نمی‌کند. به نظر می‌آید برخی داوری‌ها درباره این تألیف با این نکته بی‌ارتباط نباشد.

    *این استاد برجسته‌ همچنین‌ در مقدمه تأکید ورزیده است که بخش‌های اصلی این کتاب «حاصل تأملات شخصی» اوست درباره شعر و ادب معاصر ایران و این‌که «دیگران در این زمینه چه گفته‌اند،‌ به هیچ روی‌، مدنظر نبوده» است (صص 26 ، 19). با چنین عبارتی وی بیش‌تر علاقه‌مند است تا بر ادیب بودن خود در این کتاب تکیه کند تا بر پژوهشگر بودنش‌. تصور می‌کنم این نکته به پررنگ شدن شفیعی کدکنی در مقام منتقد ادبی نیز در این تألیف انجامیده باشد.

    *به نظر می‌آید که غیاب استاد شفیعی کدکنی در مقام پژوهشگر در قسمت‌هایی از کتاب‌، سبب بروز ویژگی‌هایی چند در آن شده باشد؛ ویژگی‌هایی که در دیگر کتاب‌های استاد بی/کم سابقه است. برخی بحث‌هایی که درباره کتاب «با چراغ و آینه» درگرفته‌، به برخی از این ویژگی‌ها مرتبط است:

    1 - مواردی درخور توجه از لحن تند‌، عتاب‌آلود و سوءتفاهم‌آفرین که همچون غباری بر برخی از قسمت‌های این تألیف باارزش نشسته است: «مُتَشاعرچه‌های روزنامگی» و «ناقدچه‌های روزنامگی» (ص 463)؛ «شاعر و ادیب ناکام» (ص 471، گویا درباره امیری فیروزکوهی). «من از این تعبیر حوالت تاریخی به یاد حرف‌های مضحک و فحش‌های چارواداری - که حواله خواهر و مادر افرادی می‌کنند - می‌افتم» (ص 507)؛‌ نیما یوشیج «در نامه‌های خصوصی‌اش (...) دیگران را لجن‌مال می‌کند» (ص 494)،‌ تعبیرهایی مخصوص درباره احمد شاملو و شماری از معاصران (صص532-523) «اگر بعضی از ناقدان وطنی نخواسته‌اند این را بفهمند، خاک بر سرشان» (ص 535)؛ و...

    2-مواردی درخور توجه از تناقض/ تضاد در بیان برخی نکته‌ها یا آرای ادبی: پرویز ناتل خانلری در مجله پیام نو یادآور شده که شعر «عقاب» را از «دختر سلطان» پوشکین «الهام گرفته است» (ص 169)، در جایی دیگر:«بعضی از ناقدان زیرمیانه و روزنامه‌چی‌های بی‌سواد سروصدا راه انداختند که خانلری شعر «عقاب» را از پوشکین ترجمه کرده است» (ص 214)؛ در فصل مربوط به شهریار تأکید شده که «بی‌هیچ تردیدی» او «بزرگ‌ترین شاعر رومانتیک زبان فارسی» (ص 472) یا «بزرگ‌ترین مظهر رومانتیسم در شعر فارسی» (صص 8-477) است،‌ در فصل فریدون توللی می‌خوانیم که «بعضی از کارهای شهریار - منظومه‌های او و نه غزل‌هایش (...) رومانتیسم ادب فارسی است (...) توللی یکی از چهره‌های برجسته حرکت رومانتیسم در شعر فارسی است» (ص 506)؛ و...

    3-مواردی درخور توجه از توصیف‌ها و ارزش‌گذاری‌های مبالغه‌آمیز: «هرچه زیبایی و لطف در شعر امروز ایران دیده می‌شود، ‌حاصل پیوند درخت فرهنگ ایران و درخت فرهنگ اروپایی است» (ص 139)، «مسعود فرزاد،‌ یکی از شاعران بزرگ این عصر» (ص 203)، «حبیب ساهر، این شاعر بزرگ» (ص 210)، سراج‌الدین علی خان آرزو «بزرگ‌ترین ناقد ادب فارسی و بزرگ‌ترین سبک‌شناس قرون و اعصار» (ص 520)؛ و...

    4-مواردی درخور توجه از تکیه بر حافظه و ندیدن منابع و مآخذ: اگر استاد به پژوهش ارزشمند عبدالهادی حائری (نخستین رویارویی‌های اندیشه‌گران ایران با...، امیرکبیر، 1367) مراجعه‌ای داشت، ‌از وجود ایرانیانی که قبل از حزین لاهیجی و عبداللطیف شوشتری با آرای غربی آشنایی یافته بودند، ‌اظهار بی‌اطلاعی نمی‌کرد (صص 29، 268)؛ اگر استاد مرور مجددی در کلیات سعدی و لغت‌نامه دهخدا داشت،‌ هم تعبیر «شعر نوشتن» از سعدی را به یاد می‌آورد (ص 217) و هم تعبیر «شعر گفتن» را در شعرهای بوحنیفه اسکافی‌، منوچهری،‌ ناصرخسرو و خاقانی (ص 276)؛ اگر استاد زندگی‌نامه گلچین گیلانی را از نظر می‌گذراند،‌ به سهو‌، اشاره نمی‌کرد که او برای تحصیل به بیروت رفت (صص 6- 485)؛ اگر استاد منتخب شعر گردآورده پرویز داریوش را در هنگام بیان اشاره‌اش در این زمینه (ص 491) در دست داشت‌، نکته مورد بحث را به او نسبت نمی‌داد‌، چرا که ناشر این کتاب‌، خود مجله سخن و ناتل خانلری بود؛ و...

    *البته‌، وجود نکته‌هایی از این دست،‌ در تألیفی به این تفصیل و وسعت بسیار اجتناب‌ناپذیر و طبیعی به نظر می‌آید‌. در واقع،‌ باید تأکید ورزید که کتاب «با چراغ و آینه» در زمره آثار بسیار مغتنم در این موضوع است. شک نیست که این تألیف‌، به تدریج، ‌مورد استناد گروهی درخور توجه بویژه در دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌ها قرار خواهد گرفت و جای خود را بیش از پیش در میان علاقه‌مندان باز خواهد کرد.

    پ. «حالات و مقامات م. امید» به قلم م. سرشک

    *بخش نخست کتاب «حالات و مقامات م. امید» درباره زندگی و زیست اخوان ثالث است؛‌ از خانواده و اقوامش‌، از دوستان و آشنایانش،‌ از آرا و آگاهی‌هایش‌، از خودآموختگی‌ها و مطالعاتش‌، از قهر و آشتی‌هایش با دیگران،‌ از رنج‌ها و ملال‌هایش‌، از شغل‌ها و بی‌کاری‌هایش‌، از تحصیلات و آموزگارانش‌، از بدبینی‌ها و تکیه‌هایش بر نظریه توطئه،‌ از سفرها و حضرهایش و از بسیاری نکته‌های دیگر.‌ تصویرهای م. سرشک از م. امید خواندنی‌، شیرین و به‌یادسپردنی است. جای چنین رساله‌ای درباره زندگی این شاعر توانا و فرهیخته میهن‌مان خالی بود. اما خوشبختانه،‌ این جای خالی به قلم شفیعی کدکنی،‌ تا حد زیادی‌ پر شده است.

    *در بخش‌های دوم تا چهارم کتاب، مؤلف به تحلیل شعرهای گوینده «از این اوستا» پرداخته است (البته‌ بخش دوم و سوم و قسمتی از بخش چهارم در دهه‌های 1340 و 1360 نشر یافته بود). این بخش‌ها در کنار همدیگر،‌ نکته‌هایی ظریف،‌ دقیق و علمی را در توجه به چشم‌اندازهای محتوایی،‌ زبانی و زیبایی‌شناختی شعر م. امید پیش کشیده است. البته‌ مانند کتاب «با چراغ و آینه»،‌ یکی از فصل‌های این کتاب‌، که مرتبط است با شاملو، ‌نقد و رنجش دوستداران این شاعر برجسته را برانگیخته است؛ شفیعی کدکنی در این فصل‌، در ضمن مقایسه اخوان ثالث با شاملو،‌ از این شاعر انتقاد کرده است.

    *پس از مطالعه «حالات و مقامات م. امید» سه نکته نظرم را به خود جلب کرد: نخست آن‌که خواننده علاقه‌مند به مطالعه تحلیل شعر م. امید به قلم م. سرشک‌، از این یک متوقع است که به همه شعرهای آن یک بپردازد و شعر و دفتری را از قلم نیاندازد. اما این توقع در کتاب حاضر برآورده نمی‌شود. توقع دیگری که برآورده نمی‌شود‌، تحلیل نثر م. امید است به قلم م. سرشک‌؛‌ یعنی مجموعه آرا و پژوهش‌های ادبی م. امید. نکته دیگر این است که شاعر برجسته‌ای به نام اخوان ثالث مقام و موقعیت ادبی بسیار تثبیت/شناخته‌شده‌ای در شعر فارسی عصر ما دارد. اما به دلیل‌های مختلف‌،‌ برخی تعبیر‌های ادیب برجسته‌ای در حد شفیعی کدکنی درباره او،‌ شاید قدری رنگ مبالغه هم به خود گرفته باشد (ر. ک: صص 46- 45، 50، 63، 102- 101، 108، 205 ، 223، 225، 241-240).

    ت- پایان سخن: یک اشاره

    *در راه خدمت بسیار پرارج و پررنج استاد شفیعی کدکنی به شناخت و تحلیل نکته‌سنجانه‌، نوآورانه و تأثیرگذارش از وجوه انسانی ادب کهن فارسی،‌ از ارکان وحدت ملی و منطقه‌یی ایرانیان، ‌قلمرو زبان فارسی و فرهنگ ایرانی‌، تندرستی و شادکامی و دیرزیوی بهره‌اش باد. ایدون باد، ‌ایدون و ایدون‌تر باد!

    کامیار عابدی

    آذر 1391، اوساکای ژاپن

    حاشیه: یادداشت‌های صاحب این قلم در تحلیل و تحشیه (تصحیح یا تکمیل) مطالب دو کتاب «با چراغ و آینه» و «حالات و مقامات م. امید»،‌ در مجموع حدود 42 صفحه دست‌نویس است. بی‌شک چنین حجمی برای انتشار در نشریه‌ها یا تارنماها مناسب نیست. از این‌رو با توجه به بحث‌های وسیع و مختلفی که درباره این دو کتاب درگرفته، چند نکته از این یادداشت‌ها (با تکیه بر «تحلیل‌ها») برای انتشار به بخش فرهنگ و ادب خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) سپرده شد.


    برچسب‌ها: شفیعی کدکنی
    + نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 18:56  توسط محمدتاجیک  | 

    http://www.asriran.com/fa/news/244622/زورگیری-چهار-موتورسوار-با-قمه-در-تهران-عکس-و-فیلم
    + نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 18:49  توسط محمدتاجیک  | 

    اگر ده نمکی فساد درجامعه رانشان دهد عیبی نداردولی اگر جیرانی...

     

    عصر ایران؛ هومان دوراندیش - نقد فیلم، تا حد زیادی به علائق و سلائق منتقد بازمی گردد و منتقد سینمایی در در دفاع از سلیقه سینمایی اش، کم و بیش می تواند استدلال های لازم را پیدا کند و تحویل خواننده بدهد. نگارنده این متن منتقد فیلم نیست و در این کار سررشته ای ندارد اما به عنوان یک تماشاگر نیمه حرفه ای سینما، معتقد است فیلم "من مادر هستم" فیلم خوبی نبود. در تایید این مدعا، دلایلی هم می توان اقامه کرد اما این نوشته، در پی نشان دادن نقاط ضعف و قوت فیلم فریدون جیرانی نیست. موضوع این یادداشت نه نقد فیلم ضعیف جیرانی بلکه نقد منتقدان سیاسی این فیلم است.

    منتقدان سیاسی فیلم "من مادر هستم"، با ضعف های فیلم جیرانی کاری ندارند. هر ساله دهها فیلم نه چندان قوی در سینمای ایران تولید می شود و این برادران ارزشی، کاری به کار آن فیلم ها ندارند و دلیلی هم ندارد که گریبان فیلمسازی را بگیرند که چرا فیلمت خوب نیست؟! پس آنها با انگیزه های سیاسی به این فیلم اعتراض می کنند.

    این امر البته اخلاقاً و قانوناً اشکالی ندارد. هر کسی حق دارد به دلایل سیاسی منتقد هر چیزی باشد. صرف انتقاد و اعتراض بلااشکال است.

    اما منتقدان سیاسی فیلم "من مادر هستم"، جان کلامشامن این است که این فیلم، جامعه اسلامی ایران را، جامعه ای آلوده و سرشار از بی اخلاقی و نابهنجاری نشان داده است. از نظر آنها، ایران امروز جامعه ای اخلاقی است و بزرگنمایی بی اخلاقی های حاشیه ای این جامعه، اقدامی سیاسی با هدف تخریب چهره نظام جمهوری اسلامی است.



    فارغ از اینکه جامعه ایران در شرایط کنونی تا چه حد بهنجار است یا نابهنجار، باید از این منتقدان به اصطلاح ارزشگرا، این سوال را پرسید که مگر خود شما دائماً از رواج بی اخلاقی در جامعه ایران شکایت نمی کنید؟ مگر نه اینکه شما معتقدید مجموعه سیاست های دوران سازندگی و به ویژه دوران اصلاحات، موجب رشد فساد و بی بند و باری اخلاقی در ایران اسلامی شده است.

    این فساد و بی بند و باری در کجا محقق شده است؟ جز در خانواده ها و روابط بین انسان ها؟ پس چرا وقتی فیلمسازی در راستای تایید ادعاهای همیشگی شما گام برمی دارد، گریبان او را می گیرید که قصدت ضربه زدن به نظام و ایران اسلامی بوده است؟

    در فیلم فریدون جیرانی، مجموعه ای از روابط نابهنجار بین حداکثر شش انسان به نمایش درآمده است. مردی که زن دارد و با زنش در اختلاف است و گرفتار شرب خمر. دختر او با هر دوی آنها اختلاف دارد. دختر دوست پسر دارد. مرد دیگری که به این خانواده نزدیک است. زن دیگری که در  دوران جوانی، دوست دختر پدر این خانواده بوده و الان همسر مرد دوم قصه است. و در نهایت عشق و رابطه جنسی مرد دوم قصه به دختر مرد اول.

    این دست روابط خارج از چارچوب شرع، به شهادت آمار موجود در نیروی انتظامی و قوه قضاییه، متاسفانه در جامعه ایران امر غریبی نیست. حتی نیازی به آمارهای موجود در نهادهای رسمی هم نیست. بسیاری از مردم عادی در زندگی خودشان چنین چیزهایی را دیده و شنیده اند. پدیده های خفاش شب و بیجه در کدام جامعه ظهور کردند؟ جز در ایران بیست سال اخیر. انچه که در فیلم "من مادر هستم" به تصویر کشیده شده، صدها بار خفیف تر از واقعیت تلخ قصه قاتل پاکدشت و خفاش شب و موارد متعددی از این دست است.

    انصار حزب الله و گروههایی از این دست، در بیست سال گذشته بارها و بارها در سطح شهر تجمع کرده اند تا به زعم خودشان به علل آنچه که در فیلم "من مادر هستم" به نمایش درآمده، اعتراض کنند.  نیروی انتظامی و سایر نهادهای مسئول در قصه "مبارزه با منکرات" نیز برای امحای چنین روابطی در میان مردم ایران، بارها و بارها به سراغ عمرو و زید رفته اند.

    اما از این نکته که بگذریم، در بحث از منتقدان فیلم جیرانی، نکته دیگری هم قابل بررسی است. منتقدان سیاسی فیلم جیرانی معتقدند این فیلم تصویر بدی از قصاص ترسیم کرده است. آنها می گویند فرد خواهان قصاص در این فیلم، پس از اجرای قصاص، دچار بحران روحی شده و از کرده خودش در عذاب است در حالی که قصاص حکم الهی است و  کسی که حکم الهی را اجرا می کند، این گونه پریشان احوال نمی شود. پس در نمایش پریشان احوالی قصاص کننده در این فیلم، قصد و غرضی سیاسی و ضد دینی در کار بوده است.



    در پاسخ به این انتقاد باید گفت که در این فیلم نه قصاص روا که انتقام ناروا مطرح بود. زنی عاشق مردی بوده و چون از آن مرد ضربه خورده و به او نرسیده است، به قصد انتقام از آن مرد، دختر او را بر سر دار می کشد. در واقع در این فیلم، قصاص برای آن زن، نه ابزار انتقام از مجرم، که ابزار انتقام از فردی به غیر مجرم است. شخص خواهان قصاص در این فیلم، به معنای دقیق کلمه، از قانون قصاص "سوءاستفاده" می کند. او قاتل را نه به دلیل قتلی که مرتکب شده، بلکه به دلیل نسبتش با شخصی دیگر، که عشق دوران جوانی خود او بوده، می کشد. علت بحران روحی آن زن، این انتقام نارواست نه قصاصی روا.

    نکته آخر در نقد منتقدان سیاسی فیلم جیرانی، انحصارطلبی آنهاست.  مساله این افراد نه "نمایش" نابهنجاری های اخلاقی، بلکه "نمایش دهنده" این نابهنجاری هاست.

    یعنی بحث اصلی بر سر این است که چه کسی فسادهای موجود در جامعه را نشان دهد. اگر آن شخص مسعود ده نمکی باشد و فیلمش نیز "فقر و فحشا" باشد، هیچ مشکلی وجود ندارد. اما اگر فریدون جیرانی، که آدم با دیدن او به یاد روشنفکران غربزده می افتد، فساد موجود در جامعه ایران را به تصویر بکشد، این دوستان ارزشی با خود می گویند که در غرض جیرانی مرضی نهفته است! پس آن به که به خیابان بیاییم به قصد اعتراض. آن هم اعتراض بی مجوز قانونی!



    در چنین رویکردی، "ماقال" اهمیتش را از دست می دهد و حقیقت تابع "من قال" می شود. این مدعا که فقط ما حق داریم از فساد دم بزنیم و آن را نمایش دهیم، مدعایی کاملاً انحصارطلبانه است. همه ایرانیان حق دارند نسبت به مشکلات موجود در جامعه ایران هشدار دهند.   

    برچسب‌ها: هومان دور اندیش, من مادر هستم, مسعود ده نمکی
    + نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 18:45  توسط محمدتاجیک  | 

    سفیر جدید سوئد در دیدار اخیرش با رئیس جمهور ایران برای ارائه استوارنامه، رفتاری غیردیپلماتیک و به دور از آداب انجام داد.

    به گزارش عصر ایران، «پیتر تیلر» در این ملاقات پا روی پا انداخت که این اقدام از سوی یک سفیر در دیدار با یک رئیس جمهور نادرست و خارج از آداب و تشریفات بین الملل است.

    البته احمدی نژاد نیز در مقابل ، خود نیز پا روی پا انداخت تا به این حرکت به دور از ادب طرف مقابل پاسخ دهد.

    این ملاقات در روز دوشنبه 13 آذر 1391 انجام شد.

    علی محمد بیدار مغز کارشناس تشریفات بین الملل در گفتگو با خبرگزاری فارس با اشاره به عرف دیپلماتیک در چنین دیدارهایی گفت: پا روی پا انداختن سفیر جدید در دیدار با رئیس جمهور که از وی مقامی بالاتر دارد نادرست است.

    وی با اشاره به انداخته شدن پای چپ بر روی پای راست به نوعی که کف کفش به سمت صورت رئیس جمهور بوده یادآور شد: این نوع نشستن در اروپا نیز تنها در مقابل یک مقام هم سطح استاندارد و عرف است و نه در برابر مقام بالاتر و علاوه بر آن نوع پا انداختن نیز غیر قابل اغماض است و می‌تواند باعث اعتراض شود.

    البته احمدی نژاد ، در حالی پای خود را روی پای دیگرش انداخت که کف پایش به سمت سفیر سوئد نبود!






    + نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 18:42  توسط محمدتاجیک  | 

    سینماپرس- گروه سینما/ زمان شروع فیلمبرداری فیلم سینمایی «شیطان شلوار لی می پوشد» به کارگردانی علی عطشانی که به واسطه شکایت لیلا اوتادی از حبیب الله کاسه ساز در مرحله پیش تولید متوقف شد هنوز مشخص نیست.

    به گزارش خبرنگار سینماپرس، این فیلم سینمایی قرار بود با شروع تولید برای جشنواره فجر سی و یکم آماده شود اما به دلیل برخی اختلافات میان سرمایه گذار فیلم و تهیه کننده مراحل تولید آن متوقف شد و شکایت لیلا اوتادی همچنان در شورای داوری اتحادیه تهیه کنندگان در دست بررسی است.

    سید ضیاء هاشمی؛ رئیس اتحادیه تهیه کنندگان در مورد زمان مشخص شدن نتیجه به سینماپرس گفت: شکایت همچنان در شورای داوری در دست بررسی است و فیلم تا مشخص شدن نتیجه ساخته نمی شود.

    اواخر مهر ماه لیلا اوتادی؛ بازیگر سینما در گفت و گو با سینماپرس ضمن اعلام شکایت از تهیه کننده فیلم گفته بود: من فیلمنامه «شیطان شلوار لی می پوشد» را خریداری کرده ام و از حبیب الله کاسه ساز و علی عطشانی شاکی هستم زیرا تحت فشار نامه ای دستی برای دریافت پروانه ساخت از من گرفتند.

    وی همچنین تاکید کرده بود که به غیر از خودش هیچ صاحب و مالکی برای «شیطان شلوار لی می پوشد» وجود ندارد.


    برچسب‌ها: لیلا اوتادی
    + نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 18:35  توسط محمدتاجیک  | 

    سرمایه گذار فلیم من مادر هستم و مدیر روابط عمومی موسسه فیلمیران معتقد است که فیلم من مادر هستم قصدنقد معضلات اجتماعی و فرهنگی را دارد

     به گزارش خبرنگار ایلنا نگین موسوی سرمایه گذار فیلم من مادر هستم با انتشار یادداشتی که نسخهای از ان را در اختیار ایلنا قرار داده می گوید:رسانه ملی فرصتی فراهم کرد که به بهانه فیلم «من مادر هستم» پیرامون وضعیت امروز سینمای ایران حرف و حدیث‌ها و ناگفته‌های موافق و مخالف در مناظره‌ای رد و بدل شود.


    هرچند مجری برنامه از حیطه عدالت خارج شد و بیشتر بر اساس کسوت و عقبه آدم‌ها به آن‌ها اجازه گفت‌و‌گو داد، ولی این نقطه ضعف از ارزش کار عزت الله  ضرغامی و معاون سیما که چنین فضایی را فراهم کردند، نمی‌کاهد.


    مناظره دو ساحت داشت. ساحت اول اینکه متاسفانه عده‌ای خود را به ولایت فقیه و قانون متشبث می‌کنند تا به نظرات خویش لباس صلاح بپوشانند و آن را به جامعه تلقین و القا کنند. در حالیکه رهبر فرزانه انقلاب هوشمندانه تمام مسائل فرهنگی، سیاسی و اقتصادی جامعه را رصد می‌کنند و اگر نکته‌ای باشد به مسئولان اجرایی و قانون گذاران تذکر می‌دهند. این گروه از دوستان اگر به اندازه دعویشان به رهبر انقلاب تاسی می‌کردند، دغدغه‌هایشان را از مبادی قانونی و حکومتی پیگیری می‌کردند و نه با ایجاد فضای رعب و وحشت، که اگر چنین بود شاید وضعیت ما به اینجا نمی‌رسید.
    سینمای ایران به گواه اهل فرهنگ و فکر، نجیب‌ترین سینمای دنیاست و برآیند آن برای ایران و جهان پیام اخلاق آسمانی و زیست دینی است ولی عده‌ای با تعابیر شخصی و به دلیل برخی غرض ورزی‌ها کمر به نابودی این سینمای پاک بسته‌اند تا باریکه راه پیام انسانی و آسمانی که از این معبر به مخاطبان ارائه شود را ببندند. تفکر این دوستان به عنوان یک خط مشی فکری در راستای گفتمان انقلاب حرکت می‌کند، محترم است، اما هیچ کس مهر تایید و مجوزی نداده که این‌ها فکور‌تر از جامعه بوده و با هر آنچه موافق باشند خوب است و با هر جه مخالف بد. اندیشه‌تر از کشور، ولایت فقیه و قانون است که هر دو بالنده و زنده مسائل کشور را مدیریت می‌کنند این دوستان مدعی می‌توانند نظرات و هشدار‌هایشان را باب سینما و هر مساله دیگری از طریق تریبون‌های در اختیار که خوشبختانه کم هم نیست مطرح کنند. اما این کاش خود را و نظرات خود را نظر همه مردم نپندارند که این گونه نیست. اگر نگاهی به رسانه سینما بیندازید حتما متوجه خواهند شد که هر فیلمی در سینما یک پیشنهاد به انبوه مخاطبان است و انبوه مخاطبان بنا بر سلیقه، نوع تفکر و شنیده‌ها داده‌های مختلف به اختیار به دیدن یک فیلم می‌روند. فیلمی که با گذر از مجراهای گوناگون قانونی، مشروعیت و وجاهت اجتماعی‌اش را به اثبات رسانده و بنابراین نیازی نیست به جای مردم هوشیار و فهیم ایران تصمیم بگیرند.


    ساحت دوم اشکالاتی است که توسط منتقد این فیلم در آن جلسه تلفنی مطرح شد. متاسفانه به نظر می‌رسید هیچ یک از دوستان، فیلم در حال اکران را ندیده‌اند و تمام قضاوتشان بر اساس شنیده‌های قبلی است که به گمان ما نمی‌تواند ملاک قضاوت باشد. اگر دوستان با اندکی دقت و سعه صدر فیلم را تعقیب می‌کردند متوجه می‌شدند بر اساس ماده ۲۶ قانون یعنی ولی دم نبودن زن یا شوهر، ایرادی متوجه فیلم نیست چرا که شخصیت (سیمین) ولی دم نبوده بلکه از ولی دم که برادر مقتول (سعید) باشد وکالت داشته برای بخشش یا قصاص اما سیمین از این فرصت استفاده کرده به خاطر مشکلات شخصی دست به انتقام جویی زده و از این انتقام جویی دچار بحران روحی و عذاب وجدان گردیده و نه از فعل قصاص.

    شاید اگر او (سیمین) ولی دم بی‌واسطه بود و دست به قصاص می‌زد این همه دچار عذاب وجدان نمی‌شد ولی زمانی که حقی را وکالتا و نه اصالتا دارد کاملا مشهود است قصد او انتقام جویی شخصی ست که درستی در فیلم تصویر می‌شود. مورد دیگری که توسط منتقدان مطرح شده ماده ۲۲۶ قانون مجازات اسلامی ست که بحث کاملا پیچیده حقوقی ست. تفسیر ساده ماده این است که اگر مقتول عملی را مرتکب شده که به موجب آن عمل توسط قاتل کشته هم نمی‌شد دادگاه او را به مرگ محکوم می‌کرد و اگر قاتل بتواند این را اثبات کند از قصاص ساقط است به دلایلی که در ذیل می‌آید این موضوع نیز هیچ مصداقی در فیلم ندارد:


    الف) اگر مقتول (سعید) به قاتل تجاوز به عنف می‌کرد و قاتل در دفاع مشروع باعث قتل می‌شد ماده ۲۲۶ در مورد او محقق می‌شد ولی در فیلم قاتل، خانه را ترک کرده و با نقشه و نیت قتل و نه دفاع وارد خانه شده پس مقتول در اینجا مستحق کشتن نبود و نیست و قاتل با علم به کشتن و قتل وارد خانه شده و هر سه عنصر قانونی، معنوی و مادی جرم به طور کامل محقق شده است.


    ب) چنانچه فرض کنیم مقتول (سعید) به خاطر زنای محسنه مستوجب قصاص است این نیز در قانون شرع جای تردید دارد چرا که در فیلم به خوبی مشهود است که سعید بیش از چند ماه با همسرش رابطه نداشته و پس از مراجعه همسرش (سیمین) نیز به دلایل اختلافات به او تمکین نکرده است.


    بنابراین بر خلاف ادعای مطرح شده بر اساس قانون ۲۲۶ شرایط کشته شدن و یا حتی حکم اعدام او در دادگاه عادله ساقط است. از سوی دیگر دفاعیات وکیل مقتول نیز اثبات می‌کند نه تجاوز به عنف صورت گرفته و نه این عمل از روی جهل مقتول بوده بلکه قاتل و مقتول به دلیل مستی و مسلوب الاراده شدن تن به این رابطه داده‌اند. بر این اساس فیلم نامه و فیلم با هوشمندی برعکس ادعای مدعیان پیکان نقد را نه به سوی قصاص بلکه به سوی زندگی‌های شبه مدرن که زاییده فرهنگ غربی است گرفته و یقینا‌‌ همان تاثیر را نیز بر مخاطب می‌گذارد.

    مباحث حقوقی پیچیده‌تر از آن است که به استناد یک یا دو ماده قانونی بتوان حکم کرد. ادعای فیلم طرح موضوعات حقوقی نیست و موضوع قصاص تم اصلی فیلم نیست. بلکه فیلم قصد بررسی یک معضل اجتماعی و فرهنگی را دارد که قشر خاصی از جامعه را در بر می‌گیرد و این نوع سبک زندگی به دلیل وجوه نفسانی و شهوانی‌اش برای نسل جدید جذابیت‌هایی دارد و آن‌ها که از فرجام تلخ چینن شیوه‌های زندگی بی‌خبرند را آگاه می‌سازد.

    وظیفه فیلمساز متعهد برای مبارزه با مشکل تهاجم فرهنگی و لادینی و لاقیدی نقد این معضل است. بر خلاف نظر دوستان مسائل حقوقی برای مخاطبان موضوعیت ندارد بلکه آن‌ها زندگی یک خانواده از هم پاشیده و تاوان چنین زندگی‌هایی را برداشت می‌کنند، هرچند که از نظر حقوقی هم ایرادی به فیلم وارد نیست.

    به هر حال گمان سازندگان بر این است که فیلم موثر اجتماعی، فیلمی است که به وظیفه ذاتی خودش عمل کند و موجب به وجود آمدن فضای بحث و گفت‌و‌گو و فراهم آوردن بحث‌های تفکری عقیدتی شود و ما از تمامی کسانی که با سعه صدر دغدغه مسائل فرهنگی اجتماعی جامعه‌شان را با حساسیت دنبال می‌کنند دعوت می‌کنیم که فیلم را ببینند و خود به قضاوت بنشینند. باشد که هم چون همیشه از سینمای مستقل ایران حمایت کنند.
    نگین موسوی


    برچسب‌ها: نگین موسوی, من مادر هستم
    + نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 18:31  توسط محمدتاجیک  | 

    محمد علی طالبی کار گردان مطرح سینمای ایران دریادداشتی که به تازگی در هفته نامه چلچراغ منتشر کرده به تمجید از فیلم قصه های رخشان بنی اعتماد پرداخته است .

    به گزارش پارس توریسم آقای طالبی در یادداشت خود نوشته که :اخیرا دریک نمایش خصوصی شاهد فیلم قصه ها ساخته رخشان بنی اعتماد بوده ام . فیلمی که به راستی نگاه درستی به اجتماع دارد ،آن را خیلی دقیق کالبد شکافی کرده و شرایط فعلی جامعه مارا به درستی نشان می دهد .مثل سایر آثار خانم بنی اعتماد .قصه ها شامل هفت اپیزود به هم پیوسته است که همگی یک داستان مشترک را دنبال می کنند و نکته جالب اینجاست که این اپیزودها به نجوی با فیلمهای قبلی شان ارتباط برقرار می کنند و برخی شخصیتهای این فیلم همان شخصیتهای آثار گذشته ایشان هستند که زندگی شان درروزگار فعلی به تصویر کشیده شده .

    آقای طالبی در ادامه یادداشت خود آورده :قصه ها با بودجه شخصی و بدون هیچ کمک وامکاناتی ساخته شده که امیدوارم خیلی زود اکران عمومی پیدا کند وهمه شاهدش باشند .


    برچسب‌ها: قصه ها, رخشان بنی اعتماد, محمد علی طالب
    + نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 18:18  توسط محمدتاجیک  | 

    عوامل و بازیگران فیلم سینمایی «بی‌خود و بی‌جهت» امشب 17 آذر ماه در سینما «عصر جدید» و پردیس سینمایی «ایران» حضور پیدا می‌کنند و فیلم را در کنار مخاطبان ببینند.

    به گزارش خبرنگار بخش سینمایی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، عبدالرضا کاهانی (کارگردان)، رضا عطاران، پانته‌آ بهرام، نگار جواهریان و احمد مهرانفر (بازیگران) امشب ساعت 19 در سینما «عصر جدید» و ساعت 20.30 در مجموع سینمایی «ایران» همراه با مخاطبان «بی‌خود و بی‌جهت» را می‌بینند و با آنها به گفت‌وگو می‌پردازند.

    «بی‌خود و بی‌جهت» از جمله فیلم‌هایی است که حوزه‌ی هنری علاقه‌ای به نمایش آن در سینماهایش نداشت و این روزها این فیلم به فروش 140 میلیون تومانی رسیده است.

    دست‌اندرکاران این فیلم چهارشنبه 15 آذر ماه با تماشاگران این فیلم در پردیس ملت به گفت‌وگو نشستند.

    + نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 14:0  توسط محمدتاجیک  | 

    بنیامین بهادری و سهراب پاکزاد شب گذشته با حضور در برنامه رادیویی "اینجا شب نیست" با اجرای سیدعلی ضیاء اطلاعاتی از بایکوت خبری آهنگ‌های "موج محرم" و "قلب محرم" توسط تلویزیون و برخی سایت‌ها گله کردند.

    به گزارش خبرنگار مهر، بنیامین در ابتدای این برنامه در پاسخ به پرسش سیدعلی ضیاء مبنی بر اینکه چه تفاوتی بین وحید بهادری و بنیامین بهادری وجود دارد، گفت: هر جا که باید کارت شناسایی نشان دهم، وحید بهادری همراه من است. به نظر من بنیامین و وحید تفاوت چندانی با هم ندارند. مثلاً در دانشگاه همه من را با نام وحید می‌شناختند اما در فضای حرفه‌ای من را با نام بنیامین می‌شناسند. من هر دو اسم را دوست دارم و برایم تفاوتی ندارد با کدام اسم صدایم کنند.

    وی درباره دوران دانشجویی خود هم توضیح داد: یکی- دو ترم ابتدایی را به صورت منظم سر کلاس‌ها حضور داشتم اما در ادامه تقریباً در دانشگاه حضور نداشتم و خیلی کم پیش می‌آمد که سر کلاس‌ها حاضر باشم. به نظر من اگر قرار باشد انسان نکته‌ای را بیاموزد، چه در دانشگاه و چه در بیرون از دانشگاه یاد می‌گیرد...

    آرزوی تور کامل کنسرت در شهرهای کشور

    بنیامین با بیان اینکه آرزویم است در شهرهای مختلف کشور کنسرت داشته باشم، به علی ضیاء گفت: قبل از محرم کنسرتی در شهر بندرعباس داشتم که اولین کنسرت خارج از تهران و کیش من محسوب می‌شد. این آرزوی من است که بتوانم یک تور کامل کنسرت در شهرهای کشورم داشته باشم. شیرینی و طراوت اجرای بندرعباس باعث شد به فکر عملی کردن آرزویم بیفتم.

    این خواننده تصریح کرد:‌ به دنبال این هستیم که یک اتوبوس از تهران راه بیاندازیم و شهر به شهر (شهرهایی که شرایط برگزاری کنسرت را دارند) بگردیم و دوستانمان را از نزدیک ببینیم. مسئولان تصمیم‌گیری که در مورد مسائل فرهنگی شهرها تصمیم گیری می‌کنند، گاهی برگزاری کنسرت موسیقی را مناسب نمی‌بینند، از این طریق به تصمیم گیران برگزاری کنسرت در شهرهای مختلف می‌خواهم که یک بار به ما اعتماد کنند تا ما هم جواب اعتماد آن ها را بدهیم.

    سهراب پاکزاد هم در بخشی از برنامه درباره آهنگ‌های "موج محرم" و "قلب محرم" گفت: این دو آهنگ محرم امسال را برای ما متفاوت‌تر از همیشه کرد. در این کار منفعت مالی برای هیچ کس وجود نداشت و همه با دل و جان کار کردند تا یک کار قابل قبول در رثای محرم سیدالشهدا (ع) تولید کنیم. این اولین باری بود که دو خواننده پاپ به یک مساله ارزشی به صورت مستقیم اشاره می‌کردند.

    بایکوت خبری آهنگ‌های محرمی

    بنیامین هم با بیان اینکه این دو آهنگ به نوعی تحت بایکوت خبری قرار گرفته بود، تصریح کرد: البته ما نسبت به این موضوع گلایه‌ای نداریم و فقط می‌خواهیم این موضوع در محرم 91 ثبت شود! برخورد تلویزیون ایران که تلویزیون همه مردم ایران است و سایت های خبری مشخص است و ثبت خواهد شد.

    پاکزاد نیز با بیان اینکه ما وقتی این آهنگ‌ها را می‌ساختیم، به بازخوردهای رسانه‌ای آن فکر نمی‌کردیم، گفت: نکته جالبی که وجود داشت و مردم مدام از ما می‌پرسیدند این بود که چرا تلویزیون به این اثر توجه نکرد، یا مثلاً چرا فلان سایت خبری این آهنگ را بعد از نیم ساعت از روی سایت حذف کرد!؟

    + نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 13:57  توسط محمدتاجیک  | 

    یکی از مدیران بخش خصوصی در شبکه نمایش خانگی در میزگرد خبرگزاری مهر درباره وضعیت فعلی این شبکه گفت: محصولات ما می‌تواند مقابل تهاجم فرهنگی بایستد اما متاسفانه سازمان سینمایی پشت دست‌اندرکاران این آثار را خالی کرده است.

    به گزارش خبرنگار مهر، حضور شبکه نمایش خانگی به عنوان پل ارتباطی مستقیم بین مخاطبی که به هر دلیل به سینما نمی‌رود و همچنین سینماگران ایرانی و متولیان فرهنگی در بخش اداره سینما برهیچ اهل فنی پوشیده نیست. اما آنچه مسلم است این برقراری ارتباط از بدو تاسیس شبکه نمایش خانگی با حمایت بخش دولتی همراه بوده است و تا پیش از تشکیل سازمان سینمایی در قالب اداره کل در سازمان سینمایی فعالیت می کرد. با تشکیل سازمان سینمای سایه حمایت دولت از شبکه نمایش خانگی کم رنگ شد تا جائیکه مدیران موسسه‌های مختلف در بخش خصوصی ویدئو رسانه اعلام کردند که در آستانه ورشکستگی هستند.

    مجموع مشکلات و عدم توجه به خواسته موسسه های فعال در امر ساماندهی و عرضه محصولات در شبکه نمایش خانگی به جایی رسید که عنوان شد در صورت عدم رسیدگی به خواست فعالان در این عرصه در بخش خصوصی، مقابل وزارت ارشاد برای رسیدگی به مشکلات در این بخش تجمع خواهند کرد و در نهایت فعالان در این عرصه با قول مساعد جواد شمقدری رئیس سازمان سینمایی برای رسیدگی به مطالبات شان سکوت کردند اما اتفاقی دراین زمینه نیفتاد.

    از همین رو خبرگزاری مهر در نشستی با سعیدصادقی مدیرعامل موسسه تصویری جهان تصویر،محمد مهدی جعفری مدیرعامل موسسه قرن بیست و یک،محمد سعید قائنی نجفی مدیرعامل موسسه هنرنمای پارسیان، فرهاد رحمتی مدیرعامل موسسه قرن جدید و نیز مصطفی محمودی دبیر اتحادیه موسسات ویدئو رسانه مشکلات و مسائل موجود در حوزه فعالیت شبکه نمایش خانگی، جایگاه این صنعت و همراهی آن با هنر سینما را بررسی کرد.

    خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و هنر: در سینمای جهان شبکه نمایش خانگی عضوی از پیکره واحدی به نام صنعت سینما است به گونه ای که بخش عمده تاثیر گذاری و چرخه اقتصادی به دوش شبکه نمایش خانگی است. اما به نظرمی رسد شبکه نمایش خانگی در ایران اینگونه تعریف نشده است، که اگر چنین بود شاید چنین جلسه ای تشکیل نمی شد. به طور مشخص جایگاه شبکه نمایش خانگی در ایران کجاست.

    سعیدصادقی مدیرعامل موسسه تصویری جهان تصویر: اشاره درستی کردید. شبکه نمایش خانگی در همه دنیا مکمل صنعت سینما است و در عین حال به عنوان یک صنعت مستقل حضور دارد. با این اوصاف در تعریف شبکه نمایش خانگی می‌توان گفت که شبکه نمایش خانگی جدا از صنعت سینما نیست و مخاطب‌های خاص خودش را دارد. به این معنا که پس از پایان اکران یک فیلم سینمایی، محصول مورد نظر وارد شبکه نمایش خانگی می‌شود و خانواده‌هایی که به هر دلیلی به سینما نمی روند را گردهم می آورد .

    در ایران هم همین تعریف وجود داشته است. در سال 1379 سیف الله داد بخش خصوصی را به این چرخه وارد کرد و با ورود بخش خصوصی به این بخش تحولات بسیار زیادی در این عرصه ایجاد شد و با فراز و نشیب های فراوان همراه بود. به این معنا که تعداد بسیاری از کسانی که به نوعی درگیر صنعت سینما بوده اند وارد فعالیت در عرصه سینمای خانگی شدند. این ورود دستاوردهای بسیاری چون اشتغال‌زایی داشت تاجائیکه جایگاه عرضه محصولات فرهنگی در ویدئو کلوپ‌ها باز شد و بعد به سوپر مارکت‌ها رفت.

    *نارسایی در بخش دولتی دقیقا کجای این چرخه اتفاق افتاد؟

    - صادقی: به جرات می گویم از زمانی که من به عنوان بخش خصوصی وارد چرخه تولید فیلم‌های شبکه نمایش خانگی شدم، از سوی متولیان امور سینما در بخش دولتی حتی ریالی به عنوان کمک دریافت نکرده‌ام. ارگ در حال حاضر شاهد استقبال این صنعت در میان مخاطب هستیم به دلیل تلاش فکری و مالی مدیران در شبکه نمایش خانگی است که سرمایه‌های حضور در این چرخه را با فروش اموال منقول و غیر منقول و با قرض گرفتن اداره و تزریق کردند.این در حالی است که به کرات شنیده شده که موسسات عرضه محصولات شبکه نمایش خانگی با اندک هزینه ای که صرف می کنند سود سرشاری می برند.

    مصطفی محمودی دبیر اتحادیه موسسات ویدئو رسانه: در راستای صحبت های آقای صادقی متاسفانه باید متذکر شوم که  در نظام بندی جدید سازمان سینمایی کشور،شبکه نمایش خانگی از ساختار اداره کل به یک دفتر تبدیل شده است. دفتری که یکی از دوستان در کنار یک مسئولیت دیگر اداره آن را نیز به عهده گرفته است از همین رو در شرایط فعلی شبکه نمایش خانگی به عنوان چرخ پنجم و زاپاس در سینمای ایران یاد می‌شود.

    * اما نمی‌توان به صرف نارسایی در یک سال گذشته چرخه اقتصادی این عرصه از فعالیت سینمایی را زیر سئوال برد ضمن اینکه مدیران سینما به فراخور فعالیت خود در عرصه سینما به این حوزه توجه‌هایی داشته اند.

    محمودی: به هیچ وجه چنین نیست که دستاورد محصولات فرهنگی را زیر سئوال ببریم. عمر شبکه نمایش خانگی از یک دهه تجاوز می کند و 12 سال است که بخش خصوصی با جدیدت در این عرصه فعالیت می کنند و دستاوردهای ارزشمندی را نیز کسب کرده اند. به این معنا که در بخش کار آفرینی ، ایجاد مشاغل مختلف در بخش های متفاوت مانند تولید، بسته بندی ، توزیع محصولات از جمله فعلیت های این بخش است که از سوی مسئولان نادیده گرفته شده است. که این بخش از فعالیت‌های شبکه نمایش خانگی به دلیل مسائل و مشکلات اخیر سینما دچار مشکل شده است.

    یکی دیگر از دستاوردهای شبکه نمایش خانگی کمک به ارائه محصولات سالم و روز به خانواده‌های ایرانی بوده است. یکی دیگر از فعالیت‌های مفید که فکر می کنم در خاورمیانه بی‌نظیر است ایجاد شبکه مویرگی گسترده در کشور است که پس از گذشت 48 ساعت از ورود محصول علاقمند می‌تواند محصول مورد نظر را در نقاط مختلف دنیا پیدا کند. مجموع این تلاش‌ها و حضور مفید شبکه نمایش خانگی این انتظار را پس از تاسیس سازمان سینمایی کشور به وجود آورد که به شبکه نمایش خانگی در سازمان سینمایی توجه بیشتری شود.

    * چه اتفاقی افتاده که فکر می کنید این انتظار برآورده نشده است؟

    - محمودی: با کمال تاسف از زمان تشکیل سازمان سینمایی بخش سینمای خانگی که در معاونت سینمایی از ساختار اداره کل برخوردار بود به یک دفتر تبدیل شده است . آن هم دفتری که یکی از دوستان مدیر در کنار یک مسئولیت دیگر اداره این دفتر را هم به عهده دارد و بارها به این مسئله اعتراض شده ولی هیچ تصمیمی در این باره گرفته نشده است.

    *نمی توان به صرف تبدیل اداره کل به یک دفتر ایرادی تنها از این جهت وارد کرد. عملکرد آن بعد از تشکیل سازمان سینمایی به چه شکل بوده است؟

    - محمودی: ایراد از این جهت وارد است که هیچ مشورتی با فعالان در عرصه نمایش خانگی در بخش خصوصی صورت نگرفت. در واقع بحث نشد که آیا این تغییر و تحولات به نفع بخش خصوصی است یا خیر.سینمای ایران از این تصمیمات تا چه اندازه متضرر و یا صاحب نفع می شود. مجموع این سئوال ها باید کارشناسی می شد و بعد یک اداره کل را به یک دفتر تبدیل می کردند.

     

    * آیا اقدامی در جهت صحبت با مسئولان صورت گرفته است؟

    - محمودی: بیش از سه ماه است که اتحادیه موسسات ویدئو رسانه درخواست ملاقات با رئیس سازمان سینمایی را داده اند اما هیچگونه توجهی به این مطلب نشده است.البته اعتراض هایاخیر باعث شد قول مساعد از جناب شمقدری بگیریم. از سوی دیگر به طور مکتوب این اتحادیه درخواست کرده است که با مقام عالی وزارت دیدار داشته باشیم اما توجهی به نامه مورد نظر نشده است.

    این بی‌توجهی‌ها در حالی صورت می گیرد که شاهد هستیم دوستان در اتحادیه تهیه کنندگان و شورای صنفی نمایش هر زمان که اراده کنند در ملاقات هم با وزیر و با رئیس سازمان سینمایی برای آنها باز است. به همین دلیل معتقدم که شبکه نمایش خانگی در این دوره خاص زمان بدترین وضعیت ممکن را از سر می گذراند. شبکه نمایش خانگی در طول سالها فعالیت خود با فراز و فرودهای بسیاری مواجه بوده است. اما این فراز و نشیب ها در دوره های مختلف به پیشبرد فعالیت های شبکه نمایش خانگی منجر شده است. در واقع فعلان در این عرصه به ویژه در بخش خصوصی از شکست‌های کوچک موفقیت‌های بزرگ برای خود کسب کرده اند. اما اتفاق هایی که در چهار سال اخیر به خصوص در یک سال گذشته رخ داده است وضعیت حیات شبکه نمایش خانگی را به خطر انداخته است.

    * برگردیم به صحبت های آقای صادقی ، در میان صحبت های خود عنوان کردید که مدیران موسسه‌های تولید فیلم برای شبکه نمایش خانگی با فروش اموال منقول و غیر منقول و یا با قرض گرفتن در این عرصه فعالیت می‌کنند.این درحالی است که به نظر می رسد اتفاقا این بخش از فعالیت سینمای سود آور است.

    - صادقی: آواز دهل شنیدن از دور خوش است.هزینه هایی که در بخش تولید،آماده سازی ، بسته بندی، تبلیغات و توزیع و مسائل دیگر می شود باعث شده تا عملا توجیه اقتصادی در این صنعت وجود نداشته باشد به این معنا که اگر این چرخه به لحاظ اقتصادی با تدبیر نباشد سودآور که نیست ضرر و زیان بسیاری را نیز متحمل می شود. حال اینکه اگر عشق و علاقه در میان نبود امکان نداشت این صنعت با این وضعیت به حیات خود ادامه دهد.

    * وجود رقبا دراین عرصه تا چه انداز تایین کننده و تاثیر گذار در پیش آمد شرایط موجود بوده است؟ آیا اصولا سینما رقیب شبکه نمایش خانگی محسوب می شود؟

    - صادقی: درباره قسمت دوم سئوال باید بگویم که صنعت سینما به هیچ عنوان رقیب محسوب نمی شود چرا که فعالان در عرصه نمایش خانگی سینما را در کنار خود می بینند و حال اینکه اگر انتقادی هم داریم به این دلیل اجباری است که برای خرید فیلم های سینمایی به گردن داریم و این اجبار باعث شده عدم توجیه اقتصادی برای فعالان دراین عرصه ایجاد شود.

    رقبای اصلی شبکه نمایش خانگی شبکه های فارسی زبان ماهوراه هستند و نخستین جرقه این موضوع هم با حضور شبکه فارسی وان با دوبله نادرست وارد خانه ها شد و بعد دیدند که استقبال خوب بوده از برخی از دوبلورهای داخل کشور دعوت به همکاری کردند و متاسفانه همکار شدند - البته روی سخن من با دوبلورهای متعهد و اخلاق گرا نیست- پس از این شبکه تمامی شبکه های دیگر فارسی زبان اقدام به پخش سریال های خارجی کردند که دقیقا خانوداه ها و به خصوص قشر جوان را نشانه گرفته بودند. نشانه ای که با برنامه ریزی کامل و مشخص انجام شده و می شود و حال اینکه شبکه نمایش خانگی در این بین با نوع فعالیتی که انجام می دهد با ابزاری که در اختیار دارد با این تهاجم فرهنگی مقابله می کند.

    * با این اوصاف شبکه نمایش خانگی ابزاری است برای مقابله با تهاجم فرهنگی دردست وزارت ارشاد، فکر می کنید چرا حمایت های لازم از این پدیده توسط بخش دولتی صورت نمی گیرد.

    - صادقی: دقیقا سئوال ما هم همین است. واقعا نگاه دولت و متولیان به شبکه نمایش خانگی چیست؟ به جرات می گویم که شبکه نمایش خانگی تنها رسانه ای است که علاوه بر تاثیرگذاری رمز ماندگاری را نیز در خود دارد.

    ..... ادامه دارد        

    گفتگو : محمد صابری، پریسا ساسانی و عباس کریمی

    + نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 13:54  توسط محمدتاجیک  | 

    http://www.hamshahrimags.com/Images/News/Larg_Pic/7-9-1391/IMAGE634896259770468750.jpg

    امیر حسین علم الهدی در همشهری ماه نوشت :اگر همینطور ادامه دهیم کم کم باید دلار را بجای ریال در کلیه معاملات و خرید و فروش ها رسمی نماییم و پول رایج مملکت اعلام نماییم! می پرسید این چه حرفی که میزنی و مگر میشود دلار را جای ریال پول ملی کرد؟ خب می گویم چرا نمی شود و مگر تا حالا نشده است عوض این که مراقب کاهش  اعتبار ریال باشیم بیشتر به دنبال روند افزایش قیمت دلار هستیم! خب این حساسیت به دلار که گویا از نان شب هم واجب تر است و اولین سوالی که هر صبح برای همه پیش می آید میزان قیمت دلار در روز است ، خب چرا نباید دلار مهمتر از ریال باشد؟ اگر به شما همین الان بگویند ۱۰ دلار می خواهی یا ۴۰ هزار تومان پول نقد ، خدا وکیلی شما کدام را ترجیح می دهید ؟ دلار یا ریال؟ خب معلومه که دلار، چون ممکن است دلار در چند روز یا چند ساعت دیگر  به بیش از ۴ هزار تومان برابریش با ریال برسد!

    در این اوضاع احوال طنازی دلار در دامان ریال، چه انتظاری داریم که سینما آسیب پذیر نگردد؟ چه انتظاری داریم که افزایش هزینه تولید ۲ برابر هزینه اول سال نگردد؟ چه انتظار داریم هزینه غذای روزانه عوامل یک فیلم ۲ برابر گذشته نگردد؟ چه انتظاری داریم هزینه ایاب و ذهاب عوامل ۱۰۰ درصد افزایش نداشته باشد ؟ چه انتظاری داریم هنرپیشه ها دستمزد شان را با ارزش دلار در مقابل ریال نبندند؟ چه انتظاری داریم دستمزد گروه های فیلمبرداری و صدا برداری و گریم و تولید و فنی و به ریال متعهد باشند؟ و چه انتظاری داریم که در سینما برخلاف همه فعالیت های اقتصادی که متعهد به دلار می باشند و نه به ریال، حال سینما متعهد به ریال باشد نه دلار؟ 

    بعد از طرح هدفمند کردن یارانه ها در سال ۱۳۸۹ افزایش ۱۰۰ درصدی قیمت تمام شده تولید یک فیلم از ۴۰۰ میلیون تومان به ۷۰۰ تا ۸۰۰ میلیون تومان رسید و طی ۲ سال گذشته این قیمت تمام شده به حدود ۱ میلیارد رسید حال با جهش اعجاب آور قیمت دلار به نسبت ریال قیمت تمام شده یک فیلم بین ۱ میلیارد و ۲۰۰ تا ۱ میلیارد و ۵۰۰  میلیون تومان است و این ارقام را با فروش ۲۰ تا ۵۰۰ میلیونی فیلم های امسال مقایسه کنید تا ببینید سینما در ایران ورشکسته هست یا نیست؟

    البته بی انصافی نکنیم به تدابیر جالب توجه دولت دهم بخاطر رساندن ارزش قیمت بلیط سینماها به حدود ۱.۵ دلار که این برای سینمایی که در اول سالش قیمت بلیطهایش ۴ دلار بود " ۵ هزار تومان" و طی ۶ ماه دولتش بلیط را به ۱.۵ دلار رساند جای مباهات دارد و از این لحاظ دست مریزاد می گوییم به طراحان اقتصاد سینمایی ایران !

    در حوزه توزیع و آماده سازی فیلم ها هم که اوضاع بمراتب بحرانی تر از تولید است تا قبل از تشریف فرمایی دلار ۳۵۰۰ تومانی ، یک فیلم حداقل نیاز به ۱۰۰ تا ۱۵۰ میلیون تومان هزینه داشت و الان به لطف این تشریف فرمایی فیلمی اگر بخواهد " کف" استانداردهای آماده سازی و پخش و تبلیغات  را رعایت نماید باید مبلغ ۲۵۰ میلیون تومان هزینه پیش بینی نماید و این هم از برکات دلار در برابر ریال است!

    در حوزه نمایش فیلم هم که با افزایش دلار و بالطبع افزایش لجام گسیخته قیمت های مایحتاج عمومی مردم و  کاهش هزینه سینما در سبد نداشته فرهنگی خانوار شهری که نزدیک به صفر این سبد ارزیابی می گردد ،  آمدن مردم به سینما کم کم دارد جز خاطرات و تاریخ سینما  قرار می گیرد و انتظار این که مردم ، سینما را بر نان شب شان ارجح بدانند همانقدر کودکانه است که بگوییم که مردم بجای ۱۰ دلار بگویند ۴۰ هزار تومان پول به ما بدهید! راستی اگر به شما چنین پیشنهادی بدهند که ۱۰ دلار را می خواهی یا ۴۰ هزار تومان را شما کدام را انتخاب میکنید؟ لطفاً صادق باشیم با خودمان


    برچسب‌ها: امیر حسین علم الهدی
    + نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 13:51  توسط محمدتاجیک  | 

    باید از رضا میرکریمی تشکر کنم که حساب خود را از سایر فیلم‌سازان منسوب به حوزه جدا کرد

    عبدالرضا کاهانی این روزها جدیدترین ساخته‌ی سینمایی‌اش «بی‌خود و بی‌جهت» به اکران عمومی درآمده است؛ فیلمی که با تحریم سینماهای حوزه هنری مواجه شده است. شرایط اکران این فیلم و حواشی این روزهای سینمای ایران باعث شد که این کارگردان ترجیح بدهد بیشتر درباره‌ی اوضاع سینما صحبت کند و در بخش‌هایی از این گفت‌وگو از فیلمش بگوید.

    این کارگردان سینما که در نشست خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، حاضر شده بود با اشاره به شرایط اکران گفت: اینقدر اوضاع بد است که نیاز به گفتن کسی نیست. شرایط چنان روشن است که در صورت گفتن، مثل غُر‌زدن می‌شود و چیزی را که همه می‌دانند نیاز به تکرارش نیست.

    وی ابراز عقیده کرد: دلیل اصلی هم مدیران هستند؛ وقتی می‌گویم مدیران منظورم تنها مدیران سازمان سینمایی نیست. بلکه مدیران تلویزیون، شهرداری و به ویژه مدیران حوزه‌ی هنری را هم شامل می‌شود. هر وقت با مردم فیلم می‌بینم و به حرف‌هایشان گوش می‌کنم به این نتیجه می‌رسم که چه‌قدر آن‌ها از مدیران جلوتر هستند.

    کاهانی با بیان اینکه بعضی از سینماگران هستند که این امکان را به مدیران می‌دهند و حوزه‌ی سینما را به اینجا رسانده‌اند، گفت: البته این کار به خاطر منافع شخصی خودشان است و آنها برای این‌که بتوانند در سینما راحت‌تر کار کنند، حاضرند هر بلایی سر همکاران خود بیاورند.

    کارگردان «هیچ» با بیان اینکه شرایط ویژه‌ی امروز، حاصل مسائل پیش آمده در گذشته است، یادآور شد: در گذشته مشکلات زیاد و البته مهمی برای برخی فیلم‌ها که «بی‌خود و بی‌جهت» هم یکی از آن‌هاست، پیش آمده و آنها چیزهایی از دست داده‌اند و آن از دست رفته‌ها باعث به وجود آمدن شرایط جدید، شده است.

    این کارگردان و تهیه‌کننده سینما در توضیح شرایط اولیه برای اکران فیلم گفت: شرایط اولیه یعنی اکران خوب. بهره‌مندی از همه‌ی سینماها مثل خیلی از فیلم‌های غیرخصوصی که از یک شرایط عادلانه بهره‌مندند و زمان خوبی برای اکرانشان وجود دارد و حمایت ویژه از فیلم‌هایشان می‌شود.در صورتیکه این شرایط اولیه وجود داشته باشد دیگر آن شرایط ویژه به وجود نمی‌آید.

    کاهانی افزود: شرایط ویژه زمانی پیش آمده که برخی چیز‌ها ،از یکسری‌ فیلم‌ها دریغ شده و موجب شده آن فیلم‌ها کانون توجه شود و این اتفاق‌ها بیفتد. به نظرم اشکالی ندارد اگر اندکی این اتفاق‌ها به نفع سازندگان فیلمها تمام شود، چون در عوض چیز‌های زیادی را از دست داده‌اند. ضمن این که اگر کسی ناراحت است جایش را با این فیلم‌های تحریمی عوض کند. ما سینما «آزادی» و سایر سینماهای حوزه هنری را با تمام امکانات دولتی می‌گیریم و آن‌ها هم بیایند با شرایط ما فیلم‌هایشان را اکران کنند تا اشکشان در بیاید. البته این را هم بگویم که دیگر داریم به سینمای بدون «آزادی» عادت می‌کنیم!

    او با بیان اینکه کسانی که می‌گویند این وضعیت به نفع برخی فیلم‌ها شده آنهایی هستند که همین را هم دلشان نمی‌خواهند دیگران داشته باشند و همه چیز را برای خودشان می‌خواهند، ادامه داد: این افراد از رانت، کمک‌های دولتی، اکران در سینماهای درجه یک و تبلیغات گسترده بهره‌مندند. به طوریکه پول تبلیغاتی که می‌کنند از پول پروژه‌های ما بیشتر است. برخی در این سینما هستند که به خاطر هزینه‌های هنگفت دولتی خجالت می‌کشند، رقم تولید فیلم‌شان را اعلام کنند و برخی هم مثل من به خاطر هزینه‌های کم بخش خصوصی رقم فیلم‌شان را اعلام نمی‌کنند تا آبروداری کرده باشند.

    وی افزود: با وجود این، آنها چشم دیدن حداقل‌ها را هم برای ما ندارند و باز هم صدایشان در می‌آید، همه‌ی امکانات را از ما دریغ می‌کنند و اعتقاد دارند یک چیز‌هایی باعث توجه به برخی فیلمها شده است. یکدفعه بگویید ما برویم بمیریم خلاص شویم دیگر! همین را هم حاضر نیستند، ببینند؟

    کاهانی در پاسخ به اینکه گفته می‌شود برخی از این فیلمها انقلاب و خانواده‌ی شهدا را زیر سوال می‌برند و نظر او دراین‌باره چیست؟ گفت: جدیدا نشان دادن کاستی‌ها شده زیر سوال بردن. همین کارها را کرده‌اند که مردم انگیزه‌ای برای رفتن به سینما ندارند. مردم احساس می‌کنند چیزی که در سینماها نشان داده می‌شود، زندگی آنان نیست و ربطی به آنها ندارد. بلکه حرف‌های مورد پسند و سفارشی برخی مدیران را می‌زند.

    وی همچنین ابراز عقیده کرد: کسانی هستند که برای این‌که بتوانند ادامه‌ی حیات بدهند و باز دوباره پول بگیرند، مدام از سیاست‌های رسمی تعریف می‌کنند. در نتیجه وقتی تماشاگران به سینما می‌آیند احساس می‌کنند، انگارهمه چیز خوب است و هیچ مشکلی وجود ندارد و زندگی‌شان هیچ عیبی ندارد و این مواجهه موجب می‌شود که سینما نروند.

    کاهانی افزود: برخی مدیران مساله سینما نرفتن مردم را ربط می‌دهند به خیلی مسائل دیگر. در حالی که نمی‌دانند خودشان باعث شدند فیلم‌های مورد پسند مردم ساخته نشود و فیلم‌های سفارشی آنها ساخته شود و سینما را به این روز بیندازد.

    کارگردان فیلم سینمایی «بی خود و بی جهت»درباره اینکه چقدر فضای سینما را سیاسی می‌داند به ایسنا گفت: فیلم‌ها سیاسی نیستند ولی فضای پشت پرده‌ی آن سیاسی است.عده‌ای در حوزه‌ی هنری می‌خواهند به وزارت ارشاد ثابت کنند که از آن‌ها مسلمان‌ترند و به عکس. به ما چه که کدامتان مسلمان‌ترید، مشکلاتمان را حل کنید.

    کاهانی همچنین گفت: این افراد کسانی هستند که وقتی در میانمار مسلمانان کشته می‌شوند زودتر از هم می‌خواهند بیانیه بدهند تا ثابت کنند چه قدر آدم‌های خوب و متفکری هستند. در جلسه‌ای که میان فیلم‌سازان تحریم شده از سوی حوزه هنری و فیلم سازان منسوب به آن نهاد برگزار شد گفتم شما برای مسلمانان میانمار بیانیه می‌دهید ولی برای ما که در کنارتان هستیم و مقابل چشمانتان جان می‌دهیم، نان خشک هم نمی‌دهید.

    او با اشاره به اینکه معتقد است کشته‌شدن لزوما به معنی نفس‌نکشیدن نیست، گفت: من نیز کشته شده‌ام، حوزه‌ی هنری مرا کشته است و آن‌ها که با حوزه هنری همکاری دارند در کشته شدن من و امثال من سهیم هستند. البته باید از رضا میرکریمی تشکر کنم که حساب خود را از سایر فیلم‌سازان منسوب به حوزه جدا کرد.

    وی ابراز عقیده کرد: در این رقابت مسلمانی میان حوزه با سایر نهادها ، نفعی وجود دارد و بوی پول می‌آید. این که فیلم‌های ما ضد خانواده و مردم است، شوخی است.

    کارگردان و نویسنده فیلم سینمایی «بی‌خود و بی جهت» با بیان اینکه فیلمش در بخش خصوصی و به صورت مستقل ساخته شده است گفت: وقتی می‌خواهیم فیلم را اکران کنیم از همه جا ضربه می‌خوریم؛ تلویزیون تیزرهایمان را پخش نمی‌کند، در قم فیلم‌مان را از پرده پایین می‌کشند و هزار و یک داستان داریم و هر لحظه هم احساس می‌کنیم هزار و یک اتفاق جدید ممکن است برایمان بیفتد و مدام در نگرانی به سر می‌بریم.

    وی با اشاره به اینکه بعضی از فیلم‌سازان می‌گویند سینمای مستقل وجود ندارد اظهار کرد: قبل از این‌که این فیلم‌سازان، معروف به رانت‌خواری شوند، سینمایشان کاملا مستقل بود چراکه در دوره‌های گذشته هیچ‌کس نمی‌دانست آنها از کجا می‌آورند و چه‌طور فیلم می‌سازند، کجا می‌برند و چه می‌کنند.

    کاهانی سپس ادامه داد: وقتی چیز خوبی از نظر آنها بد می‌شود اگر قبلا خودشان هم همان‌طور بوده باشند، دیگر از نظر آنها برای همه بد می‌شود و نباید باشد. این تمامیت‌خواهی این افراد، سینما را به این روز انداخته و برای همین است که حالم دیگر از این سینما به هم می‌خورد.

    وی افزود: وقتی در مورد کسانی که فکر می‌کردی درجه یک هستند، به این نتیجه می‌رسی که درجه صد هم نیستند دیگر چه توقعی می‌توانی از کسانی که هیچ وقت هیچ علاقه‌ای به آنها نداشته‌ای داشته باشی؟

    این کارگردان با این اعتقاد که به خاطر پول، سینما را از بین برده‌اند اظهار کرد: تظاهر می‌کنند نگران خانواده‌ها هستند و جلوی فیلم‌های ما را می‌گیرند ولی در عمل دنبال پست، مقام و پول هستند.

    عبدالرضا کاهانی در بخش دیگری از نشست‌ ایسنا درباره‌ی فیلمش سخن گفت و درباره‌ی استفاده از استعاره‌ها در فیلم «بی‌خود و بی‌جهت» گفت: برداشت استعاری هم می‌توان داشت و هیچ اشکالی ندارد.

    وی با بیان اینکه عده‌ای هستند که هرچه بسازیم برداشت خود را از فیلم دارند، تصریح کرد: این می‌تواند شامل هر فیلم و قصه‌ای باشد، آنها موظفند ایراد بگیرند و آمده‌اند که نگذارند افراد مشکلات اجتماعی را مطرح کنند و حرف‌های واقعی بزنند. می‌خواهند همه چیز پاستوریزه باشد و در فیلم ببینند که همه‌ چیز تمیز هستند بنابراین هرچه تو خنثی‌تر باشی اوضاعت بهتر است و فیلم سازان رفته‌رفته به این سمت می‌روند و این گونه تربیت می‌شوند.

    کاهانی سپس اضافه کرد: یکبار آقای شورجه در جلسه‌ای که مربوط به توقیف فیلم «آن‌جا» بود به من گفت، چرا راجع به آدم‌های خوب فیلم نمی‌سازی؟ گفتم آدم‌های فیلم من آدمهای خوبی هستند. گفت: مثلا چرا آدم‌هایی مثل من در فیلم‌های تو نیستند؟ گفتم چون شما به درد مردم نمی‌خورید. زیادی خوب هستید. من دوست دارم درباره‌ی چیز‌هایی فیلم بسازم که در درجه‌ی اول به درد خودم و بعد به درد مردم بخورد. وقتی مردم به سینما می‌آیند خودشان در فیلم نیستند. همه که مثل آقای شورجه، زندگی نمی‌کنند.

    او همچنین ادامه داد: شما نمی‌توانید تصمیم‌ بگیرید که فیلمساز در ارتباط با چه چیزی فیلم بسازد؟ این درونیات آدم است که شخص را به سمت چیزی سوق می‌دهد.

    عبدالرضا کاهانی در نشست ایسنا

    کاهانی در پاسخ به اینکه چرا همیشه در زمان تولید و اکران فیلم‌هایش از جمله فیلم‌سازان معترض است، گفت: معترضم چون هیچ‌کس را ندارم. بعضی از فیلم‌سازان سخنگو دارند، سخنگوی ثابتشان هم در حوزه‌ی هنری جا خوش کرده. او و امثال او وکیل مدافع بعضی از کارگردانان و تهیه‌کنندگان هستند و هر زمان مشکلی پیش بیاید به جای آن‌ها صحبت می‌کنند. من از این آدمها ندارم . پول و قدرت هم ندارم کسی را استخدام کنم. پس خودم باید اعتراض کرده و حقم را بگیرم.

    وی ادامه داد: باید به من گفته شود کجای اعتراض من غلط بوده است؟ حتما کاری کرده‌اند که صدای من در آمده؟ اگر صدایم در نیاید جای تعجب است. اگر زمانی از اکران فیلم انصراف دادم، صادقانه بود. اینکار را به‌طور جد و از صمیم قلب انجام دادم الان هم نتایجش را می‌بینم یعنی کاری که من ‌کردم کار درستی بود و من انتظار داشتم که فیلم‌ساز‌ان دیگر هم اینکار را بکنند تا یک اتفاق خوب بیفتد و سینما از این وضعی که الان دارد، دربیاید.

    کارگردان فیلم سینمایی «بی‌خود وبی‌جهت» اذعان داشت: وقتی گفتم از پخش فیلم انصراف می‌دهم ، پخش کننده فیلم که مجری طرح نیز بود و در فیلم سهم دارد گفت اجازه بده ما کار را پیگیری کنیم ، چون فیلم سرمایه‌گذاران دیگر هم دارد و از بین می‌رود ولی من گفتم روی من حساب نکن. من انرژی ندارم و در نهایت می‌توانم چند مصاحبه انجام دهم، بیش از این نیز کاری انجام نمی‌دهم، وکالت دادم و امضاء کردم که اصلا من هیچ کاری به اکران فیلم ندارم.

    او با بیان اینکه برایش اهمیت ندارد که عده‌ای فکر می‌کنند این حرفها ادا است، افزود: همان عده‌اند که همه چیز را خراب کردند و و همه چیز را برای خودشان طلب می‌کنند و حتی حاضر نیستند که تو به‌خاطر یک چیز بد خوشحال شوی. می‌گویند کاهانی انصراف داده و خوشحال است. نباید خوشحال باشد، باید پنبه‌اش را بزنیم. انصراف هم حاضر نیستند، بدهی. تو برای آن آدم‌ها فقط باید بمیری.

    کاهانی ادامه داد: از این آدم‌ها الان در جامعه زیاد داریم. از نوع مدیرش و فیلم‌سازان مثلا فرهیخته‌ای که به سینما گند زده‌اند. می‌خواهند خود زنده باشند و مابقی سینما بمیرند.

    کارگردان «اسب حیوان نجیبی است» گفت: من هر وقت عصبانی شده‌ام دلیلی پشتش بوده. زمانیکه من گفتم فیلم خود را به جشنواره نمی‌دهم ، فیلم را مثلا محترمانه از من گرفتند. در دفتر جشنواره پارسال چندین بار رفتم و آمدم. خزاعی گفت بیا من فیلمت را درست می‌کنم من ‌گفتم نمی‌خواهم. گفت فیلمت در بخش مسابقه است. مگر بچه‌ام که این جوری با من حرف می‌زنید!؟ اما در ادامه شرایط بگونه‌ای پیش رفت که مجبور شدم به خاطر اکران فیلمم از موضع‌ام صرف‌نظر کنم.

    وی با بیان اینکه هیچ وقت نخواسته در کارش تقلب کند، ابراز کرد: همان‌طور که از جیب خودم و بخش خصوصی فیلم ساختم و با همین صداقتی که فیلم ساختم با ارگان‌ها ،آدم‌ها و رسانه‌ها هم ارتباط داشتم.

    کاهانی در پاسخ به این سوال که آیا امسال فیلم‌سازی را رها کرده است، گفت: برای یک فیلم مجوز خواستم و صادر نشد. مثل گذشته حوصله‌ی پیگیری هم ندارم.

    وی درباره مشکلات «بی‌خود و بی جهت» در جشنواره فجر گذشته اظهار کرد: در زمان جشنواره به من گفتند باید فیلم را تغییر دهی ولی من آن را عوض نکردم و آقای خزاعی به من گفت تو آبروی مرا بردی. او انتظار داشت چون ریش گرو گذاشته من فیلم را تغییر دهم اما من برای چنین دلیلی فیلم را عوض نمی‌کنم. من به او گفتم می‌توانم تو را دعوت کنم منزلم و شامی با هم بخوریم ولی به فیلم دست نمی‌زنم. تو محبتی کردی که اثری دیده شود اگر فکر می‌کنی مشکل است، نشان نده.

    وی با بیان اینکه آنها مجبور شدند فیلم را به دلیل اینکه در جدول بود در زمانش کامل پخش کنند، یادآور شد: خوشحالم آنها فیلم را سالم نشان دادند ولی بعدا اذیت شدم چون آدم آنها نبودم و وقتی مجوز اکران دادند که تمام سرگروه‌ها پر شده بود.

    کارگردان فیلم سینمایی «بی‌خود و بی‌جهت» با اشاره به اینکه از دلایل انصرافش در مقطعی، نبودن سرگروهها و پرشدن قرار‌داد‌ها هم بوده ادامه داد: در ادامه، یکسری فیلم‌ها متاسفانه حذف و جاهایی خالی شد و با باز‌شدن جا ، فیلم در گروه عصر جدید قرار گرفت.

    وی درباره‌ی علت اینکه تهیه‌کنندگی فیلم «بی‌خود و بی‌جهت » را خود برعهده گرفته است، تصریح کرد: فیلم‌هایم را خودم می‌توانم نجات بدهم و باید به همه چیز آن نظارت کنم. تهیه‌کنندگان دیگر شاید ندانند من چه برنامه‌هایی برای آینده‌ی فیلم خود دارم و ممکن است گیج شوند در نتیجه باید با نظارت خودم انجام شود.

    کارگردان و تهیه‌کننده فیلم سینمایی «بی خود و بی جهت » در خصوص تعداد کم بازیگران اصلی‌اش در این فیلم گفت: ذات قصه است که می‌گوید یک فیلم باید چند شخصیت داشته باشد.

    کاهانی درباره‌ی روند فیلم سازی‌اش تشریح کرد: قبلا هم گفته‌ام ،من فیلم نامه ودکوپاژ را کامل می‌نویسم و تمرین می‌کنم ولی هیچ چیز در فیلم من وحی منزل نیست. هم دکوپاژ تغییر می‌کند و هم فیلم‌نامه ممکن است تغییرکند با اینکه بارها نوشته شده است.

    وی ادامه داد: درفیلم من همه پیشنهاد می‌دهند گریمور، فیلم بردار ،صدابردار و بازیگران پیشنهاد می‌دهند دلیلش هم فضایی است که من دوست دارم شکل بدهم تا افراد در آن راحت‌تر باشند. هر کس نوعی مدیریت دارد کسانی هم دوست دارند فیلمنامه‌ای که نوشتند به هیچ وجه تغییر نکند.

    کارگردان «بی‌خود و بی‌جهت» درباره گزینش بازیگران در فیلمهایش اظهار کرد: گزینه‌های اول من معمولا جواب می‌دهد و من رویشان فکر می‌کنم و اوضاعشان را بررسی می‌کنم و بی‌گدار به آب نمی‌زنم و همین است که وقتی به نفر اولی که به ذهنم می‌رسد و به او زنگ می‌زنم با همان پرونده را می‌بندم، چرا که می‌خواهم بعد از طرح بدانم بازیگرم کیست؟ یعنی بعد از اینکه من طرح را دارم و فیلم‌نامه را هنوز ننوشته‌ام باید بدانم چه کسی باید در این فیلم بازی کند؟ این انتخاب زمانی است که من در پیش‌تولید نیستم و در خانه‌ی خود در حال نوشتن هستم.

    کاهانی همچنین افزود: سخت به سراغ بازیگرانی که با آنها کار نکرده‌ام می‌روم چراکه بچه‌هایی که با آنها کار کرده‌ام و یکدیگر را می‌شناسیم با روحیات من آشناتر بوده و کار با آنها برایم آسان‌تر است.

    وی با اشاره به اینکه در فیلمهایش هرگز از بازیگردان استفاده نکرده است، گفت: بازیگردان اگر بخواهد بازی بگرداند پس کارگردان چه کار کند؟

    کاهانی ادامه داد: من ‌ِ نظارت در همه‌ی بخش‌ها در فیلم را خود انجام می‌دهم و به عنوان تهیه کننده مسئولیتی دارم که آدم‌ها را دست هر کسی نسپارم.

    این کارگردان همچنین درباره روال دورخوانی در تمرینهایش گفت: به تمرین زیاد و سخت پیش از کلید زدن فیلم اعتقاد دارم.

    وی ادامه داد: در« بی خود و بی جهت» شرایط نسبت به فیلم‌های گذشته ویژه‌تربود. قبل از اینکه حتی یک پلان بگیریم در لوکیشن بودیم و فیلم را از اول تا آخر تمرین می‌کردیم و البته در مورد آخر آن تردید‌هایی داشتیم ولی کلیت فیلم را حس می‌کردیم و فیلم‌بردار هم فیلم را می‌دید و این تمرینات سرعت کار را بالا برد و فیلم در سی و دو جلسه فیلمبرداری شد.

    کارگردان فیلم سینمایی « بی‌خود و بی‌جهت » درباره انتخاب شخصیت کودک فیلم گفت: تقریبا 100 کودک را برای بازی در این فیلم دیدم ولی خوب نبودند چرا که به یکسری ویژگی‌ها نیاز داشتم که هر بچه‌ای نداشت. یک روز سعیدخانی و فرزندش را دیدم و گفتم: این کودک بازی می‌کند؟ او گفت من و مادرش به سختی حریف او هستیم، اگر حریفش هستی کار کن.

    کاهانی در پاسخ به این سوال که آیا فیلم‌نامه‌ی «بی‌خود و بی‌جهت» را به خاطر توان آن در کم هزینه تولید شدنش انتخاب کرده است اظهار کرد: به این فکر می‌کردم فیلمی بسازم و قصه‌ای را دستم بگیرم که توان تولیدش را با کمک دوستانم داشته باشم و یکی از دلایلی که سراغ این داستان رفتم این بود که توان پرداخت هزینه‌هایش را داشتیم و در راستای خط فکری‌ام بود.

    این کارگردان همچنین افزود: البته افرادی مثل آقای شورجه هستند که وقتی از او پرسیده شد چرا به فیلم« بی‌خود و بی‌جهت» توجه نکردید گفت به این دلیل که پروداکشن ندارد. برای آنها این فیلم‌ها کوچک است ،آنها بزرگ بودن فیلم‌ها را به تعداد لوکیشن‌ها، تعداد توپ و تانک‌ها، روابط کشورها و بین‌الملل و ...می‌دانند که همه به خدمت فیلم‌ بیایند و همه بسیج شوند تا دو پلان گرفته شود و گوش فلک را کر کنند و اسمش را هم بی‌خودی بگذارند فاخر. حالم از پروژه‌های فاخر هم به هم می‌خورد.

    او گفت : به نظر من فیلم باید بتواند با مردم ارتباط برقرار کند و مردم بتواند آن را ببینند، قصه‌ وآدمهایش را درست تعریف کند.

    کاهانی همچنین اضافه کرد: من برای ساخت این فیلم چاره‌ای نداشتم چون من از جایی پول نمی‌گیرم .خودم و دوستانم هستیم که باید بتوانیم از عهده‌ی فیلم بربیاییم.تا بتوانیم پول فیلم را برگردانیم سود کنیم و ادامه‌ی حیات دهیم به علاوه که فیلم‌های به ظاهر بزرگ در سلیقه من نیستند. تصور می‌کنم اغلب فیلم‌های به ظاهر بزرگ ،علیه مردم بوده و تنها در ظاهر به نفع مردم هستند.

    کارگردان «بی‌خود وبی‌جهت» درباره‌ی اینکه فیلم را با مردم دیده است؟ گفت: قصد دارم فیلم را با مردم ببینم ولی کار ویژه‌ای در پخش و... انجام نمی‌دهم چون روحیه‌اش را ندارم.

    وی با اعتقاد به اینکه شرایطش در سینما ویژه است گفت: پز آن را می‌دهم ،سرم را بالا می گیرم ، با افتخار راه می‌روم و خیلی خوشحالم . افتخارم اینست در مقابل آدم‌هایی که با پول بیت‌المال فیلم ساختند، فیلم‌هایی ساختم که با وجود اکران در بدترین شرایط سود هم کرده است.

    کاهانی به ایسنا در پایان سخنانش گفت: از نظر آنها سینمای مستقل وجود ندارد ولی از نظر من وجود دارد چون دوربین‌ام را از آنها نمی‌گیرم ،اصلا کاری با آنها ندارم. من فقط یک کار با آنها دارم که دردسرساز است آن هم مجوز برای ساخت و نمایش فیلم است و برای صدورش پدرم در می‌آید.


    برچسب‌ها: عبدالرضا کاهانی, بی خود وبی جهت
    + نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 13:47  توسط محمدتاجیک  | 

     

    بولتن نیوز: سامانه ويکيپديا به نقل از چند منبع معتبر جهاني اسامي بيليونرهاي ايراني را منتشر کرده است. سامانه ويکيپديا به نقل از چند منبع معتبر جهاني اسامي بيليونرهاي ايراني را منتشر کرده است.در اين رده بندي اسامي ايرانياني که حداقل 100ميليون دلار آمريکا ثروت دارند ديده مي شود.

    1- در صدر اين فهرست سام نظريان با سرمايه اي بالغ بر 122 بيليون دلار در جايگاه اول قرار دارد.سام نظريان 36 ساله، متولد 1354 در يک خانواده? يهودي در ايران، فرزند يونس نظريان بنيانگذار شرکت بزرگ کوالکام و فارغ التحصيل دانشگاههاي نيويورک و کاليفرنياي جنوبي است. نظريان بنيانگذار و مدير عامل شرکت SBE Entertainment Group و سرمايه گذار معتبر ترين و پرشکوه ترين تاسيسات تفريحي در لس آنجلس، لاس وگاس و ميامي است.گفتني است که شعبه يکي از کلوب هاي وي همزمان با بازي حامد حدادي درآن ورزشگاه افتتاح شد.ماشين وي تنها 1 ميليون دلار قيمت دارد.

    2- نفر دوم اين فهرست پير اميديار معروف و مالک سايت اي بي است.ثروت وي در سال 2011 6/7 بيليون دلار برآورد شده است.وي که جايگاه 29 ثروتمندان جهان را به نام خود کرده است، رئيس و موسس سايت اي‌بي (e-bay) اولين و معروفترين وب‌گاه مخصوص حراج و خريد و فروش اينترنتي است که تا آخر سال 1998 1/2 ميليون عضو 750 ميليون دلار حجم معاملات و حدود 8 ميليون دلار سود کسب کرده بود .اين شرکت بيش از 6000 کارمند 46 ميليون مشتري ثبت شده و 441 ميليون دلار سود خالص در سال 2005 داشته‌است.

    3-جايگاه بعدي در اختيار ماني مشعوف است.وي يک تاجر ايراني آمريکايي و بنيانگذار و رئيس bebe stores, inc است. ماني مشعوف 68 ساله پيش از افتتاح اولين بوتيک زنانه خود در سال 1976، استيک فروشي داشته است. ثروت وي 1/3 بيليون دلار تخمين زده شده است. او در اواخر دهه محصولات خود را در سريالهاي محبوب تلويزيوني آمريکا بطور غير مستقيم معرفي مي‌کرد و در سال 1998 شرکتش را سهامي‌ عام کرد.

    4-نفر بعدي فهرست منتشر شده ناصر داوود خليلي است. داوود خليلي 46 ساله از ثروتمندترين افراد بريتانيا نيز معرفي شده است. ثروت وي در حدود 1 بيليون دلار تخمين زده شده است.وي حتي از ملکه انگلستان نيز ثروتمندتر است.

    داوود خليلي به خاطر داشتن مجموعه‌اي از آثار هنري مشهور شده است. بخش عمده دارايي او را مجموعه‌اي از آثار هنري ايراني و اسلامي تشکيل مي‌دهد که بالغ بر 20,000 شيء هنري و عتيقه و مجموعه آثار هنري ايراني و اسلامي اش تشکيل مي دهد که خود او ارزش آن را بيش از يک ميليارد پوند مي داند.

    5-جايگاه بعدي فهرست در اختيار اميد کردستاني است.وي 48 سال سن دارد و نايب‌رئيس ارشد بخش فروش و عملکرد جهاني شرکت گوگل است. او داراي سابقه‌اي بيش از 12 سال در زمينه فناوري سطح بالا در شرکت‌هاي پيشروي اينترنتي مانند نت‌اسکيپ است. او همچنين نائب‌رئيس بخش توسعه? کسب و کار و فروش در اين شرکت بود و توانست بازده مالي وب‌گاه نت‌اسکيپ را در عرض 18 ماه از 88 ميليون دلار در سال به بيش از 200 ميليون دلار در سال برساند.

    او يکي از ثروتمندترين ساکنين کاليفرنياي شمالي است. مجله سن خوزه ارزش دارايي‌هاي وي را 1,9 ميليارد دلار برآورد کرده است.همچنين ماهنامه فوربس وي را به عنوان دومين ثروتمند ايراني در جهان معرفي مي کند.

    6- اسحاق لاريان نفر بعدي اين فهرست است.وي 55 سال سن دارد و ثروتش بالغ بر 723 ميليون دلار تخمين زده شده است.اسحاق لاريان سازنده عروسک هاي «برتز» متولد 1332 درشهر کاشان است. او هم اکنون صاحب «ام جي اي» بزرگ ترين کارخانه عروسک سازي جهان است که توسط يک فرد و بدون سرمايه گذاري شرکا اداره مي شود.

    او در سال 2000 تصميم به ساختن عروسک هاي «برتز» گرفت که دو نوع از اين عروسک ها به نام هاي ايراني فرزندان او ، کامران و ياسمين خوانده مي شوند.

    7- نفر بعدي پل مريج است.وي 65 سال سن دارد و مخترع و مالک هات پاکتس است.ثروت وي 600 ميليون دلار برآورد شده است.

    8-ايراني بيليونر بعدي،پسر علي خسروشاهي بنيان گذار کارخانجات مينو است.ثروت وي 592ميليون دلار برآورد شده است.خسروشاهي ثروتمندترين ايراني مقيم کاناداست.

    حسن خسروشاهي کارآفرين کانادايي ايراني تبار متولد 1319 در شهر تهران است .وي مالک و موسس فروشگاه‌هاي زنجيره‌اي قطعات الکترونيکي به نام Future Shop است وتعداد شعبات شرکت وي در آمريکاي شمالي به 118 ميرسد.

    9- نفر بعدي که جوان ترين ثروتمند ايراني است با 17 سال سن ثروتي بالغ بر 122 ميليون دلار دارد.علي الدوبيخي مالک شرکت Camel Trading Group است.

    + نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 1:11  توسط محمدتاجیک  | 

     

    ابراهیم اصغر زاده در گفت و گویی با مجله چلچراغ در باره مناظره های در تلویزیون می گوید که در زیر قسمتهایی از آن را می خوانیم:

    حقیقت این است که من کاری به انگیزه صدا و سیما نداشتم. زمین بازی مال آن­ها بود، داور که مال آن­ها نبود، داور بینندگان و افکار عمومی بودند که به نظرم نقش مهم­تری از همه ارکان چنین مبارزاتی دارند.

    صدا و سیما می­توانست به انگیزه گشایش فضای پیشا انتخاباتی یا رفع اتهام و کسری اعتبار پسا انتخاباتی دست به این کار زده باشد. قطعاً اتهام جناحی بودن صدا و سیما در سال­های اخیر و عقب افتادن از جذابیت شبکه­های ماهواره­ای می­تواند بخشی از انگیزه­های پشت پرده مدیران و برنامه نویسان این رسانه ملی باشد.

    این فرصتی بود که باید آن را غنیمت می­شمردم. مهم این است که بتوانیم محدودیت­ها و موانع را به فرصت جدید تبدیل کنیم. اساساً اصلاح طلبی یعنی همین. یعنی استفاده از کمترین امکانات و تنگ­ترین روزنه­ها برای بیان دیدگاه­ها و فرصت سازی جدید.

    این که دائماً دولتمردان  سعی می­کنند به جامعه بقبولانند رابطه­ای میان سیاست خارجی ماجرا جویانه و گرفتاری­های اقتصادی ملت وجود ندارد، یک اشتباه است. حتی اندکی از مردم هم حرف رئیس جمهور را مبنی بر این که تحریم­ها بر زندگی مردم تأثیر نداشته، باور ندارند. دولت با این حرف­ها شعور مردم را نادیده می­گیرد. آن هم مردمی که علیرغم ضعف­های مدیریتی دولتمردان، بارها حاضر شده­اند به منظور دفاع از کیان انقلاب فداکاری کنند و برای حفظ هویت و استقلالشان سختی­ها را به جان بخرند.

    همین که آن­ها به من اعتماد کرده بودند و آنتن پخش زنده تلویزیون را در اختیارم گذاشته بودند، کافی بود تا من هم به اعتمادشان پاسخ متقابل بدهم.


    برچسب‌ها: ابراهیم اصغر زاده
    + نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 0:35  توسط محمدتاجیک  | 

     

    حضرت آیت الله بهجت در پاسخ به سوالی ضمن تصریح به جایگاه زیارت عاشورا به حکایتی از حالت کشفی که برای یکی از بزرگان در اثر زیارت عاشورا ایجاد شده است اشاره کرده است.

    به گزارش شفقنا(پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) ، از حضرت آيت الله العظمى بهجت پرسيد: داستان ها و قضايايى از كسانى كه پيوسته زيارت عاشورا مى خواندند و به اين صورت، متوسل مى شدند، گردآورى و چاپ شده است. نظر حضرت عالى در اين باره چيست؟

    ایشان پاسخ داده اند که: متن زيارت عاشورا، بر عظمت آن گواه است ؛ خصوصا با ملاحظه آنچه در سند زيارت رسيده است كه حضرت صادق (عليه السلام) به صفوان مى فرمايد: ((اين زيارت و دعا را بخوان و بر آن مواظبت كن. به درستى كه من چند چيز را بر خواننده آن تضمين مى كنم: 1. زيارتش قبول شود. 2. سعى و كوشش وى مشكور باشد 3. حاجات او هرچه باشد، برآورده شود و نااميد از درگاه خدا برنگردد.

    اى صفوان! اين زيارت را با اين ضمان، از پدرم يافتم و پدرم از پدرش...تا اميرالمؤمنين (عليه السلام) و حضرت امير نيز از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) و رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) از جبرئيل و او هم از خداى متعال نقل می کند و هركدام اين زيارت را با اين ضمان، تضمين كرده اند و خداوند به ذات اقدس خود قسم ياد نموده كه: ((هركس اين زيارت و دعا را بخواند، دعا و زيارت وى را بپذيرم و خواسته اش هرچه باشد، برآورده سازم)).

    و از سند او استفاده مى شود كه زيارت عاشورا از احاديث قدسى است و همين مطالب، سبب شده است كه علماى بزرگ ما و استادان ما - با آن همه مشغوليت هاى علمى و مراجعاتى كه داشتند - به خواندن آن مقيد بودند تا جايى كه استاد ما، مرحوم حاج شيخ محمد حسين اصفهانى، از خداوند خواسته بودند كه در آخر عمرشان، زيارت عاشورا را بخوانند و سپس قبض ‍ روح شوند و دعايشان هم مستجاب شد و پس از پايان اين زيارت، درگذشتند.

    * تقید شیخ صدرا بادکوبه ای به زیارت عاشورا

    شيخ صدرا بادكوبه اى با تبحرش در علوم عقلى و نقلى، آنچنان مقيد به زيارت عاشورا بود كه به هيچ عنوان، آن را ترك نكرد و كسى باورش ‍ نمى آمد كه ايشان، اين چنين پاى بند به عبادات و زيارت عاشورا باشد.

    يكى از بزرگان هم نقل مى كردند روزى به قبرستان وادى السلام رفتم، در مقام حضرت مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشريف) ديدم پيرمردى نورانى، مشغول زيارت عاشورا است و از حالات او معلوم شد كه زائر است. نزديك او رفتم ؛ حالت كشف براى من نمودار شد و حرم امام حسين (عليه السلام) و زائران آن حضرت را كه مشغول رفت و آمد و زيارت بودند، مشاهده كردم!)). شرح زيارت عاشوراء و داستان هاى شگفت آن: 33-36.

    * سبب آستان بوسی اهل بیت (ع) از سوی شیخ انصاری

    مسلمانان در شان اهل بيت (عليه السلام) در غايت اختلاف اند، چنان كه در مورد قرآن نيز چنين هستند. برخى آن قدر ضعيف هستند كه در بوسيدن ضريح آن ها شك و اعتراض دارند.

    آقايى ظاهرا به مرحوم شيخ انصارى كه حرم يا ضريح را بوسيد، اعتراض ‍ كرد كه آقا شما هم؟! برعكس مرحوم دربندى به ايشان گفت: آقا كار شما براى مردم حجت است، وقتى به حرم مى روى، ضريح حرم حضرت ابوالفضل (عليه السلام) را ببوس. شيخ در جواب فرمود: عتبه درب را مى بوسم كه گرد و خاك پاى زوار است ! در يكى از زيارت حضرت سيد الشهداء (عليه السلام) آمده است:

    ثم قبل الضريح من اءربع جوانبه. بحار الانوار 98: 336؛ اقبال الاعمال: 712.

    منبع:آينه حقيقت امام حسين عليه السلام در كلام آيت الله بهجت )- رحمتى


    برچسب‌ها: زیارت عاشورا
    + نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 19:15  توسط محمدتاجیک  | 

    خلاق، جستجو گر،شالوده شكن


     اميد روحاني دراعتماد نوشت :


        
        

        دو نمايشگاه عكس در ماه گذشته برجسته بودند و توجه به آنها براي آينده اين هنر در ايران جالب و جذاب، آن هم در شرايطي كه در ميانه تابستان امسال نمايشگاه عكس پاريس را داشتيم با آثاري از هنرمندان ايراني (كه كارهاي آزاده اخلاقي در آن برجسته بود) و اكنون در لندن نمايشگاهي از آثار عكاسي هنرمندان عكاس خاورميانه برپاست و آثاري از عباس عطار، شادي قديريان، نيوشا توكليان و... در آن حضور دارد. مروري داريم بر اين دو نمايشگاه عكس در تهران.
        
        نمايشگاه عكس هاي مهران مهاجر
        با عنوان «بي چيزي»
        
        نگارخانه طراحان آزاد
        
        مهران مهاجر و عكس؟ عكس؟
        
        عنوان عكس و اطلاق عكس- فكر مي كنم- فقط شامل تصاويري نيست كه با دوربين عكاسي گرفته شده باشند و در قابي با هر اندازه يي روي هر كاغذ يا نضج و بافتي چاپ شده باشند. البته كه خب اين اصل و بنيان ماجراست اما واقعا وقتي از عكس حرف مي زنيم از چي حرف مي زنيم؟
        هرچند مدت هاست كه آقاي مهران مهاجر تصاويري را نشان مان مي دهد كه در معيارهاي عام به زحمت مي شود به آنها گفت عكس. هرچند با دوربين گرفته شده اند، چاپ و قاب شده اند و تا حد امكان دستكاري هم نشده اند. در واقع عكس هاي او واقعا عكس اند. اما از يكي دو سال قبل تا به امروز «عكسيت» آنها هر روز كمتر شده است. اينها را اگر به مردم عادي نشان بدهي طبعا بايد توضيح بدهي كه عكس اند. هر روز از عمق، برجستگي و حضور سوژه در آنها كم شده است و تقريبا به هيچ يا نزديك به هيچ رسيده است و به گمانم اين اصلاتجربه يا چالش مهران مهاجر است. او هنوز با حوصله، دقت، وسواس و با تعقل بسيار، با آگاهي تمام روي پديده عكس و عكاسي معطوف شده است و مسير ذهنش را يكسره، بي وقفه و با وسواس بسيار ادامه مي دهد. در طول اين سال ها درباره همه زمينه ها و حيطه ها و مسائل مربوط به عكاسي تجربه كرد. دوربين مستند كه دو سال پيش (يا شايد پارسال) در همين نگارخانه به نمايش گذاشت يا مساله انتخاب زاويه ديد يا چشم پشت ويزور، قاب بندي، فوكوس، رنگ و خيلي چيزهاي ديگر اما در همه اين سال ها موضوع سوژه عكاسي مساله او بوده است.
        اينجا اما با بخش هايي از اين تجربه ها روبه روييم. براي خيلي از آنها حتي نمايشگاه هايي هم برگزار كرده تا آنجا كه در ذهن من مانده اند اما اينجا در فشرده ترين شكل مرورشان مي كنيم. عكس هايي محو كه گويي از پشت يك شيشه مات گرفته شده اند، عكس هايي بسيار درشت از يك خراش يا بريدگي، عكس هايي از اجسامي دورريختني كه بخش عمده تابلو را پر كرده اند، اما در پشت آنها چيزهايي ديده مي شود كه بسيار هم مهم اند و دارند حرف هاي اساسي مي زنند و البته تجربه هايي با اندازه ها، چاپ ها و... او در پي فتوژورناليسم نيست. در پي گرفتن عكس از زنان قاجاري و درك و دريافت نسبت سنت و تجدد، يا يادآوري گذشته، يا مادران شهيد يا خانواده ايراني و همه تجربه هاي جذابي كه از اين و آن مي بينيم و خب، زيبا هستند و گاه هم معمولي. دغدغه مهران مهاجر اينها نيست هرچند ممكن است همه اين كارها را هم كرده باشد. دغدغه اش عكس هاي زيبا از مناظر نيست، يا كشف رابطه عكاسي و واقعيت يا مجاز، يا رسيدن به آبستراكسيون از طريق عكاسي و ده ها تجربه جذاب ديگر. دغدغه او به گمانم خود عكاسي است. عكس. اينكه عكس واقعا چيست، آيا وظيفه يي دارد، چه وظيفه يي، خلق زيبايي، واقعيت، مجاز، شگفتي، حرف هاي اجتماعي مهم، درباره هستي، اجتماع؟
        نمي دانم در انتهاي اين تجربه ها- كه البته مي توانند انتهايي هم نداشته باشد و تا پايان دوره كاري آقاي مهاجر ادامه پيدا كند- قرار است به چه چيز برسيم و اساسا با اين تجربه ها چه مي شود كرد اما خود حرف اين تجربه ها، از مهران مهاجر يك هنرمند خلاق جست وجوگر شالوده شكن ساخته است. هنرمندي كه براي هر پاره و واژه و حرف، تعريف ها و پايه ها و قواعد ظاهرا مستحكم و اثبات شده وقت و فرصت شك مي گذارد و خودش از پايه، همه را به تجربه ثابت مي كند يا بر آن خط بطلان مي كشد يا دقيق تر بگويم آنها را بسط مي دهد، از انقباض به انبساط معني و مفهوم و قالب و محتوا. در تجربه هاي اين دهه اخير، از تابلوهاي بسته بندي شده، نخ هاي بسته ها در «راه ابريشم» تا شيرازه ها و عطف ها و بعد همه اين تجربه هاي دو سه سال اخير در طراحان آزاد، او را راديكال تر، جست وجوگرتر، ميني مال تر و بي پيرايه تر ديده ايم. عكس هايش هر روز از آن تعريف و چارچوب عكس دورتر شده اند. اكنون به جايي رسيده ايم كه اصلاتعجب نمي كنم اگر در نمايشگاه بعدي اش قاب هايي سفيد يا تماما سياه نشان مان دهد يا اصلاهيچ چيز، فقط روبه روي ديوار خالي بايستيم و او بخش هايي از ديوار را قاب بگيرد و نشان مان دهد.
        
        
        
        نمايشگاه عكس هاي مسعود انصاري
        عكس- نقاشي
        نگارخانه زيرزمين دستان
        
        سير تحول نقاشي اروپا بي شك مديون عكاسي است. كشف عكاسي در همان سال هاي نخستين قرن 19 و سپس رشد و گسترش آن و بهتر شدن چاپ و نضج فنون عكاسي و شيمي آن، در ميانه قرن نقاشان منظره پرداز و طبيعت پرداز را واداشت تا به طبيعت، به سبزي و سرخوشي و طراوت حيات نگاهي عميق تر كنند. همان گونه كه امپرسيونيست ها و سزان و بعدتر چه بسيار نقاشان ديگر كردند يا مكتب انگليسي يعني ترنر و كنستابل و ديگران و كشف دوباره نور تلالو و دوري از طبيعت عكاسانه. نقاشان كوشيدند تا هر چه بيشتر از عكاسي دوري كنند، فاصله بگيرند و همين دوري از يك دشمن، دشمني كه از همان ابتدا داعيه هنر هم نداشت، به همه رشد و تحول هنر نقاشي انجاميد. نقاشي بود كه عكاسان را متوجه ظرفيت هاي بالقوه اين پديده تازه كشف شده كرد. اگر همه جهان علم از نيمه قرن نوزدهم مديون عكاسي است- و به ويژه سينما- اما نقاشي نيز مديون عكاسي است.
        نقاشان تا آغاز دهه 1960 از عكاسي مي گريختند. هايپر رئاليست ها بودند كه كوشيدند تا از ماهيت عكس بر ظرفيت هاي فراموش شده نقاشي بيفزايند و عكاسي را مال خود كنند. ويدئو آرتيست ها بودند كه از عكاسي و فيلم- به عنوان عكس متحرك- براي رسيدن به بياني تازه بهره بردند. از سوي ديگر عكاسان نيز از ميانه سال هاي سده 20 به صرافت دستيابي به رهايي هنرمند نقاش رسيدند. عكاسان با تغيير زاويه ديد، با برجسته كردن و درشت نمايي و استفاده از همه ظرفيت هاي بالقوه عكاسي به نقاشي نزديك شدند. در جايي، در مرز ميان فيگور و آبستره كردن، عكاسي به هنر آبستره نزديك شد، به ترسيم دنيايي كه گاه مي شد منظره و فيگور را در عين رسيدن به آبستراكسيون در قاب تشخيص داد. گاه حتي در پي اين هم نبودند و يكسره مناظري آبستره را خلق كردند. اين گونه بود كه مرزهاي مشخص عكاسي و نقاشي، عكس و تابلو، تصوير واقعي يك منظره و ماهيت زيبايي شناسانه هر دو هنر در هم ادغام شدند و اين بخشي از تحول و تكوين جهان بي مرز خلاقيت هنري شد.
        اما مسعود انصاري رويكرد جذاب تر را برگزيده بود. به جاي تغيير در زاويه ديد، به جاي دستكاري در عدسي و درشت نمايي و بهره گيري از فن و فناوري ها، بسيار شبيه ترنر و كنستابل، منظره هاي عكاسانه اش را وسيع و گسترده برگزيده بود. در نماهاي دور، بسيار دور، آنها را در قاب هاي وسيع نشانده بود و امپرسيونيست وار، منظره ها را به مدد چشمي زيبايي شناسانه و پالتي از رنگ هاي غليظ و مات و اغلب تيره رنگ زده بود. نورها را نوراني تر كرده بود. سبزها را سبزتر، آبي ها را آبي تر يا هاشورها را تندتر، پيراسته تر، زيباتر. چشم زيبابينش را به منظره هايش از طبيعت بخشيده بود. يعني همان كاري كه كنستابل با پالتش و مناظر طبيعت نقاشانه اش مي كرد. انصاري ديد و منظر زيبايي شناسانه اش را در خلق طبيعتي آرماني تر و زيباتر به عكس هايي از طبيعت بخشيده بود. بر ماهيت فيگوراتيو آنها تاكيد كرده بود اما - يك قدم فراتر از نمايشگاه قبلي اش در گالري 10- اين بار با انتخاب جزيياتي از همين منظره اصلاح شد و قاب كردن آنها در اندازه هاي كوچك تر، به طرح هايي آبستره رسيده بود. يعني جدا از رنگين تر كردن مناظرش، به اين تعريف نانوشته هم رسيده بود كه فيگور و آبستراكسيون در ماهيت يكي هستند و تنها منظر نگاه، نزديكي يا دوري، ديد هنرمندانه است كه مي تواند از فيگور به آبستراكسيون، از نقش به انتزاع و از عمق به سطح و از منظره به حجم و رنگ برسد.
        
        
     روزنامه اعتماد، شماره 2561 به تاريخ 16/9/91، صفحه 11 (تجسمي)

    برچسب‌ها: اميد روحاني
    + نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 19:8  توسط محمدتاجیک  | 

    affarian54@gmail. com

  • 1: این ستون هفتگی دوباره که نه، چندباره پامی‌گیرد، تا پنجره‌ای باشد به آنچه می‌توان گفت. فقط هم یک پنجره است. فقط یکی و فقط هم پنجره. نه قرار است نقد و تحلیل در اینجا بیاید که جایش نیست و نه حرف اول و آخر معرفی شود– که نه بوده و نه باید باشد. بودن هم تا آنجاست که از بودن خود و بودن حرف، فاصله‌ای نباشد. 2:«هیچ نگرانی بابت تعطیلی سینما نداریم؛ چراکه گزینه‌های دیگری همانند برنامه‌های تلویزیونی و فیلم‌های نمایش خانگی وجود دارد و می‌توان با این موارد اقداماتی را انجام داد.» این سخنان وزیر کشاورزی یا وزیر بهداشت نیست. حرف‌های بالاترین مقام اجرایی کشور در امور هنری است. می‌توان تعجب کرد و البته آرزو. آرزوی جعلی بودن مصاحبه و درست منتقل نشدن حرف‌ها و... خلاصه هر چیزی که بشود فکر کنیم مسئولان فرهنگی نگاه فرهنگی دارند.
    3: وزیر محترم ارشاد گفته برخی جشنواره‌ها به صورت مستقیم از وزارت ارشاد و سازمان سینمایی فیلم درخواست می‌کنند و اسکار را مثال زده. اگر سازوکار مشاوره در ایران جدی بود، قطعا به ایشان می‌گفتند اسکار، جشنواره نیست؛ و اسکار تنها جایی است که با دولت‌ها طرف است وگرنه جشنواره‌ها اصولا با دولت‌ها در ارتباط نیستند، در هیچ جای دنیا.
    4: بحران سینمای ایران دیگر به دعوای مجمع صنفی و شورای‌عالی تهیه‌کنندگان، دعوای ارزشی‌ها با شمقدری، دعوای حوزه با ارشاد و حتی دعوای ارشاد با خانه سینما محدود نمی‌شود. حالا دیگر به شرایطی رسیده‌ایم که جز توصیف خود سینما به عنوان قربانی اصلی و لطمه دیدن بدنه جامعه سینما‌گران از این بحران‌ها چیزی نمی‌توان گفت. حالا با هشدار تعطیلی بسیار نزدیک سالن‌های ورشکسته سینما، دیگر جایی برای دعوای گویندگان «حال سینما خوب است» و « حال سینما خوب نیست» هم پیدا نمی‌شود. برای مدیران سینمایی – سازمان یا معاونت یا هر چیز دیگری– و برای مراکز فرهنگی مثل حوزه و شهرداری، اصلا مهم هست که سینمای ایران در حال حذف شدن از زندگی مردم است؟
    5: خبر نفوذ آب به سطح زیرین پایه‌های برج آزادی، توسط روابط عمومی این مجموعه هم تایید شده و حالا باید نگرانی‌ها شکل جدی‌تری به خود بگیرد. شکل مدیریتی این سال‌ها راه را بر این می‌بندد که سوال کنیم مگر کمتر از پنج سال قبل، برج و محوطه آن بازسازی نشده بود. اما می‌توانیم یاد مدیران شهرداری بیاوریم که این برج همچنان نشانه ایران است و برج میلاد یا هر چیز و هر جای دیگری نمی‌تواند جایگزین مناسبی برای آن باشد. گذشته از سابقه ذهنی مردم از این بنا به عنوان نماد ایران، معیارهای زیباشناسی هنری را هم که در نظر بگیریم، جایی برای جایگزینی و حتی مقایسه نمی‌ماند. پس به جدی گرفته شدن موضوع و محافظت و نگهداری درست این مجموعه ملی امید داشته باشیم.

  • برچسب‌ها: ناصر صفاریان
    + نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 19:6  توسط محمدتاجیک  | 

    بهار: فضای این روزها اتفاقات عجیب و غریبی را در پی داشته است. هرکس در این مدت به‌گونه‌ای درباره شکل اتفاقاتی که رخ می‌دهد اعلام نظر می‌کند. گاه این اعلام مواضع مانند مهرداد فرید است و اعلام اینکه فعلا و در این فضا قصد ندارد فیلمش را اکران کند یا همین نوع اعلام‌نظر از سوی محمدعلی باشه‌آهنگر مطرح می‌شود. چندی قبل هم ماجرای توقیف در هنگام فیلمبرداری برای «آینه شمعدون» پیش‌آمد که با وجود داشتن مجوز پروانه ساخت هیچ حمایتی نشد. به اینها مسایل حاشیه‌ای پیش‌آمده برای فیلم «من مادر هستم» را می‌توان اضافه کرد که نشست مطبوعاتی آن با درگیری‌های لفظی بسیار همراه می‌شود، یا فیلم «بی‌خود و بی‌جهت» که نمی‌تواند به اکرانش در قم ادامه دهد.
    مجتبی راعی، کارگردان سینما، در گفت‌وگو با خبرنگار ما درباره اتفاقات اخیر سینمای ایران می‌گوید: من این اتفاقات را طبیعی نمی‌دانم چون هر وقت معاونت ‌سینمایی از چیزی ناراحت بوده به‌شکل غیرقانونی با آن برخورد کرده است. نمونه بارز آن خانه سینماست.
    وی در ادامه می‌گوید: به‌نظرم وقتی دیوان عدالت اداری به نفع خانه سینما رای داد، معاونت سینمایی برایش مهم نبود. فیلم «گشت ارشاد» سعید سهیلی را هم چون دوست نداشتند، به‌راحتی آب‌خوردن آن را برداشتند ولی به‌نظرم الان خیلی خوب است که گذاشته‌اند فیلم آقای جیرانی بر پرده سینماها باشد و باعث پرفروش‌شدن این فیلم شدند.
    وی در ادامه می‌گوید: ما پیش‌بینی می‌کردیم که ریل‌گذاری شمقدری به همین‌جا می‌رسد. چیزی که خیلی‌ها تازه الان حرف آن را می‌زنند، ما چند سال قبل می‌زدیم. برخی دوستان آن موقع ساکت بودند.
    راعی در ادامه می‌گود: «اگر ما روی همین ریل‌گذاری آقای شمقدری جلو برویم با وضعیت بدتری مواجه خواهیم شد. تازه این روزها، روزهای خوب سینماست.

    وی با تاکید مجدد بر اینکه ماجرای اعتراض به فیلم جیرانی را چندان طبیعی نمی‌داند، گفت: باورم نمی‌شود که ماجرا شکل طبیعی داشته باشد. چون آنها هروقت دل‌شان بخواهد فیلمی را برمی‌دارند. الان خیلی‌ها که می‌گفتند ما به سینما نمی‌رویم، می‌گویند می‌خواهیم برویم فیلم را ببینیم.


    برچسب‌ها: مجتبی راعی
    + نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 18:44  توسط محمدتاجیک  | 

     

    هیات مدیره انجمن مستندسازان سینمای ایران با انتشار پیامی موفقیت اخیر پناهی ومیر طهماسب را تبریک گفت .
    به گزارش پارس توریسم هیات مدیره این اجمن با تبریک به جعفر پناهی و مجتبی میرتهماسب، سازندگان "این فیلم نیست" به خاطر حضور این اثر در فهرست اولیه مستندهای اسکار، برای مجتبی میرتهماسب، همکار و عضو گرامی انجمن، بهترین‌ها آرزوها را کرده است .

    برچسب‌ها: مجتبی میر طهماسب, جعفرپناهی, اسکار
    + نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 18:4  توسط محمدتاجیک  | 

  • فرهاد توحیدی در روزنامه بهار نوشت :

  • در میان اخبار ناامیدکننده‌ای که چپ و راست از سینمای ایران می‌رسد، این خبر واقعا به شکلی استثنایی شادی‌بخش، غیرمنتظره و غافلگیرکننده بود. فیلم مستند «این یک فیلم نیست» ساخته مشترک جعفر پناهی و مجتبی میرطهماسب به عنوان یکی از 15 فیلم نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین فیلم مستند هشتادوپنجمین دوره اهدای جوایز آکادمی در سال 2013 برگزیده شد. خبر از این جهت شیرین‌تر است که چندی پیش با کج‌سلیقگی آشکار مدیران سینمایی و در میان تناقض‌گویی‌های آنها اعلام شد که ایران هشتادو پنجمین دوره جوایز اسکار را تحریم می‌کند، به این ترتیب فیلم «یه حبه قند» رضا میرکریمی که توسط هیات انتخاب فیلم برای جوایز اسکار برگزیده شده بود در یک خودزنی آشکار به آکادمی ارسال نشد. باز جای شکرش باقی است که سازمان سینمایی خود را متولی انتخاب و ارسال فیلم مستند نمی‌دانست. جایزه بهترین مستند از مهم‌ترین جوایزی است که در مراسم آکادمی و در دو بخش بهترین مستند کوتاه و بلند اهدا می‌شود. در سال‌های گذشته همواره مناقشاتی بر سر نحوه انتخاب بهترین فیلم مستند به وجود آمده است. به‌خصوص در سال 2005 و پس از آنکه فیلم ستایش شده «خرس مرد» ورنر هرتزوک در میان فهرست نامزدهای دریافت جایزه اسکار قرار نگرفت انتقادات فراوانی متوجه آکادمی شد و هیات‌رییسه آکادمی را واداشت که شیوه رای‌گیری برای گزینش بهترین مستند را تغییر دهد. سال گذشته فیلم پاکستانی savingface (حفظ آبرو) درباره قربانیان جنایت اسیدپاشی در پاکستان برنده مهم‌ترین فیلم مستند2012 شد. این انتخاب سروصدای زیادی را هم در پاکستان به پا کرد. ساخته مشترک جعفر پناهی و مجتبی میرطهماسب پیش از این در جشنواره کن نمایش داده شد و با استقبال روبه‌رو شده است. انتخاب این مستند به عنوان نامزد دریافت جایزه آکادمی در سال 2013 سینمای پرافتخار ایران را که ‌باید مدافع عنوان سال گذشته خود می‌بود به طرز غیرمنتظره‌ای صاحب نماینده‌ای شایسته کرده است. برای سازندگان فیلم و برای کشور عزیزمان ایران در هشتادوپنجمین دوره اهدای جوایز آکادمی آرزوی سربلندی می‌کنم.

  • برچسب‌ها: مجتبی میر طهماسب, جعفرپناهی, اسکار, فرهاد توحیدی
    + نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 17:59  توسط محمدتاجیک  | 

    روزنامه بهار :«این فیلم نیست» اثری است که حدود دو سال پیش جعفر پناهی و مجتبی میرطهماسب با یکدیگر آن را ساختند. فیلمی درباره یک کارگردان که امکان ساخت فیلم را ندارد.
    او سعی می‌کند با توصیف و بازی کردن صحنه‌های فیلمنامه و استفاده از راش‌هایی که در مرحله تحقیق گرفته است فضای فیلم را بازسازی کند اما امکان‌پذیر نمی‌شود. این فیلم در یک صبح تا شب می‌گذرد. در شب چهارشنبه‌سوری و با نمایش صحنه آتش‌بازی مردم پایان می‌یابد.
    شما فیلم را چه‌طور به آکادمی اسکار فرستادید؟
    فیلم را ما نفرستادیم. این فیلم یک پخش‌کننده جهانی فرانسوی دارد و از سال گذشته که فیلم در کن اکران شد و مشکلاتی را هم برای ما در پی داشت پخش فیلم را بر عهده گرفت. این پخش‌‌کننده اثر را در حدود 30 جشنواره نمایش داد و در حدود 60 کشور هم اکران کرد که البته من از آن بی‌خبر بودم. احتمالا همین پخش‌کننده هم فیلم را به اسکار فرستاده که من همین الان خبرش را از شما شنیدم.
    فکر می‌کنید چقدر این مسئله می‌تواند بازتاب سیاسی داشته باشد؟
    امیدوارم نداشته باشد، این واقعا نه مسئله من است نه به آن فکر می‌کنم. «این یک فیلم نیست» در آن سوی دنیا حیات خودش را دارد و ما هم اینجا به زندگی نباتی خودمان ادامه می‌دهیم و در این مدت به قدری از مسایلی که به من مربوط نبوده آزار دیدم که ترجیح می‌دهم برای شرایط فعلی تعریفی قایل نشوم. اما امیدوارم که انگ سیاسی به فیلم نخورد چراکه این فیلم در حیطه فرهنگ ساخته شده و نگرانی من هم این است که واکنش سیاسی در پی داشته باشد.
    از اتفاق پیش‌آمده خوشحال هستید؟
    راستش نه. اما به هر حال سال گذشته و موفقیت فیلم «جدایی نادر از سیمین» یک شرایط ویژه بین‌المللی برای ما مهیا کرد که بسیار بی‌نظیر بود و اگر یک مستند هم در سینماهای جهان و آمریکا از ایران پخش شود موفقیت بزرگی محسوب می‌شود، اما اینکه اتفاقاتی در حاشیه می‌افتد که ربطی به من ندارد و ما را دچار مشکل می‌کند بحث دیگری است و رمق خوشحال شدن را از من می‌گیرد.
    برچسب‌ها: مجتبی میر طهماسب, جعفرپناهی, اسکار
    + نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 17:52  توسط محمدتاجیک  | 

    سینمای اسرائیل در سالهای اخیر رشدخوبی کرده وسینمای ایران با افول مواجه شده است

    آنهایی که به سینمای ایران حمله می‌کنندآب به آسیاب اسرائیل می ریزند
    روزنامه بهار -محمد تاجیک :فضای این روزها پر از بیانیه، تجمعات و شکایت‌هاست. فضای غریبی که بیشتر به مسائل حاشیه‌ای می‌پردازد. این فضا می‌توانست از قبل پیش‌بینی و برای آن برنامه‌ریزی شود اما این اتفاق نیفتاد. «تهمینه میلانی» و «مجتبی راعی» درباره این فضا سخن گفته‌اند.
    تهمینه میلانی کارگردان سینما درباره اعتراضاتی که اخیرا به فیلم‌های ایرانی شده است، به خبرنگار ما می‌گوید: «به نظرم همه این اتفاقات نشان‌دهنده مدیریت ضعیف در سطح جامعه است و همه ما می‌دانیم که معترضان اقلیت کوچکی هستند و افرادی هستند که تنگ‌نظری و زیاده‌خواهی از مهم‌ترین خصوصیات آنهاست.»
    وی در ادامه می‌گوید: «معترضان می‌دانند که اهالی سینما و فرهنگ و هنر، با زبان هنر انتقادات را مطرح کرده و با گفت‌وگو مشکلات خود را حل می‌کنند. آنها با هجومی که به سینمای ایران می‌آورند، در پی سهم‌خواهی هستند. چرا آنها در برابر معضلات اجتماعی و اقتصادی دیگر اعتراض نکرده و به خیابان نیامدند؟»
    میلانی در ادامه عنوان می‌کند: «گروه‌هایی که به فیلم‌های سینمای ایران معترض‌اند، گروه‌هایی هستند که بسیار کوچک و اندک هستند که فقط به دنبال سهم‌خواهی‌اند و هیچ هدف دیگری ندارند. این در حالی است که آنها در زمینه هنر خلاقیتی ندارند و با زبان زور سهم‌خواهی می‌کنند.»
    میلانی با اظهار تاسف از وضعیت فعلی سینما گفت: «هم‌اکنون هیچ محصول فرهنگی در سینمای ایران تولید نمی‌شود و این به خاطر ضعف مدیریت در عرصه فرهنگ و هنر کشور است و دود آن فقط به چشم اهالی سینما و فرهنگ و هنر می‌رود.»
    وی ادامه داد: «اما همین معترضان بدانند که اهالی سینما و فرهنگ و هنر بیکار نمی‌مانند و هجوم و اعتراض عده‌ای قلیل هیچ تاثیری در انگیزه‌های آنان نخواهد داشت و آنها خودشان را برای شرایط بهتر آماده می‌کنند و من مطمئنم روزهای بهتری خواهد آمد.»
    وی تاکید کرد: «کسانی که معترض سینمای ایران هستند، اگر نیت خیر داشتند، به جای هجوم به سینما باید از سینماگران حمایت می‌کردند. سینماگرانی که وظیفه آنها نقد معضلات و مشکلات جامعه است و با نقد مشکلات جامعه، در پی حل آن هستند.»
    این کارگردان سینما در ادامه عنوان کرد: «اتفاقا این آدم‌هایی که به فیلم‌های سینمای ایران معترض هستند، آب به آسیاب دشمن می‌ریزند و به قول خودشان ضدانقلاب‌اند.»
    تهمینه میلانی به فیلم «یک خانواده محترم» مسعود بخشی اشاره کرد و گفت: «من در چند جشنواره خارجی داور بودم و آنها فیلم «یک خانواده محترم» را دیده بودند و می‌گفتند این فیلم به هیچ عنوان ضدایرانی و ضداسلامی نبود و یک فیلم زیبای انسانی بود. آنها فیلم «خرس» خسرو معصومی را هم دیده بودند و خیلی از آن تعریف می‌کردند و می‌گفتند فیلم فوق‌العاده زیبایی بود.»
    کارگردان فیلم‌های «دو زن» و «آتش‌بس» در ادامه گفت‌وگوی خود عنوان کرد: «این مردم هستند که باید درباره محصولات فرهنگی و هنری قضاوت کنند و این‌گونه نباشد که عده‌ای محدود برای همه مردم تصمیم بگیرند.»وی در بخش‌های پایانی حرف‌های خود گفت: «در چند سال اخیر داور جشنواره‌های خارجی بوده‌ام. من به تازگی متوجه شده‌ام که سینمای اسراییل از رشد خوبی برخوردار شده است و سینمای ایران با افول مواجه شده. به نظرم آنهایی که به سینمای ایران حمله می‌کنند و درصدد ضربه زدن به سینمای ایران هستند، آب به آسیاب اسراییل می‌ریزند.»


    برچسب‌ها: یک خانواده محترم, تهمینه میلانی
    + نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 17:47  توسط محمدتاجیک  | 

    ایلنا: نشست نقد و بررسی فیلم سینمایی آینه های روبرو  شب گذشته(15 آذر) با حضور عوامل فیلم و رخشان بنی‌اعتماد(كار گردان سینما)، علی معلم (تهیه‌كننده سینما و روزنامه نگار)، علیرضا شجاع نوری(تهیه كننده سینما)، پرفسور میرجلالی(متخصص جراحی ترنسكشوالها) و علی خطیبی متخصص مسائل (ترنسكشوالها) در موسسه نیكوكاری رعد برگزار شد.

     رخشان بنی اعتماد: سینما امروز زیر ضرب است

    رخشان بنی اعتماد معتقد است که امروز در نبود مدیران مسئول و کسانی که باید مسئولیت مسائل اجتماعی را بر دوش بکشند این نهادهای مردمی هستند که بار مشکلات اجتماعی را بردوش گرفته‌اند.

    به گزارش خبرنگار ایلنا؛ رخشان بنی اعتماد کارگردان سینمای ایران که در نشست نقد و بررسی فیلم آیینه‌های روبرو در موسسه نیکوکاری رعد سخن می‌گفت با اشاره به وضعیت جامعه گفت: در شرایطی قرار داریم که همه موضوعات و مسائل بسیار پیچیده است و در فضایی هستیم که گروهی سعی دارند همه مسیر‌ها را به سمت کوچه علی چپ هدایت کنند و مشکلات اجتماعی را در مسیر ندیدن و نشنیدن قرار دهند و مسئول نبودن خود را ارزش اعلام کنند.
    وی ادامه داد: در چنین فضایی که مسئولان پاسخگوی هیچ احدی نیستند و احساس مسئولیت ازسوی مدیران جامعه درباره مشکلات اجتماعی وجود ندارد؛ این نهادهای اجتماعی و بنیادهای نیکوکاری هستند که بار را بردوش می‌کشند و وظیفه نهادهای دولتی را انجام می‌دهند.
    کارگردان فیلم قصه‌ها بااشاره به وضعیت امروز سینما گفت: سینما امروز زیر ضرب است و فقط برای آن یک وظیفه پروواگاندایی تعریف شده است درحالی که مشکلات جامعه به قدری زیاد است که دیگر نیازی به رفتن به زیر پوست شهر نیست بلکه فقط کافی است لایه رویی شهر را کنار بزنیم.
    وی ادامه داد: یک نگاه کلی امروز مشکلات جامعه را همچون بیکاری جوانان، مصرف مواد مخدر و الکل نمی‌بیند و ظلمی که به جوان ایرانی می‌شود و بی‌هدفی جوان ایرانی را متوجه نمی‌شود.
    وی با اشاره به مشکلات ترنسکشوال در جامعه گفت: درجامعه امروز ما به زن و مرد نگاه درست نمی‌شود و فردیت انسان‌ها از بین رفته است در این میان مشکلات ترنسکشوال‌ها مضاعف است.در ان میان ساخت فیلمهای مانند آینه های روبرو به خوبی مشكلات چنین افرادی را بازگو می كند و فیلم خوبی ساخته شده است.

     علیرضا شجاع نوری: باغ سینمای ایران امروز خزان زده است
    علیرضا شجاع نوری تهیه کننده سینما نیز با اشاره به فیلم آیینه‌های روبرو و ساخت فیلم‌های اجتماعی گفت: ساخت چنین فیلم‌هایی جسارت زیادی می‌خواهد زیرا این گونه فیلم‌های اجتماعی این خطر را دارند که اگر به درستی هدایت نشوند نابود می‌شوند.
    وی ادامه داد: این فیلم هرچند در خارج خوب دیده شد اما آن فرصتی که باید در داخل به او داده شود تا در فیلم دیده شود هرگز داده نشد در حالی که باید این فیلم‌ها در معرض نمایش عمومی قرار گیرد اما متاسفانه سوءمدیریت‌ها جلوی این امر را می‌گیرد.
    وی با اشاره به شرایط امروز سینما گفت: متاسفانه امروز سوءمدیریت در سینما گریبان گیر تمام سینما شده و به این فیلم رسیده است. امروز سینمای ایران یک باغ خزان زده است که هیچ گلی از آن رویش پیدا نمی‌کند.و فیلمهای خوبی مانند آینه های روبرو از معدود گلهای هستند كه در این باغ خزان زده رویده اند
    شجاع نوری با اشاره به مشکلات امروز گفت: همه ما در تمام زندگی در یک شرایط و تعریف دو بودن هستیم و مشکلاتی که ما در زندگی با آن‌ها کلنجار می‌رویم بعضا ما را دچار تردید در هویت می‌کند و گاهی برای بسیاری از مشکلات و مسائل راهکاری نداریم.

    میر جلالی: ترنسكشوال  با همجنسگرا تفاوت دارد
    پرفسور میرجلالی جراح و متخصص مسائل ترنسکشوال‌ها گفت: این گونه افراد یک نمونه طبیعی در جامعه هستند اما متاسفانه بسیاری از خانواده‌ها و اجتماع آن‌ها را نمی‌شناسد در این میان سینما و رسانه‌ها می‌توانند در معرفی این مشکل و ارائه راهکار کمک زیادی کنند.
    وی با اشاره به اینکه در هر صدهزار تولد ۴نفر چنین مشکلی دارد؛ گفت: این مشکل از ۳ ماهگی و در دوره جنینی شکل می‌گیرد و این افراد از‌‌ همان زمان دچار یک واژگونی در هویت جنسی می‌شود اما باید بگویم ترنس‌ها با هم جنس گرایان تفاوت دارند و نباید آن‌ها را به یک چشم دید.
    وی ادامه داد: در هر اجتماع ۷ تا ۹ درصد هموسکشوال (هم جنس گرا) وجود دارد که درجه بندی مختلف دارد و از یک تا ۶ درجه، درجه بندی می‌شود درجات یک و ۲ هیچ نمودار اجتماعی ندارند و تنها رفتارهای بیرونی هموسکشوال‌های درجه ۵ و ۶ است که به رفتارهای ترنسکشوال‌ها نزدیک است و همین امر ترنسکشوال‌ها را با مشکل مواجه کرده و آن‌ها چوب هم جنس گرایان را می‌خورند.
    میرجلالی با اشاره به فیلم آیینه‌های روبرو گفت: من ۱۰ سال است که درباره مشکلاتی ترنسکشوال‌ها کار می‌کنم اما ساخت چنین فیلم‌هایی کمک بسیاری به ما است و می‌تواند آن چراکه من می‌خواهم بگویم و حرفی را که بزنم دو برابر کند و مثمرثمر باشد.
    وی با اشاره به مشکلات اجتماعی اینگونه افراد در جامعه گفت: گروهی از آن‌ها بعد از ترک از خانه به دلیل چنین مشکلاتی به کارهای خلاف روی می‌آورند و یا اینکه از آن‌ها سوءاستفاده می‌شود به همین دلیل بسیاری از آن‌ها بعد از آزادی از زندان به سراغ من آمدند تا عمل شوند و تغییر جنسیت دهند. این گروه بعد از عمل نیاز مبرم به روانپزشکی دارند.

    علی معلم: سینما ما از فقر فیلمهای كاركردگرا رنج می‌برد
    علی معلم تهیه کننده سینما نیز طی سخنانی گفت: هنر و دین قرار است که زندگی بهتری برای ما بسازد و هنر باید شرایط زیست ما را بهتر کند و اخلاق ما را بهتر کند به همین دلیل من هرگز بحث هنر درجهت هنر و دین برای دین را قبول ندارم و اگر اثر هنری مخاطب را به سمت انسان بودن نبرد باید در آن شک کرد.
    وی کارکردگرا بودن سینما را یکی از ویژگی‌های مهم سینما دانست و افزود: متاسفانه سینمای امروز ما از عنصر کارکردگرا بودن خالی است درحالی که سینمای ما باید به سمت حل مسائل و بیان مشکلات جامعه برود درحالیکه امروز بیشتر داستان‌ها و فیلم‌ها به دلایل دولتی بودن و یا تجاری بودن فارغ از این مساله هستند.
    معلم افزود: فیلم فقط نباید جنبه سرگرمی داشته باشد و یا اینکه بخواهد نقش مدیران سیاسی را ایفا کند بلکه باید اذهان جامعه را درگیر یک مساله کند. سینمای کارکردگرا به اقلیت‌ها و گروه‌های خاص توجه دارداما به دنبال تبلیغ نیست و همین سینما است که می‌تواند به وحدت ملی کمک کند زیرا به گروه‌های مختلف قومی و جنسی و مذهبی توجه ویژه دارد.
    معلم با اشاره به تغییرات سینما از آغاز قرن ۲۱ گفت: باآغاز قرن جدید تغییرات مهمی در سینما شده و از لحاظ تکنیکی نیز رشد خوبی صورت گرفته است اما ما متاسفانه فقط از این رشداطلاع داریم ولی از آن بی‌بهره هستیم متاسفانه به دلیل آنکه درحوزه سینما بی‌سواد بوده‌ایم و مدیران ناآگاه بر سینما حاکم بوده‌اند بعضی جنبه‌های سینما دیده نشده است.


    وی بااشاره به ساخت فیلم‌های آیینه‌های روبرو گفت: این فیلم نمونه یک سینمای کارکردگرا است که می‌تواند روی اذهان تاثیر بگذارد و حرف‌هایی را بزند که بسیاری معتقدند نباید در جامعه از آن‌ها سخن گفت و قابل بحث نیست.
    معلم بااشاره به اخبار و موضع گیری‌هایی که امروز درباره فیلمی همچون من مادر هستم می‌شود، گفت: گروهی نمی‌خواهند که مشکلات جامعه گفته شود درحالی که این کار درست نیست همانگونه که ما می‌توانیم به یک فیلم اعتراض کنیم و این کار اشکالی ندارد طرح مساله کردن و گفتن مشکلات جامعه نیز اشکالی ندارد اما آنچه که اشکال دارد ندیدن و نگفتن مساله است.
    وی ادامه داد: باید به فیلمسازان در بیان مسائل اجتماعی اعتماد شود زیرا فیلمسازان نیت خیر دارند و جامعه نیز به فیلمساز نیاز دارد و مردم هم دوست دارند که مسائلشان از طریق فیلمسازان گفته شود زیرا امروز زمانه‌ای است که با چوب زور نمی‌توان جامعه را تربیت کرد بلکه باید با آن مفاهمه کرد.
    معلم با اشاره به حکم حضرت امام خمینی (ره) درباره ترنسکشوال‌ها گفت: زمانی از حضرت امام درباره عمل تغییر جنیست استفتا شد ایشان این عمل را تایید کردند و گفتند اگر ما قائل باشیم که انسان روح است پس جسم باید تابع روح باشد این فتوای امام در جوامع اسلامی بسیار پیش رو بود.
    وی ادامه داد: یکی از مشکلات امروز ما در سینما نبود همین احکام پیش رو شرعی که براساس شرع و عقلانیت درباره مسائل جدید و مسائلی که در آینده شکل می‌گیرد و نحوه بیان کردن آن‌ها است.

    خطیبی: مقاومت دربرابر تغییر از روی نادانی است
    خطیبی کار‌شناس مسائل ترنسکشوال هانیز گفت: جامعه ما درحال تغییر است و هر تغییری همیشه ازجانب گروهی با مقاومت همراه است. این مقاومت در بیشتر موارد به دلیل نادانی است آنچه که امروز فارغ از جنسیت مطرح است ارتباط انسانی فارغ از هویت جنسی است.

    طائر پور: اگر حمایت رسانه‌ها نبود اكران فیلم آینه‌های روبرو با موفقیت همراه نبود
    فرشته طاهر‌پور تهیه کننده فیلم نیز در ابتدای این نشست با گلایه از وضعیت اکران فیلم آیینه‌های روبرو گفت: متاسفانه به دلیل مدیریت ناصحیح در سینما اکران این فیلم به شدت لطمه خورده است و در این میان اگر حمایت رسانه‌ها نبود نمی‌توانستیم همین میزان مخاطبی که امروز وجود دارد را جذب سینما‌ها کنیم.
    در مراسم نمایش فیلم آیینه‌های روبرو هنرمندانی همچون همایون اسعدیان، آتیلا پسیانی، غزل شاکری، نگار آذربایجانی، شایسته ایرانی، محسن خان جهانی، نیما شاهرخ شاهی، احسان کرمی، پریوش نظریه حضور داشتند.


    برچسب‌ها: رخشان بنی اعتماد
    + نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 17:32  توسط محمدتاجیک  | 

    آنها که خاطره ی خوش فیلم «عروسی خوبان» را در دهه شصت در ذهن دارند، باید بگویم این فیلم به روز شده ی همان فیلم است

    یک خانواده محترم در ستایش شهدا و شرافت مادرانشان ساخته شده

    مهرداد فرید کارگردان شناخته شده سینما در یادداشتی که در صفحه فیس بوک خود منتشر کرده نظر خود را درباره فیلم یک خانواده محترم بازگو کرده است .

    به گزارش پارس توریسم مهرداد فرید نوشت :«یک خانواده ی محترم» ساخته مسعود بخشی، فیلمی فوق العاده شریف است. و من در شگفتم که این کارگردان جوان چگونه در گام نخست سینمایی اش تا این حد ستجیده و محکم فیلمنامه اش را نوشته و آن را کارگردانی کرده است. این فیلم بر عکس هیاهوی بد خواهان سینم

    ای ایران، در ستایش شهدا و شرافت مادرانشان ساخته شده و به هیچ وجه حال و هوای ضد ملی یا مذهبی ندارد. اتفاقا هر ایرانی که از اختلاس، رشوه و رانت خواری دل خونی داشته باشد این فیلم را ستایش خواهد کرد و دست تهیه کننده ی غیور و دلسوز آن (محمد آفریده) را که در فضای چاپلوسانه ی زمانه، جرات کرده و این فیلم را تولید کرده، به نشانه ی افتخار بالا خواهد گرفت. به آنها که خاطره ی خوش فیلم «عروسی خوبان» را در دهه شصت در ذهن دارند، باید بگویم این فیلم به روز شده ی همان فیلم است و حتی از نظر پرهیز از شعار زدگی و استحکام در داستانگویی از آن قوی تر است. این مقایسه را از این جهت انجام دادم که ببینید در آن زمان، آن فیلم چه راحت اکران شد و حتی مورد ستایش واقع شد و این یکی بعد از بیست و چند سال چطور دارد قلع و قمع می شود! آیا همین را می توان شاهد گرفت بر این که فضای فرهنگی کشورمان به قهقرا رفته است؟!


    برچسب‌ها: یک خانواده محترم, مهرداد فرید
    + نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 13:16  توسط محمدتاجیک  | 

    بولتن نيوز- سیدمجتبی نعیمی: خبر تجمع دو روز پیش برادران عزيز انصار حزب‌الله روبه‌روی ساختمان وزارت ارشاد اسلامی، یکی از جنجالی‌ترین و برجسته‌ترین اخبار چند روز اخیر بود. تجمعی که وعده‌ی آن پیش از این داده شده بود. چند روز قبل از این تجمع، انصار حزب‌الله در اعتراض به اکران فیلم «من مادر هستم» اعلام کرده بود که اگر این فیلم از روی پرده‌ی سینماها پایین نیاید، در اعتراض به پخش آن جلوی ساختمان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تجمع خواهد نمود.

     

    وعده‌ای که بالاخره محقق شد و چند صد تن از ایشان، در مکان موعود مستقر شدند و با در دست داشتن پلاکاردهایی که نشان‌دهنده‌ی اعتراض آنها به پخش فیلم «من مادر هستم» و وضع کلی فرهنگی کشور بود، شعارهایی سر دادند. اما این تنها یک طرف ماجراست. هنوز ساعتی از این تجمع نگذشته بود که عده‌ای دیگر از جمله برخی از اهالی سینما، در بخش دیگری از خیابان بهارستان دست به تجمع زدند.

    تجمعی که علیه تجمع انصار حزب الله برگزار شد و با لحنی تند که در شعارها، پلاکاردها و بیانیه‌ی‌شان وجود داشت، از آنها می‌خواست تا پای خودشان را از سینمای ایران بیرون بکشند و با وارد کردن فشارهای سیاسی به مسئولین، مانع از اکران برخی فیلم‌ها نشوند. البته این دو تجمع رو در روی هم، حواشی دیگری هم داشت که اینجا، نه جای گفتنش هست و نه لزومی به بیان آن وجود دارد.

    این چندمین بار است که انصار حزب‌الله به وضعیت فرهنگی کشور، به این شکل اعتراض می‌کند و جالب اینجاست که دوبار از آخرین تجمعات این گروه، مشخصاً در خصوص فیلم‌های سینمایی‌ست. و این یعنی در بین دوستان مومن و انقلابی‌مان، عده‌ای هستند که دغدغه‌ی مسائل فرهنگی را نه لساناً که حقیقتاً در دل دارند و در این بین، جایگاه فیلم و سینما و اهمیت آنرا به خوبی درک کرده‌اند.

    از همه‌ی اینها مهمتر اینکه، این دوستان ما حاضرند برای دغدغه‌های‌شان هزینه کنند. یعنی تنها به گوشه‌ی گود نشستن و هوار کشیدن، بسنده نکرده و وسط گود آمده و با تقبل انواع فحش‌ها و تهمت‌ها (مثل اینکه گفته می‌شود ایشان اجیر شده‌ی جریان سیاسی خاصی هستند) حرف‌شان را با مستقیم‌ترین شکل ممکن به گوش مسئولین برسانند. اين يعني اينكه خدا را شكر هنوز هستند كساني كه پاي آرمان‌هاي انقلاب ايستاده‌اند و حاضرند بر خلاف بسياري از سياسيون نان به نرخ روز خور، براي آن هزينه هم بدهند. تجمع اعتراض‌آميز انصار حزب‌الله ممكن است در ظاهر خوشايند برخي افراد نباشد، اما نشان از ايستادگي جرياني بر سر آرمان‌ها و افق‌ها دارد. كساني كه دغدغه‌ي تبديل سينماي ايران به تريبون تبليغ اسلام و انقلاب را دارند. كساني كه در پي تبديل سينماي بي‌خاصيت ايران به سينماي ديني و ملي هستند. دم همه‌ي اين دوستان انصافا گرم. بسی شکر و بسی توفیق برای این دوستان اما در اين نوشتار دنبال چيز ديگري هستيم:

    دوستان عزیز حزب‌اللهی!

    تکلیف را باید به بهترین شکل آن انجام داد در غیر این صورت، نه تنها بار روی زمین مانده برداشته نمی‌شود بلکه مانع دیگری بر سر راه بلند کردن آن مانع بوجود می‌آید. به عبارت دیگر، وقتی مسئله‌ای پیش آمده و تکلیفی ایجاد می‌شود نباید تنها به این اکتفا کنیم که در سریع‌ترین زمان ممکن، مسئله را حل کنیم و به هر شکلی که شده، تکلیف‌مان را انجام دهیم. کیفیت انجام تکلیف به مراتب مهمتر از سرعت پرداختن به آن است.


    اینکه سینمای ایران مشکل دارد، چیز واضحی‌ست. از عوامل تولید گرفته تا داستان‌ها و موضوعات مورد علاقه‌ی فیلم‌سازان و حواشی پُر بحث و جدل سینمای ما، همگی قابل نقد کردن هستند. بعید می‌دانم در این خصوص، نیازی به ذکر مثال باشد. از بس که در انواع رسانه‌های ما به این مقولات رسیدگی شده و الی ماشاالله مورد و نمونه‌ی قابل تأمل در سینما وجود دارد که ده‌ها سایت و نشریه، هم به ذکر اخبار آنها پرداخته‌اند و هم تحلیل‌هایی در خصوص‌شان نوشته‌اند.

    اما روش درست مواجهه با مشکلات سینمای ما چیست؟ چیزی که فعلاً به عنوان اصلی‌ترین روش مقابله با مشکلات سینمای ایران دیده می‌شود و انصار حزب‌الله طلاییه‌دار آن است، برخورد مبتنی بر نفی و رفتار سلبی‌ست. چیزی که در شعارهای برخی از معترضان روبه‌روی وزارت ارشاد هم بود، مثل: «این سینما مروّج فساد است، تعطیلی‌اش برای ما ثواب است.» البته هیچ‌ کس منکر نیت خیر این دوستان نبوده و از سوی دیگر نباید بعضی از تلاش‌های درست اما نادر در این رابطه را ندیده گرفت. اما روش درست این نیست.

    همانگونه که بارها در مقالات مختلف گفته شده است، روش درست مقابله با بحران سینمای ایران، ورود نیروهای متخصص و کاربلد مومن و انقلابی به عرصه‌ی ساخت و تولید فیلم است. به عبارت دیگر، بهترین و موثرترین راه برخورد با انحرافات سینمای امروز ما، کار ایجابی کردن است. اگر بتوانیم اثر خوب بسازیم و در سینما به شکل درستی کار ایجابی انجام دهیم، دقیقاً همان کاری را کرده‌ایم که باید بکنیم. در غیر این صورت، اگر یک جریان فکری و اجتماعی بدون هیچ نوع تولیدی شروع به انتقاد کند، مثل مدیر بی‌خبر از واقعیت‌ها می‌ماند که در دور دست نشسته و فقط دستور می‌دهد و بخشنامه صادر می‌کند که فلان کار بشود. بی‌خبر از اینکه صدها مانع برای "شدن" این "بشود" وجود دارد، به این شرط که اصلاً این "بشود" اصولی باشد.

    اين وسط البته بخشي از اشتباهات متوجه سياست‌هاي وزارت ارشاد و مسئولين سينمايي كشور است. مسئوليني كه به عنوان يكي از مسببان اصلي اين حادثه محسوب مي‌شوند و در اين روزها هم معلوم نيست كجا هستند. هيچ كس پاسخگو نيست كه اين فيلم‌نامه و فيلم‌نامه‌هايي نظير آن چگونه از مميزي‌هاي سفت و سخت وزارت ارشاد مجوز مي‌گيرند. بعد هم وقتي اين حضرات با اعتراض افكار عمومي دغدغه‌مند مواجه مي‌شوند، پا پس كشيده و قول اصلاح امور مي‌دهند. خب اگر اين مسئولين مي‌دانند كه كارشان خطا بوده، پس چرا اصرار بر خطا مي‌كنند؟ چرا اشتباه خود را نمي‌پذيرند تا حداقل مرهمي شود براي دل پر درد مردم؟

    سینما به دلیل اهمیتی که دارد، نه به نظر می‌رسد و نه معقول است که تعطیل شود. حال اگر این عرصه، خالی از محصولات با کیفیت انقلابی و دینی شود، جا را برای آثاری باز می‌کند که یا محتوای مدنظر ما را داشته اما کیفیت خوبی ندارند و تبدیل به یکی از مصادیق بد انجام دادن تکلیف می‌شوند که اصلاً بهتر است تولید نشوند. و یا جایشان را به آثاری می‌دهند که از نظر محتوایی ایراد داشته و هیچ تناسبی با مسئله‌های ایرانی امروز ندارد و حتی می‌تواند به انحراف آنها دامن بزند.

    به طور مثال، وقتی همه‌ی دنیای استکبار علیه پیامبر عزیز اسلام (ص) قیام می‌کنند و آثار هنری‌ای تولید می‌سازند که به زعم خودشان، جایگاه ایشان را نزول دهند، یکبار می‌شود ریخت توی خیابان و شعار داد که چرا این کار را کردید و غلط کردید. (کاری که به اندازه‌ی خودش لازم است) اما یک وقت هم می‌شود در جواب این هتاکی‌ها، مثل مجید مجیدی دوربین به دست گرفت و یک اثر فاخر ساخت. کاری که صدها برابر اثر بهتری دارد.

    همچنین، یک جریان اجتماعی و فرهنگی، تنها با ورود موثر و تخصصی به عرصه‌ی تولید و انجام کار ایجابی‌ست که مشروعیت ورود به فعالیت‌های سلبی و انتقادی را پیدا می‌کند. به طور مثال، بین یک نویسنده با کسی که تا به حال دستی به قلم نبرده‌ است، در مشروعیت داشتن برای نقد یک کتاب تفاوت وجود دارد. مسلماً کمتر کسی‌ست که به حرف‌های فرد دور از قلم و کتاب توجه کند. در حالی که نظر یک نویسنده، در خصوص نقد کتاب مقبول‌تر و مشروع‌تر است.

    علی‌ای‌حال، برای چندمین بار خدمت دوستان حزب‌اللهی عزیز و دغدغه‌مند عرض می‌کنیم که نیت‌های پاک و الهی شما برای رفع مشکلات عرصه‌ی فرهنگ مملکت امام زمان (عج) محترم و بالای سر. اما بدانید تا وقتی من و شما و خانواده‌های ما و دوستان ما، وارد عرصه‌ی آموزش و تولید آثار هنری، فرهنگی و رسانه‌ای نشویم، نقدهای ما نه بجایی می‌رسد و نه موثر واقع می‌شود و اوضاع هم هميني هست كه مي‌بينيد.

    ای‌کاش برادران انصار حزب‌الله، تصمیم می‌گرفتند که در جواب به فیلم‌های نامناسب این روزهای سینمای ایران، یک اثر سینمایی بسازند. ای‌کاش ما در هر استان این کشور، یک کانون فیلم‌سازی وابسته به انصار حزب‌الله داشتیم. ای‌کاش همه‌ی ملت حزب‌الله ایران، بحث آموزش و خلق آثار هنری را جدی‌تر از این حرف‌ها می‌گرفتند. چون این کار، همان کار اصولی و موثر است. بسم الله ...


     


    برچسب‌ها: انصار حزب الله
    + نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 10:27  توسط محمدتاجیک  | 


    آويني فيلم در مطلبی انتقادی به این موضوع پرداخته که چرا بازیگران در هيئت های مذهبي حضور ندارند و براي امام حسين(ع) سينه نمي زنند؟! و چرا اصلا نامش به اين دليل بر سرزبان ها نیفتاده؟! 

    شايد اين به نوعي حمله بي رحمانه به بازيگران به حساب آيد اما از شما مي پرسم سراغ داريد بازيگري را كه در هيئتي مذهبي حضور و فعاليت داشته و نامش به اين دليل بر سرزبان ها افتاده باشد؟!كه اگر بود حداقل مثل بنيامين بهادري يا رضا صادقي كه هم حضورشان را مردم در اين عرصه ها ديده اند و هم حاصل كارهايشان را براي اهل بيت(ع) شنيده اند از اينها هم اثري يافت مي شد. 

    انگار تلويزيون مشق كرده كه از بازيگران خود فرشته بسازد در ميلاد ائمه كه مي شود بازيگران سينما و تلويزيون به هر بهانه اي در محافل و مراسم مختلف نهادها، سازمان ها و صدا و سيما حضور مي يابند و به انحاي گوناگون سكه مي گيرند و... اما وقتي كه به محرم مي رسيم به جز چند برنامه نمايشي و شعاري تلويزيون اثري از آنها نمي بينيم؛ البته منظورمان اصلاً تله فيلم هايي نيست كه در تلويزيون باب شده و بازيگران در آنها در نقش آدم خوب يا بد آدم بد بازي مي كنند، كه به قول خودشان نقش ها هستند و اين ما نيستيم يعني حتي اگر مختار هم خوب است شخصيت و مختار را به پاي بازيگرش ننويسيد همان طوركه هيچ كس شخصيت يوسف پيامبر(ع) را به نام مصطفي زماني نمي نويسد. به قول ترانه زيباي محمد اصفهاني واسه نونه واسه نونه...

    شايد اين به نوعي حمله بي رحمانه به بازيگران به حساب آيد اما از شما مي پرسم سراغ داريد بازيگري را كه در هيئتي مذهبي حضور و فعاليت داشته و نامش به اين دليل بر سرزبان ها افتاده باشد؟!كه اگر بود حداقل مثل بنيامين بهادري يا رضا صادقي كه هم حضورشان را مردم در اين عرصه ها ديده اند و هم حاصل كارهايشان را براي اهل بيت(ع) شنيده اند از اينها هم اثري يافت مي شد. شايد خانم مارپل بايد بيايد و آثاري از آنان پيدا كند. در ايام محرم شبكه نمايش ميان برنامه اي داشت كه در آن برخي از بازيگران حضور پيدا مي كردند و به سؤالات مجري جواب مي دادند، سؤالاتي كه گاه بيننده در دل خودش مي گفت اين چه سؤالاتي است مي پرسد اما به جز چند نفر از اين بازيگران مثل جعفر دهقان، پورحسيني حرف ها و ادا و اطوارهاي خيلي از اين افراد به دل نمي نشست و تصنعي بود به خصوص آنكه عده اي از اينها آمده بودند تا با استفاده از نام برنامه اي براي امام حسين(ع) آبرويي كه خودشان به باد داده اند دوباره كسب كنند؛ آبرويي كه اين اواخر با عكس هاي جشنواره ابوظبي بيشتر از قبل رفته بود...
    آنچه دل انسان را به درد مي آورد اين است كه گاه ازآقايان و خانم هاي بازيگر (البته نه همه شان) ادا و اطوارهايي مي بينيم كه به شعور مخاطب توهين مي كنند. عدم حضور بازيگران در مراسم مذهبي و هيئت هاي عزاداري تنها گله ما نيست كه اين جماعت حتي در آيين محكوم كردن فيلم توهين آميز به ساحت پيامبر(ص) نيز حضوري نداشتند جز عده اي معدود مانند بايگان و پورعرب با آن وضع بيماري چهره چنداني در اين مراسم نديديم تا آبروي سينماي ايران باشند.

    از همه بدتر وقتي سوپراستار دهه ۶۰ و سوپركارگردان سال هاي اخير مجيد مجيدي در تركيه به دفاع از حريم پيامبر برخاست نه تنها سكوت هنرمندان كشورمان را در حمايت از او شاهد بوديم، بلكه در اظهارنظري عجيب برخي چون تهمينه ميلاني در پاسخ به خبرنگار مشرق درباره چرايي سكوت هنرمندان مي گويد: «چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است.» يا حسين فرح بخش كه اگرچه كارگردان مشهوري نيست ولي شهرت امروزش به واسطه فيلم پرحاشيه «خصوصي» است، بعد از ميلاني كه به صورت كنايه آميز انتقاد مي كند او هم بخش هايي از سخنان مجيدي در تركيه را نمي پسندد و مي گويد: «اگربخواهيم هنرمندان را در اين زمينه مقصر بدانيم كه چرا اظهارنظر نمي كنند به نظر من كم لطفي رسانه ها و خبرنگاران است. آنها بايد پيشقدم بشوند و هنرمندان را پيدا كنند! اين فكر البته اشتباه است و بنده اين را قبول ندارم. اينكه يك جورهايي خجالت مي كشند حرفي بزنند. ما وظيفه داريم. اين طرز فكر را عوض كنيم. ببينيم خط فكري هنرمندها درچه فضايي است. هنرمند ما فكر مي كند من اگر بخواهم توهين به پيامبر را محكوم كنم يعني سوءاستفاده كردم از جايگاهم.» اين در حالي است كه با وجود اوج گيري حضور پررنگ و لعاب اهالي سينماي ايراني در اجلاس و جشنواره هاي بين المللي، تنها يك مجيدي بود كه از كشور ام القراي جهان اسلام نسبت به هتك حرمت به ساحت پيامبر صدايش درآمد و بس!

    آقاي وزير ارشاد و آقاي رئيس صدا و سيما! اين حرف ها و اين حضورهاي كمرنگ تا حدودي تقصير شماست. نمي گوييم در صدا و سيما و ارشاد ما وضعيت امنيتي برقرار باشد كه ما هم مخالفيم اما چقدر براي فرهنگ سازي در عرصه فرهنگ ديني كار كرده ايد؟ چقدر براي تشكيل حلقه هاي معرفتي در اين عرصه گام برداشته ايد؟ ما الان تيم واليبال، بسكتبال و فوتبال هنرمندان داريم و افتخار آقايان اين است كه اينها به ابتكار ايران است اما نمي شد اين ابتكارات كمي هم براي مذهبي نگاه داشتن هنرمندان تان خرج شود؟! دختر شهيدي مي گفت: يكي از همين سوپراستارهاي مذهبي سينما و تلويزيون كه هميشه در نقش هاي متدين هم ايفاي نقش دارد را براي يادواره شهدا دعوت كرديم. اين آقاي با اصطلاح مذهبي كه صدا و سيما روي آن مانور زيادي مي دهد گفته بود ۴ميليون به حساب من بريزيد تا يك ساعت بيايم و بروم؟!

    بله محصول مذهبي سينما و تلويزيون ما اين افراد هستند. اي كاش اين آقاي هنرمند متدين به اندازه بازيگران غربي همت داشت به خيريه ها كمك مي كرد. جاي حلقه هاي معرفتي درسينما و تلويزيون ما خيلي خالي است. مي گويند فيلم «يك تكه نان» با گيرايي و زيبايي اش محصول آن است كه كارگردان و بعضي از بازيگرانش مدتي شاگرد عارف مشهور حاج آقا دولابي بوده اند كه چنين به دل مخاطب نشست. چقدر جاي چنين ارادت هايي در توليدات سينما و تلويزيون ما خالي است.

    اي كاش! مردي پيدا مي شد و در اين ايام اعلام مي كرد به بركت وجود و حضور امام حسين(ع) هيئت عزاداري اهالي سينما و تلويزيون هم تشكيل شد تا شايد كارخانه انسان سازي امام حسين(ع) زلزله اي چند ريشتري ميان اين فرهنگ سازان كشورمان ايجاد كند و آنچنان كه بايد و شايد هنرمند مسلمان و شيعه به جامعه و حتي درسطح بين المللي تحويل دهد تا هر وقت در هر كجاي دنيا خواستند فيلم خوبي براي اسلام بسازند از ميان هنرمندان متعهد و متدين ايراني سراغ بگيرند؛ البته اشتباه نشود اين را نمي گوييم كه فردا عده اي از بازيگران هيئت بزنند و بازار ريا داغ تر از قبل شود و جلوي دوربين گريه كنند تا براي پيدا كردن نقش در فيلم ها و سريال هاي آتي كاسبي كنند، بلكه اين را مي گوييم تا هيئت عزاداري براي امام حسين(ع) و اهل بيت(ع) بزنند تا به بركت چنين فضاهاي معنوي، دوره هاي حرشناسي و وهب شناسي ميان اهالي سينما و تلويزيون ايجاد شود؛ هيئتي كه دوربين در آن راه نداشته باشد، بلكه عشاق امام حسين(ع) به آن پناه ببرند. هيئتي كه بالاي سردر آن بزرگ بنويسند ورود دوربين و آقاي دوربيني ممنوع.

    + نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 1:5  توسط محمدتاجیک  | 

    فاضل جمشیدی در گفتگو با هنرنیوز؛
    فاضل جمشیدی معاون اسبق خانه موسیقی و دبیر نخستین دوره جایزه سال ایرج بسطامی _مسابقه آوازهای ایرانی_ است که به همت بنیاد فرهنگی هنری ایرج بسطامی در سال ۸۹برگزار شد؛
     
    *آقای جمشیدی جایزه ایرج بسطامی به مناسبت رقابت بین اهالی آواز ایرانی مخصوصا جوانان برگزار شد و دوره نخست آن بسیار پر استقبال بود، اما به چه علت دوره دوم آن برگزار نشده است؟
    _ نخستین دوره جایزه آوازهای ایرانی سال ۸۹ برگزار شد که من دبیر آن بودم لیکن متاسفانه با توجه به نبود امکانات در بنیاد بسطامی و ضرورت هایی که برای برگزاری آن داشتیم به مشکلات عدیده ای برخورد کردیم؛ سال ۸۹ سال سختی بود و من ناگزیر شدم برای برگزاری این جایزه زمین و آسمان را به هم بدوزم تا مبالغ مورد نیاز برگزاری این برنامه را مهیا کنم؛ هزینه های جایزه شامل اسکان شرکت کنندگان و برگزیدگان در تهران، هزینه مشارکت داوران، برگزاری مراسم، جوایز و بسیاری هزینه های دیگر می شد و واقعا فراهم کردن آن مبلغ برای من دشواری های بسیار در پی داشت.

    *آیا برای برگزاری این جایزه هیچ اسپانسر یا حمایت مالی از نهاد های دولتی داشتید؟
    _ هیچ حمایتی از هیچ یک از نهادهای دولتی وابسته نداشتیم؛ ولی دوستان ما _افراد آشنا به موسیقی و آواز_ به این جایزه کمک کردند مثل دکتر فریدون طوسی که هزینه هتل بچه ها را تقبل کرد و مهندس رضا عربف و دیگر دوستان و عزیزانی که سایر هزینه ها بر عهده گرفتند، به واقع من برای برگزاری این مراسم ناگزیر از همه ارتباطاتم استفاده کردم و با ظرفیت های شخصی توانستیم کار را ببندیم؛ البته شاید اگر ما همان موقع به وزارت ارشاد تقاضا می دادیم ارشاد هزینه ها متقبل می شد لیکن ما می خواستیم جایزه ایرج بسطامی
    تامین اجتماعی هنرمندان ایران بسیار ضعیف است و دستمزدهای آن به اندازه حداقل دستمزد کارگری است در حالیکه بزرگان ما که سنشان گذشته و نمی توانند بیمه شوند
    یک جایزه مستقل باشد و شرکت کنندگان میل به حضور و مشارکت در آن داشته باشند؛ چراکه همان موقع هم شرایط نامساعد بود و فضای جشنواره دولتی دافعه زیادی داشت لذا اقتضای شرایط ایجاب می کرد این جایزه به صورت خصوصی برگزار شود.
    به هر حال هفت برگزیده برای آن جایزه انتخاب شدند و برای اهدای جوایز هم بانک شهر و ساعت تیسوت به ما کمک کردند، حال دو سال گذشته و قرار بود که جایزه ایرج بسطامی دو سالانه باشد لیکن برای من بسیار دشوار است که بخواهم به عنوان جذب کننده منابع مالی این جایزه کار کنم؛تنها می توانم اگر بنیاد بسطامی کاری را شروع کند و همه موارد مادی اش را هم بپذیرد به عنوان دبیر کمک کنم، در مجموع به رغم همه دشواری ها همکاری با بنیاد ایرج بسطامی برای من من افتخاری بود.

    واز ایرانی یک میراث کهن و دیرپا است که یک عنصر اصیل فرهنگی قلمداد می شود، شما به عنوان پیشکسوت این حوزه وضعیت آواز ایرانی را در شرایط فعلی پگونه ارزیابی می کنید؟
    واز ایرانی ماهیتی دارد که در نوع خود هم می تواند فرصت باشد و هم تهدید؛ چراکه خیلی وقت ها ما آواز را به گونه ای نادرست ارائه می کنیم و این خود، آسیبی برای آن به شمار می آید البته در تصنیف و ترانه خوانی ماجرا فرق دارد اما در آواز خوانی باید همه چیز به شیوه ای کاملا اعتدال گرا باشد یعنی هم اندازه ها و هم جنس آواز صحیح باشد و هم مردم آواز را بپذیرند و دافعه نداشته باشد و آوازخوان مردم را از آن فراری ندهد لذا کیفیت آواز بسیار اهمیت دارد.

    *امروز چگونه می شود نسل نو را که بسیار به موسیقی علاقه مندند به سمت و سویی برد که حافظ میراث کهن آوازهای ایرانی باشند؟
    _ما در موسیقی مان با گستردگی عظیمی مواجهیم ، حدود چهارصد تا پانصد گوشه داریم، هفت دستگاه داریم و چندین آواز که قابلیت مانور در آن را داریم؛ دوم اینکه ریتم هایی که ما در موسیقی داریم در سایر نقاط دنیا وجود ندارد و سوم ادبیاتی که حاکم است؛ بنابر این با توجه به خیلی قابلیت های موسیقی ایرانی به نظرم موزیسین های ایرانی باید بیشتر تلاش کنند که متناسب با ریتم زندگی امروز خودشان را تطبیق بدهند و آثاری را تولید کنند که جوان ها هم بپسندند و این شدنی است.
    اگر کوتاهی کنیم و بخواهیم همواره
    اقتصادیون، سازمان ها و موسسات و بنگاه های اقتصادی باید متوجه باشند که در همه جای دنیا افراد، وقتی پولدار می شوند از اموال خود در جهت کارهای فرهنگی و رونق آن استفاده می کنند، در ایران هرچه قدر آدم ها پولدارتر می شوند کم خاصیت تر می شوند
    بر مدار سنت های خالص حرکت کنیم طبیعی است که بسیاری نمی پسندند و این به نظر من باید به این مسئله توجه جدی شود، البته در آواز ایرانی باید مراقبت بیشتری داشته باشند چون آواز ایرانی اگر بیش از اندازه ارائه شود نه تنها جاذبه ای ندارد بلکه دافعه ایجاد می کند.

    *به نظر شما این تلفیق چگونه باید ایجاد شود که هم راه خلاقیت ها را بگشاید و هم به توانایی ها در این حوزه بیفزاید؟
    _در موسیقی جای تحقیق و عمل هیچگاه بسته نیست و موسیقی ایرانی همیشه جای کار دارد و ارزش ها خیلی مهم اند لذا خیلی از کسانی که طرفدار موسیقی ایرانی نیستند و طرفدار موسیقی های دیگر هستند نمی دانند چیزی که گوش می کنند خیلی ارزشش پایین است و به واقع کیفیت ها را نمی شناسند.

    *چگونه می شود ذهن را در راستای موسیقی فاخر و شناخت آن تربیت کرد؟
    _راهکار این مسئله آموزش است؛ زیراکه اگر افراد بتوانند برای مثال ارکستر را بشناسند و بدانند چه اندازه روی آن زحمت کشیده شده است، چه شاعری متن آن را سروده و چقدر روی آن کار شده چند ساعت ضبط استودیو برده حتما فرقش را با یک موسیقی متنزل می فهمند و قائدتا با یک موسیقی سطحی مقایسه اش نمی کنند لذا آموزش موثر است تا مردم بتوانند تشخیص بدهند که موسیقی فاخر و ارزشمند کدامست اما در شرایط چندان خوبی نیستیم وقتی تلویزیون ما به عنوان یک رسانه ملی ساز را قایم می کند معلوم است که یک کودک سنتور و سایر سازها را از هم نمی شناسد.

    *در حال حاضر وضعیت معیشتی بزرگان موسیقی چگونه است و آیا برای آن کارها و حمایت هایی صورت گرفته است؟
    _به نظر من تامین اجتماعی هنرمندان ایران بسیار ضعیف است و دستمزدهای آن به اندازه حداقل دستمزد کارگری است در حالیکه بزرگان ما که سنشان گذشته و نمی توانند بیمه شوند، به دلیل کهولت سن اغلب بیمارند و مشکلاتشان بیش از این هاست؛ اولا که نهادها فقط یک طرح تکریم دارند که رقم بالایی نیست؛ من پیشترها پیشنهاد تاسیس یک صندوق را داشتم که الان صندوق اعتباری هنرمندان تشکیل شده اما رقمی که می پردازد بسیار ناچیز است و متاسفانه وضعیت راضی کننده ای نیست.
    اقتصادیون، سازمان ها و موسسات و بنگاه های اقتصادی باید متوجه باشند که در همه جای دنیا افراد، وقتی پولدار می شوند از اموال خود در جهت کارهای فرهنگی و رونق آن استفاده می کنند، در ایران هرچه قدر آدم ها پولدارتر می شوند کم خاصیت تر می شوند و لذا این می شود که الان ما نمی توانیم با پیوند بین اقتصادیون و هنرمندان کارهای فرهنگی انجام دهیم، زیرا که آنها هنوز این فرهنگ را ندارند و این کار را نمی کنند و مدیران هم توجهی نمی کنند و به هر ترتیب لازم است در این خصوص فرهنگ سازی شود.

    مریم خاکیان
    + نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 0:51  توسط محمدتاجیک  | 

    ماجراهاي رامبد جوان و آلودگي هوا
     

     به گزارش خبر گزاری مهر رامبد جوان، كارگردان در خصوص آلودگي هوا وبرخورد خود با اين وضعيت، گفت: سعي مي كنم با اين آلودگي كنار بيايم اميدوارم آلودگي نيز با من كنار آيد.
    وي در ادامه در خصوص ساخت فيلم و سريال با موضوع آلودگي هوا، افزود: آلودگي هوا موضوعي است كه تا الان در موردش فيلم ساخته نشده و اكثر فيلمسازان به غير از من به دنبال قصه هاي رئال هستند.
    جوان عنوان كرد: اما امكان ساخت فيلم هايي با موضوع آلودگي هوا مي تواند حتي به صورت تخيلي نيز باشد تا ريشه اصلي اين معضل را از اين طريق كشف كرد.
    وي اظهار داشت: مبحث آلودگي هوا تاكنون در قصه هاي ما نبوده است شايد روزي خودمن نيز به اين موضوع پرداختم


    برچسب‌ها: رامبد جوان
    + نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 0:47  توسط محمدتاجیک  | 

    اکبر حر کارگردان سینمای ایران و کارشناس مسائل فرهنگی و سینمایی در گفتگو با خبرنگار سینمایی هنرنیوز در مورد اعتراض برخی از گروه ها نسبت به اکران بعضی از فیلم های سینمایی که روال قانونی خود را طی کرده اند افزود: با همه احترامی که برای دوستانی که شاید صادقانه و با نیت خیر وارد این جریان های سیاسی می شوند اعلام می کنیم که ابزار دست برخی ها قرار نگیرند و از تندروی کردن و ملتهب کردن فضای فرهنگی در شرایطی که گروه های مسئول دراین زمینه وجود دارند بپرهیزند. 
    وی با بیان اینکه اینگونه تندروی ها به جز سوء استفاده دشمنان کاربردی نخواهد داشت ادامه داد: متاسفانه این نوع حرکتها که از اوائل امسال شکل گرفت تنها سوء استفاده از جریان فتنه سینما است و من از دوستانی که صادقانه و چه بسا با نیت خیر هم وارد این ماجرا می شوند و فکر می کنند به اهداف جامعه انقلابی و حتی اهداف رهبری کمک کنند عرض می کنم الان راه اینگونه تندروی ها نیست به خصوص بعد از فتنه سال ۸۸ که مشخص شد وضعیت جامعه به گونه ای است که باید هر اعتراضی از مجاری حقوقی و قانونی خود طی شود نه از راه های غیرطبیعی و غیرقانونی. 
    کارگردان فیلم سینمایی «شمارش معکوس» تصریح کرد: گاهی اوقات این نوع حرکت های غیرقانونی به مسیرهایی کشیده می شود که خواست دشمنان انقلاب اسلامی است امری که شاید هم، خواسته دل اعتراض کنندگان نباشد اما آنها باید مراقبت کنند تا چنین فضاهایی را ایجاد نکنند تا دشمنان ازاین فضاها به نفع اهداف خود استفاده کنند . 
    این کارشناس مسائل فرهنگی و سینمایی یادآور شد: متاسفانه این نوع حرکت ها و فعالیت های افراطی و ظهور و بروزهای برخواسته از این جماعت می تواند به اسلام، حکومت و ارزش های جامعه ضربه وارد سازد. 
    اکبر حر تاکید کرد: طبق بند میم وصایای امام خمینی (ره) این نوع حرکت ها نمی تواند مصداق این بند باشد همان طوری که دوستان نمایندگان مجلس و بسیاری از دغدغه داران حوزه فرهنگ نیز معتقدند این نوع حرکت ها نه تنها حرکتهای خوب و سازنده ای نخواهد بود بلکه می تواند ترمزی برای اهداف فرهنگی و هنری و حتی اهداف ارزشی جامعه در حوزه فرهنگ و سینما نیز باشد. 
    وی با اشاره به دوره چهارساله مدیریت صفارهرندی گفت: درحالی که ما در آن زمان شاهد انواع و اقسام مشکلات فرهنگی درحوزه سینما مثل تولید بیشمار فیلم های کمدی سخیف بودیم چرا این دوستانی که امروز به فیلم ها اعتراض می کنند و خواستار تجمع خیابانی هستند آن موقع هیچگونه اعتراضی نداشتند و به دنبال اجرایی شدن بند میم نبودند؟ حتی روزنامه هایی مثل کیهان و رسانه های اصول گرا هم درآن دوره، اعتراضی نمی کردند این درحالی بود که بسیاری ازمسئولین سینمایی که درکناروزیرارشاد دولت نهم بودند هیچ کدام ازاهالی سینما نبودند و درحالی پست های خود را ترک کردند که تجربه موفقی درزمان مسئولیت خود نداشتند اما امروزه که بسیاری ازمسئولین سینمایی ازاهالی سینما هستند وهمه ازگروههای ارزشی جامعه محسوب می شوند به گونه ای که به دنبال احیای سینمای واقعی انقلاب هستند ما به یکباره با اعتراض های گروههایی مواجهه می شویم که دردوره های گذشته به ویژه درزمان مدیرت آقای صفارهرندی سکوت اختیارکرده بودند؟ چرا الان مدیریت سینمایی کشور باید شاهد عدم اکران برخی ازفیلمها ازسوی یک نهاد فرهنگی باشد یا چرا امروز سینمادارها تهدید به عدم اکران فیلمها به بهانه ریزش مخاطب کرده اند یا چرا امروزبه بهانه اکران بعضی ازفیلمها، برخی ها قصد اعتراض دارند؟ آیا اتفاق افتادن این مسائل به یکباره؛ نمی تواند اهداف سیاسی داشته باشد؟ 
    اکبر حر در خاتمه، همه گروههای فرهنگی جامعه را به تعامل و همکاری و انقیاد به قانون دعوت کرد تا ضمن جلوگیری ازفرصت سوزی ها، فضایی برای جولان دادن دشمنان انقلاب اسلامی ازاین مسائل فراهم نشود.
    + نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 0:38  توسط محمدتاجیک  | 

    مطالب جدیدتر
    مطالب قدیمی‌تر